تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۵۷۶

مرتضی فاضلی
امروز تحلیل‌ها و دلایل متعددی در خصوص دلایل استحاله فکری و چرخش در مواضع دفتر تحکیم وحدت به عنوان بخش مهمی از جنبش دانشجویی بعد از انقلاب ارایه می‌شود. عده‌ای ضعف بنیه علمی و پشتوانه تئوریک دانشجویان و گردانندگان این مجموعه به عنوان علت اصلی این روند تأکید می‌کنند و برخی دخالت گروه‌ها و عده‌ای نیز دلایل دیگری ذکر می‌کنند.
بازخوانی تاریخ فراز و فرود جنبش دانشجویی ایران نکته و درس‌های ارزشمندی برای امروز و فردا خواهد داشت.
در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بویژه در مقطع پس از خرداد 1342 که فضای سنگین و خفقانِ عجیبی در کشور ایجاد شد، بی تردید جنبش دانشجویی ایران بخشی مهم و تعیین کننده در جبهه مبارزات مردم ایران داشت. در این میان انجمنهای اسلامی دانشجویان نقشی محوری و تعیین کننده داشتند و در واقع پرچم مبارزه با جریانهایِ ضد اسلامی و ضد ملی را در عرصه دانشگاه به دوش گرفته بودند و این نقش را تا سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان حفظ کردند.
در آن تاریخ انجمنهای اسلامی همزمان در سه جبهه مبارزه درگیر بودند:
1ـ جبهه مبارزه با لیبرالیسم سازشکار
2ـ جبهه مبارزه با گرایشهای چپ
3ـ سازمان ها و گروههای مردم فریب دارای دیدگاههای التقاطی. به اذعان تمام آگاهان سیاسی، جنبش دانشجویی ایران با محوریت انجمنهای اسلامی در آن سالها در هر سه جبهه در نهایت کارنامه موفقی از خویش به ثبت رسانید و توانست محیط دانشگاه را از عناصر ضد مردمی و ضد اسلامی پاک کند.
از نقاط درخشان کارنامه جنبش دانشجویی حوادث مربوط به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران و جریانات مربوط به انقلاب فرهنگی در عرصه دانشگاههاست.
تسخیر لانه جاسوسی در واقع اوج هماهنگی مجموعه انجمنهای اسلامی دانشجویان با آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی بویژه آرمان استکبار ستیزی و مبارزه با امپریالیسم بود که این مجموعه را به عنوان یک جریان پیشتاز و آوانگارد در صفوف انقلابیون مطرح کرد به گونه ای که با تأیید این حرکت توسط حضرت امام(ره) و حمایت قاطع و مکرر ایشان از دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی تا مدتی قریب به دو سال جریان دانشجویی در کنار دیگر انقلابیون پیرو خط امام در مجلس و بخش هایی از دولت مدیریت و راهبری یکی از مهمترین بحرانهای داخلی و بین المللی در آن مقطع را به عهده گرفت.
فعالیتهای گسترده انجمنهای اسلامی دانشجویان در سال 58 که در لبیک به درخواستهای رهبر و بنیانگذار فقید انقلاب مبنی بر انجام انقلاب فرهنگی در عرصه دانشگاه صورت گرفت نیز نقطه درخشان و بی نظیری در تاریخ انجمنهای اسلامی محسوب می شود. این حرکت که نشان دهندة پیوند عمیق جریان دانشجویی با رهبری و مردم بود در نتیجه اتصال جنبش دانشجویی به بدنه جنبش دینی ریشه دار و تاریخی مردم ایران شکل گرفت و تا زمانی که این اتصال قوی و پررنگ بود حرکتهای ستودنی جنبش دانشجویی تداوم می یافت. اما نکته جالب و در عین حال تأسف انگیز این است که درست هنگامی که ارتباط و اتصال جریانهای دانشجویی با محوریت انجمنهای اسلامی که در آن سالها در قالب مجموعه ای با عنوان دفتر تحکیم وحدت انسجام یافته بودند، با بدنه مردمی و دینی انقلاب کم رنگ و ضعیف شد، جایگاه آنها از یک جریان پیشتاز انقلابی، به دست افزاری گروههای سیاسی تنزل پیدا کرد و متأسفانه حتی بلندگوی جریانهای اپوزیسیون و ضدانقلابی و ضد دینی شدند.
به این ترتیب خط سیر انجمنهای اسلامی دانشجویان به تدریج با راستای حرکت دینی و انقلابی مردم زاویه پیدا کرد و کم کم بخش بزرگی از جنبش دانشجویی پویایی و پیشتازی خویش را در تقویت موج انقلاب اسلامی از دست داد و در ورطه سرگردانی افتاد و متوقف شد.
هر چند در آن مقطع سردمداران دفتر تحکیم مواضع جدید و شگفت آور خود را به عنوان تغییر دل مشغولی و دغدغه هایشان به لحاظ تحول شرایط زمان و مکان و کاملاً طبیعی معرفی می کردند، اما گذشت زمان و تغییر آشکار در شعارهای مبنایی که برای انجمنهای اسلامی به عنوان سازه های هویتی محسوب می شدند نشان داد که یک حرکت استحاله و دگردیسی فکری در درون انجمنهای اسلامی آغاز شده و به سرعت در حال پیشرفت است.
