تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۳۱۵

باقر علوی
تردیدی وجود ندارد که در صورت استمرار شرایط فعلی تا چند روز آینده اتفاق جدیدی در عرصه رقابت میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به وقوع خواهد پیوست. آمدن یا نیامدن هاشمی رفسنجانی موضوع مهمی است که به جرات می‌توان ادعا کرد تمام فرایند نهمین انتخابات ریاست جمهوری را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. با این وجود بخشی از جبهه اصلاحات پیشاپیش و قبل از آنکه این نامزد احتمالی از تردید نسبت به حضور خود در این عرصه خارج شود شتابان به استقبال او رفته‌اند. از همین رو پرسش اساس می‌تواند ناظر بر این مسئله باشد که هاشمی رفسنجانی اساساً تا چه اندازه می‌تواند به آمال و آرزوهای طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی که بعد از دوم خرداد به میزان و سطح درخواست آنها نیز افزوده شده جامعه عمل بپوشاند. برای بسیاری از آگاهان سیاسی شاید پاسخ به این گزینه با توجه به دورنمای گذشته، در عین آنکه بسیار ساده است اما در نوع خود دارای پیچیدگی نیز است. چرا که آنها به خوبی می‌دانند از میان مردان سیاست در جمهوری اسلامی هاشمی‌رفسنجانی از ویژگی‌های ارزنده‌ای سود می‌برد. به همین دلیل احتمال آنکه صحنه سیاست ایران شاهد بازی بسیار متفاوت و جدید یکی از زبده‌ترین عناصر خود باشد در نزد چنین افرادی چندان دور از ذهن نیست. باید اعتراف کرد که ورود احتمالی هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری فارغ از همه ارزیابی‌های متعارف، پدیده‌ای عادی نمی‌تواند تصور شود و او چه خود بخواهد یا نخواهد وارد عرصه‌ای شده که به تعبیر برخی از تحلیلگران آخرین دوره سیاسی وی در صحنه سیاسی ایران است. اما این همه ماجرا نیست! واقعیت آن است که با گذشت 26 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و به رغم پیشرفت‌های زیادی که در عرصه‌های مختلف کشور پدید آمده، متآسفانه چالش‌های فراوانی نیز همچنان پیشروی کشور قرار دارد که عبور از آن‌ها در شرایط فعلی پیش از آنکه به فاکتورهایی نظیر وجود برنامه مشخص و... مربوط باشد به شجاعت سیاسی فرد تصمیم‌گیر در اتخاذ تصمیمات مهم ربط وثیق دارد. تجربه گذرانده شده سه برنامه توسعه در کشور به خوبی نشان داد تا چه اندازه این گونه برنامه‌ها در تعامل با محیط خارجی و در عمل با واقعیت‌های موجود جامعه فاصله داشته است. از همین رو نظر برخی از کارشناسان معطوف بر این نکته است که اساسآ تدوین سند چشم‌انداز 20 ساله در قالب هدف کلی در پی خاتمه دادن به چنین وضعیتی بوده است. با این حساب همچنان این پرسش که چه تظمینی وجود دارد سند مذکور در اجرا (که به تعبیر برخی از مسئولان عالی نظام برنامه پنج ساله اول آن از اهمیت خاصی برخوردار است) به سرنوشت برنامه‌های گذشته تبدیل نشود از دغدغه‌های مهمی است که هنوز پاسخ روشنی به آن داده نشده است. مضافاً به این که شرایط منطقه‌ای و جهانی به عنوان دو پارامتر مهم و اثرگذار بر چنین برنامه‌هایی نسبت به گذشته از حساسیت بیشتری برخوردار شده است. به این ترتیب و با وجود چنین واقعیاتی تاثیر حضور فردی چون هاشمی رفسنجانی می‌تواند معنای دیگر نیز داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی آماده می‌شود در پرتو حضور و تحرک یکی از رجال سیاسی خود به مقابله با چالش‌هایی بپردازد که عبور از آنها پیوند ناگسستنی با تحولات عمیق و حیاتی کشور دارد. بدون تردید اگر حضور احتمالی هاشمی رفسنجانی در چارچوب چنین نگاهی ارزیابی نشود و بر فرض آنکه او خود نیز به دور از چنین دیدگاهی باشد پیشاپیش می‌توان بر این نکته پافشاری کرد که عقربه‌های زمان به سود هاشمی رفسنجانی حرکت نخواهد کرد! لذا ابراز این جمله نباید موجب آزردگی خاطر طرفداران او شود که حضور احتمالی هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری بالاترین ریسکی است که وی فارغ از نتیجه انتخابات در حیات سیاسی خود تجربه می‌کند. در شرایط حاضر آن گونه که نتایج نظرسنجی‌های مختلف استنباط می‌شود احتمال اینکه وی پیروز از این عرصه باشد روز به روز تقویت می‌شود اما برای کسی چون او که بیش از هفت دهه از عمرش سپری شده و از سویی اقبال مجدد طیفی از جامعه و حتی منتقدینش مجددآ به سوی او جلب شده پیروزی دیگری حلاوت ندارد. چرا که اگر هاشمی رفسنجانی فقط به ماندگاری در صفحات بی‌رحم تاریخ می‌اندیشید شاید از اتخاذ چنین تصمیمی منصرف می‌شد. به همین دلیل صادقانه باید گفت که دغدغه‌هایی که او را احتمالاً وادار به شرکت مجدد در انتخابات کرده آن قدر دارای اهمیت است که او حاضر شده حتی حیثیت سیاسی خود را به پای آنها بریزد. شاید در روزهای آتی او مجبور شود حرف‌های جدیدی را در توجیه چنین تصمیمی بازگو نماید.