تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۲۷۴۳
گفت‌وگو با معصومه ابتکار
مقدمه: گروه سیاسی، ریحانه طباطبایی: با معصومه ابتکار یکی از اعضای شورای شهر تهران که همواره در کنار کارهای سیاسی حضوری فعال و مستمر داشته درباره وضعیت اصلاح‌طلبان در گذشته، حال و آینده آنان به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

* با توجه به اتفاق‌های چند سال اخیر به نظر می‌رسد گفتمان اصلاح‌طلبی نتوانسته در روش موفق باشد، یعنی روش‌ها و راهکارهای مناسبی را برای پیشبرد این گفتمان در جامعه بیابد، نظر شما در این باره چیست؟
** در مفهوم پیروزی یا شکست تفاسیر زیادی می‌توان انجام داد و باید دید که پیروزی یا شکست در کجا قرار دارد. غلبه ظاهری و مقطعی یک جناح سیاسی بر امور کشور و در دست گرفتن قدرت دلیل نمی‌شود تا گمان بریم که یک جناح کاملاً به پیروزی رسیده و توانسته تفکراتش را نهادینه کند. به نظر من ماهیت گفتمان اصلاح‌طلبی، فرهنگی و فکری است و ریشه در تحولات فکری مردم دارد. تفاوتش با دیگر دیدگاه‌ها نیز در همین جاست. اگر ریشه‌ای به مساله نگاه کنیم، تفکرات اصلاح‌طلبانه به دیدگاه‌ها و تفکرات امام خصوصاً در مورد انقلاب برمی‌گردد. در آن زمان در حالی که بسیاری از گروه‌های سیاسی فعال علیه رژیم شاه به امام پیشنهاد می‌دادند که انجام عملیات ضربتی و چریکی، ترور و حذف فیزیکی اهداف انقلاب را پیش ببریم، امام صراحتاً مخالفت می‌کردند و موافق این مشی برای پیشبرد انقلاب نبودند. ایشان بر این اعتقاد بودند که اگر ما حتی سران یک جریان را از بین ببریم اما مردم نسبت به این جریان توجیه نباشند و در بدنه جامعه تحولی رخ ندهد این انقلاب نیست و مسیری که می‌خواهیم کشور در آن پیشرفت کند و به تعالی برسد با ترور، خشونت و حرکت‌های قهرآمیز محقق نمی‌شود.
امام معتقد بودند با یک تغییر مکانیکی و جابه‌جایی ظاهری در قدرت نمی‌توان نتیجه مطلوب را در کشور به دست آورد و از این رو با تمامی روش‌های خشونت‌آمیز مخالفت کردند. امام باور داشتند انقلاب و بعد هم تاسیس جمهوری اسلامی مبتنی بر ارتقای آگاهی و بسط فهم و شعور مردم است و در واقع ایشان معتقد بودند باید فضایی مناسب ایجاد شود برای آنکه مردم بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند و آگاهانه انتخاب کنند. مبتنی بر این آگاهی است که بنای یک نظام سیاسی پویا و رو به رشد را می‌شود پایه‌ریزی کرد و این را در تمام طول عمرشان نیز به ما نشان دادند. به نظر من امروز نیز اصلاح‌طلبان با توجه به تحولات اجتماعی و متغیرهای دیگری که وارد عرصه سیاست شده، همان مبانی فکری امام را دارند. یعنی دنبال غلبه گفتمان فرهنگی هستند از این منظر گمانم این است که ضرورت وجود جریان اصلاح‌طلبی، بیشتر برای نظام محقق می‌شود. از طرف دیگر اصلاح‌طلبان به عنوان یک رقیب سالم و منتقد منصف که اشتباهات،‌ ایرادات و کاستی‌ها را می‌بینند و خواهان اصلاح امور هستند، می‌توانند مانع آسیب به سیستم سیاسی کشور باشند. در واقع حضور اصلاح‌طلبان می‌تواند در رفع مشکلات موثر باشد.
