تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۴۸
همراه با حمید مولانا پروفسور علوم ارتباطات
علی‌اکبر مظاهری mazaheri@jamejamonline.ir اشاره: بای بسم‌الله سوالات شما مرا یاد بچگی‌ام می‌اندازد که یکی از آداب بسیار متعالی فرهنگ ماست که آمریکا و جاهای دیگر ندارن ... و آن عین سوالاتی است که شما می‌کنین و از ما کردند ... کنار کرسی، شبهای زمستان ... و آن این بود که: من یک کلمه می‌گم شما شعر شو بگو! این سطرها ما را در لابی هتل استقلال به شبانه‌های هر شب هزار و یک شب برد، به فردوسی و شاهنامه پیوند داد، حتی به ن والقلم، حتی به اوستا ... با حمید مولانا پای «آتش که نمیرد همیشه» و ... «گپ زدیم» . با ما کنار فروزانی این الفبا بنشینید، این گفتگو، این تکامل.

* کم‌اند ... و گم‌اند:
** اونا که مبتکرند و اونایی که فکر می‌کنند.
* کسی که وجدان بیدار خودش شده:
** باید مسلمون باشه.
* چگونه کسی وجدان بیدار جامعه‌اش می‌شود:
** اونی که به خانواده علاقه داره و خانواده رو به جامعه بشری وصل می‌کنه.
* نکته‌ای که خیلی رویش تاکید دارید/ انگشت گذاشته‌اید:

** ایمان داشته باشیم.
* مهمترین و اولین کلید برای فتح باب دوستی با شما:
** فکر.
* جایی که غیر از شما هیچکس نیست:
** می‌خندد ... وقتی که من با خدام هستم، من مناجات می‌کنم.
* محور وجود شما:
** بشریت ... فکر می‌کنم.
* پس شما جهان - وطنی هستین:
** ولی بشریت از توحید و خالق بشریت جدا نیست ...ها!
* بیشتر از کل جهان می‌ارزد:
** خلقت، چون هنرمند به خلقت علاقه داره. دانشمند به تکامل.
* تازه‌ترین کارتان:
** فکر برگشتن به ایران.
* چه وقتی کاملا مثبت و خوش‌بین هستید/ می‌شوید:
** وقتی که با طبیعت و مردم هستم.
* یک جور عادت خودمانی همه جایی (منزل ... دانشگاه):
** کفش‌های راحتی که بشه زود درآورد؛ هم برای سفره هم برای نماز.
* تقبل‌الله:
** همچنین!
* عمیق و احساسی:
** عواطف.
* کسی که جرات ندارد حرفش را بزند:‌
** می‌زنند ولی ما نمی‌فهمیم مثل کودکان.
* کسی که از عاشق شدن می‌ترسد:
** اونی که عاشق نشده .
* پروفسور مولانا وقتی که با خودش است؟
** شبها.
* انرژی نهفته/ ناشناخته/ آزاد نشده انسانی؟
** تفکر.
* این که اینشتین گفته: نکته غیر قابل درک درباره هستی این است که قابل درک است.
** اگه اینشتین گفته باید مولانای مولوی را خواند، برای تصحیحش.
* چهره واقعی‌تان از پس این اسم و عنوان:
** سیدحمید مولانا .../ موسوی هستیم. جد ما قاسم انوار، عارف معروف است و شجره ما را آیت‌الله العظمی مرعشی (ایشان شاگرد جد ما بوده‌اند) نوشته‌اند.
* دوری از وطن؟
** شناخت دیگران.
* همه هدفتان.
** خودمو بفهم.
* کدام احساستان باید فریادی جهانی سر بدهد و کدام احساس باید تنهایی آواز بخواند؟‌
** با خنده بسیار ... مقالات من در چشم‌انداز... / اونایی که ان‌شاءالله بعد خواهم نوشت.
* آدمهای کوچک و بی‌احساس؟
** شاید ما حس نمی‌کنیم.
* این جور آدما ولی خیلی زیادند استاد.
** برای اینکه ما هم جزوشونیم.
* ولی بعضی از ما خیلی بزرگتر از کره زمین هستیم حتی:
** مولانای مولوی.
* چون همنام شماست؟
** نه.
* از تجربیات تازه؟
** فکر کنم همین مصاحبه.
* جدی همین مصاحبه.
