خشایار دیهمی:
لیبرالیسم همواره مورد انتقاد تمام جریانهای سیاسی ایران بوده است
خشایار دیهمی در این همایش گفت: مساوات لیبرالی یعنی ایجاد برابری فرصتها برای تمام آدمها و حفاظت از محرومترین افراد جامعه تا بتوانند زندگی شرافتمندانهای داشته باشند. وی که با موضوع آزادی و عدالت از منظر لیبرالیسم سخنرانی میکرد، با طرح این سوال که معنای عدالت و آزادی در لیبرالیسم چیست؟ گفت: به لیبرالیسم در ایران بسیار جفا شده است و این دیدگاه همواره مورد انتقام تمام گروهها و جریانهای سیاسی بوده است، نوع نگاه لیبرالیسم تنها به یک نام منتهی میشود و هیچ جریانی در ایران نقض جامع و کاملی در خصوص لیبرالیسم انجام نداده است. بارها و بارها آقای خاتمی از دموکراسی صحبت میکردند ولی همواره میگفتند که ما لیبرالیسم و کمونیسم را نمیخواهیم. وی با تاکید بر این که باید به طور دقیق به نقض لیبرالیسم پرداخت، اظهار داشت: مفهوم دموکراسی دینی که این روزها مطرح میشود، یک مفهوم گنگ و پیچیده است. بسیاری از کسانی که از عدالت و آزادی صحبت میکنند، برای این دو مفهوم تعاریف مختلفی ارایه میدهند و به نظر میرسد تصور هر کس از این موضوع متفاوت است. دیهمی اظهار داشت: برخی معتقدند که هیچ جای دنیا به اندازه ایران آزاد نیست، من همین را قبول دارم اما این آزادی که آنها مطرح میکنند با آزادی من بسیار متفاوت است. چون من آزادی در ایران نمیبینیم، در خصوص عدالت نیز به همین بحث معتقدم و باید تعریفی روشن از آزادی و عدالت ارایه شود. وی با بیان این که عدالت و آزادی به تنهایی ارزشی ندارند، تصریح کرد: درست است که عدالت و آزادی از ارزشهای مثبت هستند ولی زمانی باید گفت که این دو مفهوم ارزشمند هستند که انسان را به سعادت و خوشبختی برسانند. وی با بیان این که جوهره اندیشه لیبرالی، آزادی بیان و آزادی اندیشه است، گفت: برخلاف تصور اذهان عمومی لیبرالیسم یک مکتب اقتصادی نیست که تنها به دنبال بازار آزاد باشد، بنیان لیبرالیسم آزادی و آزادی بیان است. دیهمی تصریح کرد: در عصر روشنگری آن چیزی که مورد تکریم قرار گرفت، تکریم عقل بود که این تکریم ناشی از تکریم دانش بوده است. با این نگاه با انواع آزمایش کردن خود را به واقعیتها نزدیک میکنیم. دیدگاه لیبرالی معتقد است باید اجازه بدهیم تا هر کسی عقل خود را به درستی به کار بگیرد و همه مجبور نباشند که یکسان فکر کنند که در این صورت است که به یک حقیقت واحد خواهیم رسید و لازمه رسیدن به این حقیقت واحد آن است که عقول آزمایش کنند.
تقی آزاد ارمکی:
تمام تلاشهای جامعه ایرانی برای توسعه است
تقی آزاد ارمکی هم در این سمینار گفت: این روایت حاشیهای از جامعهشناسی است که علم مانع اصلی دستیابی به آزادی و عدالت است و گفته شده که علم جامعهشناسی برای ساختن جامعه کثیف آمده است بلکه علم جامعهشناسی برای طراحی جامعهای دموکرات و آزاد و عدالتطلب تلاش میکند. وی افزود: تمام تلاشهای جامعه ایرانی برای توسعه است، جامعه ایرانی بیشتری تلاشش در جهت ایجاد توسعه قرار داشته و همواره از این مفهوم دفاع کرده است. وی که با موضوع عدالت یا آزادی سخنرانی میکرد، نگاه جامعه ایرانی را نگاه توسعهای خواند و اظهار داشت: اولین گام دولتمردان حتی پیش از انقلاب در جهت توسعه بوده است و آنها به توسعه توجه ویژهای داشتهاند. آزاد ارمکی افزود: تلاش روشنفکران، کارگزاران و توده جامعه این بوده تا جامعه به بهترین شکل ساخته شود و امروز نیز این مساله همچنان دنبال میشود. وی خاطرنشان کرد: امروز توسعه ایدئولوژی ایرانی شده است و کسانی که به نقد جامعه پرداختهاند، در واقع به نقد این ایدئولوژی پرداختهاند. این استاد دانشگاه تصریح کرد: به لحاظ معنای ایدئولوژی شکاف عمیقی بین جامعه وجود دارد، شکاف میان نگاه چپگرایانه و راستگرایانه اما این مساله مشکل خاصی نیست چون هر دوی این نگاهها بر امر توسعه تاکید داشتهاند. آزاد ارمکی اظهار داشت: دولتهایی که مدعی دموکراسی هستند، خودشان نیز جریان عدالت و آزادی را نقد میکنند. علت شکست دولتها این است که نیروهای بروکرات آنها به جای آن که واقعا بروکرات باشند، ژست نیروهای بروکرات را به خود گرفتهاند.
