تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۳۱۹

علی تتماج
پس از اجرای طرح عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از غزه، آنچه در تحولات خاورمیانه و منطقه قابل تامل است عقب‌نشینی کشورهای اسلامی بویژه ممالک عربی از مواضع گذشته خود در قبال تحولات سرزمین‌های اشغالی و عملکرد رژیم صهیونیستی می‌باشد. چنانچه از آغاز خروج صهیونیستها از غزه شاهد سکوت و بی‌تفاوتی این کشورها در برابر کارکردها و عملکردهای تل‌آویو می‌باشیم.
این سکوت در حالی صورت می‌گیرد که از این به بعد، خاورمیانه شاهد تحولات عدیده‌ای بوده است از جمله استمرار جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌‌های اشغالی بویژه گسترش تهاجمات نظامی به مناطق فلسطین‌نشین و مسدود کردن راههای ارتباطی، نقض مکرر حریم هوایی لبنان توسط جنگنده‌های این رژیم، تلاش برای ایجاد چالش در اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی در اردوگاه‌های لبنان و به نوعی ایجاد جنگ داخلی میان دولت بیروت و این افراد، ادامه توطئه‌ اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت برای خلع سلاح حزب‌الله و سپردن مناطق مرزی به ارتش لبنان، توسعه حوزه نفوذ در عراق که شامل امور اقتصادی و خرید زمین می‌گردد، استمرار سیاست بهره‌گیری از یهودیان افراطی برای تبدیل نمودن بیت‌المقدس به منطقه نظامی که هدف نهایی آن انحصار این رژیم بر قدس و اخراج مسلمانان می‌باشد،‌ تلاش برای اختلاف افکنی میان کشورهای اسلامی با در پیش‌گیری سیاست برقراری روابط با برخی ممالک اسلامی و...
هر چند این تحولات تمام جهان اسلام را در بر می‌گیرد اما متاسفانه، دولتمردان این کشورها هیچ‌گونه عکس‌العملی در این زمینه نشان نداده و حتی برخی از آنها تحت فشار آمریکا و بعضا به عنوان تلاش برای تشویق رژیم صهیونیستی برای خروج از مناطق اشغالی و امتیازگیری از آن به مناسبات تجاری و سیاسی با این رژیم روی آورده‌اند.
در کنار این واکنش‌ها و واکنشهای انفعالی، نکته‌ای که باید بدان توجه داشت عملکرد واشنگتن و رژیم صهیونیستی می‌باشد که با بهره‌گیری از گزارش دتلف مهلیس، رئیس کمیته ترور حریری سعی می‌کنند تا با ایجاد بحران در سوریه و لبنان اهداف خود را در خاورمیانه تحقق بخشند که بر اساس سیاستهای آمریکا، ادامه نقشه راه، ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی سوریه و لبنان و تعدیل مواضع آنها در برابر تحولات فلسطینی را شامل می‌شود. مع‌الوصف کشورهای عربی و اسلامی که در برابر توطئه غرب علیه سوریه و لبنان سکوت کرده و واکنشی به این امور نداشته‌اند، باید بدانند که پس از اجرای توطئه‌ها علیه سوریه و لبنان، این نابسامانیها با الگوهای دیگر در آن کشورها اجرا می‌گردد که بنیاد حکومت آنها را تحت فشار قرار خواهند داد. (در جمع کشورهای عربی، سوریه نقش اساسی در مقابله با سیاستهای آمریکا و غرب در جهان عرب داشته و حداقل با موضع‌گیری در برابر واشنگتن و معطوف نمودن آن به سیاستهای خود، مانع از گرایش‌ مقامات کاخ‌ سفید برای اجرای طرحهای ارائه شده برای سایر کشورهای عربی گردیده است).
لذا به جاست تا ممالک عربی برای جلوگیری از تکرار سرنوشت سوریه و لبنان به حمایت از سوریه پرداخته و با بهره‌گیری از امکانات موجود بویژه حربه نفت و وحدت در برابر صهیونیستی‌ مانع از تحقق اهداف خصمانه غرب علیه دمشق شوند.
در نهایت می‌توان گفت که دلیل اجرای سیاستهای رژیم صهیونیستی و آمریکا در سرزمین‌های اشغالی و خاورمیانه بویژه در قبال سوریه و لبنان که این کشورها را با چالش درون و حتی فروپاشی ساختار سیاسی مواجه گردانیده،‌ بیش از هر چیز عدم اتحاد و تفرقه میان کشورهای اسلامی بویژه ممالک عربی می‌باشد که به جای بهره‌گیری از امکانات موجود (بویژه نفت) برای مقابله با این چالشها به سیاست سکوت و بی‌توجهی به تحولات منطقه‌ای روی آورده‌اند. در حالی که همین سکوت در آینده‌ای نه چندان دور موجب اجرای طرحهای مشابه در این کشورها خواهد شد. لذا جا دارد تا کشورهای اسلامی بار دیگر به سلاح وحدت روی آورده که تنها سلاح مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب می‌باشد.