تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۰۶۳

یوسف محسن‌زاده
رایس ـ وزیر خارجه آمریکا ـ در حال حاضر سرگرم دیدار از کشورهای عربی منطقه بمنظور آنچه که کاخ سفید آنرا مهار تحرکات سیاسی ایران و حماس و همچنین پیشبرد روند دمکراسی در خاورمیانه توصیف کرده است، می‌باشد.
رایس هفته گذشته در جلسه‌ای در جمع نمایندگان مجلس آمریکا، ایران را بزرگترین چالش استراتژیک آمریکا در خاورمیانه خواند و بعلاوه آنرا پشتوانه اصلی تروریسم توصیف کرد.
واقعیت این است که تحولات اخیر منطقه، سیاست راهبردی کاخ سفید را در معرض آزمون و مخاطره جدی قرار داده است. از یکطرف تشویق روندهای دمکراسی در کشورهای خاورمیانه در دستور کار کاخ سفید قرار دارد و از طرف دیگر مقابله با کشورها و حکومت‌های منتخب مردمی مانند حماس و جریان حزب‌الله لبنان که مورد تأیید وسیع مردم آن کشور قرار دارد، جزو سیاست‌های اعلان شده آمریکا محسوب می‌شود.
آمریکایی‌ها در عرصه سیاسی، مایلند کشورهای منطقه را در 3 محدوده ذیل مشاهده کنند؛ یا دوستان و یا هم‌پیمانان و یا در دایره نفوذ کاخ سفید باشند.
سوال این است که چرا قذافی‌ اکنون مورد توجه آمریکا قرار دارد؟ و این در حالی است که روش حکومتی وی، مستبدانه و دیکتاتورمابانه است و رژیم وی با توسل به تانک و تفنگ روی کار آمده است. پاسخ آن ساده است: قذافی رویکردی دوستانه و نرم با آمریکا در پیش گرفته و کلیه تأسیسات هسته‌ای‌اش را حمل به کشتی، آنرا تحویل آمریکا داده است.
این رویکرد، اکنون مورد توجه بولتون ـ نماینده آمریکا ـ در سازمان ملل قرار دارد که ایران را به دنباله‌روی از آن توصیه می‌کند و می‌گوید ایران باید شیوه لیبی را دنبال کند!
و سوال دیگر اینکه مگر حماس از طریق صندوق‌های رای، دولت فلسطینی را تشکیل نداده است، پس چرا در معرض اقدامات خصمانه و تهدیدآمیز واشنگتن قرار دارد؟ پاسخ این سوال نیز ساده است: حماس دشمن اسراییل است و اسراییل متحد استراتژیک آمریکاست!
از اینرو، ملاحظات دمکراتیک و فرایند دمکراسی خاورمیانه‌ای چیزی جز یک بازی آمریکایی که با جابجا کردن مهره‌ها و تحکیم استقرار رژیم‌های دولت و هم‌پیمان با کاخ سفید دنبال می‌شود، نیست.
اکنون رایس قصد دارد با عرب‌های حوزه خلیج فارس هم مذاکره کند و آنها را علیه برنامه اتمی ایران تحریک کند و با تصویرسازی منحرف‌کننده و وارونه، این برنامه را برای اعراب خلیج فارس خطرناک بنمایاند. این مذاکرات، بخشی از یارگیری واشنگتن‌ برای هرگونه اقدام پیشدستانه علیه برنامه هسته‌ای کشورمان تلقی می‌شود.
اما اعراب می‌دانند ایران همواره یک متحد صمیمی و نزدیک آنان بوده و مسابقه‌ای در ایجاد تنش‌های خصمانه با آن کشورها ندارد.
بعلاوه اینکه آنان می‌دانند منطقه قابلیت یک بحران نظامی کم شدت و یا خطرناک را ندارد. بویژه برای اماراتیها که برنامه‌های اقتصادی ‌جاه‌طلبانه و جسارت‌آمیزی را دنبال می‌کنند. آنان، باید در مهار آمریکا و توصیه آن به عدم دنباله‌روی از سیاست ماجراجویانه علیه ایران فعالانه شرکت جویند. همه این کشورها به اضافه ایران، سوار یک کشتی هستند. آنان باید این موضوع را بهتر از آمریکایی‌ها بدانند!