تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۷:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۶۹۶۹

جاوید قربان‌اوغلی

ذاکره تاریخی ایرانیان مملو و مشحون از اقدامات خصمانه دولت انگلیس علیه آنان است. از این منظر، انگلیسیها طی حداقل 200 سال گذشته در تمامی جنگ‌ها، کودتاها، تحمیل حکومت‌های فاسد بر مردم و دیگر اقدامات خصمانه یا خود مستقیماً دخالت داشته و مبتکر آن بوده‌اند و یا اینکه بطور غیرمستقیم از آن حمایت کرده‌اند. این باور از آنچنان عمومیتی برخوردار است که نزد اکثر قدیمی‌های این آب و خاک «همه توطئه‌ها زیر سر انگلیسیهاست »‌ و آنان همواره فرزندان خود را از غلتیدن در مکر انگلیس بر حذر می‌داشتند. اینکه این باور عامیانه و ضرب‌المثل مردمی تا چه اندازه واقعی است موضوع این مقاله نیست کما اینکه وارد شدن در یک بحث تاریخی 200 ساله نیازمند نگارش دهها کتاب است که خوشبختانه در این خصوص، هم کارهای خوبی عرضه شده و هم منابع قابل اعتمادی برای یک بررسی جامع تاریخی وجود دارد.

آنچه که مورد بحث ما در این موجز است، بحرانی است که از اولین روزهای سال 1386 بین ایران و انگلیس ایجاد شده و متاسفانه با اقدامات اشتباه دولت آقای بلر از یک موضوع دو جانبه که می‌توانست به سهولت حل و فصل گردد، با دخالت اتحادیه اروپا و اخیراً شورای امنیت سازمان‌ملل، دامنه‌های آن از روابط دو کشور فراتر رفته و به یکی از موضوعات مهم سیاسی جهان تبدیل شده است.

صورت مساله بسیار ساده و روشن است. ملوانان انگلیسی سهواً و یا عمداً وارد آبهای سرزمینی ایران شده و مقررات بین‌المللی در خصوص احترام به مرزهای یک کشور مستقل را زیر پا گذاشته‌اند. اینکه این کار ناشی از یک اشتباه باشد نیز نمی‌تواند پوششی برای خطای قایق‌ها و ملوانان انگلیسی باشد. البته با توجه به شناخت انگلیسی‌ها از منطقه گشت‌زنی و تجهیزات پیشرفته‌ای که دارند، پذیرش سهوی بودن نقض حاکمیت مرزهای دریایی ایران اندکی دشوار به نظر می‌رسد، ولی بهرحال این اقدام صورت گرفته‌ است و ملوانان انگلیسی وارد آبهای سرزمینی ایران شده‌اند و مرزبانان ایرانی نیز اقدام به بازداشت آنان کرده‌اند که حق قانونی هر کشور دارای حاکمیت مستقل می‌باشد. البته مرزبانان ایران می‌توانستند با هشدار، از ملوانان انگلیسی بخواهند که به آبهای عراق بازگردند و یا اینکه با توقف قایق‌های انگلیسی و تفهیم اشتباه آنان و ثبت واقعه‌، آنان را وادار به بازگشت به محدوده قانونی خودشان بنمایند، ولی تکرار این واقعه از سوی انگلیس باعث گردید تا آنان بازداشت و برای آگاهی از انگیزه انگلیسی‌ها در نقض مکرر مرزهای آبی ایران، تحت بازجویی قرار گیرند. این موضوع واقعه‌ای است که در شرایط حاد منطقه کاملاً قابل پیش‌بینی است و راه حل آن نیز کاملاً مشخص است. دولت انگلیس باید بدون هیاهو و جنجال رسانه‌ای و سیاسی کردن موضوع، از طریق کانالهای دیپلماتیک اقدام به حل موضوع در چارچوب روابط دو جانبه می‌کرد. اشتباه انگلیسی‌ها در این بود که تصور کردند با دامن زدن به بحران و جنجال تبلیغاتی و کشاندن موضوع به شورای امنیت و یارگیری از طریق شرکای اروپائی خود، می‌توانند ایران را وادار نمایند که از حق حاکمیت خود صرفنظر نموده و در مقابل سیاست زورگویانه آنان تسلیم گردد. احتمالاً دولتمردان انگلیس بر این باور بودند که با تصویب قطعنامه جدیدی در شورای امنیت در خصوص پرونده هسته‌ای ایران، این کشور قادر به مدیریت بحران جدیدی نبوده و در مقابل سیاست تعرضی انگلیس، تسلیم خواهد شد. هیچ دلیل دیگری در دست نیست که نشان دهد چرا دولت آقای بلر بجای توسل به مذاکره دو جانبه برای حل این مشکل به بین‌المللی کردن آن دست زده باشد، جزاینکه این کار را اشتباه محاسباتی انگلیس قلمداد نماییم.

البته طبیعی است که انگلیس مدعی باشد که ملوانان دستگیر شده در آبهای سرزمینی عراق و براساس قطعنامه‌های شورای امنیت مشغول گشت‌زنی بودند. این بهانه‌ای است که هر کشور دیگری هم که در این وضعیت قرار می‌گرفت، بدان توسل می‌جست. با فرض صحت ادعای انگلیس نیز راه‌حل این مساله آسان است و تشکیل یک کمیته حقوقی و فنی متخصص در امور مرزها، می‌توانست رافع تعمیق این بحران باشد.