همچنین باید وجود اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان سیاسی و یک واقعیت غیرقابل انکار پذیرفته شود. با وجود همه تلاش‌های صورت گرفته در خصوص حذف اصلاح‌طلبان و محدود کردن آنان بسیاری از عقلای جریان مقابل متوجه شدند اصلاحات غیرقابل حذف و یک ضرورت برای بقای آینده ایران است. البته همه موافق این تفکر نیستند و عده‌ای هستند که بر طبل نابودی زده و بر محو کامل اصلاحات پافشاری می‌کنند و با انواع تهمت‌ها و رفتارها نسبت به این جریان سعی می‌کنند اصلاحات را از صحنه حذف کنند. اما خرد جمعی و تلاش‌هایی که صورت می‌گیرد نشان می‌دهد که اکثریت، واقعیت اصلاحات و اصلاح‌طلبان را پذیرفته و حتی صحبت از برقراری یک گفتمان با اصلاح‌طلبان شده است که امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود و به جامعه به دلیل فقدان آن نگاه متعادل آسیب‌های جدی وارد شود، بتوانیم آن گفتمان را برقرار سازیم.
* در رابطه با اینکه گفتمان اصلاح‌طلبی در جامعه موفق است یا خیر بحثی ندارم، منظور بیشتر این است که اصلاح‌طلبان از روش‌های موفقی برای پیشبرد این گفتمان استفاده نکردند و باید برای پیشبرد آن روش‌های دیگری را اتخاذ کنند، آیا فکر نمی‌کنید باید روش‌ها را تغییر دهید؟
** دقیقاً مثالی که درخصوص امام زدم در همین رابطه بود. امام به روش‌های فرهنگی اعتقاد داشتند و با وجود آنکه پیشبرد چنین گفتمانی از طریق روش‌های فرهنگی سخت و دشوار است اما بر آن پای می‌فشردند و ما نیز به همین روش اعتقاد داریم. بسط آگاهی‌ها، ارتقای سطح آگاهی و اطلاع مردم و استفاده از ابزار فکری و فرهنگی می‌توان تفکرات اصلاح‌طلبانه را رو به جلو برد. من فکر می‌کنم مبانی انقلاب ما فرهنگی و فکری بود، یعنی یک انقلاب نرم، و دین ما نیز دینی است که مبنایش انقلاب نرم است که طرف مقابل تعبیر جنگ نرم از آن دارد. این حیطه، حیطه و وادی فکر و اندیشه است و کسی که بتواند افکار و اندیشه‌ها را به شکلی قانع کند و قلب‌ها را به دست آورد می‌تواند بر مردم غلبه داشته باشد. درخصوص روش نیز بسط آگاهی‌ها، ارتقای سطح افکار مردم و محدود نکردن ارتباطات اصلاح‌طلبان به نخبگان از جمله راه‌ها و روش‌هایی است که اصلاح‌طلبان برای پیشرفت اندیشه‌های خود به کار می‌برند. البته اصلاح‌طلبان معمولاً با نخبگان ارتباط داشته‌اند و در این گروه، نخبه،‌ روشنفکر و دانشگاهی که در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار بوده‌اند نیز همیشه موفق عمل کرده‌اند. اما باید این ارتباط را در عامه مردم گسترش دهند. در این مورد همیشه چالش‌هایی وجود داشته و اتفاقاً بحث آگاهی دادن و ارتقای افکار عمومی در اینجا معنی پیدا می‌کند.
