تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۸۳۲

هر چه سبک‌های رفتاری دولت فعلی به قول خودشان شگفتی‌سازتر به نظر بیاید، شناسایی مبانی این مدلها ضروری‌تر به نظر می‌رسد. در این میان نقش همراهان رئیس دولت در شناساندن روش‌ مندی‌های خاص آنها، نقش اساسی و بدون تردید است. شاید به همین دلیل باشد که در ماههای گذشته رسانه‌ها تلاش بسیاری کردند تا دولت صاحب «سخنگو» شود و اکنون نیز تلاش دارند تا رئیس دولت و سخنگوی آن را به دیالوگ ـ و نه منولوگ ـ با رسانه‌ها بکشانند که «تا مرد سخن نگفته باشد...». بر همین اساس است که به نظر می‌رسد نباید از کنار سخنان چند روز قبل چهره تبلیغاتی ستاد و دولت احمدی‌نژاد بدون بهره کافی گذر کرد.
از دیدگاه راقم این سطور آن بخش از اظهارات «کلهر» که به «توانایی احمدی‌نژاد برای تصمیم‌گیری در 24 ساعت» اشاره داشت شاه کلیدی برای شناسایی فضای موجود در سطوح عالی دولت است. چرا که تصمیم‌گیری هسته مدیریت است و طبیعتا تحلیل بر مبنای تعاریف اطرافیان رئیس‌جمهور می‌تواند ما را به مدیریت مطلوب از نگاه این مشاوران رهنمون سازد.
نماینده تبلیغاتی رئیس‌جمهور شاخصه تبلیغاتی مدیریتی احمدی‌نژاد را تصمیم‌گیری در 24 ساعت خوانده است، آن هم تصمیماتی که پیشتر برای آنها پنج سال وقت صرف می‌شده است. این سخنان اگرچه به نیت مدح بر زبان مشاور تبلیغاتی دولت جاری شده، اما خود شکل‌دهنده ابهاماتی است که ذیلا به آنها اشاره می‌شود.
1ـ اصولا این مشاور محترم تبلیغاتی ‌شان مدیریت کلان یک کشور را با مدیریت در یک سطح عملیاتی از هم تفکیک نکرده‌اند. به این صورت که اصولا به ازای ارتقای رتبه مدیر، شان وی از تصمیم‌گیر بودن به تدریج به نظارت و کنترل جریان تصمیم‌گیری ارتقا می‌یابد، چرا که به اقتضای ارتقای رتبه مدیر هم تعداد موقعیت‌های تصمیم‌گیری، هم ارزش تصمیمات و هم پیچیدگی‌های آنها افزایش می‌یابد و گام به گام از حیطه توانایی‌های محدود انسان‌ها خارج می‌شود. بنابراین تصمیم‌گیری به فرایندها و سیستم‌ها سپرده می‌شود و مدیران وظیفه نظارت بر حسن عملکرد فرآیندها را برعهده می‌گیرند. بنابراین یک رئیس‌جمهور در قریب به اتفاق مسائل مرجع تصمیم‌گیری نیست و مواردی نیز که به تصمیم او احتیاج است، آنقدر با اهمیت است که نیازمند داده‌های فراوان سیستم‌های مختلف تحت مدیریت اوست. داده‌هایی که اگر کسی مدعی شود ظرف 24 ساعت امکان جمع‌آوری آنها را دارد، بیشتر به شوخی شباهت می‌یابد. حتی برای حیاتی‌ترین مسائل مربوط به امنیت کشورها نیز ـ که گاه تصمیم‌گیری در دقایق یا ساعات را الزامی می‌سازد ـ با پیش‌بینی و مطالعات دقیق، مدلهای مختلف تصمیم از پیش کارشناسی می‌شود و نهایتا یک رئیس کشور نیز در چهارچوب همان شبیه‌سازی‌ها به تصمیم‌گیری می‌پردازد.
بنابراین اصل تصمیم‌گیری در 24 ساعت برای یک مدیر در سطوح کلان در اکثر موارد نه یک حسن که دقیقا یک نقطه ضعف و کم توجهی به برنامه‌ریزی تلقی می‌شود. حتی اگر مشاور تبلیغاتی رئیس‌جمهور با مثال زدن از «آمریکا» بخواهد برای آن تاییدیه بگیرد!
مثالی که کلهر در مورد «اتخاذ سه تصمیم ظرف 48 ساعت در آمریکا» مطرح نموده دقیقا تاییدکننده شرحی است که فوقا به آن اشاره شد. یعنی نظام کارشناسی به نحوی مدیریت می‌شود که از پیش گزینه‌های مختلف پیش‌رو را پیش‌بینی و برای هر یک از آنها بدیلی را آماده می‌نماید و بدان صورت نیست که رئیس‌جمهور آمریکا چشم به اخبار سی.ان.ان یا گوش به اخبار رادیو ایران تصمیمی را کشف و ابلاغ نماید.
