حسن بنانج
حوادث و رویداد هاى سیاسى چند هفته اخیر لبنان چنان شتابان و پى درپى از برابر چشم ناظران عبور کرد که مجال گمانه زنى و پیش بینى دقیق آینده تحولات در این کشور را از آنان ستانده است. پس از ترور رفیق حریرى شاید کمتر کسى تصور مى کرد که لبنان به عنوان یکى از آزاد ترین کشور هاى خاورمیانه تحولاتى اینچنین بى سابقه و در عین حال تاثیر گذار را بر معادلات منطقه اى شاهد باشد.اکنون سورى ها در حالى خروج کامل نیرو هاى نظامى خود از لبنان را آغاز کرده اند که این سئوال مطرح مى شود که گام بعدى در روند رویداد هاى جارى لبنان پس از این مرحله چه خواهد بود. هر چند پاسخ این سئوال با توجه به مطالبات عمده کشور هاى غربى به رهبرى آمریکا از دولت لبنان روشن است، اما با توجه به توامان شدن و گره خوردن تحولات سیاسى لبنان با روند کم سابقه رویداد هاى منطقه خاورمیانه، چشم انداز تحقق این خواست تا حد زیادى تیره و غیر قابل پیش بینى به نظر مى رسد.
بسیارى از ناظران گام بعدى آمریکا در راستاى اجراى طرح اصلاحات در خاورمیانه را خلع سلاح نیرو هاى حزب الله در لبنان ارزیابى کرده اند. اما به دلیل اینکه اصولاً نوع مواجهه با یک نیروى مسلح خودى در لبنان مستلزم فراهم آمدن شرایط و پیش زمینه هایى است که روند شتابان حوادث لبنان اصلى ترین مانع در برابر این مقدمه چینى محسوب مى شود، نمى توان خلع سلاح حزب الله را در آینده اى نزدیک متصور شد.
آمریکایى ها یک بار در عراق دشوارى رسیدن به چنین خواسته اى را تجربه کرده اند. واشینگتن در حالى که تصور مى کرد تنها مانع اصلى در برابر ایجاد یک دولت مقتدر طرفدار آمریکا در عراق کارشکنى گروه هاى مبارز سنى و طرفدار صدام است، به طور غیر مترقبه اى با مقاومت گروهى از شیعیان این کشور که «مقتدى صدر» رهبرى آن را برعهده داشت، مواجه شد. مبارزه مسلحانه صدر در برابر نیرو هاى آمریکایى به استخوانى در گلوى این نیرو ها تبدیل شده بود. در حالى که لزوم کاهش ناآرامى ها در عراق آمریکا را از بى توجهى به جنبش صدر بر حذر مى داشت، وجود اکثریت شیعه در این کشور نیز زنگ خطرى براى سرکوب بى رحمانه و کامل وى محسوب مى شد.
آمریکایى ها اکنون در لبنان نیز- در صورت خروج کامل نظامیان سوریه از این کشور- با چنین وضعیتى روبه رو هستند. حدود 37/1 میلیون نفر (40 درصد) از کل جمعیت 7/3 میلیونى لبنان را شیعیان تشکیل مى دهند. گروه هاى شیعى لبنان همچنین به دلیل بى توجهى ساختار سیاسى و اقتصادى این کشور طى دهه هاى 50 تا 70 میلادى به مطالبات شیعیان به برخوردارى از سهمى از قدرت در این ساختار انگیزه فراوانى دارند. این انگیزه با ظهور «امام موسى صدر» در دهه 60 و شکل گیرى جنبش «خلع ید» جان گرفت و یک دهه پس از آن با ایجاد شاخه نظامى حزب «امل» دست یافتنى جلوه کرد. نهضت صدر خواستار سهم بیشترى از دولت جدید براى جامعه شیعیان لبنان، زیر ساخت هاى بهتر، حضور گسترده تر در سیاست و دسترسى فزونتر به مشاغل دولتى بود. تمام این آمال تنها یک دهه پیش تحت رهبرى نصرالله در لبنان محقق شده بود. در حالى که امام موسى صدر به دلایل نامعلومى مفقود شد، صدر دیگرى در عراق فرصت هاى جدید، تلاش مى کرد تا این تجربه موفق را بار دیگر به صحنه ببرد.
