1 سرخوردگی تودهای که به خیزشهای مردمی در میان جمعیت شهری یا روستایی میانجامد.
2. انگیزههای وحدتبخش که بتواند گروههای گوناگون را در چارچوب یک هدف مشترک گردهم آورد.
3. یک بحران سیاسی جدی که تواناییهای اداری و قهری دولت را فلج کند. این بحران ممکن است نتیجه شکست فاجعهآمیز در جنگ، رکود اقتصادی، فاجعهای طبیعی و ... باشد.
4. زمینه مساعد جهانی که اجازه شکلگیری انقلاب را بدهد.
و ...
البته شاید مؤثرترین عامل در پیدایش جریانهای انقلابی، جنبشهای سیاسی نخبگان جامعه باشد. مواضع و واکنشهای نخبگانی که مورد اطمینان مردم هستند، همواره ممکن است جرقهای مؤثر در بر پایی تحرکهای طبقات گوناگون مردمی به شمار میآید.
اساس این خیزش میتواند به علتهای گوناگون مادی و معنوی وابسته باشد و به ایجاد حاکمیتی از آن دست بیانجامد.
در ایران نیز به واسطه حضور روحانیون و نخبگانی که از محیطهای حوزوی و دانشگاهی برخاسته بودند، جرقههای فکری قوی و مناسبی صورت پذیرفت که مو جب برافروختهشدن و هدایت تودههای گوناگون مردمی، جهت ایجاد یک موج با شکوه و تأثیرگذار در برابر حکومت وقت شد.
سکان این کشتی، در دستان یک روحانی سیاست مدار، فقیهی جامعالشرایط و اندیشهوری آگاه قرار گرفت که با تدبیری هوشمندانه توانست اجماع و اتفاقی شایسته را بین نخبگان و متفکران گروههای گوناگون فراهم کند و با توکل به خداوند متعال حرکتی شگرف در تاریخ انقلابهای جهان بیافریند و در تشکیل حاکمیت جمهوری اسلامی پیروز و سربلند بیرون آید. امام خمینی(ره) با اندیشهای برخاسته از اندیشههای ناب و اصیل اسلامی و در جهت تشکیل جامعهای توحیدی با پشتوانه مردم و تکیه بر یاری الهی، چنین انقلابی با شکوه برپا کرد، تا بتواند مظاهر فساد، نابرابری، فقر، نادانی، وابستگی ... به ویژه نارساییهای معنوی را ریشهکن سازد.
جامعه اسلامی که خود دستاورد شجره طیبه دولت اسلامی است، محقق نخواهد شد مگر با همت و هوشیاری آحاد ملت، به ویژه قشر تحصیل کرده، روشنفکر و اندیشهور آن.
دانشگاه در جایگاه یکی از مهمترین مراکز تولید دانش، میباید مورد توجه ویژه رهبران و کارگزاران هر جامعه قرار داشته باشد؛ چرا که آموزش و پرورش نادرست میتواند ضربههای خطرناکی بر بدنه هر نظام و اقشار گوناگون آن وارد سازد. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با توجه به این مهم، بارها طی سخنانی درباره دانشگاه و لزوم اسلامی شدن آن، رهنمودهایی ارزنده را بیان داشتهاند.
ایشان میفرمایند: «یک فرد دانشگاهی که انحراف پیدا بکند، غیر از یک فرد بازاری است، غیر از یک فرد بازاری و کارگر است، کارگر و بازاری، کشاورز و امثال اینها اگر چنانچه یک انحرافی داشته باشند، انحراف شخصی برای خودش است، لکن انحراف اساتید دانشگاه، انحراف خودش تنها نیست، انحراف یک گروه است، چه گروهی؟ آن گروهی که میخواهند مملکت را اداره کنند. گاهی به انحراف یک کشور منجر میشود.» (1)
حضرت امام در جایی دیگر خاطر نشان میکنند: «اگر دانشگاهها درست نشود و مدرسههای ما هم درست نشود، امید این که یک جمهوری اسلامی، ما پیدا بکنیم، نداریم. اگر این دو قشر تربیت شدند به طوری که اسلام میخواهد، تربیت انسانی شدند، هم مملکت ما مصون میشود از تصرف شیاطین و روی چرخ خودش گردش میکند بدون وابستگی به خارج و بدون خیانتهای داخلی و هم ترقیات حاصل میشود برای شما. مهم در دانشجویی و در دانشیاری و در استادی و در شاگردی و در تربیت، در علم این است که یک تربیت صحیح همراه علم باشد، عالم تربیت شده به تربیت انسانی، که همان تربیت اسلامی است.» (2)
آن پرچمدار وارسته، دانشگاه را مبدأ همه تحولات جامعه دانسته، میفرمایند: «از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه، چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت یک ملت سرچشمه میگیرد. دانشگاه را باید جدیت کرد، جدیت بکنید دانشگاه را درستش بکنید، دانشگاه را اسلامیاش کنید.» (3)
آری! خطرناکترین افراد برای جوامع دینی، متفکرانی هستند که آموزههای دینی را به درستی در نیافتهاند؛ اینان با بیانها و استدلالهای سکولاریستی به ریشه باورهای سست بنیاد تودههای عوام تیشه میزنند و توهمها و تردیدهایی بیپاسخ را بر ایشان به ارمغان میبرند. اگر دانشجو در دانشگاهی پرورش یابد که اساتید، مدیران و محیط آن غیر اسلامی است، چگونه میتوان به آینده آن جامعه امیدوار بود. نگاه کارگزاران به قشر دانشجو باید کلانتر باشد. دانشجویان امروز، مدیران آینده کشور هستند؛ غفلت از مدیران فردا، فردایی تیره و تار میآفریند و موجب پایمالشدن حاصل خون هزاران هزار شهید و جهادگر دلسوز و پر تلاش در جهت برپایی جمهوری اسلامی و ارزشهای انقلاب و پاسداری از آن خواهد شد.
