تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۷۷۷

مجید کرمی
افزایش تهدیدات علیه پرونده هسته‌ای ایران و توسعه رایزنی‌های بین‌المللی در مورد مسایل هسته‌ای ایران در آستانه نشست ویژه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در روز 13 بهمن ماه جاری دو روی سکه را پیش روی ما قرار داده است که یک روی آن مذاکرات و رایزنی‌های مقامات ایران در این حوزه است و روی دیگرش،‌رایزنی‌های مقامات غربی در این زمینه.
طی دو هفته اخیر مقامات مختلف آمریکایی و اروپایی مذاکرات مختلفی را برای همراه کردن کشورهای حامی ایران در مذاکرات هسته‌ای با خود و برضد ایران انجام داده‌اند. پس از مذاکرات جرج بوش رئیس جمهور آمریکا با آنگلامرکل صدراعظم جدید آلمان که متعلق به طیف تندروی مخالف ایران در آلمان است و برخلاف سلف خود گرهاردشرودر، تمایلی به مماشات و مدارا با ایران نشان نمی‌دهد، مرکل به روسیه رفت تا با مهمترین شریک هسته‌ای ایران یعنی پوتین دیدار کند. مقامات آمریکایی نیز به کشورهای حوزه خلیج‌فارس و همچنین چین سفر کردند تا حمایت سایر کشورها را علیه برنامه هسته‌ای ایران به خود جلب کنند. جالب اینجاست که کشورهای غربی در این رایزنی‌‌های مستمر خود کشورهای کوچک را هم فراموش نکرده اند. به جرات می‌توان گفت موضع‌گیری‌های اخیر مقامات کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و حتی وزیر امور خارجه عربستان علیه ایران حاصل رایزنی‌های مقامات آمریکا و اروپا به منظور افزایش جوسازی علیه ایران است. در حقیقت به طور خلاصه می‌‌توان گفت که آمریکا با هم‌پیمانان اروپایی خود در صدد یادگیری در عرصه بین‌الملل به منظور ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل است.
اما روی دیگر سکه اقدامات ایران برای مقابله با این تلاشها است. مهمترین مذاکرات مقامات ایرانی در عرصه دیپلماسی طی یک هفته گذشته در سفر محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور به کشور سوریه و سفر مقتدی صدر از فعالان سیاسی عراق به ایران است. سفر احمدی‌نژاد به سوریه در شرایطی انجام گرفت که فشارهای بین‌المللی علیه سوریه به شدت افزایش یافته است و در چنین شرایطی سفر به دمشق نمی‌تواند تاثیر مطلوبی برای ایران داشته باشد. به ویژه با توجه به این موضوع که بشار اسد با توجه به فشارهای فراوانی که کشورش از سمت آمریکا تحمل می‌کند، به نظر نمی‌رسد که حاضر شود با حمایت صریح از مواضع ایران در مورد مسایل هسته‌ای، تمایلی به افزایش فشارهای بین‌المللی بر ضد خود داشته باشد.
از سوی دیگر سفر مقتدی صدر به ایران، در شرایطی که در دولت عراق از جایگاه خاصی برخوردار نیست و اغلب، او را با توجه به اقداماتی که در نخستین ماه‌های حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق انجام داده بود و مواضع او، در ردیف افرادی قرار می‌دهند که در حفظ صلح و امنیت در عراق در ماههای اولیه سقوط صدام اقدام مطلوبی انجام نداده است، هیچ تاثیر مثبتی در پی ندارد.
چرا که مقتدی صدر در جایگاهی نیست که حمایت او از ایران بتواند تاثیر مثبتی بر ایمان داشته باشد و از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت جلوگیری به عمل آورد و اعلام حمایت «جیش‌المهدی» از ایران نیز هیچ برگ برنده‌ای برای ما در پرونده هسته‌ای محسوب نخواهد شد.
به نظر می‌رسد در فرصت باقی‌مانده تا نشست شورای حکام ـ که البته فرصت کوتاهی است ـ مقامات ایران باید رایزنی‌های خود را با کشورهای تاثیرگذار در پرونده هسته‌ای از جمله روسیه و چین و کشورهای غیرمتعهد عضو شورای حکام افزایش دهند و به جای رمایه‌گذاری روی افرادی همچون بشار اسد و مقتدی صدر که از جایگاه محکمی برخوردار نیستند، رایزنی‌های خود را با کشورهای غیرمتعهد عضو شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تقویت کنند تا در مسیر یادگیری در عرصه بین‌الملل از غرب عقب نمانیم.