تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۴۷۹
علی امیرخانی مقدمه: در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح اهمیت مشارکت عمومی و همبستگی آحاد جامعه در پیشبرد اهداف مشترک اجتماعی به بازشناسی برخی موانع و عوامل عدم مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف جامعه از دیدگاه قرآن و احادیث و سخنان گرانقدر ائمه معصوم علیهم‌السلام پرداخته است با هم آن را می‌خوانیم.‏

پیش درآمد
‏در جوامع امروز یکی از دغدغه‌های حکومت‌ها و حاکمان، جلب مشارکت عمومی و برقراری اتحاد و همبستگی در میان مردم است و هرکدام به تناسب نوع حکومت و اهدافی که در پی آن هستند، در تلاشند که مشارکت و همبستگی مردم را با توجه به نوع سیستم حکومتی خود در صحنه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... جلب کنند.
‏در نظام اسلامی، مردم منشأ مقبولیت و نیروی تحقق حکومت‌اند، سرچشمه مشروعیت حکومت دینی، حکم و فرمان خداست، یعنی با نصب بدون واسطه الهی، رهبری پیامبران ‏و امامان(ع) مشروعیت پیدا می‌کند و در این زمینه مردم نقشی ندارند، در عین حال پذیرش مبنای مشروعیت الهی برای حکومت و رهبر چه در مورد امامت ‏معصومان(ع) و چه درباره ولایت فقیه به معنای بی‌اعتنایی به حریم مردم نیست. در نظام مردم سالار دینی به اصل مشارکت عمومی توجه شده و ضمن آن که خدمت به مردم محور است و مردم به جای خدا نمی‌نشینند، ولی تردیدی نیست که تا مردم به صحنه نیایند و با رهبر جامعه اسلامی بیعت نکنند، حکومت و رهبری او تحقق خارجی نخواهد یافت.
‏بنابراین، یکی از راه‌های تحقق نظام مردم سالار دینی مشارکت عمومی و حضور آنان در صحنه‌های مختلف و تحقق بخشیدن خارجی حکومت است.
‏مشارکت و از شرکت و به معنای شریک شدن و مردم است و هم‌دل شدن در کارها را می‌گویند شرکت در نظریه‌پردازی و اندیشه، همواره مفید ‏است و انسان را به راه صحیح و درست می‌رساند.
‏همبستگی نیز به معنای هم دلی، وحدت و ‏یکپارچگی می‌باشد.(1)
مشارکت و همبستگی مردم در امور، به ویژه امور سیاسی و اجتماعی، یکی از مباحث مهم در حوزه علوم سیاسی محسوب می‌شود و این در طبع ‏اجتماعی انسان ریشه دارد.
‏میل به اجتماعی بودن انسان، امر مشارکت را برای هریک از افراد جامعه اجتناب ناپذیر می‌سازد، مشارکت در امور اجتماعی، نوعی تعهد و قبول مسئولیت فردی و اجتماعی است که تمام افراد انسان، ناگزیر به پذیرش آن هستند. این تعهد و مسئولیت ممکن است در قالب فعالیت مشخص و نامحدود صورت گیرد مثل بسیاری از رفتارهای اخلاقی و اجتماعی و یا آن که ساختار حقوقی و ‏اقتصادی به خود گیرد.
‏دین مقدس اسلام به دلیل ضرورت و اهمیت مشارکت و همبستگی مردم، آن را مورد توجه قرار داده و در متون اسلامی می‌توان توصیه‌های فراوانی را در این باره یافت. امام علی(ع) می‌فرماید: ای مردم مصر، نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی(ع) داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می‌خورید. ما در حال جنگ با باطل هستیم، جامعه‌ای که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی‌کند.»(2) مشارکت و همبستگی ملی میان یک ملت، ضامن موفقیت و عبور آنها از گذرگاه‌های دشوار توسعه و برنده‌ترین و کارآمدترین سلاح در مورد توطئه و تهدیدهای دشمنان آن ملت به شمار می‌رود.
