* تعریف شما به عنوان جامعشناس از امنیت شهری چیست؟
** امنیت شهری موضوع گسترده و وسیعی است. امنیت به معنای احساس آرامش در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، بهداشتی و... است.
بنابراین شهر به عنوان مجموعهای پیچیده، امروزه نیاز به اهمیت در زمینههای مختلف را ایجاب میکند. زیرا شهر در عصر حاضر، متفاوت از شهر در سدههای پیش است. شهرهای صد سال پیش، شبکه سادهای بود با مشاغل ساده که سکنه کمی داشت. یعنی به طور کلی مجموعهای ساده بود با ارتباطات رو در رو و چهره به چهره.
شهر پیچیده امروزی وجود نداشت. اما به تدریج شهر، مجموعهای پیچیده، بزرگ و غولآسا شد.
مجموعهای که نیاز به مدیریت چند بعدی و چند محوری دارد، به گونهای که امنیت در آن ایجاد شود. امنیت مورد نظر صرفاً انتظامی نیست، بلکه امنیت در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و... آرامش و امنیت خاطر درونی ایجاد میکند. در چنین حالتی افراد علاقمندتر، وفادارتر و متعهدتر، نسبت به وظایفی که برعهده دارند، عمل میکنند.
در نتیجه وقتی افراد نقشهای خود را به خوبی ایفا کنند و وظایف خود را دنبال کنند، جامعه تبدیل میشود به جامعهای مولد، کارکردی و مؤثر.
بنابراین امنیت شهر با توسعه و پیشرفت شهری ارتباط متقابل دارد. یعنی اگر ما بخواهیم توسعه ملی را در جامعه تحقق ببخشیم و آن را اجرایی و عملی کنیم، میبایست به شهرها توجه حاصل داشته باشیم. اگر امنیت در شهر گسترش پیدا کند به نحوی که افراد و کسانی که در شهر زندگی میکنند، دلسوزانه وظایف خود را ایفا کنند، شهر زنده، پویا و مولد میشود. به نحوی که پاسخگوی نیازهای جمعیت حاضر و جمعیتی که در آینده سکنه آن شهر خواهند بود، میشود.
* به این ترتیب طبق تعریفی که ارایه کردید، امنیت شهری مفهوم جدیدی است که در سدههای پیش وجود نداشته است؟
** بله. وقتی شهر به لحاظ کمی و کیفی گسترده و پیچیده شد و به لحاظ اقتصادی و شبکه روابط اجتماعی، آن قدر گسترش یافت که به طور عینی میتوان آن را دید، امنیت شهری اهمیت زیادی پیدا میکند. شهر پیچیده نیاز به حمل و نقل دارد. در حالی که در گذشته، به آن نیازی نبود.
مواد غذایی خیلی ساده بود به طوری که مواد اولیه را خودشان تولید میکردند و کمتر به بیرون و جوامع دیگر وابسته بودند.
نیازی به بازار و مغازه به شکل امروزی نبود. ولی در عصر ما که تولیدات بیشتر شد و افراد به کرات نیاز به رفت و آمد بیرونی پیدا کردند، مساله حمل و نقل به وجود آمد. مساله مازاد و ضایعاتی که به شکل زباله درآمده، مطرح شد.
در این شرایط، اگر همه چیز در جای خود نباشد، بینظمی و ناامنی به وجود میآید. زیرا وقتی شهر به طور بیبرنامه گسترش بیابد، عده زیادی از برآوردن نیازهای اولیه خود عاجز میمانند. در نتیجه برای رفع آن و جبران بیکاری به کارهای غیرقانونی روی میآورند. به این ترتیب بخش دیگری از امنیت، یعنی امنیت اجتماعی هم به خطر میافتد.
در حالی که اگر شهر همه چیزش به خوبی برنامهریزی شود، نظم و امنیت ایجاد میشود و افراد آسایش روحی، روانی، فیزیکی و خانوادگی بیشتری مییابند.
