تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۹۷

اگر چه پرونده هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه محافل داخلی و خارجی در دو سال گذشته بوده است، اما انتشار اخباری در مورد طرح روسیه در روزهای اخیرـ که با تایید و تکذیب‌هایی مواجه شد ـ بار دیگر این پرونده را صدر اخبار بسیاری از رسانه‌ها قرار داد: عده‌ای این طرح را بازنویسی خواسته آمریکا و اروپا با زبان روسی دانستند و عده‌ای دیگر آن را فرصتی مغتنم برای کشورمان برشمردند. بعضی از کارشناسان و نخبگان داخلی هم با اشاره به بدحسابی‌های قبلی روسیه لزوم مراقبت ویژه و برخورد هوشمندانه نسبت به این طرح را گوشزد کردند.
تردیدی نیست که برای عبور از مرحله کنونی در روند فعالیت هسته‌ای کشورمان، وجود انتخابهای متنوع بسیار مفید است و لذا ضمن استقبال از طرحی که دارای جنبه‌های مثبت است، رفتار مذاکره‌کنندگان ایرانی باید به گونه‌ای باشد که همه قدرتهای موثر در پرونده مطمئن شوند ایران سناریوهای مختلف در اختیار دارد و با خیالی آسوده، طرحی را قبول خواهد کرد که بیشترین منافع را برای ملت ایران فراهم کند.
اما متاسفانه به نظر می‌رسد در حال حاضر وضعیت دیگری بر روند مذاکرات حاکم است. تاکید ایران بر عدم هر گونه مذاکره با آمریکا و تغییر در برخی مناسبات با طرف‌های اروپایی ـ که به خصوص پس از حمایت یکپارچه اروپائیها از اسرائیل در برابر اظهارات رئیس‌جمهور ایران به وجود آمد ـ ظاهراً طرف روسی را دچار این توهم نموده که ایران ناچار به پذیرش نقش منحصر به فرد روسیه است و انتخابی جز اجرای طرح آن کشور برای طرف ایرانی وجود ندارد. این وضعیت دقیقاً مشابه با شرایط مربوط به نیروگاه اتمی بوشهر است. یعنی سپرده‌شدن تکمیل آن نیروگاه به روسها در زمانی اتفاق افتاد که طرف‌های اروپایی علیرغم تعهدات قبلی حاضر به انجام این کار نشدند. نتیجه این وضعیت را امروز به خوبی مشاهده می‌کنیم به راه اندازی پروژه‌، بارها و به بهانه‌های گوناگون به تعویق افتاده است. اکنون نیز می‌توان حدس زد که چنانچه بنا به دلایل ذکر شده در ابتدای یادداشت، روسها احساس کنند در مذاکرات هسته‌ای،‌ جایگاه ویژه و منحصر به فرد دارند، رفتار آتی ـ و حتی فعلی ـ آنها با ایران مطلوب‌تر از عملکرد آنها در راه اندازی نیروگاه بوشهر نخواهد بود.
حقیقت آن است که از هیچیک از قدرت‌های موثر در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سابقه مثبتی در ذهن ملت ایران نقش نبسته است: اگر انگلیس و آمریکا در دهه‌های گذشته در برابر خواسته‌های منطقی ملت ایران همچون ملی شدن صنعت نفت و استقرار نظام حاصل از انقلاب اسلامی ایستادگی مربوط به قراردادهای تحمیلی همچون ترکمنچای و گلستان در ذهن ملت ایران وجود دارد،‌ اگر امروز، اسنادی از حمایت آمریکا و انگلیس ازصدام در حمله به ایران افشا می‌شود، ملت به یاد دارد که در جنگ ناجوانمردانه و نابرابر صدام و حامیانش علیه ایران،‌ بیشترین سلاحهایی که برای کشتار جمعی و انفرادی مردم ایران بکار گرفته می‌شد ساخت روسیه بود،‌ اگر آمریکا و متحدان اروپایی غربی آن کشور،‌ علیرغم مقررات صریح NPT بر سر راه دسترسی ایران به تکنولوژی صلح آمیز هسته‌ای مانع تراشی می‌کنند و آن را به تعویق می‌اندازند، روسیه نیز تعهدات صریح خود در راه اندازی نیروگاه بوشهر را تا کنون به بهانه‌های مختلف به تعویق انداخته است، اگر آمریکا و انگلیس، آلمان و فرانسه قطعنامه‌هایی برای مقابله با فعالیتهای هسته‌ای ایران تهیه می‌کنند،‌ روسیه هم هیچگاه حاضر به دادن رای منفی به آنها نشده و تا کنون نشانه‌ای مبنی بر استفاده حق وتو به نفع ایران از خود بروز نداده است و در نهایت نیز طرحی ارائه نموده که هیچگونه علامتی مبنی بر نارضایتی آمریکا،‌ انگلیس،‌ فرانسه و آلمان با آن مشاهده نشده است.
در چنین شرایطی، شاید بهترین راه آن باشد که مسئولان ایرانی با تجدیدنظر در برخی تاکیدات گذشته، به صراحت اعلام کنند از میان قدرتهای موثر در آژانس ـ‌ که تمامی آنها دارای سابقه منفی در تعامل با ایران هستند‌ ـ هر کدام که در مرحله اخیر بیشترین امتیازات را برای ایران قائل شود، می‌تواند طرف مذاکره باشد.
اگر اینگونه شود قاعدتاً روسیه که در همسایگی ایران قرار دارد و مجموعه‌ پیوندهای بالقوه و بالفعل آن کشور با ایران می‌تواند بسیار بیشتر از سایر قدرتهای جهانی باشد، در موضعی بسیار منطقی‌تر و بدور از برخی امتیازخواهیها برای رسیدن به راه‌حل مشترک و مرضی الطرفین، به مذاکره با ایران تن در خواهد داد.
البته در این میان برخی مراقبت‌‌های دیگر نیز لازم است. هوشیاری مسئولان ایرانی برای جلوگیری از گشوده شدن جبهه‌های جدید در برابر کشورمان و مقابله با هر اظهارنظر یا اقدامی که لابی‌های قدرتمند جهانی را برای ایجاد اجماع علیه ایران یاری خواهد کرد، یکی از ضروریات انکار‌ناپذیر برای صاحبان تریبون و مسئولان عالیرتبه ایرانی است.
اگر این مراقبتها صورت گیرد می‌توان مطمئن بود که غرب،‌ روسیه و سایر قدرتهای موثر اقتصادی و سیاسی جهان، در مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران برای کسب بیشترین منافع به رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت که ثمره این رقابت، ایجاد انتخابهای متنوع برای ایران خواهد بود.
در غیر اینصورت، باز هم باید منتظر ارائه پیشنهاداتی نه چندان مطلوب از سوی کشورهایی مانند روسیه باشیم که هنوز هم برای اثبات استقلال کامل آنها از غرب ـ بخصوص در پرونده‌هایی مانند پرونده هسته‌ای ایران ـ تردید جدی وجود دارد.