** خیلی مچکرم. باز هم بیایید.
* وقتی در برابر استادان خودتان هستید یا همکارشانید؟
** بله شده ... (بسیار می‌اندیشد:) فرصتی بوده برای شناخت بیشتر اون که چقدر عمقی یا سطحی بودند.
* باید گفت ...:
** شما اوستا را خوندین؟! فرم اوستا روش مصاحبه است. سوال و جواب با خداست بالاتر از همه، مناجات در اسلام. دعا یکطرفه نیست. دعا که می‌کنید باید بشنوید. اگر نشنوید تقصیر خودتونه.
* اعتقاد به نیروی ماورای بشری؟
** آغاز دینه.
* راهی برای نجات و رستگاری؟
** انقلاب درونی.
* اگر جهان در سکوت فرو برود؟
** می‌فهمیم.
* زمستانی که گاهی روحتان را پر می‌کند/ درباره سرمایه درون؟
** خبر بهار را می‌دهد.
* یک قضاوت عادلانه؟
** نیست.
* آن گاه که دریافتید بهتر است و باید خودتان باشید؟‌
** در هر دادگاهی.
* یک توصیه به روزنامه‌نگاری که کارش زندگیشه:
** همیشه هر کاری می‌کنید عاشق باشین.‌ به آدم انرژی می‌ده. کمتر توقعات داره.
* ... و برای کیفی‌تر و ژرف‌تر شدن کارش.
** یک آزادی فکره. به خودتون آزادی بدید و تا می‌تونید مطالعه کنین. پهلوی بزرگان بنشینید. این جور چیزها خوبه.
* خسته‌کننده‌ترین چیز؟
** این که پهلوی کسی بنشینید و چیزی یاد نگیرید.
* احساستان وقتی در آمریکا به ایران می‌اندیشید/ نگاه می‌کنید. مثل همین جاست.
** مثل همین جاست که نشسته‌ام. (در لابی هتل استقلال، شمیران، مصاحبه در چند جلسه می‌کردیم.)
* شهرتتان را مدیون آن می‌شمارید.
** مولانا.
* کوچک و گمنام؟
** اونی که در حال رشده.
* آن را برای تمام دنیا می‌خواهید ؟
** عشق.
* این روزها ولی خیلی دور از دسترسه استاد؟
** ما نمی‌بینیمش. تقصیر با ماست.
* اتفاقا مشکل همینه که نمی‌بینیمش.
** برای اینکه فقط به چشم تکیه می‌کنیم.
* چندان واجد ارزش نیست؟
** جورج بوش.
* یکی دیگه هم اضافه کنید پایین‌تر از اون.
** مانند او.
* واقعیتی است تلخ.
** پراکندگی.
* ولی ذهن ما ایرانی‌ها (شاید هم روحمان) خیلی پراکنده است.
** نهایت کثرت‌گرایی، وحدت‌گرایی است.
* سهم فارغ‌البالی در پیشرفت زندگی علمی و ... تان.
** پشتوانه مالی هیچ وقت نداشته‌ام.
* بورسیه تحصیلی چطور؟
** چرا، بورسیه داشتم.
* برایتان پشتوانه‌ای شد تا ... ؟
** آخر عمر.
* حالا چی بود؟‌
**‌ تجربه‌ای که داشتم.
* راهش را بالاخره پیدا خواهد کرد/ می‌کند؟‌
** سعادت.
* اگر نامی نداشت، شما با چه عنوانی صدایش می‌کردید؟
** او.
* اوج یک تجربه موفق؟
** سراشیبی.
بروید بالا. هیچ وقت آنجا نمی‌مونید. آخه زندگی اون نیست. زندگی بالا و پایین داره.
*‌ و چه جاهایی که مردم ناراحت می‌شن؟‌
** بله. یک قله را بالا رفته و داره قله بغلی را می‌یاد پایین. همین جاست که مردم ناراحت می‌شن.
* اگر همه چیز را بر امیال مردم اندازه بگیرین؟‌
** وای به حالتون! پس حقیقت و عدالت و غیره چه می‌شه.
* بهترین نشریات؟‌
** ستون چشم‌انداز.
* این نوع اعتماد به نفس شما از کجا سرچشمه می‌گیره؟
** برای این که چشم‌‌انداز 14 سالشه.
* چرا اصلا اینو گفتین/ مطرح کردین؟
** این دعوت برای اوناست که این ستون را نخوانده‌اند. دعوتی است که سر سفره با ما بنشینند.
* اما مطالب این ستون بارها از روزنامه‌های پرتیراژ نقد شده؟
** درهیچ جامعه‌ای توافق کامل نیست، ولی هر کس باید آزاد باشه که حرفاشو بزنه.
* کسی که حتی نیم نگاهی به پشت سرش نمی‌اندازد؟
** راه صراط؟
* درباره شاهکارهایی که متولد نشده‌اند؟
** سیستم آینده جهانی دنیا.
* ان‌شاءالله با ظهور حضرت عج حل می‌شه.
