تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۸۴۱۹۱
دین و برابری

«علیرضا علوی تبار» هفته گذشته در نشست شاخه جوانان مجمع نیروهای خط امام به بررسی «اصول و ارزش های چپ نواندیش و مردم سالار» پرداخت. به گزارش سایت آفتاب، وی در ابتدا با ابراز خوشحالی از حضور در جمع نیروهای سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام خطاب به آنان گفت:«سیاست را باید به شیوه جمعی پیش برد. دنبال کردن اهداف سیاسی حتماً باید در قالب کار جمعی صورت بگیرد تا مطمئن شویم تندروی ها و کندروی ها بر آن غلبه نمی کند.» علوی تبار البته می گوید کار جمعی سخت است: «با کار جمعی سرعت کند می شود اما فایده اش این است که انحرافاتش کمتر می شود.» علوی تبار افزود: «در دورانی که در آن قرار داریم مهم ترین کار ساماندهی حرکت های جمعی و گذر از بحرانی است که گریبان جریان های سیاسی را گرفته است.» این فعال سیاسی با اشاره به تجربه اصلاحات و پس از آن روی کار آمدن دولت نهم گفت: «اغلب جریان های سیاسی با بحران هویت مواجه شده اند و باید دوباره خود را تعریف کنند.» علوی تبار البته دموکرات بودن را به معنی «دنباله رو مردم بودن» نمی داند: «در کار سیاسی قرار نیست دنبال مردم راه بیفتیم و دموکرات بودن به معنای تبعیت و تقلید از مردم نیست.» وی افزود: «یک دموکرات می تواند توسط مردم کنار گذاشته شود ولی دلیل ندارد به خاطر جلب رای مردم مواضع خود را کنار بگذاریم. یک دموکرات می تواند به صورت یک اقلیت کار خود را در جامعه دنبال کند و نگران نباشد که چرا اقلیت شده است.» این استاد دانشگاه افزود: «توده مردم درد را احساس می کنند ولی معلوم نیست بدانند ریشه درد چیست و بتوانند نسخه خوبی برای درمان آن بپیچند.» علوی تبار در ادامه با طرح این سئوال که در تعریف هویت جدید چه باید کرد گفت: «اگر بخواهیم نیروهای سیاسی کشور را طبقه بندی کنیم باید از سه معیار استفاده کنیم و بدون طبقه بندی بحث جدی در مورد واقعیت امکان پذیر نیست.» این استاد دانشگاه معیار نخست را هویت هایی دانست که به طور تاریخی شکل گرفته اند. علوی تبار با بیان اینکه جریانات سیاسی در ایران یک روزه شکل نگرفته و پیشینه دارند، افزود: «از مشروطه به بعد سه جریان اصلی شکل گرفته که عبارتند از: سوسیالیستی، دینی - اسلامی و ملیت گرا، اینها از مشروطه تاکنون به طرق مختلف خود را نشان داده اند.» وی معیار دوم را انقلاب اسلامی دانست که به گفته علوی تبار به دلیل موضعی که این نیروها در مقابل حکومت بعد از انقلاب گرفته اند، سرنوشت ساز بوده است. علوی تبار معیار سوم را شکاف های فعال اجتماعی نامید و افزود: «در تاریخ معاصر چهار «شکاف فعال اجتماعی» مهم داریم که هر گروهی باید جای خودش را در آنها مشخص کند.» این استاد دانشگاه شکاف فعال اجتماعی اول را «دینی- سکولار» دانست و گفت: «روشن کنید چه جایگاهی برای سیاست، دولت و حکومت قائلید.» وی شکاف اجتماعی دوم را «چپ - راست» نامید و افزود: «مشخص کنید به لحاظ جهت گیری اجتماعی - اقتصادی چپ حساب می شویم یا راست.» علوی تبار شکاف اجتماعی سوم را «شکاف نوگرا- سنت گرا» دانست و افزود: «اولاً باید تعیین کنیم نسبت ما با مدرنیته چیست و از پشت عینک مدرنیته به سیاست نگاه می کنیم یا از پشت عینک سنت؟» این استاد دانشگاه شکاف چهارم را شکاف دموکرات آمرانه (اقتدارگرا) نامید. وی در ادامه