دکتر علی ایرانپور ـ عضو هیأت علمی دانشگاه
در روایتی تایید نشده آمده است که در آخرین دور مذاکرات رو در رو میان یاسر عرفات - رهبر فقید تشکیلات خودگردان - و ایهود باراک - نخستوزیر وقت اسرائیل - گفتوگویی میان طرفین درگرفته است که مضمون آن هشدار باراک به عرفات نسبت به روی کار آمدن نخستوزیری راستگرا مانند نتانیاهو بوده است.
از سوی دیگر نیز عرفات نسبت به اینکه روزگاری اسرائیل مجبور شود روند مذاکرات را با رهبران «حماس» به انجام برساند، به باراک هشدار داده بود. گرچه وقوع چنین رخدادی در روزگار خود بعید به نظر میرسید، اما باید 26 ژانویه 2006 را روز تعبیر شدن لااقل نیمی از آن پیشبینی دانست.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در انتخابات قانونگذاری فلسطین با غلبه بر نزدیکترین رقیب خود یعنی جنبش فتح اکثریت قابل توجهی از کرسیهای پارلمان را از آن خود کرد.
اینک جامعه جهانی با پارلمانی در فلسطین روبهرو است که اکثریت آن، اعضای سازمانی هستند که در اساسنامهاش، نابودی اسرائیل را به عنوان «هدف استراتژیک مقاومت» اعلام داشته است و به دلیل «خائنانه» دانستن مذاکرات اسلو از شرکت جستن در روند مذاکرات صلح سرباز زده است.
حماس با چنین پیشینهای و با تاکید بر حفظ سلاح خود در انتخابات شهرداریهای تشکیلات خودگردان شرکت جست و توانست با کسب پیروزیهای قابل توجه، سکوی پرشی برای خود فراهم کند. بدین ترتیب حماس وارد روندی سیاسی شد که سالها پیش ابوعمار و جنبش فتح در آن گام نهاده بودند.
سناریوهای محتمل در پیشروی حماس چیست؟ برخی از تحلیلگران معتقدند با توجه به اینکه حماس نمیخواهد و نمیتواند حاکمیت را به صورت یکپارچه در اختیار بگیرد، روند آینده به سمت تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت سایر احزاب و گروههای فلسطینی و در رأس آنها جنبش فتح، پیش خواهد رفت. در صورت وقوع چنین سناریویی کابینهای تشکیل خواهد شد که بخش بزرگی از آن راهکارهایی را متفاوت از آنچه تاکنون اجرا شده است به عنوان برنامه خود برخواهد گزید. بر این مبنا شاید دولت آینده فلسطین «حاکمیتی دوگانه» را تجربه کند. اتفاقی که برای نخستین بار در سرزمینهای اشغالی رخ میدهد و تبعات آن تا حدودی به نقش محمود عباس بستگی خواهد داشت که همچنان رهبری تشکیلات خودگردان را حفظ خواهد کرد.
از سوی دیگر برخی از آگاهان مسائل خاورمیانه بر این اعتقادند که قرار گرفتن حماس در راس قدرت این جنبش را به سوی نوعی «پراگماتیسم» سوق خواهد داد. بیتردید مواضع یک گروه سیاسی تا وقتی که در ساختار قدرت وارد نشده است، نسبت به زمانی که در رأس حاکمیت قرار میگیرد کاملا متفاوت خواهد بود.
قرار گرفتن در چنین موقعیتی سیاستورزی هوشمندانهای را میطلبد که میتوان نشانههایی از آن را در گفتههای برخی از رهبران حماس دید. البته اگر حماس دولت آینده فلسطین را بدون مشارکت سایر احزاب شکل دهد در آن صورت باید منتظر مواضع متقابل این جنبش و جامعه جهانی ماند.
آیا حماس در رأس دولت فلسطین همچنان بر استراتژی نابودی اسرائیل پای خواهد فشرد و آیا جامعه جهانی چنین دولتی را مورد حمایتهای سیاسی و مالی قرار خواهد داد؟ و آیا اسرائیل چنین دولتی را در مجاورت خود تحمل خواهد کرد؟ در این صورت چه چشماندازی پیشروی فلسطینیان قرار خواهد داشت؟ بر این اساس قابل انکار نیست که حماس وارد پیچیدهترین و حساسترین دوران حیات خود شده است.
اما در سوی دیگر بحران یعنی در اسرائیل نیز بازی به شکل دیگری در جریان است.
اسرائیل با تضعیف نهادهای دولت خودگردان از یک سو و ترور هدفمند رهبران و فرماندهان حماس از سوی دیگر نقشی غیرقابل انکار در به قدرت رسیدن حماس بازی کرده است. امروزه در میان بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی از راهکار شارون به عنوان مسیری مطمئن و پذیرفته شده در جهت حفظ امنیت آینده اسرائیل نام برده میشود.
راهکاری که بر مبنای آن سرنوشت نهایی موضوعات باقیمانده همچون کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی نه در پای میز مذاکره که به صورت یکجانبه و بدون انجام گفتوگو با طرف فلسطینی به انجام خواهد رسید. الگوی این راهکار قبلا در طرح یکجانبه خروج از غزه آزموده شده است و میتواند بدون آنکه اعتراضهای قابل توجهی را برانگیزاند، به انجام رسد.
بر این مبنا و با توجه به نزدیکی تاریخ برگزاری انتخابات در اسرائیل، بارزترین نتیجه پیروزی حماس در انتخابات را میتوان افزایش بخت حزب تازه تأسیس «کادیما» دانست که اندکی پیش از این با ائتلاف آریل شارون و شیمون پرز و با تاکید بر راهحلهای یکجانبه در حل مساله فلسطین شکل گرفت. راهحلهایی که الزاماً تامینکننده منافع بلندمدت فلسطینیان نخواهد بود.
با توجه به اینکه حماس از بدو تأسیس تاکنون هرگز در ساختار قدرت قرار نداشته و همواره از موضع اپوزیسیون سخن گفته است، امروز با چالشی مواجه میشود که یک سوی آن باقی ماندن به عنوان یک «جنبش» است و سوی دیگر آن تبدیل شدن به یک «نهاد». چالشی که روزهای آینده به آن پاسخ داده خواهد شد.
اما صرفنظر از نتیجه به دست آمده در انتخابات قانونگذاری، فلسطینیان توانستند در سرزمینهای تحت اشغال الگویی از دموکراسی را به نمایش گذارند که در میان بسیاری از کشورهای منطقه بینظیر است.