‏در هر نظام اجتماعی، ممکن است موانع و عواملی باعث و مانع مشارکت و همبستگی میان نظام و مردم شود.
‏در این نوشتار به برخی از عوامل مؤثر عدم مشارکت و همبستگی عمومی در عرصه‌های مختلف جامعه از دیدگاه قرآن کریم و سخنان ارزشمند پیشوایان معصوم(ع) اشاره می‌شود.
‏اما قبل از بررسی موانع، یادآوری می‌شود که موانع مشارکت و همبستگی عمومی از ابعاد مختلف ‏اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی قابل بحث و تحلیل است، به همین دلیل در این جا به تفکیک به موانع یادشده از منظر قرآن کریم و روایات اسلامی پرداخته می‌شود.
الف- موانع اخلاقی و فرهنگی:
1- طغیانگری و گناه؛ طغیانگری و گناه نقش ‏تخریب کننده‌ای در سعادت انسان‌ها دارد و تأثیر برخی از گناهان در ایجاد کینه، سوءظن، حسد، تفرقه و دشمنی میان مردم یک جامعه به خوبی نمایان است، غیبت، تهمت، سوءظن، خیانت به امانت، عهدشکنی و... همگی از گناهانی هستند که مانع مشارکت و همبستگی عمومی میان مردم می‌شود. خداوند مهربان انجام چنین گناهانی را حرام دانسته است؛ چنان‌ که درباره غیبت می‌فرماید: «... و بعضی از شما غیبت بعضی نکند، آیا کسی از شما دوست دا‏رد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبه‌پذیر مهربان است.» (حجرات/12)
آبروی دیگران مانند گوشت تن آنهاست و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشای اسرار پنهانی افراد مانند خوردن گوشت تن آنهاست.
‏به تعبیر دیگر زبان انسان‌های جامعه با پرهیز از گناهان می‌تواند اسباب هم‌دلی، مشارکت و همبستگی عمومی را فراهم کند و سوءظن‌ها، کینه‌ها و دشمنی‌ها را از میان بردارد. از طرفی می‌تواند موانع فراوانی را بر سر راه مشارکت و همبستگی عمومی ایجاد نماید. پس ترک گناه در این راستا می‌تواند به مشارکت و همبستگی عمومی کمک کند.
2- جهل و نادانی؛ سرچشمه بدبختی‌ها، هلاکت، تفرقه و چنددستکی‌های قومی و نزاع‌های اجتماعی و... عدم گاهی و عدم ارتقاء سطح بینش سیاسی مردم و افراد یک جامعه است. اگر مردم به فواید و کارکردهای مشارکت و همبستگی یک جامعه علم و گاهی داشته باشند، مسائلی مانند: تفرقه، بدبینی، سوءظن و... از جامعه رخت می‌بندد، بنابراین یکی از سرچشمه‌های بدبختی و هلاکت برخی از اقوام جهل و نادانی آنها همراه با خودپسندی، لجاجت و غرور بوده است.
‏قرآن کریم می‌فرماید: «بگو آیا نابینا و بینا یکسانند؟ یا ظلمات و نور مساویند....» (رعد /16‏)
‏از طرفی، علم و گاهی سرچشمه ایمان، اتحاد ‏و همبستگی است. و مردم با نور علم و آگاهی به حقایق و هدف خلقت خویش پی‌ می‌برند و نیز با شناخت راه صحیح زندگی به سوی کمال حرکت ‏می‌کنند و با آگاهی و علمی که دارند، موانع را از سر راه برمی‌دارند، و انسان عالم و آگاه می‌داند که یکی از راه‌های پیشرفت او در زندگی اجتماعی و معنوی مشورت و همبستگی در امور دنیا و آخرت می‌باشد.
