تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۲۸۴
سخنی با دولت،‌ مجلس و ستاد کل نیروهای مسلح

دولت جدید چند ماهی است که روی کار آمده. دولتی که وعده‌اش حل مشکلات معیشتی مردم و پرهیز از وارد شدن به گودال جدال‌های سیاسی بوده است.
دولتی که قرار بود زندگی مردم را سامان دهد و نشاط و رفاه را به ایرانیان ارزانی دارد، دولتی که نگفت ما نمی‌توانیم یا نمی‌شود،‌ بلکه از آغاز گفت: ما می‌توانیم و می‌شود.
اما دولت احمدی‌نژاد و نمایندگان همفکر آنان در مجلس هفتم و همه کسانی که در رأس قدرت قرار گرفته‌اند باید به یک نکته توجه کنند و آن نکته این است که مردم ما عمر نوح ندارند. مردم ایران از وعده‌های سر خرمن خسته شده‌اند.
مردم از شعارهایی که هرگز محقق نمی‌شوند بریده‌اند. مردم می‌خواهند واقعاً‌ رفاه را تجربه کنند و یا لااقل از زندگی سخت و مشقت بار رهایی یابند. بحث بر سر این نیست که دولت احمدی‌نژاد سه ماه است که روی کار آمده،‌ بحث این است که نظام جمهوری اسلامی بیست و هفت سال است که روی کار آمده و امروز هنگام تحقق وعده‌هاست. بسیاری از مشکلات ساختاری و خرابی‌های ناشی از جنگ برطرف شده و پول هنگفت نفت در خزانه دولت موجود است. حاکمیت یکپارچه است و کسی نه می‌خواهد و نه می‌تواند چوب لای چرخ دولت بگذارد.
هیچ بهانه‌ای برای باقی ماندن مشکلات وجود ندارد. اما باید دولت جدید و مجلسیان ابتدا به بررسی مشکلات ملموس زندگی مردم بپردازند و سپس برنامه زمان بندی شده و مشخصی را برای حل آنها به کار برند.
یکی از مشکلات جدی که بر سر راه جوانان قرار دارد،‌ مشکل سربازی است. باید یکبار و به طور جدی و کارشناسی و فارغ از درگیر شدن در جنجالهای سیاسی به این موضوع رسیدگی جدی شود. در دوران دانشجویی همه تشویق می‌کنند که جوانان ازدواج کنند. از علما و روحانیون گرفته تا مقامات اجرایی کشور، حتی نهادهایی مانند نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها حجم عظیمی از برنامه‌های خود را به جشن‌های ازدواج دانشجویی اختصاص می‌دهند و اخیراً‌ هم بحث‌هایی برای وام ازدواج دانشجویان مطرح شده. همه اینها درست. چون واقعیت این است که سن ازدواج در کشور ما افزایش زیادی پیدا کرده و فاصله سن بلوغ جنسی تا ازدواج سبب بسیاری از ناهنجاریهای اخلاقی در کشور شده است و این معضل هم با شعار و نصیحت حل نمی‌شود.
اما به غیر از موعظه و نصیحت چه کاری صورت گرفته تا جوانان و دانشجویان به ازدواج ترغیب شوند؟ اگر حل برخی مشکلات نظیر تهیه مسکن و نظایر آن نیازمند اعتبارات مالی است و برنامه‌ریزی بلند مدتی را می‌طلبد، چرا برخی مشکلات جدی نظیر سربازی متأهلان حل نمی‌شود؟ مدتها پیش از انتخابات نهم ریاست جمهوری مخبر کمیسیون امنیت ملی از طرح جدید و جامعی برای سربازی سخن به میان آورد که به خاطر احتمال استفاده انتخاباتی وعده داده شد پس از انتخابات مطرح می‌شود. اما چند ماه از انتخابات هم گذشت و اکنون حتی سخنی از این طرح به میان نمی‌آید. واقعاً‌ دولت و نمایندگان چه برنامه‌ای برای سربازان متأهل دارند؟
سربازی که باید پس از طی دو ماه دوره آموزش مقدماتی و دو ماه دوره آموزش تخصصی از خانواده‌اش دور باشد و تنها حدود چهار هزار تومان حقوق بگیرد و بعد از آن هم تمام ساعات مفید خود را در پادگان بگذارند و هیچ وقتی برای کار کردن نداشته باشد و از همسر و فرزندانش دور باشد،‌ چگونه می‌تواند یک زندگی را آنهم در این شرایط سخت اداره کند؟
