تشکیلات امنیتی در رژیم صهیونیستی، نقش اساسی را در دولت و ارتش، جنگ و پیروزی و یا شکست و به خصوص در زمینه ترورها و عملیات ویژه اسرائیل ایفا می کند.
از دیدگاه تشکیلات امنیتی اسرائیل، «یک جاسوس»، ارزش هزار سرباز را در میدان نبرد دارد، همچنان که، «ناپلئون بناپارت» در زمان خود، این موضوع را عنوان کرده بود.
به هر صورت، امروز که اسرائیل در جنگ 33 روزه، با شکست سختی مواجه شده است، هر جاسوس ارزش هزار سرباز را در میدان جنگ دارد، چرا که به زعم آنها، بدون جاسوس و نبود اطلاعات، یک سرباز، قادر به دیدن چیزی برای جنگیدن نیست.
این موضوع پژوهشی است که انستیتوی امنیت ملی اسرائیل، در مورد خط مشی استراتژی آینده دستگاه امنیتی اسرائیل برای دهه بعد در نظر گرفته است.
براساس این پژوهش تحت عنوان «دستگاه های امنیتی اسرائیل به کدام سو» مطرح شده است که تشکیلات امنیتی اسرائیل به شدت آسیب پذیر و در مقابل چالش های احتمالی آینده ناتوان است.
آسیب پذیری دستگاه های امنیتی به صورت واضح و علنی در لبنان و در هنگام جنگ تابستان 2006 و بعد از آن خود را نشان داد.
همچنان که این آسیب پذیری در مقابل سوریه به منصه ظهور رسید و آن زمانی بود که «سیدحسن نصرالله» رهبر حزب الله به طور ناگهانی در کنار «بشاراسد» در دمشق ظاهر شد.
اما از همه دردناک تر برای اسرائیل، موفقیت حزب الله در نفوذ به دستگاه های نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی بود که در سال های اخیر روی داد.
بمب امنیتی
هنگامی که سیدحسن نصرالله در ابتدای سال جاری میلادی در کنار بشار اسد و محموداحمدی نژاد روسای جمهور ایران سوریه در دمشق ظاهر شد، طوفانی از بحث و جدل ها را در بین مسئولان بلندپایه امنیتی اسرائیل به پا کرد که آثار آن در رسانه های رژیم صهیونیستی کاملا مشهود بود. صهیونیست ها با شگفتی این سؤال را مطرح می کردند که چگونه کسی که (رهبر حزب الله) متهم شماره یک از نظر اسرائیل است و دستگاه امنیتی (موساد) به دنبال آن است سر از دمشق درآورده است.
همچنانکه ظاهر شدن سیدحسن نصرالله در سوریه باعث تعجب بسیاری از جاسوسان رژیم صهیونیستی شد و بسیاری دیگر نیز توانایی موساد را به سخره گرفتند که چگونه نتوانسته است، عزیمت و بازگشت وی به سوریه را ردیابی و شناسایی کند و آن را حدس بزند. برخی نیز این شکست اطلاعاتی را به نحوی با شکست نظامی اسرائیل پس از عقب نشینی آن در مقابل حزب الله در تابستان 2006 ربط داده اند.
در کنفرانس مطبوعاتی اخیر که شواهدی از دخالت اسرائیل به عنوان یکی از متهمان، ترور «رفیق حریری» نخست وزیر سابق لبنان از سوی رهبر حزب الله ارائه شد، سیدحسن نصرالله بمب امنیتی خبری از نوع سنگینی را منفجر کرد که نه تنها ارکان تئوری های دادگاه بین المللی ویژه ترور رفیق حریری را به لرزه درآورد، بلکه تمامی حساب و کتاب های اسرائیل و آمریکا را که براساس آن بر محکومیت حزب الله در ترور حریری و صدور حکم محکومیت شرط بندی شده بود را برهم زد. همچنین در این راستا، سیدحسن نصرالله، پرونده جنگ اطلاعاتی را که در بین حزب الله و اسرائیل در جریان بود را بازگشود و مشخص شد که این جنگ مخفیانه، اصل و اساس جنگ بعدی خواهد بود و بیشتر از آن، اسرائیل و متحدانش، با همه نیرو و توان خود از تابستان 2006 اقدام به جاسوسی علیه حزب الله در لبنان کرده بودند.
چرا بر حزبالله پیروز نمیشویم
پس از شکست اسرائیل در جنگ 2006، ژنرال ها، تحلیل گران و پژوهشگران صهیونیست دچار یأس و ناامیدی و شگفتی شدند و نتوانستند از سایه سنگین این شکست خارج شوند. به طوری که ژنرال «بنیامین بن الیعازر» در آن زمان اعلام کرد که دولت اسرائیل از توانایی حزب الله دچار شگفتی شده است.