** برای همین منتظریم.
* درباره‌اش دیگر سختگیری به خرج نمی‌دهید؟
** آه ... ترافیک.
* ... اصلا عجیب نیست؟
** فرق بین نیوتن و اینشتین.
* حتی اشتباهاتی شاهکار محسوب می‌شوند؟
** صداقت.
* مهمترین اسلحه شما؟
**‌ طنین تعهد.
* روزنامه‌نگاری در یک کلمه؟
** اونچه یافتید نه اونچه واقع شده.
* یک روزنامه‌نگار باهوش؟
** اونی که می‌خواد دانشمند بشه ولی نشده.
* برعکس چی/ یک عالم علم ارتباط؟‌
** کسی که کتاب و فکر را کنار گذاشته و می‌خواد روزنامه‌نگاری کنه.
* نیاز مبرم الان روزنامه‌های ما؟
** به الگوی جدید. چیزی که باور یا توجه ندارند اتفاقا.
* حس‌تان از خود قلم؟
**‌ رسانه.
* فضای تحریریه روزنامه؟
** دوره.
* میزکار؟
** فرصتها.
* کمبود صندلی توی تحریریه؟‌
** برای اینکه به فرش اهمیت نمی‌دن.
* رابطه فاکس و خبرنگار؟
** انگاره سازی.
* تلکس؟
** درشکه فاکس ... (تلگراف را هم بپرس).
* و تلگراف؟
** گاری فاکس ... می‌دونین گاری چیه که !
* کاغذهای سفید؟
** خیلی خوبه ... آماده برای نوشتن اندیشه‌های جدید.
* اذان؟
** رسانه الهی. بیدار باش و عبادت کن.
* بینش درخشان؟
** قلب.
* حضور شما غیاب اوست؟
** روز و شب. می‌دونی چرا روز و شب؟
* بفرمایین.
** برای این که ما به هم متصلیم و حضور من فقط از این گردش کیهان معلوم می‌شه.
* این روزها به خاطر ...؟
** آمدن.
* ازش طفره رفتن محاله؟
** برای اینکه همیشه با ماست.
* به خاطرش عمر گذاشتین؟
** دانش.
* در صورت لزوم اعتراف می‌کنین که؟
**‌ من هنوز نمی‌دانم.
* لولوی بچگی‌ها در این سالها هم حضور داره؟
**‌ بزرگتر هم شده.
* شده که احساس کنین متعلق به یه عصر دیگه این؟
** چه جوری بگم اینو ... متعلق نیستم؛ سیر می‌کنم.
* وضعیت اجتماعی چقدر شما را تحریک کرد که کار و تلاش‌تان را بیشتر و گسترده‌تر کنید؟
** بنویسید نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلابات بعدی دنیا.
* در کدام حرکت تاریخی و اجتماعی نمود پیدا کردید/ تاثیر و تاثر؟
** در افول امپراطوری‌ها یکی رو دیدم و دیگری رو مشاهده می‌کنم.
* جواب هوشمندانه‌ای بود.
** جدی همین بود.
* محور قرار دادن انسان و ارزشهایش؟
** به محیط زندگی تاثیر می‌گذاره. اونی که سعدی می‌گه: کمال همنشین و ... من همان خاکم که هستم.
* خواهش می‌کنم حالا که با هم به اینجا رسیدیم، درباره فرمایش شیخ اجل و این نوع سلوک روزنامه نگاری و مصاحبه ...
** علاقه دارید به کارتون و می‌خواهید ابتکار داشته باشین و درباره حرفه خودتون.
* [چی می‌شد فارسی‌اش...] به شوق می‌آیید. می‌دونین؟ هیجان‌آور هستین. شما می‌دونین این روش مصاحبه که می‌کنین چیه؟!