3- دین‌گریزی؛ فاصله گرفتن از معارف حقیقی دین و رو آوردن به موضوعات بی‌اساس و رشد خرافات و زنده شدن آداب و رسوم جاهلی در بین مردم یک جامعه می‌تواند به فاصله گرفتن مردم از یکدیگر کمک کند و مانع اساسی برای مشارکت و هم‌دلی آنان در عرصه‌های مختلف باشد. اگر جامعه دیندار به معیارهای اساسی دین توجه و شناخت صحیح نسبت به آن داشته باشد، و دستورها و راهکارهای آن را به ‌کار گیرد، آثار و برکات فراوانی به دنبال خواهد داشت که مهم‌ترین آن همبستگی و مشارکت در جامعه است. وقتی که قرآن کریم ‏می‌فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن: (نخل 122) به راه پروردگارت با حکمت و پند پسندیده دعوت کن و به روشی که آن [روش] بهتر است، با آنان مناظره کن.» از این آیه برمی‌آید که اگر متولیان امور دینی و مذهبی و مبلغان رسالت پیامبر گرامی و پیشوایان معصوم(ع) با زبان نرم، مهربان و گویا همراه با حکمت و موعظه و گفتگوی جذاب و دل‌پسند با مردم به ویژه جوانان سخن بگویند، و فضائل و ارزش‌های دینی را به گونه شایسته‌ای بیان کنند، همگی جذب آن شده و از دین‌گریزی پرهیز می‌نمایند.
از طرفی دین، یکی از مؤلفه‌های اصلی، مهم و موتور محرک جنبش‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی در جامعه است، و تاثیر این مؤلفه در گسترش مشارکت و همبستگی مردمی همواره در طول تاریخ به ویژه در جهان اسلام و انقلاب اسلامی انکارناپذیر می‌باشد.
«ابن خلدون» درباره نقش دین در مشارکت و همبستگی عمومی می‌گوید: «دین در بین نیروها وحدت می‌آفریند، رقابت‌ها را از بین می‌برد و به افراد روحیه ایثار می‌بخشد، این روحیه به افزایش مشارکت و ایجاد دولت‌های وسیع می‌انجامد همان گونه که باورهای مذهبی به دلیل تجمل‌پرستی، دنیاگرایی و... به رکود می‌گراید و وحدت اجتماعی متزلزل می‌گردد.(3)
باید به این نکته توجه داشت که سکولاریزه کردن جوامع مسلمان و تلاش در راستای جدایی دین از سیاست و دوری مردم از حقایق و معارف دین و در برابر رشد و ترویج خرافات در میان جوامع از اهداف استعمارگران و آنان از این رهگذر مانع دست‌یابی جوامع به اتحاد و همبستگی می‌شوند تا به راحتی ثروت‌ها و منابع فرهنگی و اقتصادی آنان را به یغما ببرند.
ب - موانع سیاسی واجتماعی؛
مشارکت، در عرصه سیاست و مسائل اجتماعی به آ‏ن دسته فعالیت‌های ارادی و اختیاری می‌گویند که اعضای یک جامعه در آن مشارکت می‌کنند تا به وسیله آن در انتخاب حاکمان، سیاست‌مداران و ‏مسئولان یک جامعه نقش داشته و به طور مستقیم یا غیرمستقیم در سیاست‌گذاری‌ها و مصادر و امور اجتماعی مشارکت نمایند.
‏امروزه مشارکت سیاسی و اجتماعی از مؤلفه‌های اصلی توسعه محسوب می‌شود. با نگاهی به کشورها و جوامع پیش‌رفته و توسعه‌یافته درمی‌یابیم که مردم در برابر سرنوشت اجتماعی و سیاسی خود بی‌تفاوت و منفعل نیستند و همواره در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت و همبستگی ‏دارند و این مهم افزون برآثار و برکات در عرصه وفاق ملی، در بعد سیاست خارجی هم اثرات قابل توجهی دارد و اساساً جایگاه و نقش مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی از ابعاد مهم مدیریت جامعه به شمار می‌رود.(4)
مشارکت عمومی و همبستگی ملی در جامعه، همواره در عرصه سیاست و اجتماع با موانعی روبروست و با وجود چنین موانعی، دست یازیدین به همبستگی ملی و مشارکت عمومی در عرصه‌های مختلف مشکل می‌شود. در این ‌جا به برخی از موانع سیاسی و اجتماعی مشارکت عمومی و همبستگی عمومی اشاره می‌کنیم.
