تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۹۷۹

محمدرضا زمردیان
انتخابات مجلس خبرگان رهبری شاید حساس‌ترین و با اهمیت‌ترین انتخاباتی است که در کشور برگزار می‌شود. نظارت بر عملکرد جایگاه رهبری و نهادهای تابعه و تأثیری که این مجلس بر پیکان هدایت نظام دارد، شأن و اهمیت و جایگاه این مجلس را مشخص می‌کند.
انتخابات خبرگان با همه اهمیت و حساسیت‌هایش شاید در گذشته کمتر مجالی برای چالش و رقابت‌های حزبی و گروهی پدید آورده است چرا که اولاً شأن و جایگاه نمایندگان که از روحانیت شناخته شده و بعضاً هدایت‌گر جریانات مختلف بوده‌اند، مانعی بر اثرپذیری رقابتهای سیاسی برونی بوده است و دوم چارچوب خاص صلاحیت‌ها که به فقاهت و اجتهاد استوار شده، دایره فعالیت‌های حزبی را محدود کرده است. در وهله سوم نیز ملموس نبودن نتایج و دستاوردهای این مجلس و به نوعی غیرعلنی بودن آن و از سوی دیگر گرمای رقابتهای حزبی و گروهی در مجلس و ریاست‌جمهوری و بعد آن شوراها و سپس استراتژی‌های احزاب در قدرت برای حفظ وضع موجود و همچنین تلاش احزاب کنار مانده از قدرت اجرایی برای بازیابی شرایط گذشته همواره مانع از گرمای رقابت‌های حزبی در انتخابات خبرگان شده است.
در فضای فعلی سیاسی اما واقعیت به گونه دیگری است. برخی ضرورت تخصصی کردن مجلس خبرگان را از نگاه افزایش دایره اجتهاد و مرجعیت از فقاهت به سایر حوزه‌های تخصصی رهبری دنبال می‌کنند. (خط فکری اصلاح‌طلبان) و عده‌ای دیگر به دنبال جوانگرایی در خبرگان هستند.
اما اینکه چرا و چگونه گرمای انتخابات خبرگان در میان احزاب سیاسی کشور فراگیر شده آن هم با فاصله زمانی یک ساله تا برگزاری این انتخابات بحث مهمی است که ذهن تحلیل‌گران سیاسی را به خود معطوف داشته است.
شاید نگاهی به انتخابات نهم ریاست جمهوری گوشه‌هایی از این معما را باز کند. اگر معادلات گروههای سیاسی فعال در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری را مرور کنیم هم ردپای فعالیت جناحین سنتی سیاسی ایران را می‌بینیم و هم شکل و شمایلی از مشتقات خط فکری سنتی با گرایش مدرن‌تر و به روزتر که به خوبی در میان هر دو طیف فکری قابل رویت و آشکار بود.
با این حال رأی اکثریت بر فردی تعلق گرفت که به گفته خودش هیچ حزب و گروهی او را حمایت نمی‌کرد، اما عقبه او دو خط فکری همسو بود. نمایندگان شورای شهر تهران با نام آبادگران که شورای هماهنگی نیروهای امام(ره) آن را از برآمده تفکرات خود می‌دانست، اما شوراییان حاضر به قبول چتر حمایتی آنها نبودند.
در حقیقت اکثر تحلیل‌گران سیاسی و حتی آنهایی که پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات نهم را پیروزی قاطع محافظه‌کاران می‌دانند نیز بر این نکته اشتراک نظر دارند که حزب گریزی در انتخابات نهم اثبات شده است چرا که نه احزاب اصلاح‌طلب و نه احزاب سنتی و تشکیلاتی راست‌گرایان مانند مؤتلفه و روحانیت هیچکدام گزینه اصلی‌شان به دولت راه پیدا نکرد.
از همین رو تلاش برای بازسازی وجهه و قدرت درونی در احزاب آغاز شده و هر دو گروه اعم از راست‌ و چپ در حال بررسی و علل‌شناسی ناکامی اخیر و بازگشت تأثیرگذار بر صحنه رقابت هستند. در این میان اصلاح‌طلبان با قبول شکست و دوری از قدرت بازنگری عمیق‌تر و فعالانه‌ای را آغاز کرده‌اند.
به همین جهت انتخابات شوراهای شهرها و مجلس خبرگان رهبری میدانی نزدیک برای ارزیابی بازاندیشی‌های احزاب است و گویا تلاش‌ها برای این قرارداد تا قدرت یافتن دوباره گروهها با قرار گرفتن در آزمونی مردمی سنجیده شود.
در جمع اصلاح‌طلبان که این روزها به خوبی دو خط فکری رادیکال و معتدل از یکدیگر تمیز داده می‌شوند بخش ارزشی آن به راهکار مشترکی میان مجمع روحانیون مبارز که از این پس مسئولیت جریان‌سازی‌های فکری و اندیشه‌ای را بر عهده خواهد داشت و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم می‌یابد.
در جمع راست‌گرایان نیز جامعه روحانیت مبارز که به نظر سکوتی معنادار اتخاذ کرده، گروهی جلودار خواهد شد که از آن به عنوان خط سوم نامبرده می‌شود. در حقیقت اشتراکاتی که میان این دو طیف وجود دارد رای به حضور نیروهی جوان‌تر می‌دهد در این جبهه اگر چه اختلافاتی نیز شاید میان نسل جدید و قدیم باشد، اما به نظر می‌رسد نیروهای جوان با نگاه و کلامی به روزتر و مقبولیتی که در سالهای اخیر به واسطه حضور در پایگاههای قوی مذهبی به دست آورده‌اند، موفق‌تر جلوه کنند.
گروه دیگری که شاید در انتخابات خبرگان بروز بیرونی یابند تشکیل یافته از جریان رادیکال اصلاحات است که با توجه به سابقه شورای نگهبان شانسی برای ورود به مجلس خبرگان ندارند.
با تمام این تفاسیر ولی هنوز وارد مرحله حساس انتخابات مجلس خبرگان نشده‌ایم.