دلیل دیگری که برای مردود شمردن این نوع تصمیم‌گیری ـ به جای ممدوح شمردن آن ـ وجود دارد موضوع اجراست.
تصمیماتی در سطوح کلان یک کشور به همان اندازه که قبل از اتخاذ نیازمند وجود صلاحیت‌ها و دخالت حوزه‌های اطلاعاتی مختلف است، در اجرا نیز نیازمند ورود بخش‌های مختلفی است که اندازه و گستره آنها با اهمیت تصمیم نسبت مستقیم دارد. بنابراین اجرای تصمیمات کلان نیازمند همکاری گاه ده‌ها و صدها واحد اداری و انسانی است که به محض امر «کن فیکون» نمی‌شوند و زمانی همراهی قابل قبولی خواهند داشت که حداقل در جریان روند تصمیم‌گیری قرار داشته باشند و آن را مبتنی بر داده‌های کارشناسی بشناسند. در غیر این صورت خیلی ساده خواهند گفت که «هر کس چنین تصمیمی گرفته خود هم آن را اجرا کند.»
اما شاهد نقض سخنان مشاور تبلیغاتی احمدی‌نژاد در لابلای سخن خود او نیز موجود است. وی در مورد مرحله دوم انتخابات می‌‌گوید: «وقتی در مرحله دوم انتخابات شایعه کناره‌گیری رفسنجانی به نفع کروبی را شنیدیم نگران شدیم. این اتفاقی بود که هیچ برنامه‌ای برای آن نداشتیم.»
در صورتی که بنابر گفته‌های گذشته همین فرد نباید جای نگرانی وجود می‌داشت و حسب صلاحیت‌‌هایی که همین فرد برای احمدی‌نژاد برشمرده می‌توانسته‌اند «مشکل خویش بر او برده» تا «به تدبیر نظر حل معما بکند» و اتفاقا این می‌توانست آزمون خوبی برای نشان دادن علمی صلاحیت‌های پیش گفته باشد. به ویژه اینکه در صورت رخداد چنین فرضی، طبق قانون اساسی انتخابات به تعویق می‌افتاد و مقصود دیگر گوینده سخن که «اگر 5 روز بیشتر وقت داشتیم...» نیز حاصل می‌شد.
اما اگر موضوع قدرت تصمیم‌گیری در 24 ساعت تنها شعار تبلیغاتی بوده و حتی سخنگوی احمدی‌نژاد در روزهای انتخابات نیز به آن اطمینانی نداشته است، بهتر است از مردم و از منتقدان نخواهند که به آن اطمینان داشته باشند.
ایراد دیگری که بر مکانیزم تصمیم‌گیری «مستحسن» از نگاه این عضو حلقه مشاوران رئیس‌جمهور وارد است واقعیت نظام تصمیم‌گیری در کشور است. در بسیار موارد هیچ قانون و هیچ عرفی به رئیس‌جمهور اجازه نمی‌دهد که بدون تعامل و همسازی با سایر نهادهای قانونی کشور تصمیم بگیرد که حال ما در وصف سرعت آن بگوییم. اداره امور کشور امری متکثر است که گاه به لحاظ قانونی و گاه به صورت عرفی جریان تصمیم‌گیری را مقید می‌سازد. نتیجه چنین واقعیتهایی نیز آن می‌شود که رئیس‌جمهوری 5 ماه پس از انتخاب و چهار ماه پس از آغاز به کار هنوز نتوانسته کابینه خود را تکمیل کند. در صورتی که اسلاف او عموما در همان ماه اول این کار را کرده‌اند و در همین شرایط نیز اطرافیان در وصف قدرت تصمیم‌گیری او می‌گویند و هر چه بیشتر به ساختن فضایی دامن می‌زنند که مورد اعتراض سایر ارکان قانونی تصمیم‌گیری است.
نمونه دیگر بحث انتخاب مدیران استانی است که تاکنون موجب اعتراض نمایندگان استان‌های مختلف کشور شده است، اگر واقعا مایه‌های تصمیم‌گیری در دولت در این سطح بالا قرار دارد، چرا به ماه‌ها بلاتکلیفی مدیریت عالی استان‌ها پایان داده نمی‌شود؟
چندی پیش که هیات دولت در یکی از استان‌ها تشکیل جلسه داد، اعلام شد که «جلسه 3 ساعته، هیات وزیران یکصد مصوبه داشته است.» گویا با اظهارات اخیر مهدی کلهر راز این معما نیز گشوده می‌شود که جای تقدیر دارد.