1-تفرقه و اختلاف؛ یکی از اصول اساسی مشارکت عمومی و همبستگی ملی به ویژه در جامعه اسلامی اتحاد و پرهیز از تفرقه در سایه اطاعت از خداوند مهربان و پیامبر گرامی است.
قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «و همگی به ‏ریسمان خدا [قرآن و اسلام و هرگونه وسیله وحدت] چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت [بزرگ] خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید، و شما بر لب حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد...» ‏(آل عمران، 103‏)
تفرقه وتشتت و اختلاف در جامعه باعث انحطاط و سقوط و اختلاف‌های سیاسی و اجتماعی است و ‏مانع مشارکت و همبستگی ملی می‌شود.
خداوند متعال در جایی دیگر می‌فرماید: «و اطاعت [فرمان] خدا و پیامبرش نمایید و نزاع [و کشمکش] مکنید تا سست نشوید و قدرت(شوکت و هیبت) شما از میان نرود و استقامت نمایید که خداوند با استقامت‌کنندگان است.» (انفال/46)
برای تحقق مشارکت و همبستگی باید از نزاع و کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی پرهیز نموده و همگی به ریسمان خداوند متعال چنگ زنند و با تعامل و تمسک به مشترکات در برابر دشمنان بیگانه اتحاد و همبستگی خود را حفظ نمایند و نیرو و توان خویش را در راه اختلاف و تفرقه هدر ندهند. در راستای تحقق وحدت، باید از روش‌ها و شیوه‌های وحدت و همبستگی آگاه شد و آن‌ها را به کار ‏بست.
2- عدم اطاعت از رهبری؛ یکی از راه‌های تحقق مشارکت عمومی و همبستگی ملی در جامعه اسلامی برخورداری آن جامعه از رهبر و حاکمی اسلام‌شناس، عادل، مدیر و مدبر است و اطاعت نکردن از چنین رهبری، دست یافتن به مشارکت و همبستکی را دشوار می‌کند و سرپیچی از رهبر، هرج و مرج سیاسی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
قرآن کریم ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و برپا داشتن نظام الهی و برقراری عدالت اجتماعی را گوشزد می‌کند و پیروی از رهبر عادل، اسلام‌شناس، مدیر و مدبر را از اسباب اتحاد و مشارکت عمومی می‌داند و مردم را به خاطر اطاعت از طاغوت سرزنش و نهی می‌کند و می‌فرماید: «آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آن چه بر تو و به آن چه پیش از تو نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری، نزد طاغوت و حکام باطل بروند، با این که به آن‌ها دستورداده شده به طاغوت کافر شوند.»(نساء/60)
قرآن کریم یکی از عوامل انحراف و تفرقه میان قوم حضرت موسی(ع) را سرپیچی از رهبری و پیامبرشان دانسته و آن‌ها را به خاطر سرپیچی از فرمان خداوند متعال و حضرت موسی(ع) سرزنش کرده و در آیات 88 تا 100 ‏سوره طه از ماجرای فریب خوردن مردم توسط سامری و تفرقه میان آنها و در نتیجه سرپیچی از فرمان رهبر الهی و عواقب آن سخن گفته است که از این آیات می‌توان برداشت کرد که سرپیچی از رهبری الهی در مشارکت و همبستگی مردم اختلال بوجود می‌آورد.