جالب اینکه، ژنرال «متان فیلنائی» با شگفتی اعلام کرد: «اصلا ما نمی دانستیم با چه کسی می جنگیم و این نوعی از تهور است.» همچنانکه یک مؤسسه نظامی اسرائیل گفت: ضربه ای که از حزب الله دریافت کردیم، نیروی بازدارندگی را از ما سلب کرد.
«ران کوهین» عضو کنست (پارلمان) اسرائیل و ژنرال احتیاط در رژیم صهیونیستی نیز تصریح کرد: در زمینه سیاسی، تصمیم برای جنگ(تابستان 2006) به سرعت اتخاذ شد، بدون اینکه دانسته شود که چه کسی برای جنگ برود و چگونه امکان دستیابی به پیروزی میسر خواهد بود.
وی گفت: اسرائیل به دلیل نشناختن قدرت جنگی حزب الله دچار سرشکستگی و خفت فراوانی شد.
در راستای برتری اطلاعاتی شگفت انگیز حزب الله و در زمینه شکست اسرائیل، صهیونیست ها این سوال را ازخود می پرسیدند که چرا این گونه شد؟ چرا ما درجنگ پیروز نشدیم، چگونه بایستی با حزب الله که به یک تهدید فزاینده برای اسرائیل تبدیل شده، مقابله کرد؟
چگونه باید با سید حسن نصرالله که از رهبریت تاثیرگذار بیش از هر زمان دردنیای عرب و اسلام برخوردار است رفتار کرد؟
کجاست پناهگاه دبیرکل حزب الله که به گونه ای ظاهر می شود که انگار درصحنه است؟ و چگونه می شود از حزب الله و دبیرکل او خلاص شد؟
اما این گونه سؤالات است که به صورت اساسی و فراوان در بین موسسات نظامی امنیتی اسرائیل درحال حاضر مطرح و درصحنه سیاست آن درجریان است.
کوری اطلاعاتی
دراین زمینه و راستای پژوهش ها و مطالعات مختلفی که نویسندگان و تحلیل گران صهیونیست درتلاش بودند که به وسیله آنها به سؤالات مطرح شده درمورد شکست پاسخ دهند، «دمان» رئیس بخش بررسی های استراتژیک درنیروی دریایی اسرائیل و همکارش سرهنگ دوم «روبی سان»، از 24 افسر با درجه سرهنگ خواستار تهیه الگوهای تطبیقی از جنگ سال 2006 شد.
او همچنین این الگوهای تطبیقی را درمورد حزب الله و ارتش اسرائیل به 10 امتیاز متفاوت تقسیم کرد.
نتایج به دست آمده نشان داد که حزب الله بر ارتش اسرائیل در زمینه مسائل اطلاعاتی، استراتژی و عقیده به جنگیدن برتری دارد، درحالی که اسرائیل دراین مورد فقط در زمینه وسایل جنگی و سازمان دهی برتری نسبی دارد که البته روزنامه «یدیعوت احارونوت» این گزارش را به طور مفصل به چاپ رسانده است.
به عقیده کارشناس صهیونیست در امور استراتژیک (رونن برگمان)، جنگی که اسرائیل وارد آن شد، دو نقص فاحشی را برای آن رژیم روشن کرد. اول اینکه، برتری هوایی یک استراتژی شکست خورده است، چرا که فقط برای یک نیروی زمینی درحد یک جنگ کوچک جوابگو است، دوم اینکه، شکست بزرگ اطلاعاتی که بسیاری درمورد آن اظهارنظر کرده اند درمقایسه با شکست اسرائیل درجنگ اکتبر (سال 1973) فضاحت بار است.
برگمان در روزنامه یدیعوت احارونوت درمورد آنچه که او آن را «کوری اطلاعاتی» نامیده است به طور مفصل سخن گفته و معتقد است:دستگاه امنیتی اسرائیل درنفوذ به درون حزب الله شکست بزرگی خورده است درحالی که صدها تن از عناصر آن دراین زمینه فعالیت کرده بودند.
او اضافه می کند: شکست اسرائیل درنفوذ به مرکز تصمیم گیری (فرماندهی) حزب الله، نمود بارزی بود که خود را درنتایج به دست آمده درجنگ نشان داد.
جالب اینکه برخلاف استراتژی همیشگی اسرائیل و برنامه ریزی هایش و همچنین مفاهیم امنیتی مهم انگاشته شده آنها مبنی بر اینکه «همیشه با توسل به قدرت برتری هوایی و تشکیلات امنیتی قوی، می توان یک قدرت مطلق نظامی و دارای بازدارندگی قوی بود و مانند همیشه این موضوع اعتماد به نفس آنها را دو چندان کرده بود که همانند گذشته در این جنگ نیز به سرعت نتیجه نبرد با اعراب را به نفع خود پایان خواهند داد، حزب الله تمامی این نقش های دور و دراز اسراییل را نقش بر آب کرد و براساس اطلاعات و آمار و اظهارات عنوان شده ازسوی صهیونیست ها و متحدانشان، شکست سختی به مثلث اسطوره ای و مقتدر اسراییل(موساد، شاباک و دستگاه اطلاعاتی نظامی) وارد شد.