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد انگلیسی‌ها پس از گذشت حدود 10 روز از آغاز این بحران به حل و فصل آن از طریق دیپلماتیک در چارچوب روابط دو جانبه متمایل شده‌اند. اگر این گمانه درست باشد، باید گفت که راه درستی انتخاب شده که می‌توان به آن امیدوار بود. ایران با اعلام آمادگی برای آزاد کردن تنها ملوان زن انگلیسی، علائم مثبت پررنگی به انگلیسی‌ها نشان داد. این کار احتمالاً می‌توانست آغازی برای حل و فصل سریع و مسالمت آمیز بحران ملوانان باشد، ولی انگلیسی‌ها بجای نشان دادن علائم مثبت در مقابل این اقدام ایران با توسل به شرکای اروپایی خود مجدداً به سیاست نشان دادن چنگ و دندان متوسل شدند که تأخیر در آزادی ملوان انگلیس را به دنبال داشت.

برخی از تحلیلگران از گرفتار شدن انگلیس در دامی که آمریکا برایش گسترده سخن گفته‌اند، به نظر نگارنده این احتمال ضعیفی است، زیرا همانظور که گفته شد ، انگلیسی‌ها هم منطقه را به خوبی می شناسند و هم از تجهیزات بسیار پیشرفته‌ای برخوردارند، لذا اگر دامی هم باشد، باید آن را در دولت آقای بلر جستجو کرد. واقعیت این است که نخست وزیر انگلیس که آخرین روزهای خود را در خانه شماره 10 می‌گذراند، بطور غیر قابل باوری خود را دنباله‌رو سیاست‌های آمریکا کرده است. موضوعی که حتی در میان شخصیت‌های طراز اول حزبش نیز مورد اختلاف می‌باشد و حزب کارگر آن را برنمی‌تابد و خواستار رهیافتی مستقل از یک قدرت بزرگ اروپایی در مواجهه با بحرانهای بین‌المللی است. نلسون ماندلا، در جریان بحران عراق گفته بود که « تونی بلر با دنبال‌روی از سیاست‌های بوش به وزیر خارجه آمریکا تبدیل شده است » . این عبارت تحقیرآمیز از یک شخصیت بزرگ بین‌المللی به واقع نمایانگر نقشی است که امروز انگلیس در دنباله روی از سیاست‌های آمریکا ایفا می‌کند، لذا می‌توان این گمانه را نیز مطرح کرد که بلر با وارد شدن به این بحران قصد دارد خلف خود را نیز وارث سیاستهایی کند که خود مبتکر و مبدع آن بوده است.

تونی بلر تاکنون و حداقل طی چند سال گذشته از هیچ اقدام خصمانه‌ای علیه ایران دریغ نکرده است. او در آذرماه سال گذشته ایران را «تهدیدی استراتژیک » که تمام مشکلات عراق، لبنان و خاورمیانه از آن است، عنوان کرد. به نظرم اینگونه سخن گفتن از سوی نخست وزیر کشوری که روزگاری آفتاب در مستعمراتش غروب نمی‌کرد، نهایت خامی است. مضافاً ‌اینکه آقای بلر این روزها از سر استیصال به ادبیاتی بسیار سخیف و دور از شأن یک شخصیت سیاسی متوسل شده که بیشتر نوعی یاوه‌سرایی و درشت‌گویی‌های دوران قرن نوزدهم و دوره سیاسی قایق‌های توپ‌دار است و ایشان فراموش کرده که امروز نه انگلیس در ابهت قرن نوزدهم قرار دارد و نه کشوری مانند ایران در عهد قاجار و یا پهلوی، و لذا شایسته است که ایشان از این ادبیات فاصله گرفته و یاد بگیرد که با زبان احترام با ملتها و کشورها سخن بگوید که در این صورت احترام خودش نیز حفظ خواهد شد و گرنه طبیعی است که آن زبان ، پاسخ شایسته خود را به دنبال خواهد داشت.

بحران ملوانان نیز مانند بحران‌های دیگر دیر یا زود خاتمه خواهد یافت و این دو کشور، ایران و انگلیس هستند که باید روابط خود را براساس احترام متقابل حفظ نمایند. لذا بهتر است به جای توسل به شمشیرهای کند « انجماد روابط » یا « یارگیری بین‌المللی » برای مات کردن طرف دیگر، به راه‌حل‌هایی فکر کنیم که می‌تواند بهترین گزینه برای برون رفت از بحران باشد.

ایران می‌تواند با رعایت حقوق کنسولی و دسترسی سفارت انگلیس به ملوانان بازداشت شده، بار دیگر حسن نیت خود را برای حل مسالمت‌‌آمیز بحران ثابت نماید. ضروری است وعده آزادی تنها ملوان زن ، هرچه سریع‌تر تحقق یابد، مضافاً اینکه پیشنهاد می‌شود ملوان دیگری که به تجاوز قایق‌های انگلیسی به مرزهای آبی ایران اعتراف کرده را زودتر آزاد نمائیم. اگر اخبار و شواهدی که نماینگر بازگشت به راه‌حل دیپلماتیک از سوی انگلیسی‌ها است، مقرون به صحت باشد، ضروری است دو طرف با تشکیل کمیته حقوقی – فنی برای حل بحران گام‌های بیشتری را بردارند و اجازه ندهند غوغاسالاران بین‌المللی بر این آتش، نفت بریزند. سیاست جنگ تبلیغاتی، روش صحیحی برای حل مشکل نیست و کانال‌های دیپلماتیک همواره کارآمدترین سازو کار برای حل و فصل اینگونه مشکلات است.