تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۹۹۵

خلیل اسفندیاری /  Sfandiary -2000 @ yahoo. com 
گروه فرهنگی -
به باور غالب صاحب‌نظران، انقلاب اسلامی ایران، تحولی عمیق با ماهیت و ماموریتی فرهنگی بود. مستندات این باور را می‌توان طی تعمق در خاستگاه این نهضت ـ‌ پیامها و مطالبات آن و عوامل موثر در شکل‌گیری پیروزی و تثبیتش یافت.
اولویت قائل شدن به امور و دغدغه‌های فرهنگی، در مرحله پس از پیروزی انقلاب نیز در اندیشه و عمل بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز لحاظ شده، از این رو بود که در شکل‌گیری نهادها ـ‌ ارگانها و موسسات انقلابی، تشکلها و نهادهایی که توسعه و تحول فرهنگی را مد نظر و عمل خود داشتند، جایگاه خاص یافتند. شماری از این نهادها و ارگانها به طور مستقیم و همه جانبه، فعالیتهای فرهنگی را ثقل توجهات خود قرار دارند (مانند سازمان تبلیغات اسلامی ـ نهضت سوادآموزی شورایعالی انقلاب فرهنگی ـ جهاد دانشگاهی و...) و شماری دیگر از این نهادها نیز نهادهایی بودند که با اهداف و انجام ماموریتهای دفاعی ـ اقتصادی ـ عمرانی شکل گرفتند اما در نهایت آرمان و اهدافشان، ماموریتهای کلان فرهنگ‌سازی را پیگیر بوده و هستند (مانند بسیج ـ جهادسازندگی ـ بنیاد شهید...)
در کنار نهادها و ارگانهای تازه تاسیس دیگر، دستگاههای دولتی (مانند وزارتین آموزش و پرورش و علوم ـ صدا و سیما ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و...) نیز با تغییر و تحول در ماموریتهایشان در خدمت فرهنگ انقلاب اسلامی قرار گفتند تا ایفاگر نقش خود در تعیین آینده‌ای روشن ـ مطلوب و پرثمر برای جامعه ایران عزیز شوند.
تلاش پیگیر ـ دائمی و همه جانبه برای افزایش کارآمدی و ایفای مطلوب‌ رسالتی که در برهه‌های مختلف امروز و اینده انقلاب اسلامی برعهده آنهاست، انتظار اول و مهم جامعه از این‌گونه دستگاهها و نهادهای متولی امور فرهنگی کشور است. نهادهایی که می‌بایست در کنار تلاش برای تقویت توانایی و تجهیز امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود، مراقبت از آسیبها و آفاتی که کارآمدی آنها جهت نیل به اهداف و ماموریتهایشان را در معرض تهدید و توقف قرار می‌دهد در دستور کا خود قرار دهند اهم این آسیبها و آفات را می‌توان در موارد زیر برشمرد:
الف: دور شدن از ماموریتها و وظایف
وفادار و متعهد ماندن به رسالت و فلسفه وجودی و ماموریتهای محوله برای یک دستگاه انقلابی، خود نمایانگر حسن مدیریت، مسلط بر آن مجموعه است که میزان مهارت مدبرانه مدیران و صداقت بازوان آن دستگاه را به اثبات می‌رساند. دور شدن از فلسفه وجودی و رسالت محوری که برای یک نهاد فرهنگی انقلابی یا دستگاه فرهنگی در خدمت انقلاب معین شده، اولین و مهمترین آسیب در کمین کارآمدی آنهاست. این دوری از وظایف اصلی، گاهی ممکن است این دستگاهها را به موازی کاری ـ فعالیتهای نمایشی و تشریفاتی و گاه به امور و اقدامات سیاسی و اقتصادی سوق دهد لذا مراقبتی پیگیر و مستمر لازم است تا نهادها و دستگاههای فرهنگی در خدمت انقلاب اسلامی بر مدار ماموریتهای ترسیم شده خود قرار گیرند و به علائمی که آنان را به انحراف یا دوری از آن مدار دلالت می‌کند احساس باشند.
ب: برخورد گزینشی با پیامدها و مطالبات فرهنگی انقلاب اسلامی:
آرمانها ـ پیامها ـ مطالبات و انتظارات فرهنگی انقلاب اسلامی باید به صورت جامع و مانع دیده شود.
برخورد گزینشی با این پیامها و مطالبات، دیگر آسیب مهم در کمین کارآمدی دستگاهها و نهادهای فرهنگی کشور است. چنین برخوردهایی در کوتاه‌مدت مصادره خواستهای فرهنگی انقلاب اسلامی را به دنبال می‌آورد و در درازمدت توانایی این دستگاهها و نهادها رادر گردونه رقابتهایی غیرسازنده و در مقابل یکدیگر زمینگیر می‌سازد.
