دستان جورج بوش دیگر توان چنگ زدن به ریسمان قدرت را ندارد و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری شاهد طغیان مخالفتها و نارضایتیها علیه ریاست جمهوری امپراطورگونه بوش است.
هفتهنامه اکونومیست در گزارشی آورده است: جورج بوش خود را به قدرتمندترین رییس جمهور دوران آمریکا پس از ریچارد نیکسون تبدیل کرده است. آقای بوش و مشاورانش مصمم به احیای امتیازات انحصاری ریاست جمهوری آمریکا، در راس قدرت حاضر شدند؛ با توجه به اینکه دیک چنی، مشاور بوش و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا در دوره جرالد فورد، رییس جمهور سابق این کشور پس از نیکسون نیز سابقه خدمت داشتهاند. بنابراین افراد دو آتشه و متعصبتری به شمار میآیند. حتی پیش از حملات 11 سپتامبر 2001 از هر فرصتی استفاده کردند تا قدرت را در نهاد اجرایی (ریاست جمهوری) متمرکز کنند اما پس از حملات تروریستی نیز با بهره جستن از بحران پیش آمده در صدد بخشیدن جانی دوباره به ریاست جمهوری امپراطورگونه آمریکا برآمدند و در این راه به هر کاری دست زدند تا آنجا که فریاد اعتراض چاک هگل، سناتور جمهوریخواه سنا نیز بلند شد. وی معتقد بود مشاوران بوش با کنگره کشور صرفا به عنوان یک نهاد ضمیمه شده رفتار کردند.
چنی و رامسفلد در شیپور جنگ در افغانستان دمیدند و با نادیده گرفتن کنگره، سکان کشتی جنگ را در دست گرفتند. آنها با وضع "قانون میهن پرستی" آمریکا حوزه اختیارات شاخه اجرایی کشورشان را در حوزههای نظامی و قضایی بیشتر کرده و تاکید کردند رییس جمهور (به عنوان فرمانده کل ارتش) حق بازداشت مظنونین عملیاتهای تروریستی را بدون طی مراحل دادرسی قضایی داراست.
براساس پنج نظرسنجی که ماه اکتبر صورت گرفت مشخص شد که کمتر از 40 درصد از مردم آمریکا از عملکرد بوش رضایت دارند. بادیگاردهای سزار آمریکا (چنی و رامسفلد) بیم آن دارند، پاتریک فیتز جرالد، دادستان ویژه آمریکایی علیه برخی چهرههای شاخص دولت بوش اعلام جرم کند. در حقیقت با استناد به شواهد تاریخی کلیه روسای جمهوری که توانسته بودند در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر مسند قدرت تکیه زنند سرانجام شکست خورده و دفتر ریاست جمهوری را با سرافکندگی ترک گفتند. اما نه به زودی بوش اما چرا چنین اتفاقی در شرف وقوع است؟ توفان سهمگین کاترینا یکی از عوامل ویرانکنندهای بود که علاوه بر نیواورلئان، کاخ سفید را نیز در نوردید. اما مشکل اصلی آنجاست که دو عامل مهمی که زمانی بوش را به اوج رساند اکنون او را به زیر کشانده است؛ یکی از این عوامل جنگ عراق بود. آقای بوش با تبحری خاص از جنگ عراق برای گسترش قدرت و اختیارات خود بهره برد و همزمان نیز منتقدانش را به بیراهه میراند. بوش انتخابات ریاست جمهوری سال 2002 را به رفراندوم جنگ تبدیل ساخت و از این طریق حمایت سنا و همپیمانان جمهوری خواهش را بدست آورد. اما پایههای بنای بزرگ ریاست جمهوری امپریالیستی بوش که اساس به واسطه جنگ عراق استحکام یافته بود اکنون سست شده و در شرف فروریختن است. افشای یکسری رسواییها شامل ناکامی در کشف سلاحهای کشتار جمعی در عراق، بدرفتاریهای نظامیان آمریکایی در زندان ابوغریب و طفره رفتن دولت بوش از بیان حقیقتها درباره قدرت واقعی کشورش در جنگ عواملی بود که حمایت عمومی از بوش را به شدت کاهش داد. در آستانه جنگ عراق نزاعها بر سر هر مساله کوچکی که به دولت بوش مرتبط میشد به تدریج بلای جان این دولت شد. رسوایی والری پلیم (افشای نام وی به عنوان یکی از مامورین مخفی سیا) نشاندهنده عمق اختلافات میان چنی و سازمان جاسوسی آمریکا بود. ظهور جنبشی محافظهکارانه از دیگر عوامل کاهش قدرت بوش قلمداد میشود. رییسجمهور آمریکا تنها زمانی قادر به نادیده گرفتن مخالفانش است که جمهوریخواهان کنگره همگام با دولت خود شوند یا توده محافظهکار نیز بوش را از حمایت خود برخوردار سازند. تام دیلی، نماینده جمهورخواه مجلس نمایندگان و بیل فریست در پی رسواییهای اخیر به شدت تضعیف مقام پیدا کردهاند. دیلی به خاطر پولشویی و نقض قوانین انتخاباتی مجرم شناخته شد و فریست نیز به اتهام سواستفاده از اطلاعات محرمانه تحت بازجویی قرار گرفته است. از سوی دیگر بسیاری از لژیونهای محافظهکار نیز با کاندیدای پیشنهادی بوش برای حضور در دیوان عالی آمریکا آشکارا مخالفت کردهاند. کسانی که امیدوار بودند تا کاندیدایی با نفوذ پیشنهاد شود با مشاهده حضور فردی نه چندان قدرتمند به ارزیابی جدی عملکرد بوش میپردازند. با افول قدرت ریاست جمهوری آمریکا دیگر بخشهای دولت مقاومت میکنند. این مساله حتی پیش از آنکه بوش با مشکلات عدیده فعلی روبرو شود، وجود داشت. در سال 2002 کنگره از کاخ سفید خواست تا تحقیقات مستقل خود را درخصوص حملات 11 سپتامبر انجام دهد و دیوان عالی نیز بخش اعظمی از اموری که به تروریسم مرتبط میشد، برعهده گرفت اما اکنون مقاومت چندین برابر شده است. ماه اکتبر گذشته زمانی که سنا با 91 رای موافق در مقابل 9 رای مخالف لایحه منع شکنجه و آزار و اذیت زندانیان مظنون به عملیاتهای تروریستی را تصویب کرد، دولت بوش سیلی محکمی خورد اما مخالفتهای شدید تنها از جانب کنگره که اکثریت جمهوریخواهان بر آن حاکم هستند، مطرح نمیشود. در رسانهها و مطبوعات واشنگتن حس شرمساری و سرافکندگی قابل توجهی جریان دارد.