مقام معظم رهبری میفرمایند: «اسلامی کردن چهره دانشگاه یعنی که در وضع ظاهری دانشگاه چیزی که خلاف شرع است، خلاف اسلام است و از نظر قرآن مردود است وجود نداشته باشد.» (4)
ایشان همچنین شعارهای هیجانآفرین را کافی ندانسته، تأکید میکنند: «دانشگاه باید انسانساز باشد و انسان سالم از آن بیرون بیاید.» (5)
حضرت آیتالله خامنهای با بیان این که دانشگاه باید محیطی دینی باشد، خاطر نشان میکنند: «باید دانشجویان متدین در دانشگاه احساس کنند که فضای عمومی دانشگاه به آنها کمک میکند.» (6)
ایشان در بیان انتظار خویش از دانشگاه تصریح میکنند: «جوان وقتی وارد دانشگاه میشود و مدتی را در آن میگذراند و آن سوی این چهار سال یا پنج سال یا بیشتر، از دانشگاه به صحنه اجتماع میآیی، یک انسان مؤمن، یک دل متعبد و یک روح ذاکر و با صفا را با خودش به صحنه اجتماع ببرد.» (7)
اسلامیشدن دانشگاهها، موضوعی بسیار با اهمیت است که باید فارغ از هر گونه فرافکنی و حاشیهپردازی، به عملگرایی متفکرانه و با برنامه تبدیل شود.
وقتی به سبب وجود تفکر اسلامی در محیط طاغوت، مدیرانی انقلابی، فرماندهی متعهد و اندیشهورانی بیبدیل همچون رجایی، باکری، چمران، بهشتی، مطهری و ... پدید میآیند که میتوانند انقلابی با شکوه بر پا سازند، در فضای حاکمیت اسلامی میباید شاهد بروز هزاران رجایی، باکری، بهشتی، مطهری و ... باشیم.
این مهم انجام است. برای نمونه میتوان درون مایه دینی و ثبات فکری و اخلاقی شیهد رجایی را که برخاسته از تربیتی اسلامی بوده است، شاهدی بر این مدعا دانست. در این جا به بیان داستانی از دوران دانشجویی آن عزیز بسنده میکنیم: «در یکی از جلسات درس دوران دانش سرای عالی، یک بار خانمی که پوشش بسیار بدی داشت و بعدها مدیر مجله زن روز و حتی نماینده ملجس هم شد، در کلاس و در لابهلای مطالب استاد، در مورد زن سخنانی گفت و ضمن توهین به حجاب اسلامی زنان مسلمان، از زنانی که تحت تأثیر فرهنگ غربی به برهنگی روی آوردهاند، حمایت کرد.
رجایی، تنها کسی بود که در حضور استاد و با شدت به آن خانم پرخاش کرد و چون دید استاد از صحبتهای او دفاع میکند، گفت: ایشان مزخرف میگوید و اصلاً اطلاعی از مسایل ندارد. آقا! این کلاس است یا رقاصخانه، شما معلم کلاس هستید یا مروج فساد؟! جناب استاد! این جا دانش سرای عالی است و این دانشجویان میخواهند معلم بشوند، این حرفهای ضدمذهب چیست که به آنها القا میکنید.
رجایی این جملات را با حالتی شورانگیز بر زبان آورد و آنگاه کلاس را به عنوان اعتراض ترک کرد.» (8)