ج: بی‌توجهی به شرایط زمان و مکان در برنامه‌ریزیها:
حرکت با آهنگ و برنامه‌ای یکنواخت و قالبی، بدون در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان و نیز الزامات و ضرورتهای روز، سومین آسیب جدی است که کارآمدی دستگاههای متولی امور فرهنگی کشور را در معرض تهدید قرار می‌دهد. در شرایط امروز که جهان به مثابه یک سیستم بوده، متغیرهای مختلف عرصه تصمیم‌گیریها و برنامه‌ریزی‌ها را دستخوش تاثیر و تاثر می‌سازد، ایجاب می‌کند که برنامه‌سازان و مدیران دستگاههای فرهنگی کشور، با هدفمندی و هوشیاری در قبال این متغیرها، از غافلگیر شدن و تسلیم در برابر شرایط پیش رو در امان بمانند. دستگاههای فرهنگی کشور باید به مثابه دوربینهایی باشند که حرکتها و فعل و انفعالات جاری در عمق جامعه و نیز فعالیتهای رقبا و دشمنان را رصد کرده، متناسب با اقتضائات آن به تصمیم‌سازی برای آینده بپردازند. این آینده‌نگری نباید صرفا در حوزه نرم‌افزاری و تئوری روی دهد بلکه به لحاظ سخت‌افزار و بهره‌مندی از ابزار و تجهیزات برای آفند مستمر و همه جانبه نیز باید چنین دستگاههایی دارای برنامه اجرایی و عینی باشند.
د: میدان ندادن به نوآوران و نوآوریها:
میدان ندادن به نوآوران و نوآوریها، آسیب و آفت دیگر در کمین کارآمدی دستگاههای فرهنگی است. مخاطب اصلی غالب دستگاههای فرهنگی کشور، جوانان هستند. کسانی که نیازها ـ مطالبات ـ علائق و سلائق ثانویشان، به طور مستمر و در حال تحول و تعدیل است به کارگیری و بهره‌مندی از افرادی از خود آنان لازم است تا این دستگاهها بتوانند ارتباطی از نوع نزدیک و موثر با ایشان برقرار نموده، با تدابیر لازم، علائق و سلائق آنان رادر چارچوب امکانات و انتظارات انقلاب و نظام اسلامی پوشش دهد. نخبگان فرهنگی جوان، اگر میدان عمل نیابند و تدبیر امور فرهنگی نسل جدید در دست نسل و نسلهای گذشته باقی بماند، لاجرم این وضعیت به تشدید و تعمیق فاصله‌ها میان صادرکنندگان و دریافت‌کنندگان پیامها و محصولات فرهنگی منجر خواهد شد و در کلان قضیه، فلسفه و ماموریت دستگاههای متولی امور فرهنگی را زیر سوال خواهد برد.
هـ : سپرده شدن امور به دست انسانهای ضعیف و بی‌انگیزه:
کارآیی ـ کارآمدی و اثربخشی یک دستگاه، ارتباطی مستقیم با توانایی، تعهد و تبحر نیروی انسانی آن، بخصوص مدیرانش دارد. چنانچه سکان برنامه‌ریزی و اجرایی این دستگاهها به انسانهایی با توانایی علمی و عملی ضعیف سپرده شود، کارآمدی آن دستگاهها در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت. مدیران و پرسنلی که از انگیزه کافی برای انجام برنامه‌ها و فعالیتهای فرهنگی برخوردار نباشند نیز این کارآمدی را با افت و رکود مواجه خواهند ساخت. مشهور است که می‌گویند چنانچه می‌خواهید تصمیمی اجرا نشود آن را قوی و متقن بگیرید اما به دست مجریان ضعیف بسپارید. این مهم نشان‌دهنده نقش نیروی انسانی در تعیین میزان کارآیی و کارآمدی یک مجموعه است.
و: حاکمیت بروکراسی زائد بر روند فعالیتها:
حاکمیت بروکراسبی به معنای صحیح کلمه که عبارت از قانمونمدار و ضابطه‌مند بودن برنامه‌ها و اعمال در یک سیستم اداری است، تضمین‌کننده سلامت ـ بقاء و کارآیی آن مجموعه است اما گاه، اعمال سلایق باعث می‌شود مسیر آغاز یک فعل تا پایان آن و رسیدن به مقصود، طولانی‌تر از حد عرفی و مقرر گردد و علائم و عواقب بروکراسی زائد، فعالیت آن دستگاه را دچار خدشه ـ تعلل و ناکارآمدی سازد. حاکمیت این بروکراسی زائد بر فعالیتها و ایفای مسوولیتها، آسیب دیگری است که مسوولین و دست اندر کاران دستگاههای فرهنگی کشور می‌بایست بدان حساس باشند تا کارآیی و کارآمدی آنها زیر علامت سوال و تردید نرود. ساختار و تشکیلات این دستگاهها باید از قابلیت انعطاف‌‌پذیری برخوردار باشند و متناسب با شرایط و اقتضائات، بتواند خود را جهت مواجهه با شرایط پیش‌بینی نشده آماده سازد. برای مثال باید گفت فعالیت و برنامه فرهنگی که یک دستگاه تبلیغی ـ مذهبی در شهر و محیطی که از شرایط.
سخن آخر
مشاهده وضعیت فرهنگی امروز جامعه، نشان‌دهنده آن است که شماری از آسیبهای مذکور در برخی از دستگاههای متولی امور فرهنگی کشورمان نفوذ یافته، قدرت تاثیرگذاری آنها بر فضای نه چندان مطلوب فرهنگی امروز جامعه را تهدید نموده است. تلاش برای ایجاد اجماع عمومی میان اصحاب، متولیان و صاحب‌نظران امور سیاست و فرهنگ در خصوص واقعیات جاری در این زمینه، نیاز مبرم و غیرقابل تردید این برهه حساس کشور است تا از دل این اجماع، راهکارهای عملیاتی برای برون رفت از وضعیت نگران‌کننده امروز استخراج و کارآمدی دستگاههای فرهنگی کشور را برای غلبه بر شرایط تحمیل شده به آنها، به اثبات و عینیت برسد.