تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۸۹۶

داوود هرمیداس‌باوند
مذاکرات مقدماتی ایران با اتحادیه اروپا، پس از وقفه‌ای چند ماهه در هفته گذشته آغاز و ادامه آن به پس از تعطیلات عید مسیحی موکول شد.
درباره این رخداد، می‌توان دو فرضیه را مطرح کرد:
فرضیه اول:
اتحادیه اروپا می‌کوشد تا با برگزاری یک دوره مذاکره فرمالیته، تصمیمی را که پیش از آن گرفته بود به مرحله اجرا بگذارد. این یک نگاه بدبینانه (Pesimistic) به آغاز مذاکرات است. نگاهی که نویدبخش نیست و خبر از آن می‌دهد که طرف‌های اروپایی به نوعی می‌کوشند تا در یک بازی سیاسی، جایگاه خود را در افکار عمومی بین‌المللی بهبود بخشند. اگر این نگاه بدبیانه را بپذیریم، بنای این مذاکرات آن است که اروپا می‌کوشد از این طریق نشان دهد که آخرین تلاش‌هایش برای جلوگیری از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت انجام داده اما موفق نشده است. این فرض زمانی تقویت خواهد شد که بپذیریم طرفین به طور کامل از دیدگاه‌های یکدیگر اطلاع دارند و از آن به رو که اروپا می‌داند ایران حاضر به هیچ نوع نرمشی در برابر فشارها نیست، می‌کوشد تا با برپایی این مذاکرات نمایشی، رفتار آتی خود را در حمایت از ارجاع پرونده به شورای امنیت را مشروع جلوه دهد. همین پیش فرض درباره روسیه و پیشنهاد این کشور مبنی بر انجام فرآوری اورانیوم در خاک روسیه نیز وجود دارد. با این نگاه بدبینانه، می‌توان رفتار روسیه را این گونه تحلیل کرد که آنها با طرح پیشنهادی که از پیش می‌دانستند ایران پذیرای آن نخواهد بود، رفتار آتی خود را مشروع جلوه دهند و در جبهه اروپا و آمریکا قرار گیرند.
فرضیه دوم:
فرضیه دوم اما کمی واقع بینانه است. آن هم با این پیش فرض که اروپا و البته آمریکا زمان حاضر را موقع مناسبی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نمی‌دانند. این یک اصل در دیپلماسی است که زمانی طرفین حاضر به از سرگیری مذاکرات می‌شوند، قهراً تعدیل نسبی در مواضع یکدیگر را نیز پذیرفته‌اند و هدفشان از مذاکرات، رسیدن به راه حل بینابینی است که هر دو طرف از آن منتفع شوند.
اگر پیشنهاد روسیه را به عنوان دستور کار نشست اروپا با ایران بدانیم شاید راه حل میانی آن باشد که فعالیت مرکز یو.سی.اف در ایران و عمده غنی سازی در روسیه انجام شود. یا شاید طرف‌های مذاکره از ایران بخواهند که غنی سازی باید سه سال اول در روسیه و پس از آن در ایران انجام شود. چنین پیشنهاداتی نشان از تعدیل مواضع محور غرب دارد. از زاویه دیگری نیز می‌توان به این قبیل راه حل‌های بینابینی نگریست و آن اینکه طرفین می‌کوشند «وقت کشی» کنند تا با تحولات در پیش در جامعه جهانی این پرونده نیز از بن‌بست خارج شود.
اکنون به نظر می‌رسد که فرضیه دوم بیشتر محتمل باشد. چرا که اگر قرار بود اروپا بخواهد در یک مذاکره نمایشی، به رفتار آتی خود مشروعیت بخشد، نیازی نبود تا روسیه را وادار کند پیشنهادهایی عملیاتی برای دستور کار پیش کشد.
تا پایان تعطیلات ژانویه زمان زیادی باقی نمانده است و سرانجام روشن خواهد شد که آیا این مذاکرات براساس فرضیه اول شکل گرفته، یا بالعکس، می‌کوشد راه حل بینابینی برای پرونده جنجالی هسته‌ای ایران پیدا کند.