اینکه گفتم به خوبی برنامهریزی شود به این دلیل است که شهرهای ما، پدیدههای بیشکلی هستند که یک شبه هم درست نمیشوند. ما باید پروسههایی 5 ساله، 10 ساله و برنامهریزی پیگیرانه داشته باشیم. به نحوی که در آن پروسهها باید ابعاد فنی، اقتصادی، اشتغال، اماکن مسکونی، سیستم فاضلاب و... در نظر بگیریم. به عنوان مثال اقتصاد در ارتباط متقابل با امنیت شهری است. اگر شرایط معیشتی کارکنان حمل و نقل تامین نشود، کارکنان به نیازها پاسخ مورد انتظار را نمی دهند و وظایف خود را به خوبی انجام نمیدهند.
سپ باید شرایطی فراهم شود که تمام افراد در قالب قانونی خود، وظایف خود را به خوبی انجام دهند. از این طریق،شهر ضمن فعال بودن، امنیت خود را هم تضمین میکند.
در حال حاضر ما در وضع ناخوشایندی هستیم، اگر چه خود را با آن سازگار کردهایم، اما باید برای آیندگان شهری را طراحی کنیم، که افرادی که برای 70 یا 80 سال آینده میخواهند در آن زندگی کنند، راحت باشند. ما باید یک مقدار به لحاظ شناختی، آیندهنگرانه پیش برویم و باید متذکر شوم که کشورهای اروپایی و جوامع توسعه یافته، عموماً آیندهنگرانه پیش میروند. آنها فقط امروز را لحاظ نمیکنند که سال 84 چنین بگذرد. بلکه برای 20 سال و 50 سال آینده پیشبینی میکنند. به علاوه در حال حاضر، کار پیشبینی، هم چندان پیچیده نیست، با ابزار و وسایل موجود و افراد متخصصی که بالقوه توان این کار را دارند، اگرچه مقداری تربیت و کارآموزی احتیاج دارند، میتوانیم به راحتی شهر و آینده آن را طراحی کنیم.
* مؤلفههای تامینکننده امنیت شهری کدامند؟
** امنیت شهر به معنای ابتدایی کلمه، نیروی کنترلکننده، پلیس و انتظامات را به ذهن میآورد. برای آن هم باید سرمایهگذاری کافی و کادر متخصص فراهم شود. در هر کشوری حتی کشورهای پیشرفته، کادر انتظامی قوی ضروری است. کادرهایی که توان تامین امنیت عمومی را داشته باشند و برای همه افراد جامعه آسایش ایجاد کنند. این کادرها باید آمادگی لازم برای هر وضعیتی البته در چارچوب قانونی خود را داشته باشند. اما پارامترهای دیگری نیز وجود دارد که در تامین امنیت شهر نقش دارد. از جمله مؤلفههای اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، روانی و... همه این عوامل موجب ایجاد امنیت در شهر میشود. به طور خاص تامین نیازهای غذایی افراد خیلی مهم است. یعنی افراد مطابق درآمد خود بتوانند از سطح مناسبی از رفاه برخوردار باشند. همه اینها در کنار هم امنیت را ایجاد میکنند. ولی در این میان، من روی عامل اقتصادی تاکید زیادی دارم. ایجاد بنیه اقتصادی، که به طور مؤثر و فعال پیش رود، به شکلی که پاسخگوی نیازهای افراد باشد. به ویژه در شرایط حاضر که با از بین رفتن مرزهای فرهنگی بین کشورها و ایجاد موقعیتی که جهانی شدن نامیده شده، نیازها و الگوهای اقتصادی ما هر روز تغییر میکند. به طوری که انتظارات افراد هر روز افزایش مییابد.
نسل جوان 25 تا 30 سال جامعه ما، از صرفهجویی، کم مصرف کردن و ملاحظه داشتن خیلی از مسایل سردر نمیآورد. پس تحت تاثیر جو و شرایط فرهنگی اجتماعی عصر حاضر و در قالب منطقهای و جهانی، باید هر روز موقعیت اقتصادی خود را گسترش داده و تقویت کنیم. به نظر من ماشین برنامهریزی کشور میبایست لاینقطع و به طور 24 ساعته عمل کند و بر آن نظارت داشته باشد. تا هر چیز سر جای خود قرار بگیرد. الان بسیاری از چیزها سر جای خود نیستند و پیش نمیروند. باید اینها را به نحوی فراهم کنیم که تعهد بیشتری در افراد ایجاد شود. زیرا علاقهمندی و وفاداری افراد در هر کار وظیفهای منجر به توسعه میشود. به عنوان مثال ژاپن، کره جنوبی یا کشورهای اروپای غربی، ماشین اقتصادی خود را به شکلی تنظیم کردهاند که خیلی عادی پیش میرود و دایم به ترمیم و اصلاح خود میپردازد.