بنابراین، عدم پیروی از رهبر جامع الشرایط در جوا مع، بویژه در جامعه اسلامی مانع مشارکت عمومی می‌شود، چون بر اثر عدم اطاعت، میان مردم جامعه اختلاف و چنددستگی پیش خواهد آمد و هر کس در راستای جلب منافع و به کرسی نشاندن اندیشه‌های خویش حرکت می‌کند و محور حرکت و همبستگی واحدی وجود نخواهد داشت.(6)
بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) موضوع رهبری و ولایت مسلمانان از سوی عده‌ای به انحراف کشیده شد و در نتیجه آن تفرقه در میان مسلمانان حاکم گشت و مسلمانان به گروه‌ها و فرقه‌های متعدد و مختلف تبدیل شدند و به تدریج قدرت سیاسی و اجتماعی آنان رو به ضعف و ناتوانی نهاد، و مشارکت و همبستگی که مردم و مؤمنان در زمان حیات پیامبر گرامی(ص) در سایه اطاعت از پیامبری و رهبری آ‏ن حضرت داشتند، در هم ریخت و اتحاد آن‌ها کم‌کم از هم پاشید.
تجربه انقلاب اسلامی ایران در اطاعت یک ‏پارچه مردم از رهبری در مقاطع مختلف و کسب پیروزی در صحنه‌های متعدد، اهمیت، جایگاه و نقش ویژه رهبری و اطاعت مردم از او را نمایان می‌سازد.
قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر و صاحبان امر (جانشینان پیامبر) اطاعت کنید، و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید [و از آن‌ها داوری بطلبید] اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار] برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.»(مائده/59‏)
نتیجه آن که رهبری صالح در هر جامعه‌ای مرکز ثقل امور است و اطاعت از او - که در واقع اطاعت از خداوند است – انسان‌های یک جامعه را حول یک محور متحد کرده و میان آنان همبستگی و همدلی ایجاد می‌کند.(7)
3- بی‌اعتمادی به مسئولان؛ مسئولان و مدیران یک جامعه اگر به ‏دنبال تحقق عدالت اجتماعی و از بین بردن ظلم در جامعه نباشند، به تدریج اعتماد مردم نسبت به آنان از بین خواهد رفت.
مسئولان هر جامعه‌ای باید اعتماد مردم را از راه‌های مختلف به خود جلب کنند و از آن به عنوان سرمایه‌ای عظیم در راستای توسعه و خدمت گزاری به جامعه بهره ببرند.
در اندیشه دینی، حکومت عدل، وسیله و ابزاری برای برپایی عدالت اجتماعی است. از نگاه امام علی(ع) حکومت هیچ ارزشی ندارد، مگر آن که به وسیله آن، حق و عدل برپا کرد. بر همین اساس، تلاش و مبارزه پیامبران الهی و امامان معصوم(ع) و همچنین عالمان راستین در طول تاریخ برای تشکیل حکومت، برای رسیدن به قدرت و امکانات دنیوی نبوده است. آنان حکومت را برای آن می‌خواستند که دست چپاولگران به جان و مال و حیثیت مردم را قطع کنند و عدالت اجتماعی را در همه زوایای آن برپا دارند. این مهم با مشارکت و همبستگی مردم تحقق پیدا می‌کند؛ زیرا اگر پشتیبانی و حمایت مردم و همبستگی و اتحاد آن‌ها و شرکت در عرصه‌های مختلف حکومت نباشد و یا آن که به مسئولان حکومت خویش بی‌اعتماد باشند، عدالت اجتماعی تحقق پیدا نخواهد کرد.(8)
قرآن کریم به موضوع عدالت توجه ویژه‌ای دارد، چنان که می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید به عدالت قیام کنید...» (نساء/135‏)
از آیه یاد شده برمی‌آ‏ید که انسان افزون بر رعایت عدل، باید دیگران را نیز به این مهم وادارد. تحقق عدالت اجتماعی ممکن است با موانعی روبرو شود که وجود آن‌ها مشارکت و همبستگی مردم جامعه ‏را ضعیف کرده و نسبت به مسئولان آن جامعه بی‌اعتماد می‌کند. قرآن کریم برای دستیابی به عدالت اجتماعی به برخی راه‌کارهای مهم و برخی موانع اشاره فرموده است که در حقیقت چارچوپ‌های کلی تحقق عدالت اجتماعی به شمار می‌آیند.
