تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۹۰۸
از مداخله خارجى تا انتخابات آزاد عراق

فرزانه روستایی
بسیارى معتقدند که یک عراق و افغانستان دموکراتیک آغازگر فصلى نوین در نظام حکومتى کشورهاى عرب خاورمیانه است. هم‌اینان معتقدند که جریان دموکراتیزه شدن کشورهاى خاورمیانه تنها در بلندمدت امکان‌پذیر است و آمریکا باید هزینه‌هاى زیادى را در این منطقه از جهان متحمل شود تا اگر واقعاً برایش مهم است بتواند به خواست خود یعنى دموکراسى در خاورمیانه دست یابد.
دموکراتیزه کردن کشورهاى خاورمیانه هزینه‌هاى قابل توجهى را در منطقه ایجاد مى‌کند تا سیاست «یک بار راى و یک انتخاب مادام‌العمر» براى همیشه کنار گذاشته شود. مانند سیستمى که در زمان ریاست یاسر عرفات بر تشکیلات خودگردان حاکم بود و یا سیستم حکومتى که هم‌اکنون در سوریه و در بقیه کشورها ادامه دارد.
ایالات متحده نیز به خوبى مى‌داند در صورت پرداخت هزینه‌هاى فراوان در راه ایجاد دموکراسى در کشورهاى خاورمیانه، در بلندمدت خواهد توانست به منافع امنیتى زیادى دست پیدا کند در غیر این صورت بن لادن و ابومصعب الزرقاوى آخرین کسانى نخواهند بود که آمریکایى‌ها را هدف قرار خواهند داد و با تعجب همه آنها و ابزار فکرى‌شان از خاورمیانه نفت‌خیز، تحقیر شده و ناامید و سرگردان سر برآوردند.
1- منطقى وجود دارد که مى‌گوید نظام‌هاى دموکراتیک به ندرت نظام‌هاى دیگر دموکراتیک را مورد هجوم قرار مى‌دهند. این ایده در حد گسترده‌اى با مصداقى تاریخى روبه‌روست. براى مثال اگر نظامى دموکراتیک در عراق حاکم بود بى‌تردید ایران و کویت مورد هجوم قرار نمى‌گرفتند یا اگر نظام‌هاى سیاسى خاورمیانه روابط دموکراتیکى با مردم خود برقرار ساخته بودند با استظهار به پشتیبانى ملت‌هاى خود مى‌توانستند طى این سى چهل سال معضل خود را با اسرائیل حل کنند.
2- نظام‌هاى دموکراتیک همواره از درون بر اصولى ثابت استوار بوده‌اند. بنابراین هر نتیجه‌اى که از درون نظام‌هاى دموکراتیک بیرون مى‌آید مورد پذیرش مردمان آن جامعه قرار دارد. بنابر اقوالى «تنها کشورهاى دموکراتیک هستند که مى‌توانند متعهد به صلح پایدار باشند» این بدان معنى است که دول غیردموکراتیک از ایجاد صلح در منطقه عاجزند و به عبارتى فضاى حیاتى آنان فقدان صلح و نیز استمرار حاکمیت وحشت، سرکوب، شکنجه و حذف است. بنابراین هیتلر، موسولینى، شاه ایران و ژنرال پینوشه و دیگران دموکراسى را ربوده بودند و در واقع دموکراسى اسیر و دربند و رام شده و دهان دوخته را به مردمانشان اعطا مى‌کردند.
3- جا افتادن ایده‌هاى دموکراتیک نیاز به زمان بیشترى دارد ولى همواره تبعات نظام‌هاى دموکراتیک مثبت بوده است. مثلاً زمانى که در اوایل قرن بیستم پرتغال و اسپانیا روى به دموکراسى مى‌آوردند اثرات مثبتى نه تنها در این کشورها بلکه در کشورهاى اسپانیولى‌زبان آمریکاى لاتین به وجود آورد. با بررسى روند دموکراتیزه شدن بسیارى از کشورهاى جهان مى‌توان پیش‌بینى کرد که در آستانه هزاره سوم عملاً مقامات کشورهاى غیر عرب و عرب خاورمیانه نخواهند توانست در مقابل ایده دموکراسى‌خواهى مردمان خود مقاومت کنند.
در عربستان سعودى، آل سعود به این نتیجه رسیده است که فقط مى‌توان با دادن آزادى‌هاى اجتماعى به مبارزه با افراطى‌گرى اسلامى رفت. در کشورهاى عرب خلیج فارس نیز این کشورها مجبور شده اند که به انتخابات پارلمانى روى آورند. برگزارى انتخابات سراسرى در افغانستان و عراق نیز سبب شد که روند دموکراتیزه شدن خاورمیانه شتاب بیشترى بگیرد.
