تحرکات دیپلماتیک ایران در آستانه برگزاری اجلاس شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی حاکی از اهمیت تصمیماتی است که در این جلسه اتخاذ میشود.
به عبارتی مسئولان جمهوری اسلامی سعی میکنند از هرگونه پیوندی با کشورهای شرق و غرب عالم بهره بجویند تا مواضع آنان را به سمت ایران متمایل نمایند و در این راستا حتی کشورهایی که این روزها تحت ضربه هستند از لیست سفر و مذاکره خارج نیستند. اگر چه شاید اکنون برای برخی تحرکات دیر شده باشد، اما همه اینها نشان میدهد که برخی از نظریات در «استقبال از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و در معرض تحریم قرار گرفتن» اگر چه از زبان مسئولان رده بالا مطرح شده، لیک در جهتگیریهای دیپلماسی کشور اصلا مورد قبول نیست و آنچه مورد تعقیب و پیگیری است و اجتناب از هرگونه برخورد و مقابله و یا احیانا در معرض تصمیمات نامطلوب قرار گرفتن است.
حال که چنین است شایسته است تمام اعمال و رفتار و برنامهها در چارچوب این استراتژی کلیدی باشد تا از کارآمدی مجموعه اقدامات اطمینان حاصل شود. در مقابل باید اطمینان داشته باشیم که مخالفان و دشمنان جمهوری اسلامی نیز همین رویه را تعقیب میکنند و تا بتوانند تلاش خواهند کرد که با فعالیت سیاسی و مذاکره دیدگاه کشورها و عناصر موثر بینالمللی را به سمت خویش متمایل نمایند.
بدین لحاظ باید تمام فرصتهای تعامل با نهادها و کشورهای موثر را غنیمت بشماریم و البته اگر در کنار آنها با عناصر غیر موثر هم تماس داشته باشیم - و نه عناصر مضر- بلامانع است. ولی آیا چنین کردهایم؟
دو هفته قبل قرار بوده دبیرکل سازمان ملل طبق برنامهای از پیش تعیین شده به ایران سفر کند و این یکی از بهترین فرصتهای ممکن برای پیگیری اهداف ما محسوب میشد. اما این سفر لغو شد و دبیرکل سازمان ملل در جریان مسافرت به کشورهای اطراف به ایران نیامد. در مورد علت لغو این سفر دلایل متعددی اعلام شد. که ما از آنها صرف نظر میکنیم و تنها سخن منابع رسمی ایران را مورد توجه قرار میدهیم که اعلام نمودند «لغو این سفر حاصل توافق دو طرفه ایران و دبیرکل سازمان ملل بوده است». اگر چنین باشد واقعا باید تصمیمگیران مربوطه توضیح دهند در این شرایط حساس کشور که مذاکره با کشورهای بیتاثیر نیز در دستور کار قرار دارد، بر چه مبنایی عدم سفر مقام موثری چون دبیرکل سازمان ملل را قابل قبول دانسته و در مورد آن توافق کردهاند؟
اگر در شرایط فعلی نیازی به مذاکره با دبیرکل سازمان ملل وجود ندارد، چه زمانی چنین ضرورتی وجود خواهد داشت؟ البته اگر مقصود از توافق بر سر لغو سفر کوفیعنان- آنچنان که وزارت خارجه اعلام کرد- توافقی ناچار بوده و دلایلی خارج از کنترل وزارت امور خارجه داشته است، موضوع تفاوت پیدا میکند.
در خبرهای روز گذشته داشتیم که وزیر خارجه اسرائیل با دبیرکل سازمان ملل در مورد پرونده هستهای ایران مذاکره کرده است و به عبارت دیگر فرصتی را که ما باید از آن بهرهبرداری میکردیم را وانهادیم و اینک دشمن در حال استفاده از آن است.
مجموعه شرایط نگرانیهای دیگری را نیز نشان میدهد. از جمله آنکه از دست رفتن فرصت برای مذاکره تنها به دبیرکل سازمان ملل ختم نمیشود و آنگونه که منابع رسمی ما اعلام کردهاند درخواست مذاکره از برخی کشورهای اروپایی نیز بدون پاسخ مانده و حتی به گفته یکی از نمایندگان مجلس سفر هیاتهای پارلمانی ایران نیز از سوی برخی میزبانان لغو شده است.
اظهارات هشدار برانگیز دو مقام ارشد جمهوری اسلامی- هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی- که کاشف از نگرانیهای این دو چهره برجسته است نیز تاییدی برنگرانی نسبت به برخی روندها است. امید که متصدیان امر تدبیری نمایند، قبل از آنکه فرصتی باقی نمانده باشد...