افزود: «اولین کار در شرایط فعلی، تلاش برای تعریف مجدد هویت خودمان در این سیستم و یکی از کارهای فکری نیز پاسداری از مرزهای هویتی است که برای خود تعریف کرده ایم.» وی با بیان اینکه یکی از مرزهایی را که برای خود باید تعریف کنیم چپ و راست است، افزود: «چپ یک طیف است که شامل مارکسیست، دینی و ملیت گرا و دموکرات ها هم شامل پیشینه مارکسیستی، اسلامی و ملیت گرا است.» علوی تبار در ادامه با اشاره به تشتت فکری در جامعه ایران افزود: «تشتت فکری فقط مربوط به جامعه ما نیست و در همه جوامع مشاهده می شود.» این استاد دانشگاه ریشه چپ و راست در جامعه ما را انقلاب فرانسه دانست و افزود: «راست ها مدافعین وضع موجود و چپ ها ناراضی از سیستم موجود و خواهان تغییر در وضع سیاسی و اقتصادی خود بودند.» وی در ادامه گفت: «امروز همه اینها مخدوش شده و به هم ریخته است و هم چپ و هم راست در اروپا به دنبال تعریف مجدد از خود است.» این استاد دانشگاه افزود: «چپ ها در دنیا معمولاً کسانی هستند که برابری بیشتر را هم ممکن و هم مطلوب می دانند و از سویی خیلی از راست ها اساساً با برابری مخالف نیستند ولی می گویند ممکن نیست و یک عده شان هم می گویند برابری چیز مطلوبی نیست.» وی با بیان اینکه بشر با سه مشکل فقر، بیماری و جرم مواجه است، افزود: «چپ ها به طرق مختلف سعی می کردند نشان دهند نابرابری هر سه را افزایش می دهد.» علوی تبار افزود: «چپ معتقد بود نابرابری مضراتش بیشتر از فوایدش است.» وی در ادامه گفت: «چپ در دعوای قدرت هم طرف کسی را می گیرد که در موضع ضعف قرار دارد.» این استاد دانشگاه وجه دوم تمایز چپ و راست را در نقشی که برای حکومت قائلند دانست و افزود: «چپ می گوید بشر می تواند به نحو برنامه ریزی شده و سنجیده با استفاده از قدرت حکومت برای تغییر ساختارهای اجتماعی برای برابری بیشتر دخالت کند.» علوی تبار در بخش دیگری از سخنرانی خود افزود: «همان طوری که بنیادگرایی نمی تواند با دموکراسی جمع شود، تفسیر دینی از مارکس هم نمی تواند با هم جمع شود.» وی افزود: «چپ بودن به معنای آن نیست که شما هیچ گاه با راست همسو نمی شوید.» این استاد دانشگاه افزود: «در دنیا چپ ها از تورم بیشتر و بیکاری کمتر و راست ها از تورم کمتر و بیکاری بیشتر دفاع می کنند.» علوی تبار با بیان اینکه در ایران همه چیز به هم ریخته افزود: «راست لیبرال با چپ دموکرات در کوتاه مدت همسو شدند.» وی افزود: «معتقدم در کوتاه مدت نباید متعجب شد که برنامه های هاشمی و خاتمی خیلی با هم فاصله نداشته باشند چون اقتضای ساخت ایران این است.» این استاد دانشگاه ادامه داد: «در کوتاه مدت می توان خیلی ائتلاف ها داشت ولی این به معنای فراموش کردن مرزها و آرمان ها نیست.» وی با اشاره به سه جریان بنیادگرا (حماس)، سنت گرا (آیت الله آشتیانی) و تجددگرا (شریعتی و بازرگان) افزود: «چپ بودن با قرائت سنت گرا از دین قابل جمع نیست.» این استاد دانشگاه با اشاره به نوگرایی برخی روحانیون در پیش از انقلاب افزود: «دو اتفاقی که روحانیون را از نوگرایی جدا کرد یکی اتفاق سال ۱۳۵۴ و اعلام مارکسیست شدن مجاهدین خلق بود، در حالی که بسیاری از روحانیون پیش از این از آنها حمایت می کردند و اتفاق دوم آغاز ترورهای مجاهدین خلق و فرقان در سال ۱۳۶۰ بود و این اتفاقات وحشتی را به وجود آورد که این تفاسیر نوگرا از کجا سردر می آورند.» […]