سیدحسین مرعشی/ برگرفته از سایت سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی(www.marashi.ir)
یکی از تفاوت های کشور های توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه حجم تغییرات در پی جابه جایی قدرت بین احزاب و گروه هاست. معمولا در کشورهای پیشرفته، تغییرات در سیاست های کلان و نظام های اداری و فنی و نیز مدیران فنی و اجرایی کشور تحت تاثیر تغییر در ساختار حاکمیت سیاسی در حداقل است بدین مفهوم که تغییرات تنها به پست های سیاسی شامل اعضاء کابینه و تعدادی پست سیاسی حساس و اندکی از سفرا محدود می شود. در جهان سوم بسته به سطح توسعه یافتگی تغییرات نسبتا وسیع است و جمع کثیری از مدیران کشور را که نقش سیاسی هم ندارند شامل می شود.
از آنجا که این تغییرات وسیع، اداره کشور را مختل می کند در پاره ای از این کشور ها از جمله پاکستان ترتیبی اتخاذ شده که هر وزارتخانه دارای یک بخش کوچک سیاسی بوده و بخش های وسیعی از هر وزارتخانه تحت مدیریت و کنترل معاون ثابتی است که عزل و نصب آن تابع تشریفات فنی خاص است به طوری که به ندرت وزیری امکان تغییر آن را پیدا می کند. در ایران به دلیل عدم تفکیک پست های سیاسی از پست های کارشناسی، به دنبال جابه جایی در قدرت که البته امر واقعی و مبارکی است، متاسفانه دامنه تغییرات وسیع و برای کشور زیان آور است.
در دوره اخیر و از آنجا که آقای احمدی نژاد پیروزی خود در انتخابات را یک انقلاب تلقی می کند، دامنه تغییرات در پاره ای از سطوح ازحد تغییر مدیران فنی فراتر رفته و سطوح کارشناسی را نیز در بر گرفته است. آنچه که به تازگی مورد توجه جناب رئیس جمهور واقع شده اقدام به تغییرات بنیادی در نهاد های زیر بنایی اداره کشور است. این گام امری است کاملا جدید و خطرناک و جالب این است که این اقدام از مهمترین و بنیادی ترین نهاد کشور که مرکز برنامه ریزی و مغز متفکر و کانون هدایت برنامه های اقتصادی کشور و نیز تنها نهاد مسئول در تنظیم ساختار اداری دولت می باشد آغاز شده است.
ادغام سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان ها در استانداری ها آنقدر شکننده و غیرکارشناسی و برای بدنه نظام کارشناسی و اداری کشور بهت آور است که قابل تصور نیست. کشور یعنی مجموعه استان ها و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بدون استان ها یعنی چه؟ و برنامه ریزی یعنی تلفیق دقیق و علمی و کارشناسی امور بخشی و استانداری یعنی یک سطح از مدیریت با غلبه امور سیاسی و امنیتی و نیز برنامه ریزی ملی یعنی تلفیق برنامه های ملی و استانی. چگونه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پس از این قادر به انجام این مهم خواهد بود؟
نهادی به نام سازمان مدیریت و برنامه ریزی امروز، حاصل 50 سال برنامه ریزی در کشور است، آیا نباید آقای رئیس جمهور 50 ساعت وقت صرف بررسی این کار مخرب می کرد. سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که مسئول دو امر مهم برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی است، آنقدر اهمیت داشته است که یک اصل قانون اساسی به آن اختصاص یافته است.
تنظیم کنندگان قانون اساسی برای آنکه این امور به راحتی و حتی با طرح های قانونی مجلس متزلزل نشوند جایگاه آنها را در قانون اساسی روشن کرده اند. چگونه رئیس جمهور محترم بدون رعایت نظرات کارشناسی دولت و بدون مشورت با مجلس با یک دستورالعمل ساده، یک ساختار قانونی و باسابقه را اینطور دستخوش ایده های فردی خود می کند ؟ آقای رئیس جمهور شما اولین و آخرین رئیس جمهور ایران نیستید، کشور برای اداره امور خود نیازمند این نهادهاست. نهاد های فنی در ایران ارزان ایجاد نشده و نباید آنها را به این راحتی متلاشی کرد. این طرز مدیریت، ساده فرض کردن اداره کشور است.