گذشته از این، مقتدى صدر به دلیل تشابهاتى که میان خود و رهبرى حزب الله در لبنان مى دید، تصمیم گرفت تا براى تبدیل شدن به اسطوره شیعیان عراق عزم خود را جزم کند. هنگامى که شیخ حسن نصرالله به رهبرى حزب الله رسید، بسیار جوان بود و در مقایسه با اطرافیانش تجربه سیاسى و سابقه مذهبى چندان درخشانى نداشت. نصرالله در 31 سالگى در حالى بر جاى «موسوى» - رهبر پیشین حزب الله- تکیه زد که بسیارى تصور مى کردند «شیخ نعیم قاسم»، معاون دبیر کل به سمت دبیر کلى ارتقا پیدا خواهد کرد. مقتدى صدر نیز با وجود حضور روحانیون شیعى بسیارى در عراق در سن 30 سالگى رهبرى سپاه المهدى در این کشور را به دست گرفت.
صدر توانست در مدت کوتاهى طرفداران بسیارى پیدا کند، زیرا او هم مانند نصر الله روش متعارف رهبرى شیعى را به چالش مى گرفت و در خطابه هایش به جاى اتکا به دیپلماسى، مبارزه مسلحانه را تنها راه دستیابى شیعیان عراق به آمالشان معرفى مى کرد. هرچند نصر الله زمانى براى جوانانى نظیر صدر مصداق بارزى از رجحان قوه قهریه بر سیاست بازى محسوب مى شد، اما سرنوشتى که بر شاگردانى چون مقتدى صدر در عراق رفت، بى شک درس هاى بسیار خوبى را براى رهبر حزب الله لبنان از تفوق زبان سیاست بر مرام جنگاورى در دنیاى کنونى به همراه خواهد داشت.
روند جارى در لبنان حکایت از این دارد که طى هفته هاى آتى بالاخره اجراى یکى از بند هاى اصلى توافقنامه طایف محقق خواهد شد و نیرو هاى سورى به طور کامل از خاک این کشور کوچک خارج خواهند شد. صرف نظر از پیامد هاى خواسته یا ناخواسته بسیارى که چنین اقدامى مى تواند بر تعیین خط مشى هاى سیاسى جدید در لبنان مترتب سازد، نمى توان از آثار بنیادینى که این عقب نشینى بر چشم انداز حضور حزب الله در این کشور به همراه دارد، به سادگى گذشت. حمایت صریح حسن نصر الله از حضور نیروهاى سورى در لبنان که سخنرانى وى در تجمع 300 هزار نفرى سال 2001 طرفداران حزب الله در بیروت نمونه بارزى از آن بود، یکى از ساده ترین دلایل چنین مدعایى است.
در حال حاضر به نظر مى رسد که براى حزب الله لبنان پس از خروج نیروهاى سورى از این کشور دو راه بیشتر باقى نمى ماند. یا بر رویکرد غیرمسالمت جویانه با دشمن پافشارى کرده و سرنوشتى مشابه آنچه بر صدر در عراق رفت را شاهد باشد و یا به گونه اى آینده نگرتر و ظریف تر عمل کرده و زمینه حضور گسترده تر خود در ساختار سیاسى لبنان را فراهم آورد. به نظر مى رسد که آمریکایى ها نیز هم اکنون به دلیل شرایط موجود در صورت انتخاب گزینه دوم از سوى حزب الله براى واگذارى امتیازاتى به این گروه تمایل نشان خواهند داد. اگر چه حزب الله از نظر آمریکایى ها در زمره گروه هاى تروریستى به حساب مى آید، اما ضرورت آرام نگه داشتن لبنان واشینگتن را براى اعطاى این امتیازها از هر زمانى در گذشته آماده تر خواهد کرد. بى شک گسترش ابعاد تنش در لبنان ابعادى گسترده تر در خاورمیانه خواهد گرفت که بى توجهى به آن علاوه بر تضعیف موقعیت آمریکا در عراق جبهه جدیدى را براى نفوذ شبه نظامیان در لبنان ایجاد خواهد کرد.
آمریکایى ها مى دانند که در صورت فشار بیش از حد به حزب الله لبنان اتحاد مبارزان شیعى و سنى در خاورمیانه دور از انتظار نخواهد بود. مخصوصاً اینکه از هم اکنون برخى از نشانه هاى این اتحاد نیز _هر چند غیرموثق _ خود را بروز داده اند. اگر چه نصرالله در پاسخ به ادعاى اخیر وزیر کشور عراق که دستگیرى 16 تن از اعضاى حزب الله در این کشور خبر داد، خواستار افشاى نام کامل حتى یکى از این دستگیرشدگان شد، اما در عین حال از تمامى گروه هاى مخالف در لبنان خواست که اختلافات را کنار گذاشته و با یکدیگر متحد شوند. این اظهارات اگر چه گروه هاى سیاسى داخل لبنان را خطاب قرار داده است، اما به نظر مى رسد که در صورت اعمال فشار زیاد از سوى واشینگتن به سطحى منطقه اى گسترش یافته و علاوه بر ترغیب گروه هاى شیعى داراى سوابق مبارزه مسلحانه اى چون مقتدى صدر به مقاومت مجدد در برابر نیروهاى آمریکایى در عراق زمینه نزدیکى گروه هاى سنى به حزب الله را نیز فراهم آورد.