4- دموکراسى، اخلاق گرایى را در بین حکومت ها به اصلى متقن تبدیل مى کند که نمى توان از آن اصول گریخت یا تفاسیر بسیار غیرمعمول از آن ارائه داد. براى مثال وهابیون یا القاعده مى خواهند به قرائت خود اخلاق را با حملات تروریستى علیه نیرو هاى ائتلاف نشان دهند. با این حال منطق اخلاق آنان مورد پذیرش عمومى قرار نمى گیرد.
5- آمریکا بعد از 11 سپتامبر مجبور است به کسوت دموکراسى و حقوق بشر درآید و با گسترش دموکراسى به شرایط آرام و مطمئن پس از جنگ سرد بازگردد. ممکن است بسیارى از طیف هاى ارزشى و فکرى مسلمان منطقه از کنار آمدن با تحولاتى که خط مشى جدید وزارت خارجه آمریکا منشأ آن بوده و قبل از آن شوراى روابط خارجى و مخازن فکرى (think tankers) بنیادهاى آن را پى ریزى کرده اند دچار اشمئزاز شوند. با این حال بذرهاى امید، در برهوت خاورمیانه ده ها سال پس از انقلاب هاى پى درپى ناسیونالیستى و سوسیالیستى و نیز سه دهه پس از انقلاب هاى ایدئولوژیک توفنده ملتمس قطره اى رهایى هستند حتى اگر ابرهاى آن برخاسته از آسمان جهنم باشد.
در صورتى که دموکراسى در خاورمیانه به طور قطع تحقق نیابد مى توان امیدوار بود که حداقل این امکان وجود خواهد داشت که به نشانه هایى اندک از دموکراسى در خاورمیانه و آفریقا دست یافت تحولى که مى تواند به ریشه دواندن دموکراسى در منطقه کمک کند. سیر دموکراسى نمى تواند بدون اشکال باشد همچنان که افلاطون معتقد بود که اصول اول دموکراسى را تساوى تشکیل مى دهد و تساوى تنها در میان حیوانات وجود دارد. ولى نباید فراموش کرد که دموکراسى محصولى نیست که سریع به ثمر بنشیند هر چند براى کشور هاى خاورمیانه مى تواند آخرین گزینه قابل فکر باشد.
نقطه عطف
انتخابات چندى پیش عراق اولین معجزه تاریخ دوساله این کشور نبود. طى دو سال قبل نیز دو معجزه پى درپى افکار عمومى عراق و منطقه را دچار بهت و حیرت کرد. دو سال پیش وقتى تانک هاى آمریکایى به یک باره از فرودگاه بین المللى بغداد سردرآوردند طه یاسین رمضان هنوز مردم مردد را اندرز مى داد که نظام حزب بعث قابلیت مقابله با اشغالگران را دارد. دو روز بعد و پس از آنکه تانک ها یکى دوبار به مرکز شهر فقط سرک کشیدند و دوباره به پناهگاه خود بازگشتند دیگر از صدام حسین و فدائیان قسم خورده او خبرى نبود و سربازان سیاهپوست زن آمریکایى روى صندلى صدام حسین شکلک درمى‌آوردند و عکس یادگارى مى‌گرفتند.
با وجودى که ژنرال تامى فرانکس جلسه ستاد نیروهاى نظامى آمریکا را در دفتر کار صدام حسین برگزار مى کرد هنوز بسیارى از عراقى ها در این اندیشه بودند که به زودى صدام حسین به ترتیبى همچون غول چراغ جادو از جایى سر درخواهد آورد و آمریکایى ها را جاروب خواهد کرد. ولى معجزه اى حساب شده بخش هایى از تردید هواداران صدام و عراقى ها را زایل کرد و آن هنگامى بود که آمریکایى ها قصى و عدى پسران صدام را شکار کرده و عکس جنازه هاى آنان به سراسر جهان مخابره شد. اما هیچ معجزه اى همانند نمایش دستگیرى صدام حسین نبود.
این معجزه وقتى کارى تر شد که یک پزشک طاس آمریکایى در یک فیلم خبرى دندان هاى دیکتاتور را بازرسى مى کرد او گوش به فرمان آمریکایى ها دهان خود را باز و بسته مى کرد و از الوهیت هیبت گارد ریاست جمهورى‌اش دیگر خبرى نبود.