اگرچه باید این نکته را نیز در نظر بگیرید که امکانات اصلاح‌طلبان در حال حاضر بسیار محدود است، به طور مثال در بخش رسانه ما بسیار محدود هستیم و بسیاری از امکانات از ما گرفته شده است. این سبب می‌شود که اصلاح‌طلبان کار دشواری داشته باشند و به صورت طبیعی به سوی فضای مجازی و خصوصاً شبکه‌های اجتماعی که از قبل نیز وجود داشته و نسبت به آنها بی‌مهری‌هایی صورت گرفته، بروند. گسترش شبکه‌های اجتماعی از منظر اصلاح‌طلبان به رشد و بالندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منجر می‌شود که متاسفانه به دلیل دیدگاه خاص این امکان نیز از اصلاح‌طلبان گرفته شد. اما مسلم است که برخوردهای دفعی و فراقانونی در شیوه‌ها و روش‌های اصلاح‌طلبانه نمی‌گنجد و نمی‌توان با این دید وارد عرصه سیاست و رقابت شد. از این رو گمان می‌برم روش‌ها و شیوه‌های اصلاح‌طلبانه مشخص است. همچنین بر این باور هستم که گفت‌وگو با رقیب با آنها نیز می‌تواند به ما بسیار کمک کند. البته همیشه عده‌ای مخالف سرسخت این موضوع بوده‌اند، چرا که نگران تاثیرگذاری متقابل این گفت‌وگوها هستند. از آنجا که اصلاح‌طلبان اکنون منتقد هستند و حرف منتقد اصولاً بیشتر اثر می‌گذارد، اصولگرایان از این گفتمان دوطرفه نگران بوده‌اند. گفت‌وگو لازمه سیاست‌ورزی و برای هر دو نیز واجب است، اما همیشه مخالفانی داشته و حتی زمانی عده‌ای بودند که وحدت را نیز رد می‌کردند یا حکومت‌های ائتلافی با این عنوان که دولت شرکت سهامی نمی‌تواند باشد، نیز از نظر ایشان مردود بوده است.
* از وحدت و گفت‌وگو گفتید، اخیراً نیز در این باره صحبت زیاد شده است. فعالان جناح اصولگرا نیز بر این موضوع بسیار تاکید کرده‌اند، با توجه به اینکه بخشی از چهره‌های اصلی اصلاح‌طلب به هر دلیلی سکوت کرده‌اند یا کنار گذاشته‌ شده‌اند، در حال حاضر چه طیف و گروه‌هایی از اصلاح‌طلبان آماده گفت‌وگو هستند و در مقابل با کدام جریان اصولگرایی نیز گفت‌وگو خواهید کرد؟
** مقام رهبری روی بحث وحدت و همدلی در جامعه تاکید داشته‌اند، اما هربار که این موضوع مطرح شده است از سوی اصولگرایان، عده‌ای آمده و چارچوب‌ها و اصولی را مطرح کرده‌اند، متاسفانه عده‌ای در این موضوع نگاه‌شان حداقلی است که این به خودی خود موضوع وحدت را نفی می‌کند و اگر می‌خواهیم همدلی به وجود آوریم به جای آنکه شرایطی را تعیین کنیم که اکثریت از آن حذف شوند فضایی را به وجود آوریم که همه را در بر گیرد یا حداقل اکثریت در آن جای گیرند. فکر کنم این تفاوت تحلیل و نگاه بخشی از اصولگرایان با اصلاح‌طلبان بر سر موضوع وحدت است. در حال حاضر گروه‌هایی در جریان اصولگرایی هستند که بر این باورند که وجود اصلاح‌طلبان برای کشور ضروری است و در عین حال به شرایط موجود نقد داشته و به اصلاح امور اعتقاد دارند و می‌خواهند رو به جلو حرکت کنند و شرایط را بهبود بخشند. وجود این طیف قدرتمند در اصولگرایان بسیار امیدبخش است و می‌تواند شرایط کشور را بهتر کند. از این طرف اصلاح‌طلبان در شرایط دشواری به سر می‌برند و این یک واقعیت است. این در شرایطی است که اصلاح‌طلبان حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند که می‌تواند راهگشا باشد و معضلات کشور را حل کند.
