تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۷۲۰۱

سامی ستیزی از جمله مفاهیم اساسی اندیشه صهیونیسم بین‌الملل است که هدف از طرح مکرر آن بهره‌برداری سیاسی از طریق مظلوم‌نمایی یهودیان است.
مفهوم «سامی ستیزی» از مفاهیم اساسی اندیشه صهیونیسم بین‌الملل است و هدف اسراییل از طرح مکرر آن بهره‌برداری سیاسی از طریق مظلوم‌نمایی یهودیان و اثبات این ادعا است که جهانیان از دیرباز به قوم یهود ستم کرده و با آن دشمنس ورزیده‌اند. منابع صهیونیستی سامی ستیزی را به غلط «دشمنی با قون یهود» معنا کرده‌اند حال آنکه برگردان دقیق این اصطلاح لاتین، همان «سامی ستیزی » است.
«ویلهلم مار» روزنامه‌نگار آلمانی نخستین بار از واژه سامی ستیزیدر کتاب خودبا عنوان «پیروزی یهودان در اروپا» در سال 1879 میلادی به چاپ رسید، استفاده و مطرح کرد. اما جنبش سیاسی صهیونسیم با تحریف این مفهوم در قرن 20 میلادی ادعا کرد که منظور از سامی ستیزی دشمنی با یهودیان و نژاد سامی است و این نژاد را تنها به قوم یهود محدود کرد حال آنکه اعراب (کنعانیان) نیز از تیره سامی هستند. سردمداران جنبش صهیونسم به اعتبار این که «یهود را قوم برگزیده خداوند می‌دانند» کوشیدند در طبقه‌بندی نژاد بشر خود را به سام فرزند حضرت نوح(ع) منسوب کنند و از این رو تنها یهودیان را «سامی» نامیدند.
این در حالی است که «بروکلمان» شرق‌شناس آلمانی معتقد است که «بنی اسراییل نام کنعانیان را از لیست و جدول فرزندان سام به دلیل سیاسی و دینی حذف کردند در حالی که به خوبی می‌دانستند که میان آنها با کنعانیان پیوند نژادی و زبانی وجود دارد.»
به عقیده زبان‌شناسان گویش‌های بابلی، آشوری، کلدانی، فنیقی، عربی، عبری، حبشی، نبطی همکی سامی هستند و سامی‌ها که خاستگاه آنان منطقه خاورمیانه بوده با آن گویش‌ها سخن گفته‌اند.
زبان‌شناسان، گویش‌ها و زبان‌های نژاد سامی را به چهار گروه تقسیم کرده‌اند:نخست مجموعه شرقی شامل زبان‌های کلدانی، بابلی، و آشوری، دوم مجموعه شمالی شامل زبانهای عموری و آرامی، سوم مجموعه غربی شامل کنعانی، فنیقی و عبری و چهارم مجموعه جنوبی شامل امهری و عربی است.
اما خاورشناسان صهیونیست کوشیدند تا در کتاب‌ها و مقاله‌هایی که درباره مظلوم‌نمایی قوم یهود نوشتند، اطلاق اصطلاح قوم و نژاد سامی را تنها به یهودیان محدود و زبان آن نیز عبری معرفی کنند که این نحوه نگرش نه تنها مغلطه و سوءاستفاده از واقعیت‌های تاریخی است بلکه دامن زدن به نژادپرستی و برتر معرفی کردن یک قوم بر دیگر اقوام و نژادهای بشری بشمار می‌رود. برای نمونه «ارنست رنان» زبان‌شناس یهودی در پایان قرن نوزدهم میلادی ادعا کرد که منظور از زبان‌های سامی تنها زبان عبری است و دیگر زبان‌های هم خانواده آن، از این زبان ریشه گرفته‌اند.
وی مدعی شد که «یهودیان دارای استعداد ذاتی هستند که به نژاد آنان باز می‌گردد و خداوند این استعداد را به قوم یهود بخشیده تا بیش از دیگر اقوام بشر در جهان جلوه‌گر باشد.»