1- توزیع عادلانه ثروت و قدرت در جامعه
2- پیروی از حاکم عادل
3- توجه به نیازمندی‌های مستمندان و مستضعفان جامعه
4- مشارکت در امور اجتماعی و امر به معروف و نمی از منکر
5- پرهیز از ثروت اندوزی و مال پرستی به ویژه از ناحیه مسئولان و مدیران جامعه
6- پرهیز از سیاست‌های اقتصادی استعمارگر و مفاسد اقتصادی و اجتماعی
7- اجرای قوانین و احکام اسلامی
8- شایسته سالاری براساس تعهد و تخصص ‏افراد
و...
بنابراین، عدم توجه مدیران و هسته‌های اجرایی و نظارتی یک حکومت و جامعه به عدالت اجتماعی، پیمان‌شکنی، دفاع از ظالم و خیانت‌کار، گفتار بی‌عمل حاکمان و... بی‌اعتمادی مردم را نسبت به مجریان و ناظران حکومت تقویت می‌کند و مانع از مشارکت عمومی و همبستگی ملی آنان در عرصه‌های مختلف خواهد شد، قرآن کریم دوباره مذمت گفتار بی‌عمل می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید، نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید.»(صف/3‏)
4- بداخلاقی سیاسی؛ تندروی و افراط‌گری در عرصه مشارکت سیاسی و اجتماعی، مانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی می‌شود، وقتی مردم منازعات بی‌ثمر جناحی و در راستای اهداف و منافع گروهی را می‌بینند و در این میان، تندخویی و بداخلاقی سیاسی، فضای فکری جامعه را تخریب و اذهان عمومی مردم را مشوش می‌کند.
مشارکت عمومی و همبستگی ملی معنای خود را از دست می‌دهد.(9) قرآن کریم با سفارش پیامبر به خوش‌اخلاقی، مهربانی و مهرورزی می‌فرماید: «به [برکت] رحمت الهی، در برابر آنان [مردم] [نرم و مهربان] شدی و اگر خشن و سنگ‌دل بودی از اطراف تو، پراکنده می‌شدند، پس آن‌ها را ببخش و برای آن‌ها آمرزش بطلب ...»(آل عمران/15‏)
از آیه یاد شده استفاده می‌شود که حاکمان و سیاستمداران یک جامعه، باید نسبت به همدیگر و اعضای جامعه، مهربان و نرم‌خو باشند و فضای جامعه را از مهرورزی و صمیمیت لبریز نمایند.
همچنین براساس آیات قرآن کریم (فتح/29‏) سیاست‌گذاران جامعه اسلامی باید در میان خود و ‏با خودی‌ها مهربان و با کفار و دشمنان مسلمانان سرسخت باشند.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «مسلمان برادر مسلمان است. به او ستم نمی‌کند. تنهایش نمی‌گذارد، تهدیدش نمی‌کند [به او خیانت نمی‌کند] و باید نسبت به یکدیگر مهربان باشند تا مطابق گفته خداوند «رحما، بینهم» باشند...»(10)
ج-موانع اقتصادی
در عرصه اقتصاد نیز موانعی برای مشارکت عمومی و همبستگی ملی وجود دارد که از جمله موانع، کسب ثروت‌های ناگهانی از طریق فعالیت‌های غیرسالم و نامشروع است که از آن به ‏ثروت‌های باد آورده تعبیر می‌شود و در اصطلاح ‏قرآن، رباخواری، تجاوز به حقوق دیگران، خوردن ‏مال حرام، کسب درآمد از راه باطل خوردن و چپاول ‏مال یتیمان و مستضعفان جامعه، رشوه‌خواری، دزدی، اسراف، بی‌عدالتی و رانت‌خواری و برخورداری از رانت‌های اطلاعاتی در عرصه اقتصاد ‏و... درسطوح مختلف، اعم از یکسان نبودن پرداخت حقوق کارکنان، عدم تامین رفاه و آسایش مردم، عدم پرداخت تسهیلات، تبعیض در گزینش کارکنان، عدم امنیت شغلی و فقدان بیمه همگانی و ... همگی از موانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی در عرصه اقتصادی محسوب می‌شود.