مظاهر دینی این استحاله در تغییر شعارهای محوری دفتر تحکیم، قابل مشاهده بود؛ شعارهایی چون «اسلامی گرایی»، «لیبرالیسم ستیزی»، «ضدیت با سرمایه داری»، «پرهیز از سازشکاری»، «تأکید بر اطاعت بی چون و چرا از ولایت فقیه»، «مبارزه با ابتذال فرهنگی و مفاسد اجتماعی»، «حمایت از هسته های مقاومت حزب ا... در سراسر جهان (به ویژه فلسطین و لبنان)»، «پشتیبانی همه جانبه از دفاع مقدس»، «حمایت از ارکان و نهادهای انقلاب» و سرانجام تأکید همیشگی بر «کفر ستیزی و مقابلة همه جانبه با غرب و آمریکا» که مکرر در مرامنامه این تشکل آمده است به تدریج یا فراموش شدند و مورد غفلت آگاهانه قرار گرفتند و یا نفی شدند و حتی مورد انکار قرار گرفتند و شعارهای عملیاتی جدید کاملاً در ضدیت و خلاف جهت آنها شکل گرفتند به طوری که به عنوان مثال برنامه ها و فعالیتهای دفتر تحکیم در دامن زدن به تمایلات سازش کارانه با آمریکا نقش اساسی داشتند و برخی از فاتحان لانه جاسوسی آمریکا کم کم به ورطه پشیمانی و عذرخواهی از اقدام خود افتادند و یا جمعی از اعضای دفتر تحکیم که روزی در برخورد با کسانی که با بهانه «مولوی» و «ارشادی» بودن نظرات ولی فقیه، در برخی رهنمودهای رهبری چون و چرا می کردند و تا مرز تهدید فیزیکی پیش رفته بودند، در این مقطع پیشتاز القای شبهه در خصوص اختیارات ولی فقیه شدند(!) و...
البته ذکر این نکته نیز ضرورت دارد که سرنوشت غم انگیز دفتر تحکیم وحدت و کارنامه پر حرف و حدیث آن، کارنامه همه جنبش دانشجویی پس از انقلاب نیست و خوشبختانه بخش های دیگر بدنه جنبش دانشجویی به ویژه در سالیان اخیر در همراهی با مردم، رهبری و انقلاب و وفاداری به آرمانهای حضرت امام(ره) کارنامه ای مثبت و درخشان دارند.
دانشجویان مؤمن، متعهد و انقلابی در قالب مجموعه هایی چون بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، کانونهای دانشجویی وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و... امروز خاطرات خویش پیشتازی و پویایی جنبش دانشجویی در مسیر حرکت انقلاب اسلامی با محوریت ولایت فقیه را زنده می کنند و آنچه امروز در قالب تأکید بر مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، دفاع از حقوق مسلم هسته ای و فناوریهای نوین کشور و تلاش در راستای تحقق نهضت نرم افزاری و جنبش تولید علم توسط دانشجویان انقلابی و متعهد انجام می شود کمتر از تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ در سالهای اول انقلاب نیست.
ضمن آنکه در درون انجمنهای اسلامی نیز، همواره تعداد قابل توجهی از اعضای انجمنها حرکتهای منفی دفتر تحکیم وحدت را نفی و نقد می کردند و در راه مبارزه با جریان استحاله و انحراف فکری در انجمنهای اسلامی مجاهدت و پایمردی ستودنی داشتند. تعداد قابل توجهی از انجمنهای اسلامی هنگامی که از نقد و اصلاح دفتر تحکیم ناامید شدند از عضویت در آن خارج شدند و پیوند خویش را با حرکت دینی و انقلابی مردم همچنان حفظ کردند. این انجمنها هم اکنون سالهاست در مجموعه دیگری با نام «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل» فعالیت می کنند که کارنامه مثبتی در پیروی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و تأکید بر تداوم حرکت در مسیر آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی داشته اند.
امروز تحلیل ها و دلایل متعددی در خصوص دلایل استحاله فکری و چرخش در مواضع دفتر تحکیم وحدت به عنوان بخش مهمی از جنبش دانشجویی بعد از انقلاب ارایه می شود. عده ای بر ضعف بنیه علمی و پشتوانه تئوریک دانشجویان و گردانندگان این مجموعه به عنوان علت اصلی این روند تأکید می کنند و برخی دخالت گروهها و جریانهای سیاسی را عامل اصلی می دانند و عده ای نیز دلایل دیگری ذکرمی کنند.
بازخوانی تاریخ فراز و فرود جنبش دانشجویی ایران نکته و درسهای ارزشمندی برای امروز و فردا خواهد داشت که آن را به همه دانشجویان فعال و فرهنگی و سیاسی توصیه می کنیم.