با نگاه به ریشه دو جنگ جهانی اول و دوم و کشمکش کنونی در منطقه حساس خاورمیانه این واقعیت آشکار می‌شود که صهیونیست‌ها با توسل به تحریف مفاهیم مانند مفهوم سامی ستیزی و واقعیت‌های تاریخی، در شعله‌ور کردن جنگ‌ها نقش داشته و دارند.
آنان همچنین با رایج کردن رباخواری، برده‌فروشی، اشتغال در کارهای تجاری نامشروع و اقدام‌های غیرقانونی. با هدف افزایش درآمد در کشورهای اروپایی و آسیایی در دو قرن نوزدهم و بیستم، سهم بالایی در ناامن کردن جهان داشته‌اند.
از اینرو هرگاه برخی احزاب، شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی یا دولت‌های اروپایی در پی پایان دادن به فساد مالی صهیونیست‌ها و جنبش سیاسی صهیونیسم برآمده‌اند به دشمنی با نژاد سامی یا «سامی ستیزی» متهم شده‌اند. سامی ستیزی از نیمه دوم قرن 19 میلادی به عنوان سلاح سیاسی در دست صهیونیست‌ها قرار گرفت تا از آن برای مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین ازآن بهره بگیرند و «آرنولد توین بی» متفکر اروپایی نخستین کسی است که فریب و حیله سامی ستیزی را درک کرد و آن را ابزاری برای ارتکاب جنایت بیشتر از سوی صهیونیسم‌ها دانست.
با تشکیل «اسراییل» دز سال 1948 میلادی در سرزمین فلسطین، جنبش سیاسی صهیونیسم با به خدمت گرفتن رانه‌های ارتباط جمعی غرب کوشید تا سامی ستیزی را مترادف دشمنی با قوم یهود بکار ببرد، بطوری که هرگاه رسانه‌ها از واژه سامی استفاده می‌کنند در اذهان یهود متبادر شود.
رژیم صهیونیستی به این بسنده نکرده بلکه امضا و انعقاد قراردادهای نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی اروپا با کشورهای مسلمان و عرب را به منزله احیای خوی سامی ستیزی اروپاییان علیه یهودیان دانسته و به جنجال تبلیغاتی دست زده است.
«اسراییل» با استفاده از این شیوه و به بهانه این که یهودیان در خط همشیگی هستند این مساله را القا کرده است که کشورهای اروپایی باید هرگونه ارتباط با کشورهای عرب و مسلمان خودداری ورزند.
رژیم صهیونیستی افزون بر ایجاد دیوار بی‌اعتمادی و شکاف میان کشورهای اسلامی با کشورهای اروپایی، از دهه 1950 میلادی کوشیده است یهودیان را از چهار گوشه جهان به فلسطین بیاورد و در این راه به شیوه‌های تبلیغاتی و نظامی متوسل شده است. برای نمونه، صهوینیست‌ها در قرن میلادی گذشته به کوشش گسترده تبلیغاتی دست زد تا یهودیان عراق را به فلسطین اشغالی نقل مکان دهد اما هنگامی که با مخالفت رهبران و پیران آیین یهود در عراق روبرو شد از طریق گروههای مافیایی به بمب‌گذاری در مراکز تجاری یهودیان در آن کشور اقدام کردند. در نتیجه آنان از بیم جان چاره را در ترک عراق و رفتن به فلسطین دیدند.
بی‌تردید رفتارهای مغایر با اصول اخلاقی و قوانین بین‌المللی از طرف صهیونیست‌ها، کوشش آنان برای انباشت بیش از پیش سرمایه به هر روشی، برنامه هماهنگ علیه مسلمانان و متهم کردن آنان به سامی ستیزی و دشمنی با قوم یهود، موج انزجار از صهیونیست‌ها را در بیشتر کشورهای جهان به دنبال داشته است.