عامل قدرت و برتری
آنچه که ارتش اسراییل درجنوب لبنان به آن دچار شد در واقع شبیه شکستی بود که ارتش آمریکا در ویتنام متحمل آن شد و شاید مشابه آنچه باشد که ارتش سرخ در افغانستان به آن گرفتار گردید.
«رون بن شای» تحلیلگر اسراییلی در روزنامه صهیونیستی «یدیعوت احارونوت» معتقد است: «آتش بس باعث شد که از شکست بزرگی به اسراییل درنبرد زمینی با حزب الله جلوگیری شود.»
به هرجهت، برای شکست سنگین اسراییل در جنگ تابستان 2006 عوامل و مسائل متعددی وجود دارد ولی مهمترین آنها برتری اطلاعاتی حزب الله است که نشان دهنده پیروزی مطلق آن در سازماندهی داخلی اش، به جابه جایی، استقرار و توانایی استتار فرماندهان و مبارزان و سلاح هایش بود.
مورد دیگر برتری حزب الله را می توان در توانایی اطلاعاتی اش در زمینه رصد و پیگیری و انهدام خطرناک ترین شبکه های جاسوسی لبنان که برای موساد کار می کردند، به شمار آورد.
دراین زمینه و دقیقا منابع امنیتی اسراییل به صراحت اعتراف کردند که تشکیلات اطلاعاتی ویژه حزب الله توانست، خطرناکترین شبکه های جاسوسی وابسته به موساد را که در بیروت و جنوب لبنان فعالیت داشت را شناسایی و منهدم کند.
این منابع گفتند: مزدوران موساد که در بیروت دستگیر شدند، جزو حرفه ای ترین جاسوسان در منطقه خاورمیانه بودند که آموزش های فراوانی برای استفاده از دستگاههای الکترونیکی پیشرفته فرا گرفته بودند.
به گفته این منابع، ماموریت این جاسوسان، شناسایی دقیق محل های مورد سکونت و پناهگاههای مخفی و همچنین خانه هایی بود که رهبران حزب الله از آنها استفاده می کردند.
جاسوسان دستگیرشده ماموریت داشتند، با علامت گذاری «الکترومغناطیسی» و «فسفری» بر روی این اماکن، آنها را به عنوان هدف های هواپیماهای اسراییلی قرار دهند، درحالی که علاوه بر این، وظیفه داشتند وسایل استراق سمع در مناطق مختلفی از جمله ضاحیه درجنوب بیروت کار بگذارند.
گذشته از موارد اشاره شده در مورد برتری های حزب الله، ویژگی دیگر حزب الله درجنگ تابستان 2006 که باعث تفوق آن بر اشغالگران اسراییلی شد، به کارگیری سلاح های جدیدی بود که اسراییلی ها را بسیار غافلگیرکرد و باعث واردشدن تکانی شدید در ارتش اسراییل شد.
انهدام تانک های پیشرفته «میرکاوا» اصابت و انهدام ناوچه اسراییلی در سواحل بیروت، شلیک موشک هایی به اهداف نظامی درشمال فلسطین اشغالی که با اصابت دقیق باعث سردرگمی صهیونیست ها شد، از جمله ویژگی های جنگ 2006 درجنوب لبنان بود.اسراییلی ها، هرگز اصابت دقیق موشک های حزب الله به منطقه «کفارجلعادی» را که باعث کشته شدن 12 سرباز شد را فراموش نخواهندکرد.که علاوه بر اینکه باعث وارد شدن تلفات به آنها شد، شکست بزرگی از لحاظ اطلاعاتی برایشان محسوب می شود.
در اصطلاحات اطلاعاتی آنچه که از به آن «نقاط کور» در کارهای اطلاعاتی اسرائیل به کار برده می شود، در جنگ تابستان 2006 به صورت عیان نمایان شد و خود را به وضوح نشان داد، که مهم ترین آنها، همچنانکه از متن تحلیل های نظامی اسرائیلی به دست می آید، عبارتند از:
1- دستگاه های امنیتی اسرائیل نتوانست برای ارتش، اطلاعات کافی از سیستم موشک های ضد زره پوش ها که حزب الله دارای آن بود، فراهم کند.
2- دستگاه های امنیتی همچنین نتوانست، از سلاح های پیشرفته حزب الله مانند موشکی که ناوچه اسرائیلی را منهدم کرد، فراهم آورد.