یعنی اصلاحات به طور همیشگی و منظم باید در هر جامعهای باشد. در این صورت امنیت بیشتری تامین میشود.
* به طور عینیتر ارتباط این مؤلفهها با امنیت شهری چگونه است؟
** مثلاً در مورد مؤلفه اقتصادی، تمام افراد انتظار دارند، نیازشان به شکلی تامین شود و درآمد باید با توجه به هزینهها اختصاص یابد. اگر دستگاه اقتصادی کشور بتواند اینها را فراهم کند، تا حد زیادی امنیت ایجاد میشود. در مورد نسل جوان، درآمد فعلی با توجه به هزینه مسکن، مشکلزاست.
هنوز به نیاز مسکن در این مملکت پاسخ داده نشده، حاصل درآمد، تمام یا قسمت عمدهاش صرف هزینه مسکن میشود. که این احساس ناامنی ناشی از مساله اقتصادی است و باید آن را حل کرد.
* امنیت روانی الان در چه وضعی قرار دارد؟
** امنیت روانی، جدا از امنیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی نیست. یعنی وقتی افراد دچار خستگی اقتصادی میشوند، یاس اجتماعی دارند و... همه باعث میشود یک نوع کسالت روحی آشکار و پنهان ایجاد شود، که برای رفع آن باید بشاشیت در هر شرایطی ایجاد شود. از طریق برنامههای شاد تلویزیون و وجود مراکز گذران اوقات فراغت در نقاط مختلف شهر، این خستگیها کاهش مییابد.
ما در حال حاضر دچار کمبود مراکز تفریحی هستیم. سینماهای ما نسبت به 20 سال پیش نه تنها زیاد نشده بلکه کاهش نیز یافته است. اگرچه تلویزیون فراگیر است، اما جای سینما را نمیگیرد. زیرا گذران اوقات فراغت از طریق سینما منجر به تغییر مکان فیزیکی نیز میشود. به علاوه در تهران، سینماها بیشتر در یک منطقه متمرکز شدهاند.
به طوری که مراکز شهری واجد این فضاها، ممنوعیت رفت و آمد هم دارند. در صورت اجازه عبور و مرور هم، رفت و آمد از شمال و شرق و غرب به مرکز آن قدر مشکل است که خیلی افراد از خیر رفتن به آنجا خودداری میکنند. بنابراین باید سرمایهگذاری بیشتری صورت گیرد. به طوری که نسل جدید بتواند امنیت روانی لازم را پیدا کند.
* وضعیت مؤلفههای امنیتی دیگر در شهرهای ایران به ویژه تهران چگونه است؟
** شهرهای ایران با هم متفاوت هستند. شهرهای درجه اول با جمعیت بالا و اقتصاد پویا و صنعتی مثل تهران، تبریز، اصفهان و کم و بیش اراک. شهرهای درجه دوم با صنایع ضعیفتر و تولیدات کمتر. شهرهای درجه سه که عموماً مصرفیاند با تولیدات خیلی کم. تولید ناخالص داخلی هم در این شهرها متفاوت است. یعنی تولید ناخالص داخلی در شهر تهران خیلی بالاست. وقتی به شهرهای درجه دو میرسیم، تولید ناخالص داخلی کمتر میشود و در شهرهای درجه سه خیلی خیلی پایینتر است. خود این در فقر شهرهای درجه سه انعکاس مییابد. درآمد کم، بیکاری بالا و... به این شکل ما شهرها را میتوانیم طبقهبندی کنیم. البته بعضی شهرها مثل تهران از 50 سال پیش برنامهریزی شهری دارد. با صنعت، تولید و دادوستد آشنا شده و به لحاظ پایتخت بودن موقعیت خاصی برای تامین نیازهای شهرهای دیگر دارد. تهران موارد مورد نیاز را از خارج گرفته و در تهران توزیع میکند. به طوری که شهر تهران حالت ایستگاه پرتاب را دارد. برای جمعیت آتی کشور، نظام برنامهریزی شهری باید چند محوری و چند بعدی و بهتر از حال حاضر عمل کند و در صورت نیاز از راهنمایی جوامع توسعه یافته استفاده کنند. هر چند دانشگاهیان در این زمینه میتوانند ایده و فکر بدهند، اما کسانی که در عمل این راه را ی کردهاند پیشنهادهای عملیتری خواهند داد.