بسیاری از پیش‌بینی‌هایی که اصلاح‌طلبان درخصوص آینده کشور می‌کردند مانند بحث تورم تحقق پیدا کرده است. در دولت نهم اقتصاددانان باتجربه و کاردان در نامه‌ای خطاب به آقای احمدی‌نژاد بسیاری از مسائل را پیش‌بینی کردند و وضعیت امروز را گوشزد کردند که اگر به آنها توجه کافی می‌شد، مطمئناً وضعیت اقتصادی این‌گونه نبود. اکنون نیز اصلاح‌طلبان با وجود تمام دلشکستگی‌ها، لطمات و آزارهایی که به این جریان وارد شد، باز حاضر هستند در صحنه حاضر شده و برای بهبود اوضاع تلاش کنند و این گفتمان اصلاح‌طلبی است که برای مشکلات راه‌حل دارد. اگر به وحدت از این منظر یعنی برون‌وقت از مشکلات پیش رو و استفاده از ظرفیت‌های اصلاح‌طلبانه نگاه شود، می‌تواند متفاوت و مثبت باشد. همین ائتلاف اسلامی زنان که از چهار سال پیش تشکیل شد می‌تواند مثال خوبی برای وحدت باشد. در یک مراسم افطاری خانم‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا کنار هم نشستند و با وجود تمامی اختلافات فکری و روش‌های سیاسی براساس یکسری اشتراکات خصوصاً بر سر حقوق زنان و علاقه مشترک به آینده ایران، جوانان و این مرز و بوم بر سر یکسری اصول توافق کردند. در رابطه با بحث لایحه خانواده دیدید که چه میزان اثرگذار بودند و موفق شدند. در مجموع تنگ‌نظری‌ها و بدبینی‌ها از سوی یک جریان باید از بین برود تا شرایط وحدت محقق شود.
* درخصوص چارچوب‌ها صحبت کردید. برای آغاز گفت‌وگوها چارچوب‌های مورد قبول از طرف اصلاح‌طلبان چه می‌تواند باشد؟
** اگر بخواهیم انتزاعی صحبت کنیم، چارچوب‌ها در قالب همدلی، آینده مشترک، آینده ایران و انقلاب، حفظ کشور در مقابل بحران‌های خارجی و چالش‌های داخلی، استفاده از فرصت‌ها و رد تهدیدها تعریف می‌شود. اما اگر بخواهیم عملی بحث کنیم، مهم‌ترین بحث موضوع قانون است و میثاق مشترک همه ما نیز قانون اساسی است. بحثی فراتر از این نیز در حال حاضر اصلاح‌طلبان ندارند و می‌گویند قانون اساسی که حاصل رای اکثریت مردم به جمهوری اسلامی است، مورد تایید امام بوده و ایشان با دقت و حساسیت پیگیر تصویب آن بوده‌اند باید به طور کامل اجرا شود. پایبندی و عمل به قانون برای اصلاح‌طلبان بسیار مهم است. ما قوانینی داریم که مورد توافق همه است و به شکلی میثاق ملی بوده‌اند مانند بحث سند چشم‌انداز 20 ساله که همین چند شب پیش نیز مقام رهبری فرموده‌اند که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و همچنین از عدم توجه کافی به آن ناراحت بودند. برای این سند زحمات بسیاری کشیده شده است و کارشناسان، اساتید و افراد بسیاری برای نوشتن و تبیین آن تلاش کرده‌اند و نباید این‌گونه بی‌اعتنایی شود.