** بفرمایید لطفا.
* این روش گفتگویی است که فیلسوفان یونان بهش گفتن
** دایالاگ = دیالوگ.
* ... و روحیه، شخصیت و جان این روش مصاحبه؟
** این نه تفتیشه و نه یکسویه است.
* ملت خواب‌زده؟‌
** ملتی که زنگ ساعت را نشنیده.
[استاد در مدت طولانی با موبایل صحبت می‌کند ... و قرارهای دیدار و گفتگو و صد البته با در نظر گرفتن ترافیک تهران و کشته شدن فراوان زمان]
* آغازگر تغییرات؟‌
** تصمیمات و اراده.
*‌ غنی‌ترین میراث بشری؟ بگیم حروف الفبا؟
** بله ... «القلم» ... زبان.
* ... و میراث ایرانی
** دین.
* چه وقت تشخیص نمی‌دهید خوب را از بد‌؟
** وقتی که هیچکدام از اینها را نبینیم.
* ... و انسان را از آدم نما؟‌
** زبان.
* لایق شماست واقعا؟
**‌ کتاب.
* اتفاق مهمی نمی‌افتاد اگر ... ؟
**‌ عزیزان ما فوت نمی‌شدند.
* همه زندگی شماست؟‌
** دنیا و آخرت.
* آخرت‌تون چه رنگی‌یه به نظرتون؟
**‌ پایان نداره. رنگی که هنوز ما ندیدیم.
*‌ ارزش زندگی به ...؟
** تعهد.
* زندگی، قبولش ندارد؟
** ناامیدی.
* تمام زندگی ما؟
**‌ در پی اینه که یه چیز دیگه می‌یاد.
* اونایی که نمی‌دونن یه چیز دیگه می‌یاد:
**‌ می‌میرن. مرگه.
* در آستانه‌اش قرار دارین؟‌
** آه ... پروژه بزرگ.
* این پروژه موفق خواهد بود؟‌
** ان‌شاءالله.
* درباره‌اش موفقیتی نصیب‌تان نشد؟
** دیدارش.
* چه جوری از کسانی که آزرده‌شون کردین، دلجویی می‌کنین؟
**‌ اعتراف می‌کنم.
* در ادامه همین فضا روزنامه‌نگارانی هستند که از شما آزرده خاطر شده‌‌اند.
** برای این که فکر می‌کنن جای من عوضی‌یه. نگرون نباشین بیایین صحبت کنیم.
* در جراید آمریکا اگه بی‌پروا انتقاد کنین؟
**‌ عین ایران اذیت‌مون می‌کنن.
* و ... نوام چامسکی؟
** بله چامسکی در کتابهایی که نوشته‌ام با من همکاری کرده بعضی‌هاشو، فضولی برای کتابهای ما نوشته.
*‌ یه نکته درباره‌اش؟
** دانشمند زمانه، ولی منتقد سیاست خارجی آمریکاست.
* آمریکایی‌ها واقعا اذیت‌تون می‌کنن؟
** ماها را خیلی اذیت می‌کنند، ولی ما صدامون در نمی‌یاد.
* حقوق‌تون کفاف می‌ده؟
** حقوق را نقض می‌کنن.
* می‌دونستین اگه ساکن ایران بودین این همه مورد توجه و عنایت رسانه‌ها و غیره قرار نمی‌گرفتین؟
** بستگی به شرایط داره و کسانی که می‌خوان توجه کنن.
* خود توجه؟
**‌ زیاد مهم نیست.
* اونی که خیلی مهمه؟
** احترامه.
* چه وقت غیر مترقبه و غیر قابل پیش‌بینی ‌هستین؟
** همیشه.
*‌ چه هنگام خیلی به هیجان می‌آیین؟
**‌ اونم همیشه.
* چه زمانی به صفر می‌رسین/ به اصطلاح ته نشین می‌شین؟
** وقتی آزادی‌مو از دستم می‌گیرن.
* آیا زندگی را برای زندگی دوست دارید یا برای ... ؟
** او.
* از آرزوهای این دوران زندگی؟
** می‌خواین جدی بگم؟! ... برگشت به طرف محبوب و معشوق [ازلی].
* موافقید که ... ؟
** موافقم که این گونه مصاحبه را دوباره تکرار کنیم/ باز هم همدیگر را ملاقات کنیم، گپ بزنیم...