توماس فریدمن / سرمقالهنویس روزنامه نیویورک تایمز
«در حال حاضر جمهوریخواهان در آمریکا همان سیاست بوش و چنی را برای قانع ساختن شهروندان آمریکایی جهت شرکت در انتخابات کنگره آمریکا و انتخاب نامزدهای جمهوریخواه به کار می برند. در سابق بوش برای حذف رقیب دموکرات خود یعنی جان کری به سیاست های بسیار ناشایست و به دور از اخلاقی دست زد و امروز حزب جمهوریخواه به رغم آن که کری نامزد این انتخابات نیست از این حقه های غیراخلاقی برای حذف رقیبان دموکرات خود استفاده می کند. حزب جمهوریخواه پیش از آن که شنونده و طرف مقابل خود را احمق فرض کند، بهتر است که به این حقیقت آگاه باشد که کری بر خلاف بوش و چنی از خدمت نظامی خود پا به فرار نگذاشته بود و از حقه های غیراخلاقی برای رقابت با نامزد جمهوریخواه خود استفاده نکرده است. به اعتقاد من هر زمانی که شهروند آمریکایی به اظهارات و سخنان بوش یا چنی گوش می دهد باید بلافاصله به خود بگوید که آن ها او را احمق فرض کرده اند. واقعیت آن است بوش یا چنی پیش از آن که مخاطب خود را خطاب قرار دهند فرض را بر حماقت و یا ساده اندیشی وی قرار می دهند و واقعاً به این اصل ایمان دارند. اینان می خواهند با این نیرنگ ها و ترفندهای سیاسی، شما، شهروندان آمریکایی را قانع کنند که بار دیگر بدون مناعت طبع به پای صندوق های رای بروید و بار دیگر بر ضد دموکرات ها رای خود را به صندوق بریزید.»
آیا بوش و تیم سیاسی اش فکر می کنند که می توانند افکار عمومی مردم آمریکا را از توجه به بسیاری از حقایق موجود بازدارند، حقایقی که در راس آن ها توهین بزرگ دولت بوش به ارتش آمریکا و نیروهای این کشور قرار گرفته است. آیا بوش فکر می کند که با حقه های سیاسی غیراخلاقی علیه کری و امثال وی می تواند بسیاری از حقایق شش سال گذشته را پنهان کند؟ به اعتقاد من توهین هایی که به شخصیت های دموکراتی چون کری از سوی دولت بوش شده است، نسبت به توهین هایی که به ارتش آمریکا از سوی این دولت انجام گرفته است، بسیار ناچیز است. آیا توهینی بزرگ تر از آن که سربازان آمریکایی را بدون آمادگی کافی و حتی بدون امکانات لازم برای اشغال نظامی یک کشور خارجی اعزام کنیم؟ آیا توهینی بزرگ تر از آن که سربازان ارتش آمریکا بدون امکانات نظامی کافی روانه جنگی شده اند که هیچ برنامه ریزی سیاسی برای آینده پس از پایان جنگ انجام نگرفته است؟ رسوایی بزرگ تر از این که سربازان آمریکایی در عراق برای دستیابی به سپرهای محافظ در خودروهای نظامی خود با پول شخصی اقدام به خرید قراضه های آهن می کنند و از این قراضه های آهن سپری برای خود در مقابل بمب های دست ساز یا حملات مسلحانه غیر پیش بینی شده می سازند؟ هرچند این سربازان آمریکایی که تاوان اشتباهات بوش، چنی و رامسفلد را می دهند به خوبی می دانند که این سپرهای دست ساز تنها می تواند جان آن ها را از مرگ حتمی نجات دهد اما نمی تواند آن ها را از آسیب سوختگی های شدید یا ایجاد نقص عضو نجات دهد.»
آیا پاسخ رامسفلد نسبت به انتقادات وارده مبنی بر این که ارتش آمریکا بدون آمادگی لازم روانه عراق شده است از توهین ها و دروغ های غیر اخلاقی بوش و جمهوریخواهان در انتخابات توهین آمیزتر نیست؟ رامسفلد در پاسخ به این انتقادات می گوید; هوشیار باشید و این انتقادات را کنار بگذارید، شما باید با توجه به آنچه که از نیرو و تجهیزات در اختیار دارید در هر ساعت مشخصی روانه جنگ شوید. زمانی که فرزندان آمریکایی روانه جنگ عراق شدند دولت بوش هیچ برنامه سازمان یافته سیاسی برای پس از پایان جنگ در اختیار نداشت و امروز ارتش آمریکا تاوان این اشتباهات بوش، چنی و رامسفلد را می دهد به طوری که سربازان آمریکایی به نیروهایی در این کشور تبدیل شده اند که نمی توانند مسوولیت ها و زمام امور امنیتی را در دست بگیرند و نه تنها دراین زمینه ضعیف عمل می کنند بلکه حتی توانایی تشکیل ساختار سیاسی در عراق رانیز ندارند. تیم سیاسی بوش کتاب تاریخی خیالی از موفقیت های نظامی خود در عراق تهیه کرده است که سرآغاز این موفقیت ها از عملیات کبرای دو آغاز می شود اما ادامه این موفقیت ها به شکست در اداره امور امنیتی عراق و تشکیل دولت ناموفق در این کشور منتهی می شود. تمامی واقعیت های جاری در عراق در کنار یک نتیجه گیری از عملکرد دولت بوش در این کشور نشان می دهد که اخیرا فرماندهان و سربازان ارتش آمریکا در عراق به نتیجه گیری مشترکی رسیده اند و این نتیجه گیری این است که دولت بوش هیچ طرح سازمان یافته ای حتی برای روز دوم جنگ عراق نیز نداشت و ارتش آمریکا بدون این برنامه ریزی راه نامعلوم و نامشخصی را درعراق دنبال کرد که تا به امروز سربازان آمریکایی بهای آن را می دهند.
