مهرداد بهمنی
محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نوزدهمین همایش سراسری ائمه جمعه سراسر کشور، طی گزارشی از وضعیت نابسامان حاکم بر فضای فرهنگی کشور که حاصل ناتوانی، بیبرنامگی و بیانگیزگی مسئولان پیشین وزارت ارشاد اسلامی بود، به مردم اطمینان داد که جامعه از این پس در حوزه عملکرد وی هرگز شاهد چنین وقایع تاسف برانگیزی نخواهد بود.
هرندی همچنین چندی پیش نیز در نخستین نشست مطبوعاتی خود با رسانههای گروهی، از تغییرات بنیادین در حوزههای مختلف فرهنگی زیر نظر وزارت ارشاد، چون چاپ و نشر کتاب، مطبوعات، سینما، تئاتر و موسیقی خبر داده و اعلام کرد که سیاستگذاریهای پیشین، بازنگری خواهند شد. مطالبی را که وزیر محترم ارشاد در هفته اخیر مورد تاکید و تایید قرار داد، در حقیقت تکرار اهداف و برنامههایی بود که جناب احمدینژاد با طرح آن در دوران انتخابات توانست رای موافق جمع کثیری از مردم متدین و علاقهمند به فرهنگ و هنر کشور را با خود همراه سازد که به نوبه خود بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. وقایعی که در هفتههای گذشته در عرصه سینما، تئاتر، موسیقی، مطبوعات و چاپ و نشر کتاب روی داد، نشان میدهد که به راستی وزیر ارشاد عزم خود را جزم کرده تا به هر نحو ممکن ادعاهای خود را به مرحله عمل برساند.
بحث لغو بودجههای آنچنانی به نشریات زردی که تنها هنرشان گسترش بیبند و باری و آنارشیسم رفتاری در جامعه میباشد، جلوگیری از به نمایش درآمدن فیلم و نمایشنامههایی که پیامشان تمسخر ارزشها و دستاوردهای انقلاب بود و عدم صدور و مجوز کتابهایی که حاوی مطالب خلاف عرف و اخلاق بود، از جمله اقدامات شایسته این وزارتخانه در همین راستا محسوب میشود.
اما نکتهای که همچنان لاینحل باقی مانده است، پارادوکسی است که میان «اهداف بیان شده وزیر محترم ارشاد» و «ابقای برخی عناصر دولت گذشته» در پستهایشان است. در حالیکه هرندی صریحا (البته به جا)، عملکرد بسیاری از مسئولان گذشته ارشاد را در جهت نفی باورها و اعتقادات اساسی نظام عنوان میکند، که بیشک حاصل سوءمدیریت بسیاری از مدیران طراز اول آن وزارتخانه بوده است، تعداد زیادی از همان مدیران نالایق که منشاء گسترش بسیاری از معضلات فرهنگی در سطح جامعه بودند همچنان در پستهای خود ابقا شده که بالطبع آنها نیز معاونان و همکاران خود را در پستهایشان ماندگار و پابرجا میکنند.
این موضوع به خصوص در بخشهای خاصی از کتاب، هنر و سینما به چشم میخورد. پرسشی که در این میان وجود دارد آن است که آیا میتوان تغییرات گسترده و بنیادینی را در حوزه چالشبرانگیز هنر و فرهنگ کشور با استفاده از بازوهایی نه چندان قابل اطمینان ایجاد کرد؟ آیا بهتر نیست که وزیر محترم با نگاهی دوبار به گذشته و سابقه برخی مدیریتها، مهرههای مناسبتر و هماهنگتری را برای فعلیت رساندن افکار خود، بچیند؟