در تهران به طور خاص، در موارد زیادی سرمایهگذاری شده ولی هنوز هم نیازهای ما را برطرف نمیکند. مؤلفههایی مثل بهداشت عمومی، حملونقل، مسکن و اشتغال. اگرچه در تهران امکان اشتغال نسبت به شهرهای دیگر بیشتر است ولی دایم به جمعیت آن افزوده میشود. در هر حال خیلی از امکانات کشور در تهران جمع شده و با تمام تلاشهایش هنوز تا حدی ناتوان است و نمیتواند پاسخگوی این جمعیت 9 میلیون نفری باشد. پس شهرهای بزرگ و کلان شهرها، به لحاظ کلان بودن نیاز به برنامهریزی جامعتر و سرمایهگذاری بیشتری دارند. تهران به لحاظ پایتخت بودن، امکانات زیادی دارد. امکانات آموزشی، بهداشتی و... در واقع در تهران ما خیلی احساس ناامنی نمیکنیم. البته نسبت به شهرهای کوچکتر. مثلاً در شهرهای دیگر وقتی کسی بیمار میشود، احساس ناامنی میکند. چون به اندازه کافی تخت بیمارستانی ندارند، یا دکتر متخصص آنجا وجود ندارد و... به نظر من شهرهای ایران باید مورد یک بازنگری قرار گیرند و توزیع جمعیت میبایست به شکلی باشد که شهرها به طور مناسب جمعیت داشته باشند.
* در حال حاضر، به نظر شما در جامعه ما از بین گروههای جنسی، کدام یک احساس ناامنی بیشتری میکنند؟
** طبیعتاً جنس دختران و زنان احساس ناامنی بیشتری به لحاظ شغلی یا اجتماعی دارند. بنابراین، در بحث امنیت اولویت بیشتری باید به زنان داد. چون زنان هستند که جامعه را ایجاد میکنند. باید به زنان اهمیت بیشتری داد و فاصله موجود بین زن و مرد را کاهش داد. کنار گذاشتن زن، به نحوی تیشه به ریشه زدن است. پس باید به این جنس توجه بیشتری شود. اگرچه امکانات تحصیلی خوبی فراهم شده، اما به لحاظ شغلی هم باید به آنها توجه کرد. البته ما امنیت انتظامی داریم. یک دختر در هر زمانی میتواند در شهر رفت و آمد کند، در حالی که در کشورهای اطراف ایران چنین نیست. دختران حالا امکان، رانندگی، خرید، تجارت و معامله را دارند. ولی هر چه فضای مساعد فعالیت زنان بیشتر شود، بهتر است.
* آیا ایجاد امنیت شهری، منجر به تضییع حقوق شهروندی نمیشود؟
** برای ایجاد و تامین حقوق شهروندی نا باید نیروی انتظامی قوی داشته باشیم و از این طریق میتوانیم به شهروندی متمدنانه برسیم. شهروند امروز باید متمدن باشد. قانون سرش بشود و حقوق دیگران، دولت، سازمانهای ذیربط، پلیس و... را محترم بشمارد و به همه احترام بگذارد. این تعهد بین شهروندان باعث امنیت بیشتر میشود. شما نمیتوانید از شهروندی ضعیف صحبت کنید و بعد انتظار امنیت داشته باشید. اینها با هم ارتباط متقابل دارند.