مقامات عراقی اعلام میکنند که کشورشان بنا دارد، سوریه را به دروازه اصلی تامین مصالح ساختمانی و مواد غذایی مورد نیاز عراق تبدیل کنند.
"سلام المالکی" یکی از مقامات است که بر ضرورت برقراری مجدد پروازها میان بغداد، دمشق و توسعه همکاری در بخش حمل و نقل در مسیر تحقق منافع مشترک دو کشور تاکید کرد.
اظهارات این مقام عراقی را میتوان تلاشی از سوی بغداد برای عادیسازی مناسبات با دمشق تلقی کرد، بویژه این که شرایط جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، همکاری میان سوریه و عراق را امری طبیعی ساخته و این سیاست است که فراروی این روابط مانعتراشی میکند.
پنج سال پیش در اواخر دوره حیات رژیم صدام، با امضای توافقنامهیی میان دمشق، بغداد برای راهاندازی مجدد خط لوله انتقال نفت از شهر "کرکوک" در شمال شرق عراق به بندر "بانیاس" سوریه در ساحل شرقی دریای مدیترانه، روزنهیی از امید برای پایان دادن به دو دهه دشمنی میان دو کشور و در واقع دو جناح متخاصم حزب بعث پدید آمد.
اما بحرانهای سیاسی و اعمال نفوذ طرفهای خارجی بویژه آمریکا که بعدها عراق را اشغال کرد، مانع همگرایی سوریه و عراق شد.
در آن زمان، دمشق جان پناهی برای تشکلهای عراقی اسلامگرا و ملیگرای معارض رژیم صدام بود، همان تشکلهایی که اینک در بغداد حکومت را به دست گرفتهاند.
اعضای حکومت انتقالی عراق که پس از اشغال این کشور تشکیل شد، مشتمل بر سران احزاب عراق است که جملگی از جمله عبدالعزیر حکیم، جلال طالبانی، مسعود بارزانی، ابراهیم الجعفری، و ایاد علاوی، از همپیمانان دمشق بودند.
در نخستین کابینه دولت عراق پس از فروپاشی رژیم صدام به ریاست "ایاد علاوی" و دومین آن که در پی برگزاری انتخابات مجمع ملی این کشور تشکیل شد، پستهای کلیدی را کسانی به دست گرفتند که به همپیمانی با سوریه شهرت داشتند.
ناظران سیاسی پیشبینی میکردند، در پرتو این وضعیت، روابط دمشق ـ بغداد جهشی بزرگ را شاهد باشد و ارزش مبادلات بازرگانی میان دو کشور که تا پیش از جنگ علیه عراق به چهار میلیارد دلار رسیده بود، چندین برابر شود، انتظاری که در عرصه عمل خلاف آن رخ داد.
روابط سوریه، آمریکا و به موازات آن مناسبات سوریه عراق، به تیرگی گرایید و شاید آمریکا به عمد و برای ضربه زدن به روابط سوریه ـ عراق، جاده روابط میان دو کشور را مینگذاری کرد.
دمشق به رغم آن که پس از اشغال عراق خود را در معرض تهاجم آمریکایی دید، سیاست خارجی خود را همچنان بر بنیان اصول عقیدتی حزب بعث ترسیم کرد و تاکنون نیز گام ملموسی در مسیر خنثی سازی توطئههای آمریکا نپیموده است.
شاید، رگبار اتهامات و تهدیدها بر دمشق، مجال تدوین راهبردها بر پایهی منافع و مصالح ملی را از طراحان دیپلماسی سوریه ستانده است.
مناسبات اقتصادی دمشق ـ بغداد که در سال نخست اشغال عراق رشد کرده بود، متاثر از فضای بشدت ملتهب سیاسی، به جایی رسیده که کامیونهای سوری حامل مواد غذایی به مقصد عراق، به هنگام ورود یا خروج از این کشور، در پایانهـهای مرزی عراق برای هفتهها توقیف میشوند.
اندکی پس از اظهارات نویدبخش وزیر حمل و نقل عراق برای توسعه همکاری اقتصادی با سوریه، لحن تهدیدآمیز "زلمای خلیلزاد" سفیر آمریکا در عراق نسبت به سوریه، آینده روابط دمشق و بغداد را دستخوش بحرانی دیگری ساخت.
گر چه، واشنگتن را باید مسوول وخامت روابط دمشق، بغداد معرفی کرد، ولی بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که بخشی از مسوولیت این بحران پیچیده متوجه عملکرد سوریه نیز هست.
