انوشیروان ظفری
پس از حضور حماسی و مقتدرانه مردم در انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد 76 و تقویت پایگاه مردمی جمهوری اسلامی، دیدگاه کشورهای جهان به ویژه اتحادیه اروپا نسبت به ایران تغییر یافت و کشورهایی که در سالهای قبل از حضور بینظیر مردم در صحنه سیاسی، اجتماعی، سفرای خود را به نشان اعتراض فراخوانده بودند در روابط بینالملل و سیاستهای دیپلماسی خود با ایران تجدیدنظر کردند و کشور از حالت انزوای سیاسی در سطح جهان خارج شد. دولت آقای خاتمی با استفاده از نفوذ بینالمللی شخص رئیسجمهور بین کشورهای اسلامی و اروپایی جایگاه ویژهای یافت و سیاستهای تنشزدایی، صلحدوستانه و منطقی ایران به همراه فراگیر و جهانی شدن نظیریه گفتوگوی تمدنهای رئیسجمهور چهرهای زیبا، جذاب، کارآمد و صلحطلب از اسلام و ایران به جهانیان ارائه نمود اما این موفقیتها و دستآوردهای عظیم که به سربلندی، عزت و افتخار ایران در دنیا رونق خاصی بخشیده بود در داخل کشور به مذاق عدهای خوش نیامد و با اظهارنظرهای غیرمسئولانه و دخالتهای غیرمنطقی سعی در ناکار آمد جلوه دادن سیاست تنشزدایی دولت نمودند. کسب قدرت به هر قیمت و بی اثر کردن سیاستهای موفق دولت یکی از دلایل عمده کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس هفتم بود و در پی رد صلاحیتهای گسترده که زمینه قهر مدنی و انفعالبخش اعظمی از مردم را فراهم ساخت وضعیت روابط بینالمللی کشور دچار تغییر و تحول و نوسانات سیاسی گردید که معادلات جهانی به زیان
منافع ملی ما در حال تکوین و شکلگیری است. در این ارتباط موارد ذیل قابل ذکر به نظر میرسد:
1- خوی استکباری و سلطهطلبانه آمریکا، حمایت از صهیونیسمغاصب، دخالت در امور داخلی کشورها به منظور حفظ منافع نامشروع و دهها خصیصه منفی دیگر، ژست حقوق بشر و دموکراسیخواهی دولت آمریکا را در افکار عمومی جهان به نمایشی کمدی مبدل ساخته است و عقلای میهندوست، نخبگان و اقشار مختلف مردم ایران و جهان با درک صحیح و تحلیل قیق شرایط میدانند که سیاستهای آمریکا جز غارت ثروت ملی، تحمیل نظم جهانی، تامین منافع افزونطلبانه و توجیه جنایت صهیونیستها ارمغان دیگری برای ملتها ندارد و دفاع از حقوق شهروندی و دموکراسی و آزادیخواهی بهانه و سرپوشی برای انحراف اذهان و افکار دنیا تلقی میشود اما مبارزه اصولی ومنطقی با دولت آمریکا، درایت و هوشمندی سیاسی، اتخاذ سیاستهای دیپلماسی مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت، تنشزدایی در روابط بینالمللی و افشاگری افزونطلبی و سلطهجویی استکبار را میطلبد و مبارزه ریشهای و موثر با استعمار مستلزم فراهم ساختن ابزار و سازوکارهای لازم، اهمیت دادن به رای و نظر مردم، تاثیرگذار بودن رای آنها، محدود نکردن آزادیهای سیاسی، اجتماعی و ایجاد فضای سیاسی مطلوب و قانونی جهت فعالیت احزاب شناسنامهدار، مطبوعات و تشکلهای دانشگاهی و مدنی میباشد که راه هر نوع بهانه مداخلهجویانه آمریکا و متحدانش در امور داخلی کشور را خواهد بست و افکار عمومی جهان را به حمایت از ایران و به زیان سناریوسازی آمریکا وارد عرصه تبلیغاتی و جنگ سرد خواهد نمود.