بابک احمدی:
مهمترین اشکال ما این است که از دموکراسی به خوبی دفاع نکردهایم
بابک احمدی نیز در این همایش گفت: اگر دموکراتیک فکر نکنیم و قصد داشته باشیم دولت دموکراتیک بسازیم، شکست میخوریم و مهمترین اشکال ما این است که از دموکراسی به خوبی دفاع نکردهایم. وی با تاکید بر این که در فرهنگ غربی دو مفهوم عدالت و آزادی به هم پیوسته هستند، گفت: پس از انتخابات ریاست جمهوری گرایشی بر سر کار آمد که خود را به دموکراسی مقید ندانست، فضیلتی برای دموکراسی قایل نشد و هیچ افتخاری برای آن که آزادی انسان را گسترش دهد، کسب نکرد، به همین جهت است که امروز شما بر آزادی تاکید میکنید اما این طیف به دنبال برابری، توزیع امکانات و عدالت اجتماعی است. وی که با موضوع چرا عدالت بدون آزادی ممکن نیست سخن میگفت، با طرح این سوال که آیا امکان ایجاد برابری و تحقق عدالت بدون رعایت حقوق آزادی مردم وجود دارد، اظهار داشت: نمونههایی که در نه ماه اخیر دیدیم، این سوال را به ذهن ما آورده است. در دو ماه گذشته لایههای اجتماعی فقیر در ایران یعنی رانندگان حمل و نقل عمومی خواستار حقوق اصلی خود و تشکیل سندیکا بودند که به دلیل عدم آزادی با آنها برخورد شد و اگر اینترنت وجود نداشت، هیچ کس نمیدانست چه بر سر آنها آمده است. اگر عدالت در این جامعه معنا داشت، باید به آنها توجه میشد. این استاد دانشگاه اظهار داشت: هر جا آزادی بیان محدود شود، اطمینان پیدا کنید که حقی پایمال میشود و اگر این اتفاق نمیافتد، مطمئن باشید که اجازه حرف زدن به شما داده میشود؛ هدف از بستن مطبوعات بستن آزادی بیان بود. احمدی خاطرنشان کرد: این که بدون آزادی نمیتوان در جهت عدالت گام برداشت، در قالب فلسفی مورد بحث قرار خواهد گرفت اما هدف از بحث من آزادی به معنی سیاسی آن است، یعنی آن که شهروند آزاد برای تحقق دولت دموکراتیک تلاش کند، 20 سال پیش عدالت به معنی برابری افراد در تقسیم اموال و بهره بردن ثروت عمومی بود اما متفکران امروز عدالت را به جای انصاف تعریف میکنند. وی با بیان این که امروز بسیاری از متفکران در حال بررسی این دو تعریف هستند، اظهار داشت: با توجه به تفاوت این تعاریف میتوان گفت که در قلمرو زندگی اجتماعی و سیاسی نمیتوان عدالت محقق کرد مگر آن که دولت دموکراتیک شکل بگیرد؛ دولتی که آزادی را به رسمیت بشناسد و به تمام افراد اجازه بدهد تا نظرات خود را بیان کنند. احمدی اظهار داشت: در دوران پهلوی تحول عظیمی در آموزش و پرورش و صنعت به وجود آمد اما شاه به صراحت میگفت که با دموکراسی و آزادی مخالف است و به تمسخر میگفت دموکراسی یعنی آن که بچهها به خیابان بریزند. از نظر او آزادی سیاسی یعنی وجود احزابی که هیچ تاثیری نداشته باشد. احمدی افزود: یکی از درسهایی که ملت ما میگیرد این است که باید بر دیدگاههای مردم، آزادی بیان، آزادی زنان و وجود سندیکاهای مختلف تاکید کنند و از آن دفاع کنند و از این مسائل عقب ننشینند. اشکال ما این بود که از این موضوعات به خوبی دفاع نکردیم.