آیا باید کاسه گدایی دست بگیرد و دستش را جلوی این و آن دراز کند تا دوران سربازی به سر آید؟ آیا این پایان تشویق‌های حضرات برای ازدواج جوانان است؟ آیا واقعاً‌ بهتر نیست تدبیری اندیشیده شود تا حداقل سربازهای متأهل از امتیازاتی برخوردار شوند تا بتوانند کار کنند و زندگی خود را اداره کنند؟ آیا بهتر نیست به جای چند ماه دوره آموزشی که غالباً به تمرین ر‍ژه و بشین و پاشو و کلاغ پر و پا مرغی می‌گذرد این دوره کوتاه‌تر شود؟ آیا بهتر نیست حداقل متأهلان در ساعات بعدازظهر ترخیص شوند تا به کار و زندگی‌شان برسند؟ آیا این دوگانگی در گفتار و عمل که یکی جوانان را به ازدواج تشویق کند و دیگری بگوید به من ربطی ندارد،‌ من کار خودم را می‌کنم، مردم را سرخورده و مأیوس نمی‌کند؟ از نمایندگان مجلس هفتم و اعضای دولت،‌ همچنین فرماندهان نظامی مسوول در این زمینه سوال می‌کنم: فرض کنید جوانی که ازدواج کرده و متأهل است و در دوران پیش از سربازی شاغل بوده و مخارج زندگی از جمله اجاره مسکن را تأمین می‌کرده،‌ به خدمت سربازی اعزام شود. چه برنامه‌ای برای از هم پاشیده نشدن زندگی این فرد اندیشیده‌اید؟
مخارج زندگی او چگونه باید تأمین شود؟ اجاره مسکن او از کدام منبع باید پرداخت شود؟ ناراحتی‌های روحی ناشی از دوری همسر و فرزند چگونه باید جبران شود؟ آیا برای پاسخ به این سوالات پاسخی دارید؟ می‌فرمائید سربازی باید باشد به این دلیل و آن دلیل،‌ باید برای همه هم باشد. فروشی هم نباشد. اختیاری هم نباشد. فرقی بین متأهل و مجرد هم نباشد. فرقی بین نان‌‌آور یک خانواده با نان‌خور یک خانواده نباشد. خیلی خوب. اشکالی ندارد. اما به عاقبت اینها اندیشیده‌اید؟ آیا می‌دانید شما در برابر زندگی تک‌تک این افراد مسئول هستید و اگر خدای ناکرده مشکلی در زندگی کسی ایجاد شود شما باید پاسخگو باشید؟
به نظر می‌رسد جوانان ایرانی برای ازدواج کردن و خوبی‌های ازدواج نیازی به نصیحت و اندرز ندارند. آنان به یک افق روشن و مطمئن نیازمند هستند تا خود در این زمینه اقدام کنند. نمی‌شود اول به جوان بگویید برو ازدواج کن و بعد به حال خود رها کنید تا هر بلایی بر سر خانواده‌اش بیابد.
یکی از نکات قابل تأمل و تعجب برانگیر در قوانین سربازی این است که اگر فردی کفالت پدر یا خواهر یا مادر و یا حتی پدر بزرگ و مادر بزرگش را بر عهده داشته باشد معاف می‌شود. اما کسی که کفالت همسر و فرزندش را دارد نه تنها معاف نمی‌شود بلکه از هیچ امتیاز قابل توجهی برخوردار نمی‌شود. اگر کسی کفالت پدر بازنشسته‌اش را که خانه و ماشنی دارد و فقط سنش از شصت سالگی گذشته به عهده داشته باشد معاف می‌شود اما کسی که همسر و فرزند دارد باید آنها را به امان خدا رها کند و برود سربازی و هر بلایی که بر سر خودش و خانواده‌اش آمد فقط تحمل کند. فقط ببیند و بسوزد و بسازد. آیا دوستداران عدالت به این مسائل اندیشیده‌اند؟ وقتی پس از طی دوران آموزش مقدماتی موقع تقسیم سربازان می‌شود از ستاد مشترک و ستاد نیرو و جاهای دیگر برای جذب سرباز می‌آیند و یکی از شروطشان متأهل نبودن است.
سربازهای مجرد در چنین جاهایی جذب می‌شوند و بدون طی کردن دوره تخصصی مستقیماً به یگان جدید معرفی می‌شوند و غالباً‌ محل خدمتشان به گونه‌ای است که تا ظهر کارشان تمام می‌شود و می‌توانند به منزل بروند. اما سرباز متأهل به جرم مجرد نبودن باید دو ماه دیگر آموزش دوره تخصصی ببیند و بعد به عنوان مثال به عنوان کمک مربی به یگان آموزشی معرفی شود. این سرباز متأهل حداقل باید هر روز از ساعت 6 صبح لغایت 5 بعدازظهر در پادگان بماند و هر یک،‌ دو شب در میان به عنوان نگهبان، شبانه‌‌روز خود را در پادگان بگذراند و تازه همان روزهایی هم که به منزل می‌رود آنقدر دیر برسد که نه وقت کار کردن باشد و نه هیچ چیز دیگر. آیا نباید به این معضلات رسیدگی کرد؟ آیا این توقع زیادی است که کسی بخواهد زندگی کند؟ آیا این توقع زیادی است که یک جوان متأهل ایرانی بخواهد زندگی خانوادگی خود را حفظ کند؟
واقعاً‌ چه وقت قرار است به این مشکلات رسیدگی شود؟ چه وقت رسیدگی به این مسائل جدی و ملموس در دستور کارتان قرار می‌گیرد؟ چرا برای حل این معضلات امروز و فردا می‌کنید؟ چه وقت قرار است کاری کنید تا شهروندان از ته دل رضایتمند شوند؟