2- بعضی از تحلیلگران حوزه روابط بینالملل و سیاست خارجی با ارائه تحلیلی سادهانگارانه و سطحی امید دارند با پیروزی رقیب بوش، دولت آمریکا نسبت به برنامههای هستهای و مداخلههای غیرمنطقی و خصمانه در اوضاع داخلی ایران سیاستهای ملایمتری اتخاذ نماید غافل از اینکه استراتژیهای تامین کننده منافع آمریکا اموری تقریبا ثابت هستند که چارچوب و قالب کلی آن با تغییر و تحول در دولتها تاثیرپذیر نیست و هم اکنون دیدگاههای هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در کنگره با اتخاذ یک رویکرد افراطی درباره ایران در حال نزدیک شدن به هم هستند لذا برای حفظ منافع ملی کشور اتخاذ مواضع مشترک و یکپارچه کل حاکمیت، قوای سه گانه، احزاب سیاسی و نهادهای مدنی کشور با هر نوع گرایش برای مقابله با سیاستهای خصمانه دولت آمریکا ضروری و قطعی خواهد بود.
3- اجرای پروژه ناامید سازی، انتخاب راهکارها وابزارهای کاهش مشارکت مردم، تضمین منافع جناحی با عملی شدن رویکرد مشارکت حداقلی، ترس از شکست در صورت حضور فعال و گسترده و غالب شدن مشارکت حداکثری، تلاش برای یکدست نمودن حکومت به هر قیمت و عملی ساختن شعار"هدف وسیله را توجیه میکند" نتایج زیانباری برای منافع ملی و امنیت ملی در بر دارد. پیروزی واقعی مشروط و منوط به حضور حداکثری مردم واقبال آنها با علاقه، مطالعه و انتخابات متفکرانه، آزادانه و رقابتی با گزینهها و سلیقههای مختلفی است که تکثر وتنوع افکار و اندیشهها را در بر داشته باشند زیرا این واقعیت قابل انکار نیست که مشارکت حداقلی در انتخابات موجب تهدایدت حداکثری دشمنان میشود.
4- بهبود روابط بینالمللی و تنشزدایی با دولتها با حفظ اصول و ارزشهای اسلامی و هویت ملی، عدم اتکا به فروش نفت و اقتصاد و تکمحصولی، برقراری شرایط امن و تضمین امنیت سرمایهگذاری خارجی و داخلی، رونق صنعت توریسم و جذب جهانگردان خارجی با رعایت شرایط فرهنگی و قانونی با توجه به درآمدزایی و ارز آوری این صنعت ، فراهم ساختن فضا و بستر مناسب اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای ماندن و کارایی توام با علاقمندی نخبگان و سرمایههای ارزنده انسانی، ممانعت از فرار مغزها، حفظ حرمت و کرامت انسانی شهروندان ایرانی، اعتقاد و باور قلبی به میزان بودن رای ملت، رعایت شرایط و قواعد انتخابات دموکراتیک و عادلانه و کاهش اختلافات و نزاعهای سیاسی جناحین کشور از عوامل و پارامترهایی است که بهبود وضعیت معیشتی و رفاهی شهروندان، رشد و شکوفایی اقتصادی، کاهش دلسردی، ناامیدی، انفعال و بیتفاوتی مردم، تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی نظام، خنثیسازی توطئههای آمریکا و صهیونیسم و یاس و ناامیدی اردوگاه استعمار نسبت به موقعیت استراتژیکی و ژئوپلتیکی حساس میهناسلامی را در پی خواهد داشت که امید است نظریهپردازان و سیاستگذاران با اتکا به مردم و جلب اعتماد و رضایتمندی آنها و بهرهگیری از عقلانیت سیاسی و خرد جمعی راه هر گونه بهانهجویی و مداخله خارجی و نگاه به خارج را مسدود نمایند.
ماحصل کلام اینکه شرط محوری و کلیدی حضور مقتدرانه و عزتمندانه در صحنههای جهانی تکیه بر آرا و پشتوانه مردمی و حضور فعال، با علاقه و شور و شوق آنها در همه زمینهها و عرصههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. بدون حضور مردم، آمریکا و متحدان او با تنشزایی، ایجاد بحران، دخالتها و بهانهتراشیهای واهی و راهاندازی جنگ تبلیغاتی، وقت برنامهریزی و سیاستگذاری با مدیران ارشد کشور را تلف مینمایند و در شرایط تنش و بحران، رشد اقتصادی، شکوفایی فرهنگی و حل مشکلات مردم به ویژه نسل جوان کشور تحقق نمییابد. در شرایط کنونی استراتژی دشمنان انقلاب و نظام در دو جبهه اقتصادی و فرهنگی به منظور افزایش شکاف حاکمیت ملت متمرکز شده است و همه مسئولین، متفکران و اندیشمندان دلسوز برای خنثیسازی توطئهها باید هوشیاری و درایت طرحها و برنامههای اثربخش و کارسازی تدوین و اجرا نمایند.