قرآن کریم وجود مفاسد اقتصادی یادشده را مانع تحقق عدالت اجتماعی و همبستگی ملی و مشارکت عمومی آحاد جامعه دانسته و درباره هر کدام از مفاسد یاد شده به تفکیک سخن گفته است.
خداوند متعال رباخواری و ارتزاق از مال حرام را از گناهان کبیره می‌داند و می‌فرماید:«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا [سود پول] را چند برابر نخورید، از خدا بترسید تا رستگار شوید. ‏(آل عمران130 ‏)
رباخواری مناسبات اجتماعی و اقتصادی را از مسیر صحیح خود خارج می‌کند و موجب افزایش فاصله طبقاتی و تراکم و تکثر ثروت‌های نامشروع در دست عده‌ای محدود و محرومیت تعداد زیادی از مردم می‌گردد و نتیجه آن عدم مشارکت اجتماعی ‏و اقتصادی مردم درعرصه‌های اقتصادی و عدم پشتیبانی آنها از برنامه‌های اقتصادی حکومت و جامعه می‌گردد. دولت اسلامی و حاکمان جامعه باید برنامه‌ریزی‌های اقتصادی خود را در راستای پرهیز از رباخواری و برچیدن زمینه‌های این معضل اقتصادی و اجتماعی به کارگیرند و سنت نیکوی قرض‌الحسنه را نهادینه کنند.
یکی دیگر از مفاسد اقتصادی و اجتماعی، رشوه دادن و رشوه‌خواری است. این پدیده زشت، پیکر جامعه را آلوده کرده و انجام امور مردم و مشارکت و همبستگی آنان را در عرصه‌های ا‏قتصادی و اجتماعی به چالش می‌کشاند و از مسیر خود منحرف می‌سازد.
حضرت امام صادق(ع): «از رشوه پرهیز کنید، چون کفر محض است و بوی بهشت به مشام صاحب رشوه نمی‌رسد.»(11)
رشوه و رشوه‌خواری گاهی با عناوین دیگری صورت می‌گیرد و این ناهنجاری به ویژه در جریانات سیاسی و مدیران و کارکنان نالایق با عنوان هدیه، تعارف، حق‌حساب، حق‌الزحمه، انعام، حق مدیران، پاداش مدیران و... رخ می‌نمایاند که مرزهای ظریف و حساسی با همدیگر دارند و البته عوض شدن عنوان، حقیقت رشوه‌ و رشوه‌خواری را عوض نمی‌کند.
امام علی(ع) در تفسیر قول خداوند که فرمود: «أکلون للسحت» (خورندگان پلیدی) می‌فرماید: «او مردی است که حاجت برادرش را انجام می‌دهد و [در مقابل] از او هدیه‌اش را قبول می‌کند.»‏(12)
قرآن کریم با هرگونه فساد مالی و تضییع حقوق بیت‌المال و اموالی که از راه حرام به دست آمده مخالفت و نهی کرده و تصرف در آن‌جا را حرام دانسته و فرموده است:«بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز و خوردن مال حرام شتاب می‌کنند! چه زشت است کاری که انجام می‌دادند!(مائده/62)
عواملی همچون ضعف ایمان و اعتقاد، سیاست‌های مناسب اقتصادی، نارسایی و ضعف ‏قوانین، نفوذ ویژه‌خواران در لایه‌های اقتصاد، حقوق ناکافی کارگزاران و... باعث بوجود آمدن مفاسد اقتصادی و اجتماعی می‌شود حضرت امام علی(ع) در نامه‌ای که به مالک اشتر، راه‌های مبارزه با مفاسد اجتماعی را تببین کرده و دقت در انتخاب کارگزاران را به مالک اشتر گوشتزد می‌کند و می‌فرماید «آنان (کارمندان) را از میان مردمی باتجربه و با حیا، از خانواده‌های پاکیزه و با تقوا که در مسلمانی، سابقه درخشانی دارند، انتخاب کن، زیرا اخلاق آنها گرامی‌تر و آبرویشان محفوظ‌تر و طمع‌ورزی‌شان کم‌تر و آینده‌نگری آنان بیشتر است. پس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار، که با گرفتن حقوق کافی، در اصلاح خود بیشتر می‌کوشند و با بی‌نیازی، دست به اموال بیت‌المال نمی‌زنند...، پس رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسان راست‌گو و وفاپیشه بر آنان بگمار که بازرسی پنهانی تو از کار آ‏نان، سبب امانت‌داری و مهربانی با رعیت خواهد بود.‏
(نهج‌البلاغه نامه/53‏)
بنابراین، سلامت کارگزاران از مفاسد اقتصادی و اجتماعی باعث می‌شود که امور اقتصادی و اجتماعی راه صحیح خود را طی کرده و راه را برای مشارکت عموم افراد جامعه و همبستگی میان آنان هموار کند.