دولت بوش سربازان آمریکایی را روانه جنگ عراق کرده است و از آن سو با مصرف دلارها برای خرید نفت از این کشور و دیگر کشورهایی که دولت بوش می گوید دشمنان ما هستند، به نوعی گروه های اصول گرای تندرو در عراق و آن کشورها را حمایت می کند. بوش می گوید آمریکا معتاد نفت است اما تا به حال ملت آمریکا شاهد هیچ گونه تلاشی از سوی دولت بوش برای ترک این اعتیاد قاتل ندیده است. واقعیت آن است که ما بسیاری از دشمنان خود، موسسات تروریستی اصول گرا وحتی پایگاه های القاعده را با دلارهای سخاوتمندانه ای که برای خرید نفت می دهیم حمایت می کنیم.
بسیاری معتقدند که کارل رو، مشاور ارشد سیاسی بوش یک نابغه است بله این یک واقعیت است، رو یک نابغه است اما نه نابغه ای که بتواند استراتژی برای متحد کردن کشورمان در قرن بیست و یکم پی ریزی کند و آن چه را که آمریکا در اختیار دارد به نحو احسن به جهان نمود دهد. نبوغ رو در این است که می تواند یک قضیه بسیار بی اهمیت را به گونه ای بازسازی کند که جنبه های بد آن را نشان دهد ونظر افکار عمومی را بر سر این موضوع حاشیه ای متمرکز کند به طوری که افکار را غرق در آن کند و از قضیه مهم مطرح چون قضیه عراق دور نگه دارد.همین نبوغ رو بوده است که افکار عمومی را از توجه به هرج و مرج هایی که تیم بوش در عراق به راه انداخته است دور نگه داشته است. درواقع نبوغ رو بسیار شبیه به نبوغ شرکت های دخانیات است. این شرکت ها به راحتی مخاطبان خود را قانع به خرید سیگار می کنند و افراد به رغم آن که می دانند سیگار سرطان زا است اقدام به خرید آن می کنند. رو در بسیاری از استراتژی های خود برای دولت بوش موفق عمل کرد زیرا به خوبی می دانست که می تواند این استراتژی ها را به تعبیری بهتر در قالب سیگارهایی به نام بوش در مجامع آمریکایی به فروش برساند و این سیگارها را در آن مجامع عمومیت بخشید. در این جا نیز مردم به رغم آن که می دانند این سیگارهای موسوم به بوش سرطان زا هستند اقدام به خریداری و استفاده آن می کنند.
ملت آمریکا باید این بار هوشیارانه عمل کند و برای سلامتی جامعه آمریکایی، این بار اشتباهات بوش را به اثبات برسانند. ملت آمریکا باید دست به کاری زند که دولت بوش درک کند این ملت، ملت احمقی نیست. مردم آمریکا باید به این دولت ثابت کند که به خوبی به وظایف ملی خود آگاه هستند و یکی از وظایف این ملت شرکت در انتخابات و رای دادن علیه دولتی است که به دلیل ناکارآمدی ما را در چنین وضعیتی در عراق قرار داده است و از یک جنگ برنامه ریزی نشده در این کشور به جایی رسیدیم که امروز تحقق هرگونه موفقیت یا به عبارتی پیروزی در عراق غیر ممکن شده است. مردم آمریکا باید به کارل رو بفهمانند که این انتخابات از نظر آن ها بسیار مهم است چرا که به عنوان یک شهروند آمریکایی به خوبی به این حقیقت واقفند که اگر تیم بوش تا به امروز به دلیل ناکارآمدی هایی که در عراق داشته است توانسته است از عواقب سیاست های اشتباه خود جان سالم به در برد، فقط به خاطر آن است که مجلس سنا و کنگره آمریکا را دردست داشته است و اگر این وضعیت ادامه یابد دموکراسی در آمریکا در حالتی قرار خواهد گرفت که باید برای آن گریست، زیرا این دموکراسی، دموکراسی واحدی نیست بلکه دموکراسی پاره پاره شده و آلوده به مال است که به دلیل وجود سیاستمداران حرفه ای حتی نمی توان حزب حاکم در آمریکا را به دلیل اشتباهاتش بازخواست یا محاکمه کرد. کارل رو باید بداند که ما احمق نیستیم و این امر تنها در انتخابات آینده آمریکا به اثبات می رسد.