اما تمایل حزب الله به حضور گسترده تر در عرصه سیاسى لبنان طى سال هاى گذشته احتمالاً لابى آمریکا را براى تمرکز بر روى گزینه دوم و ترغیب حزب الله به کنار گذاشتن سلاح مصمم تر خواهد کرد. حزب الله به رهبرى حسن نصرالله در انتخابات پارلمانى لبنان در سال 1992 موفق به کسب 8 کرسى از 128 کرسى این پارلمان شد. این گروه دو سال بعد در انتخاباتى مشابه به عدد کرسى هاى تحت اختیار خود 4 کرسى افزود و بدین ترتیب بر آینده نگرى خود و لزوم حضورش در معادلات تقسیم قدرت در لبنان صحه گذاشت. هر چند که نصرالله به دلیل بیم از آلوده شدن به فساد سیاسى دستگاه حاکمیت لبنان، از پذیرش مسئولیت هاى دولتى شانه خالى مى کرد، اما عقب نشینى نیروهاى اسرائیل از جنوب لبنان فرصتى بود تا بار دیگر دغدغه هاى سیاسى حزب الله در لبنان مورد محک قرارگیرند.
نصرالله دعوت «امیل لحود» رئیس جمهور لبنان را براى تشکر از تلاش هاى حزب الله در جهت کسب این پیروزى پذیرفت و با دبیرکل سازمان ملل نیز در جریان دیدارش از لبنان در سال 2000 ملاقات کرد. اما بدیهى است که پذیرش پیشنهاد خلع سلاح از سوى حزب الله براى این گروه پیامدهاى غیرقابل انکارى را در برخواهد داشت.
عدم ورود حزب الله به بازى هاى سیاسى یکى از عوامل مهم در اقبال شیعیان لبنان به این گروه محسوب مى شود. حزب الله در میان طرفدارانش وجهه اى فسادناپذیر دارد و به راحتى نمى تواند با عقب نشینى در برابر فشارهاى آمریکا آن را خدشه پذیر سازد. صرف نظر از حضور حداقلى حزب الله در عرصه سیاسى لبنان که همچنان چهره قدسى این گروه را در اذهان لبنانى ها حفظ کرده است، ضرورت حفظ چنین جایگاهى توسط حزب الله به بزرگترین عامل براى دستیابى آمریکا به هدف بعدى خود پس از عقب نشینى کامل نیروهاى سوریه از لبنان تبدیل شده است. افزون بر این، پذیرش پیشنهادهاى احتمالى آینده آمریکا از سوى حزب الله عواقب منطقه اى دیگرى نیز دربرخواهد داشت که افزایش نفوذ اسرائیل در لبنان و خاورمیانه یکى از بارزترین آنها است. اکنون آمریکایى ها دور جدیدى از سیاست خود را در این منطقه پیگیرى مى کنند.
پیش از این واشینگتن رویکرد تهدید و فشار را علیه برخى از کشورهاى خاورمیانه از جمله تشکیلات خودگردان، سوریه، لبنان، مصر و... در دستور کار داشت. اما در حال حاضر عقب نشینى این دولت ها از سیاست هاى پیشین خود و اتخاذ رویه اى مصالحه کارانه تر در برابر واشینگتن آمریکایى ها را براى حرکتى آرام تر که بهره گیرى از نتایج سیاست تهدید و فشار را چاشنى خود دارد، ترغیب کرده است. پس از تحقق وعده سورى ها براى عقب نشینى کامل از لبنان، واشینگتن بیش از همه چیز به آرامش در این کشور براى برگزارى انتخابات نیاز دارد. به دلیل قدرت و نفوذى که حزب الله لبنان در میان شیعیان این کشور دارد، باید دید که آیا آمریکایى ها حاضر مى شوند که در دوره جدید سیاست هاى خاورمیانه اى خود به دادن امتیازاتى متفاوت به این گروه تن دهند. امتیازاتى که قادر باشند حزب الله را به چشم پوشى از خواسته هاى بنیادین خود در لبنان و منطقه خاورمیانه وادارند.