‏از جمله مفاسد اقتصادی که ممکن است در پیکره جوامع اختلال و چالش ایجاد کند، نفوذ صاحبان قدرت و یا افراد و نزدیکان آنان در امور اقتصادی است.
امروزه پدیده برخی از آقازاده‌ها و نفوذ آنها در مصادر و مراکز اقتصادی و ثروت‌اندوزی آنان در جامعه اسلامی، معضل و منکر به حساب می‌آید.
امام علی(ع) در نامه‌ای خطاب به یکی از آقازاده‌ها که در جایگاه فرمانداری قرار داشت می‌نویسد: همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو خوشبین کرد و گمان کردم همانند پدرت می‌باشی و راه او را می‌روی، ناگهان به من خبر دادند، که در هواپرستی چیزی فروگذار نکرده و توشه‌ای برای آخرت خود باقی نگذاشته‌ای. دنیای خود را با تباه کردن آخرت آبادان می‌کنی و برای پیوستن با خویشاوندانت از دین خدا بریده‌ای، اگر آن چه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه‌ات و بند کفش تو، از تو با ارزش‌تر است، و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه می‌تواند کاری را به انجام رساند... پس چون این نامه به دست تو رسد نزد من بیا. ان‌شاءالله. (نهج البلاغه دشتی/ نامه71‏)
امام علی(ع) در نامه 53 ‏خطاب به مالک اشتر درباره ویژه‌خواران و نزدیکان مدیران و مسئولان یک جامعه هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «همانا زمانداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستم‌کاریشان را با بریدن اسباب آن، بخشکان و به هیچ کدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمین واگذار مکن، و به گونه‌ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند مانند آبیاری مزارع، یا زراعت مشترک، که ‏هزینه‌های آن را بر دیگران تحمیل کنند، در آن صورت سودش برای آنان و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو خواهد بود، حق را به صاحب حق، هرکس که باشد، نزدیک یا دور، بپرداز و در این کار شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار، گرچه اجرای حق مشکلاتی برای نزدیکانت فراهم آورد. تحمل سنگینی آن را با قیامت بر خود هموار ساز، هرگاه رعیت بر تو بدگمان گردد، عذر خویش را آشکار با آنان درمیان بگذار و با این کار از بدگمانی نجاتشان بده، که این کار ریاضتی برای خودسازی تو و مهربانی کردن نسبت به رعیت است، و این پوزش خواهی تو، آنان را به حق وامی‌دارد.»
بنابراین، نفوذ ویژه‌خواران و تصاحب‌بخش عمده‌ای از ثروت‌های جامعه و پایمال کردن حقوق اقتصادی مردم، توسط آنان، مانع مشارکت عمومی و همبستگی ملی میان مردم خواهد شد و شکاف طبقاتی و بدبینی و بی‌اعتمادی مردم نسبت به مسئولان را به دنبال خواهد داشت.
(مرکز فرهنگ و معارف قرآن)