3- ناتوانی در به دست آوردن اطلاعات امنیتی از سازماندهی پیشرفته ای که حزب الله برای جنگ با اسرائیل در روستاها، ایجاد کرده بود، همچنین ناتوانی در افزایش اطلاعات لازم و کافی به نیروهای زمینی درمورد جابه جایی های جنگجویان حزب الله.
4- شکست دستگاه اطلاعاتی در فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز و دقیق واحدهای نخبه نظامی قبل از عملیات فرود در «بعلبک» و «صور» که به دلیل اطلاعات غلط ارائه شده اطلاعاتی با شکست مواجه شد.
5- شکست در کسب موقعیت عالی برای نفوذ در مرکز فرماندهی حزب الله در ضاحیه در جنوب بیروت.
6- ناتوانی دستگاه های اطلاعاتی (از دوران جنگ تابستان 2006) تاکنون در مورد پاسخ به این سؤال مهم که «حسن نصر الله» دبیرکل حزب الله کجا پنهان شده است؟ در حالی که بعد از بمباران های سنگین و وحشتناک ضاحیه بیروت و دیگر اماکن، تیر اسرائیل در شکار رهبران حزب الله به سنگ خورد و این موضوع باعث خشم تحلیل گر نظامی اسرائیلی شد به طوری که «یوسی ملمان» در روزنامه صهیونیستی هاآرتص با عصبانیت اقرار کرد: نمی دانیم «رهبر حزب الله کجا زندگی می کند؟»
نتیجهگیری
در چارچوب جنگ اطلاعاتی به وجود آمده و در زمینه بحث های اطلاعاتی مسئله دار اسرائیل در مورد مخفیگاه (سیدحسن) نصرالله و رهبران حزب الله و همچنین مخفیگاه های سلاح های موشکی و غیره، تشکیلات نظامی و اطلاعاتی اسرائیل دچار نگرانی، اضطراب و ترس و وحشت شده است. در این چارچوب حدس و گمان های زیادی از سوی این رژیم مطرح شد در حالی که حزب الله در مقایسه با این رژیم از توانایی و امکانات نظامی چندانی برخوردار نیست و اصلاً قابل مقایسه با آن نخواهد بود، اما نشان داد که مقاومت، توانایی مقابله و عقب راندن دشمن صهیونیستی را متناسب با شرایط به وجود آمده با تمام توان خود دارد.
به هر جهت اسرائیل تمام هم و غم خود را برای به دست آوردن اطلاعات امنیتی از حزب الله متمرکز کرده است، همچنانکه مرکز پژوهش های امنیت ملی اسرائیل بر این موضوع اقرار کرده است.
مهم ترین سؤالاتی که این رژیم در پی یافتن پاسخ های آن است، این است که اسرائیل چگونه با برتری های اطلاعاتی حزب الله مقابله کند؟ آیا ارتباطی بین وجهه نظامی غالب آن با تشکیلات امنیتی قوی ترش وجود دارد؟ نقش اطلاعاتی حزب الله در هنگام تجاوز و دست اندازی اسرائیل به لبنان چگونه خواهد بود؟ جایگاه اطلاعاتی (حزب الله) در جنگ آینده چگونه است؟
حزب الله نیز در همین راستا و براساس این محورها، اقدام به تقویت بنیه اطلاعاتی خود، هم در زمینه داخلی لبنان و هم در مورد مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی از جمله ارتش و تشکیلات نظامی و امنیتی و سلاح های اسرائیل کرده است.
به علاوه حزب الله تلاش کرده است از درون نیز نقاط ضعف احتمالی خود را در زمینه داخلی ترمیم کند و این چیزی است که نگرانی اسرائیل را دوچندان کرده است و باعث شده است که این رژیم از ترس و وحشت شلیک موشک های آینده حزب الله همیشه در کابوس به سر ببرد.
فعالیت اطلاعاتی حزب الله، همچنانکه، براساس سخنان و قرائنی که پژوهش های مرکز امنیت ملی اسرائیل آن را بیان کرده است، اقدامی دنباله دار و برنامه ریزی شده است که به فعالیت های سازمان های اطلاعاتی نظامی بزرگ شبیه تر است.
همچنانکه، جمع آوری اطلاعات امنیتی قابل قبول و فعالیت در بین لایه های مختلف مردمی، به علاوه تربیت و تجهیز نیروهای انسانی به ملزومات ضروری و چگونگی سازماندهی آنها، دلالت بر اینکه توانایی های گسترده اطلاعاتی حزب الله در سال های آینده، دست کمی از قدرت بزرگ نظامی آن نخواهد داشت، دارد.
همه این مباحث به این موضوع منجر شده است که اسرائیل گمان کند که تبدیل حزب الله به یک قدرت اطلاعاتی و عملیاتی با قدرت بازدارندگی و موفقیت درآینده حتمی است.