محمود گبرلو
در برنامههای چهارم توسعه بر اساس تعاریف چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی آمده است: "اعتلا و عمق و گسترش دادن معرفت و بصیرت دینی بر پایه قرآن و مکتب اهلبیت، استوار کردن ارزشهای انقلاب اسلامی در اندیشه و عمل، تقویت فضایل اخلاقی و ایمان، روحیه ایثار و امید به آینده و برنامهریزی برای بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی.
یکی از متولیان اصلی اجرای این برنامهها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که باید با سیاستگذاری اجرایی و عملی به سوی آن گام بردارد اما در وهله اول آنچه که باید مشخص و تبیین شود مقدار بودجهای است که برای آن در نظر گرفته شده و مقدار برنامههایی است که در گذشته انجام شده و هم اکنون دولت جدید باید در راستای آن بکوشد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت جدید بر مبنای اهداف اصول گرایانهای که رییسجمهور تبیین و تشریح کرده است در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود به بیان راهکارهای عملی آن در همه عرصههای فرهنگ و هنر و ادبیات پرداخت اما نکته مهمی که در این مصاحبه به آن اشاره شد، رابطه بودجه اقتصادی و عملکرد فرهنگی و به خصوص بدهیهای بجا مانده از مدیریت قبل و برنامهریزیهای گاه نادرست و انحرافی است که میتوان گفت یکی از بزرگترین معضلات پیشروست. و البته قابل بررسی و تعمق! اهالی فرهنگ این کشور با شرایطی که در وزارت فرهنگ ایجاد کردند کسی میتواند انتظار همکاری و همیاری جدی داشته باشد و مردم شاهد تحولات چشمگیر و اساسی در عرصه فرهنگ جامه باشند. با رقم بدهیهای اعلام شده، چندین ماه و یا چند سال فقط طول خواهد کشید که تمام انرژی متولیان صرف جبران بدهیهای گذشته و تعمیر و بازسازی خرابیهای گذشته شود. دیگر چه فرصتی برای احیا و تحول خواهد بود. این نکته مهمی است که دولت و به خصوص ریاست محترم جمهوری باید نسبت به آن توجه ویژهای داشته باشند.
رمز موفقیت دولت اصولگرا در فرهنگسازی اهداف و برنامههای خود در تمام حوزههاست. به خصوص اگر بخواهیم روحیه فداکاری، ایثار، گذشت، صداقت، سلامت و پاکی و نجابت را در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ترویج نماییم میبایست از طریق متولیان فرهنگی و با تأمین بودجه مناسب فرهنگ آن را در جامعه ترویج نمود تا به راحتی بتوان بستر مناسب را برای خدمتگزاری فراهم نمود.
جدا از معضلاتی که بر سر راه فعالیت فرهنگی این وزارتخانه ایجاد شده توجه به رابطه بودجه با فرهنگ نیز قابل تحلیل و تعمق است. متأسفانه رقم کمی از بودجه کشور برای فرهنگ این کشور اختصاص دارد؛ رقمی که در قبال هزینههای جاری آن بسیار ناچیز و غیرقابل اجراست. مهمتر آنکه نمیتوان در حوزه فرهنگ انتظار برگشت سرمایه و سوددهی و رونق اقتصادی به شکل گسترده و وسیع همانند سایر امور اقتصادی را داشت بلکه در این عرصه و با توجه به خرابیهایی که در سالهای گذشته به فرهنگ این نظام وارد شد لازم است دولت هزینه فراوانی را بدون هر گونه چشمداشت اقتصادی صرف نماید تا نتیجه مطلوب به دست آید. آنچه از سخنرانیها و برنامههای وزیر فرهنگ و ارشاد برآورد میشود نگاه بسیار عمیق و جدی و زیربنایی برای نجات فرهنگ دینی و ملی این مرز و بوم است اما برای به دست آوردن آن چه باید کرد؟ به هر یک از زیر مجموعههای فرهنگی در این کشور نگاهی بیندازیم هم از لحاظ محتوایی دچار کمبودهایی هستیم و هم از لحاظ ساختار و اجرایی مشکلات عدیدهای وجود دارد. برای رفع این معضلات عدیده و برای ایجاد زیربنایی محکم و استوار در عرصه فرهنگ دینی نیاز به وحدت و همگرایی همه متولیان اعم از رییسجمهور، دولت، مجلس، کارشناسان و صاحبنظران دارد. در غیر آن صورت اگر بخواهیم به وزیر ارشاد تنها به عنوان یک عضو دولت نگاه کنیم و همه به دنبال رفع مشکلات خود باشند مطمئنا در دراز مدت دچار فقر فرهنگی شدید و به دنبال آن تغییرات فاحش در مسیر و نگاه جامعه خواهد بود که دودش به چشم همان متولیانی خواهد رفت که از کنار فرهنگ بیتوجه گذشتهاند.