این گروه از ناظران سیاسی، چگونگی تعامل ایران با پرونده عراق را مثال زده و آن را با برخورد سوریه با همین مساله مقایسه میکنند.
تهران، بیدرنگ سفارت خود را در بغداد فعال و پس از تشکیل دولت موقت عراق به ریاست "ابراهیم الجعفری"، کمال خرازی وزیر خارجه وقت را برای دیدار با مسوولان ارشد و مراجع عظام راهی بغداد کرد.
چرا سوریه برخلاف ایران در برقراری روابط با عراق ناکام مانده است. یا این که چرا به توصیههای دوستان خود برای اعزام یک مسوول ارشد سوری به بغداد گوش فرا نمیدهد.
دولتمردان سوری بر این عقیدهاند که در شرایط کنونی، نباید سفارت خود را در بغداد بازگشایی کنند زیرا از نظر آنان، عراق در اشغال نیروهای بیگانه است.
سوریها، کابینه نخست دولت عراق را غیرقانونی دانستند و اعلام کردند، پس از برگزاری انتخابات، سفیر خود را به بغداد اعزام خواهند کرد، اما با هدف قرار گرفتن دیپلماتهای عرب در عراق، وزارت امور خارجه سوریه، حتی مسئول دفتر حافظ منافع خود را که تحت حمایت سفارت الجزایر در بغداد فعالیت میکرد، فراخواند.
آیا سوریها نمیتوانستند سطح نمایندگی خود را از دفتر حافظ منافع به سفارت ارتقا دهند اما در شرایط فعلی سفیرشان را به بغداد اعزام نکنند؟ گزارشهای رسیده از بغداد حاکی است، برخی از همپیمانان گذشته سوریه که اکنون در راس قدرت هستند، از دمشق روی گرداندهاند. این، زنگ خطری است که باید به آن گوش فرا داد. سوریه در آستانه از کف دادن سرمایهگذاری چندین دهه خود است.
گرچه هنوز همپیمانان عراقی، خواهان برقراری روابط حسنه با سوریه هستند، ابراز تمایل جلال طالبانی رییس جمهوری "و سلام المالکی" وزیر حمل و نقل عراق برای برقراری بهترین روابط با دمشق، گواهی بر این ادعاست.
سوریه میتواند، به سلسله اقداماتی دست زند که پیامهایی رسا و نویدبخش برای عراقیها داشته باشد، مانند بازگشایی سفارتخانهها، اعزام وزیران بویژه در چارچوب هیات اقتصادی و برپایی نمایشگاههای تجاری.
بنا به اذعان دست اندرکاران مسایل اقتصادی، اقتصاد سوریه وضعیت مطلوبی ندارد. باز شدن دروازه عراق به سوریه، مرهمی بر اقتصاد بیمار این کشور خواهد بود.
برقراری روابط تجاری، اقتصادی میان عراق و سوریه نیازمند اقدامات اساسی از سوی سوریه است، تا بازرگانان عراقی به بنادر "طرطوس" و "لاذقیه" سوریه برای واردات کالاهای مورد نظر خود امیدوار باشند.
کاهش بروکراسی اداری، افزایش سرعت ارایه خدمات در بنادر، بازسازی و توسعه شبکه حمل و نقل جادهیی و خطوط آهن از جمله عواملی است که میتواند نظر عراقیها را به سوی سوریه به عنوان یک دروازه تجاری جلب نماید.
مناطق هم مرز با عراق باید از حالت متروکه خارج و در آن، مناطق آزاد بازرگانی برپا شود. شرکتهای سوری را میباید برای شرکت در فرآیند بازسازی عراق تشویق کرد.
هر مسافری که از بغداد به سوی دمشق حرکت میکند، فراوری خود بزرگراهی برابر استانداردهای جهانی میبیند که برای صدها کیلومتر و تا مرزهای مشترک با سوریه ادامه دارد. این، میتواند نشانه تمایل عراقیها برای داشتن روابط تجاری شکوفا با سوریه باشد.
اما به محض ورود به خاک سوریه، این اتوبان عریض چند بانده به جادهای باریک بدل میشود که بسختی دو خودرو را میتواند در کنار یکدیگر جای دهد.
شاید، آن آزادراه و این جاده باریک تمثیلی از وضعیت کنونی حاکم بر مناسبات میان عراق و سوریه باشد. رفع نابرابریها و اعتمادسازی نیازمند عزم و همت دولتمردان دو کشور بویژه سوریهاست.