این سند زمانی نگارش شد که اصلاح‌طلبان بر سر کار بوده و سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور بود، این سند توسط دولت و مجلس اصلاح‌طلب تهیه شد؛ از سوی شورای نگهبان اصولگرا به تصویب رسید و از طرف رهبر انقلاب نیز ابلاغ شد، پس همه طیف‌ها بر سر آن اتفاق‌نظر دارند و نمی‌تواند سهل‌انگاری و بی‌توجهی به این قانون پذیرفته باشد. این اتفاق درخصوص قانون برنامه چهارم نیز افتاده، کمترین توجه به قانون برنامه از سوی دولت صورت گرفت و قانون معطل مانده است و حتی مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام می‌کند قانون اجرا نشده است. اکنون نیز چالش اصلی بحث اجرای قانون است. قانونی را مجلس تصویب و ابلاغ می‌کند اما دولت به آن عمل نمی‌کند و از آن طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مصوباتی دارد که در قوه مجریه انعکاس پیدا نمی‌کند و به آن بی‌توجه هستند. بحث قانونگرایی بسیار مهم است و اگر ما نتوانیم مساله قانونگرایی را نهادینه کنیم، مشکلات اساسی در فرآیند مردم‌سالاری و دموکراسی خواهیم داشت. بخشی از این عدم اجرای قانون برمی‌گردد به نظامات سیاسی و عملکرد قوا خصوصاً مجلس که به نظر من در این زمینه خیلی تعلل و مماشات کرده و نمی‌تواند در قبال این بی‌قانونی‌ها بی‌تفاوت باشد.
البته سخنرانی‌ها، تذکرات و گزارشاتی بوده اما مجلس در مقابل بی‌قانونی‌ها از ابزارها و اختیارات خود استفاده نکرده است و این نقد بزرگ و درست اصلاح‌طلبان بر مجلس و فضای حاکم بر کشور است، ما مبنا را می‌گذاریم قانون و اصلاح‌طلبان نیز حرفی به جز اجرای قانون ندارند و تمامی اعتراضات و انتقادات‌شان هم درخصوص عدم اجرای قانون است و خیلی جالب است که اصلاح‌طلبان به مواردی متهم می‌شوند که اصلاً در قاموس‌شان وجود ندارد و هیچ‌گاه صحبتی فراتر از اجرای قانون اساسی به دور از جناح‌بندی‌ها و تفاسیر جهت‌دار نداشته‌اند. این انتظار خیلی عجیبی نیست و به همین منظور وقتی صحبت از وحدت می‌کنیم، منظوری فراتر از قانونگرایی و اجرای قانون نداریم.
* درخصوص بحث اجرای قانون همان‌طور که ذکر کردید، مجلس یکی از ابزارهای نظارت بر اجرای قانون است. ولی یکی دیگر از این ابزارها احزاب و تشکل‌های سیاسی هستند که بر اجرای درست قانون نظارت دارند، اما در حال حاضر با توجه به اینکه احزاب اصلاح‌طلب محدودیت‌هایی دارند و احزاب اصولگرا نیز به نوعی در این رابطه منفعل عمل می‌کنند، گمان نمی‌برید که با تشکیل شبکه‌های اجتماعی می‌توان این خلأ را پر کرد؟
** شبکه‌های اجتماعی جا و کارکرد خود را دارند و می‌توانند در تحول فرهنگی و اجتماعی که به تشکیل احزاب موثر، پویا و روشنگر منتهی شود، موثر واقع شوند. اما در نهایت در عرصه فعالیت‌های سیاسی احزاب باید فعال شوند و اگر با اسم حزب مشکل دارند مشکلی نیست، اسم آن را عوض کنند اما اینکه اجازه ندهند یک گروه سیاسی به عنوان رقیب فعالیت کند و بخواهند یک طیف خاصی را حذف کنند، مطمئناً بی‌نتیجه است. حتی اگر اخلاق‌گراها نیز سر کار باشند باید نظارت وجود داشته باشد و اگر بخواهیم فرمایشات امیرالمومنین را به عنوان منشوری برای ساختار سیاسی در نظر بگیریم، ایشان بارها در نامه خود به مالک‌اشتر بر بحث نظارت دقیق و حسابرسی تاکید کرده‌اند. اما زمانی که رقیب نباشد بسیاری از این مسائل دچار رکود می‌شود و سستی و یکنواختی و خصوصاً مسائل باندی به وجود می‌آید. به نظر می‌رسد اصولگرایان تصور و گمان دیگری داشتند و بر این باور بودند که می‌توانند به تنهایی از پس مشکلات برآیند اما به گمان من در این زمینه نتوانستند از عهده شعارهایی که می‌دادند، در رابطه با پایبندی به اصول و حفظ موازین برآیند و خودشان نیز به این دوگانگی رسیده‌اند و چنین پرسش‌هایی در میان خودشان نیز مطرح است.
