سارا معصومی
واشنگتن تایمز در مقالهای در خصوص روابط دیپلماتیک ایران با عراق و کنشهای میان ایران با ایالات متحده مینویسد: رئیس جمهور جدید ایران هیچ اهمیتی به تهدیدهای بینالمللی و سخنان خشمناک پرزیدنت بوش در خصوص کشورش ندارد.
در ادامه این مقاله آمده است: محمود احمدینژاد هفته گذشته خطاب به مقامات آمریکایی میگوید: شما همان افرادی هستید که تسلیحات هستهای خود را بر علیه انسانهای بیگناه به کار گرفته و مواد شیمیایی را در اختیار رژیم سابق عراق قرار دادید شما باید در دادگاههای بینالمللی به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه شوید. رئیس جمهوری ایران در حال حاضر در حلقه طرفداران ایالات متحده قرار گرفته است. سربازان آمریکایی شرق و غرب ایران را به محاصره خود درآوردهاند. البته این مسائل نیز هیچ تغییری در مواضع سرسختانه رئیس جمهوری ایران به وجود نیاوردهاند.
هنوز مشخص نیست که آیا هدف احمدینژاد از این قبیل اظهارات تحریک مقامات آمریکایی است یا خیر. با وجود حضور سربازان آمریکایی در عراق و رابطه حسنه دولتمردان این کشور به مقامات آمریکایی به نظر میرسد که عراق آزاد موضعی متفاوت در برابر ایران اتخاذ کرده است. رئیس جمهوری این کشور در سفر هفته گذشته خود به ایران خطاب به مقامات کشور میزبان گفت: همین جا صراحتا اعلام میکنم که متهم کردن ایران به دخالت در امور داخلی عراق ادعایی کاملا پوچ و بیپایه و اساس بوده چرا که مقامات ایرانی هیچ نیازی به دخالت در امور عراق ندارند.
این سخنان جلال طالبانی بدین معناست که سردمداران قدرت در عراق رویه خود را از آمریکاییها جدا کردهاند. ایالات متحده در هر زمان که در آستانه تصمیمی بزرگ در خصوص خروج سربازان خود از عراق میگیرد باید این نکته را هم در نظر بگیرد که ایران، عراق، ترکیه و سوریه سرزمینهایی نیستند که قابل تفکیک با مرزهای جغرافیایی باشند. این کشورها هر کدام حلقهای از یک پازل چند تکه هستند. پازلی که هر حادثهای در یکی از تستهایی آن تست دیگر را هم به تکان درمیآورد. نویسنده این مقاله در ادامه میافزاید: هنوز چند ماه از حمله ایالات متحده به عراق نگذشته بود که در گفتگویی که با یکی از مقامات آمریکایی داشتم از وی این جملات را شنیدم: اشغال عراق در واقع انتقام بحران گروگانگیری کارمندان سفارتخانه آمریکا در ایران را نیز از این کشور میگیرد. البته زمانی که شما در خیابانهای عراق قدم میزنید تنها یک جمله را از دهان مردم کوچه بازار میشنوید: برنده واقعی این نبرد ایران است.
در نگاهی جامعتر به خوبی میتوان نتیجه گرفت که ایالات متحده با حمله به افغانستان و عراق طالبان و صدام حسین را که هر دو از دشمنان ایران بودند را نابود کرد. در صورتی که سربازان آمریکایی زودتر از موعد اقدام به خروج از عراق کنند بیشک قدرت رژیم فعلی ایران در داخل و خارج مرزها چند برابر خواهد شد. بنابراین در حال حاضر تنها راه پیشروی مقامات آمریکایی این است که با حضور بیشتر در خاک عراق پیروزی خود را قطعی کرده و علاوه بر این بدون دخالت نظامی مستقیم در ایران به مبارزه با این کشور از راه دور بپردازند. حقیقت این است که آمریکاییها بیتوجه به سخنان جلال طالبانی -رئیس جمهور عراق- در حال مبارزه با ایران از طریق نفوذ در خاک عراق هستند. در جبهه فعالیتهای هستهای نیز این مساله که آژانس بینالمللی انرژی هستهای درآخرین نشست شورای حکام ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را به تاخیر انداخت بیانگر این مساله است که در حال حاضر همه چیز در کنترل است.
این ادعای ایران که این کشور نیز باید به دلیل دستیابی اسرائیل به فنآوری هستهای به آن دست پیدا کند چندان هم غیرمنطقی نیست. در حال حاضر هیچ کشوری در جامعه بینالمللی مخالف حق ایران برای دستیابی به فنآوری هستهای نیست اما دقیقا ترس از تولید تسلیحات هستهای است که طرح روسیه را تبدیل به ناجی بحران فعلی کرد. در تهران وزیر امور خارجه روسیه تمامی تلاش خود را به کار گرفت تا دولت ایران را متقاعد سازد که غنیسازی اورانیوم باید در خاک روسیه ادامه پیدا کند. در حال حاضر به چندین دلیل زیر طرح روسیه عاقلانهتر و به نفع طرفین است: 1ـ تحریم اقتصادی به هیچ وجه امکانپذیر و کارساز نیست. تجربه اثبات کرده است که تحریمهای اقتصادی تنها حس انزجار ایرانیان را از آمریکا بیشتر خواهد کرد. د حال حاضر بیش از هفتاد میلیون ایرانی زیر سن سی سال قرار داشته و با بحران بیکاری رو به رو هستند. بنابراین ایالات متحده باید برای افزایش محبوبیت خود تحریمهای موجود را مهم لغو کند. نسل جدید ایران به هیچ وجه به یاد نمیآورند که ایالات متحده در جنگ ایران و عراق کنار عراق ایستاد. بمب بر سر آنها ریخته بود.
2ـ ایالات متحده باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا فعالیت بازرسان سازمان بینالمللی انرژی هستهای در ایران همچنان ادامه یابد. 3ـ نباید به سرویسهای جاسوسی و منابع اطلاعاتی داخلی چندان اعتماد کرده برای درک این نکته تنها باید موضوع احمد چلبی را به خاطر داشت. افرادی که در ایران و یا در عراق زندگی میکنند، طبعا منافعی متفاوت از ایالات متحده داشته و به آن بیشتر اهمیت میدهند. و نکته آخر این که ایالات متحده باید تمام تلاش خود را برای برقرار رابطه مستحکمتر با ترکیه به کار گیرد.
ترکیه باید به دنبال استراتژیهای ایالات متحده در خصوص حوادث جاری در منطقه احساس مسئولیت کند. قطعیترین مساله این است که عقبنشینی از عراق به هیچ وجه راه حل مناسبی نیست. در صورتی که این اتفاق پیش از به ثبات رسیدن عراق رخ دهد بیشک هر حادثه ناخوشایندی که در منطقه رخ دهد، به حساب آمریکا گذاشته خواهد شد. در چنین شرایط هیچ کسی نمیتواند عدم وقوع یازدهم سپتامبر دیگری را تضمین کند.