طرح یک ابهام
مرورى کلى بر تاریخ چهار دهه تک تک کشورهاى خاورمیانه حاکى از آن است که پس از استعمار انگلیس نفوذ آمریکایى ها و رقابت آنان با اتحاد شوروى در دوران جنگ سرد محورى ترین اصل در شکل گیرى روابط قدرت در منطقه بوده است. عراق، رژیم شاه، عربستان سعودى، اردن، شیخ نشین هاى خلیج فارس و مصر همگى براساس رعایت منافع منطقه اى و جهانى آمریکا اداره مى شدند. حتى رژیم صدام حسین به رغم روابط گسترده اى که با شرق داشت در آستانه شکل گیرى تحولات انقلاب ایران تبدیل به قدرتمندترین متحد آمریکا پس از اسرائیل و عربستان در خاورمیانه گردید.
به تدریج عراق ثروتمند و متمول دهه هشتاد به رهبرى صدام حسین و با کنترل از راه دور آمریکایى ها خرج شد تا پتانسیل ایران بعد از انقلاب به تدریج آرام بگیرد. بنا بر شواهد بسیار متقنى باقیمانده توان نظامى رژیم عراق پس از پایان جنگ با ایران با سکوت و تحت نظارت ماهواره هاى آمریکایى روانه کویت شد تا براى سرکوب آن یک ائتلاف بین المللى شکل بگیرد. از این مقطع به بعد رژیم مضمحل صدام که همچنان خود را فاتح طوفان صحرا مى نامید با برقرارى رژیم هاى حقوقى پیچیده بین المللى که پرداخت خسارت به کویت را اجبارى مى کرد و نیز با برقرارى نظام‌هاى بازرسى بین المللى و تحریم بین المللى در سراشیب عملى سقوط قرار گرفت.
حال سئوال و ابهام اساسى این است که با توجه به جنگ هاى پى درپى که رژیم عراق به مردم خود و مردم منطقه تحمیل کرد ـ از جمله جنگ با ایران، حمله به کویت، سرکوب و قتل عام ادوارى کردها در شمال و شیعیان در جنوب و ادامه سرکوب و شکنجه و اعدام شهروندان ـ هزینه ادامه حیات سیاسى چنین رژیمى بیشتر است یا هزینه هاى تحمیلى ناشى از فروپاشى چنین نظام سیاسى با فشار خارجى. برخى معتقدند مجموع هزینه اى که ادامه حیات رژیمى همچون صدام بر یک کشور و نیز بر منطقه تحمیل مى کند بسیار بیشتر از هزینه هایى است که مداخله خارجى براى یک کشور پدید مى‌آورد.
بنابراین دیگر فروپاشى نظام هاى سیاسى با فشار خارجى همچون گذشته امر مذموم و مطرودى نیست و در اوج بن بست هایى که برخى از رژیم هاى قفل شده منطقه با آن روبه رو هستند مداخله خارجى شاید مفرى براى باز کردن قفل ها و آغاز توسعه سیاسى اقتصادى در این کشورها باشد. مردم عراق امروزه درگیر نبردهاى کورى هستند که افراطیون بى منطق و مدافعان رژیم سابق همچنان بر آنها تحمیل مى کنند. پس از دو سال تحمل حضور نیروهاى خارجى این مردم برگزارى انتخاباتى را شاهد شدند که به لحاظ گستردگى مشارکت عمومى و نیز نتایج انتخابات و نیز به لحاظ حجم مشارکت شهروندان بى تردید بزرگ ترین معجزه این کشور پس از فروپاشى رژیم حزب بعث بوده است.
شاید جغرافیاى سیاسى عراق به لحاظ بافت قومى جمعیتى و مذهبى و نیز سوابق تاریخى حوزه اى استثنایى باشد و نسخه هیچ کشورى را براى هیچ کشور دیگرى نتوان پیچید. با این حال بسیارى معتقدند که مشارکت سیاسى همه نیروهاى عراقى شرایطى را فراهم کرده که این مردم ستمدیده خود سرنوشت خویش را متناسب با موازنه کلیه گرایش هاى سیاسى، قومى و جغرافیایى در دست گیرند. پیروزى اکثریت در حاشیه جامعه عراق یعنى پیروزى شیعیان در انتخابات سراسرى بر صحت چنین منطقى دلالت دارد. به نظر مى رسد عراق امروز بى تردید امن تر از عراق سال هاى حکومت صدام حسین است و آینده سیاسى آن به لحاظ شفافیت سیاسى و موازنه عادلانه قدرت با هیچ یک از کشورهاى منطقه قابل مقایسه نباشد.