البته این چالش‌ها برای اصلاح‌طلبان نیز زمانی که بر سر قدرت بودند، وجود داشت چرا که ذات قدرت چنین مواردی را نیز به همراه می‌آورد، منتها از آنجا که نگاه اصلاح‌طلبان باز بود و از حضور و نقد رقیب و چالش‌هایی که رقیب به وجود می‌آورد استقبال می‌کردند، پویایی بیشتری به وجود می‌آمد. در قانون اساسی جایگاه احزاب کاملاً مشخص شده و ما باید به قانون بازگردیم. در مجموع من رکود جریان اصولگرایی را در عدم تحقق وعده‌ها و شعارهای اصولگرایی، کمرنگ شدن مباحث اخلاقی و مهم‌تر از همه حذف رقیب می‌بینم. در حال حاضر خیال آنها راحت شده که رقیبی ندارند و تا مدت نامحدودی بر سر قدرت خواهند ماند. این حس بسیار خطرناک است و احزاب اگر باشند اجازه به وجود آمدن چنین فضایی را نمی‌دهند و نشاط سیاسی را به جامعه خصوصاً نسل جوان برخواهند گرداند.
* با توجه به آنکه در حال حاضر بسیاری از احزاب اصلاح‌طلب محدود شده‌اند و امکان فعالیت ندارند، آیا اصلاح‌طلبان به فکر تاسیس احزاب جدید یا تشکیل شبکه‌های اجتماعی نیستند؟
** در شرایط فعلی تکلیف احزاب اصلاح‌طلب موجود در بلاتکلیفی است. در واقع بحث قانونی و اتفاقی که در چارچوب قانونی و تعریف شده باشد، در برخورد با احزاب اصلاح‌طلب نیفتاده است. به گمانم هنوز به شرایط عادلانه و متعادل نرسیده‌ایم تا با قاطعیت بگوییم این احزاب منحل شده‌اند و حزب جدیدی تشکیل دهیم و متاسفانه فشارها نیز به شکلی است که فعالیت حزبی مطلوب نیست و حتی احزاب اصولگرا نیز چندان امکان فعالیت ندارند.
* برای برون‌رفت از این فضا و به وجود آوردن فضایی بهتر و مناسب‌تر چه راهکارهایی را در نظر دارید؟
** در حال حاضر بحث و گفت‌وگو درخصوص مسائل و مشکلات جامعه، تنگناها و انتقال دیدگاه‌ها در همان فضاهای محدودی که بین اصلاح‌طلبان و اصولگراها وجود دارد، می‌تواند مفید باشد. خصوصاً انتقال مسائل به کسانی که نفوذ دارند و انتقال مشکلات به آنان می‌تواند بسیار موثر واقع شود. ارتقای آگاهی‌ها و دانش و ایجاد شبکه‌های اجتماعی بین مردم نیز راهگشاست. بالاخره نباید ناامید بود و به گمان من آینده روشنی پیش‌ رو است. مطمئناً اصلاحات زنده است و اصلاح‌طلبان به آینده ایران، جمهوری اسلامی و انقلاب امیدوار هستند و برای حل مشکلات حرف‌های بسیاری برای گرفتن و راهکار دارند و حضورشان نیز موثر خواهد بود.