تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۲۸۹

مجید ملکان
"تروریسم دولتی" (terrorism(sponsored)-state) عموما به استفاده دولتهای رسمی از روشهای غیرقانونی جهت ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان خود و یا به منظور دستگیری و به قتل رساندن مخالفان بالقوه یا بالفعل آنها اطلاق می‌شود. تجربه تاریخی قرن بیستم نشان می‌دهد که تمام نظامهای دولتی به درجه‌های مختلف و در دوره‌های مختلفی از تاریخ خود از یکی از روشهای تروریسم دولتی استفاده کرده‌اند.
بنا به تعریفی دیگر، "تروریسم دولتی" اصطلاحی است مشعر به دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر که به منظور ایجاد رعب و وحشت از طریق اجرا و یا مشارکت در عملیات تروریستی و یا حمایت از عملیات نظامی به منظور زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور و یا دستگاه رهبری آن صورت می‌گیرد.
دولت فرانسه به عنوان یکی از دول اروپایی که به تروریسم دولتی مبادرت ورزیده مسوول کشتار و شکنجه تعداد زیادی از الجزایری های مقیم در این کشور در طول دو دهه 50 و 60 میلادی بوده است. دولت غاصب رژیم صهیونیستی بارها به خاک کشورهای دیگر تجاوز کرده و با روشهای تروریستی مخالفان خود را ربوده و یا به قتل رسانده است. دیکتاتوری‌های کشورهای عربی نیز بارها در طول دهه 70 و 80 میلادی از این روشها در خارج از خاک خود استفاده کرده‌اند. اما حادترین شکل تروریسم دولتی را می‌توان در حکومتهای نظامی یا شبه نظامی که در دهه 70 میلادی در آمریکای لاتین و از آن زمان تا امروز در آفریقا به کرات بر سر کار آمده‌اند مشاهده کرد. در طول حکومت نظامیان در کشورهای آمریکای لاتین به ویژه در شیلی، آرژانتین، برزیل و کلمبیا، گروههای شبه‌نظامی ترور تحت عنوان "جوخه‌های مرگ" با استفاده از کادر نظامی و یا پرسنل پلیس و تجهیزات این نیروها به صورت غیرقانونی با مخفی کردن هویت خود اما با آزادی کامل دست به ربودن، شکنجه و کشتار مخالفان بالقوه و بالفعل دولتهای نظامی می‌زدند و اجساد آنها را به گونه‌ای سر به نیست می‌کردند که هرگز یافته نشوند. رقم این قربانیان که در کشورهای آمریکای لاتین با عنوان "ناپدیدشدگان" شهرت دارند به هزاران هزار نفر می‌رسد و پی‌گیری پرونده آنها پس از سقوط حکومتهای نظامی به دلیل سازشهای که با کودتاگران سابق به عمل آمد بایگانی شده و با بررسی آنها به تعویق افتاده است.
با این حال، انجمنها و کمیته‌های بی‌شماری از بازماندگان این قربانیان امروز در تمام کشورهای آمریکای لاتین و اسپانیا فعال هستند و دستگیری ژنرال ویدلا (1976-1983) در آرژانتین و دستگیری ژنرال آگوستینو پینوشه (اکتبر 1998) در سفرش به انگلستان از جمله دستاوردهای این انجمن‌ها به شمار می‌آید که البته به صورتی مبهم دچار تطویل دادرسی شد و پرونده این دیکتاتور برکنار شده عملا به جایی نرسید.
"برایان جنکینس" (Brian Jenkins) از صاحبنظران در مسایل تروریسم است او از تروریسم دولتی به عنوان "جنگ از طریق قائم‌مقام" یاد می‌کند. جنکینس می‌گوید: "کشورهایی که به تروریسم دولتی روی می‌آورند بر محدودیتهای جنگ متعارفی واقفند و بنابراین ترجیح می‌دهند از امکانات سازمان‌های تروریستی که راسا ایجادشان کرده‌اند و یا تغذیه مالی‌شان را برعهده دارند برای تهدید دشمن و یا اخلال در ثبات سیاسی و اقتصادی‌اش و یا ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی بهره گیرند. "جنکینس بر آن است که این شکل از تروریسم به سرمایه‌گذاری بسیار ناچیزی نیاز دارد. دشمن را از پای می‌اندازد و می‌توان ارتباط با آن را یکسره منکر شد.
اکنون در سطح جهانی رژیم صهیونیستی مهمترین رژیمی است که به اشکال مختلف و با شیوه‌های متنوعی تروریسم دولتی را پیاده می‌کند. سران این رژیم غاصب در جلسات مهم خود، ترور شخصیتها و رهبران انتفاضه مقدس ملت مظلوم فلسطین را تصویب می‌کنند. آنها برای اقدامات تروریستی خود از عبارات "ترور هدفمند"! استفاده می‌کنند و با حمایت بی‌چون و چرای استکبار جهانی مبارزات فلسطینی را سرکوب می‌کنند. با هلی‌کوپترهای نظامی خانه‌ها و مراکز درمانی و آموزشی را ویران می‌کنند و به نام حفظ امنیت جان شهروندان خود، دیوار نژادپرستی در سرزمینهای اشغالی احداث می‌کنند.
آخرین اقدام تروریسم دولتی رژیم تل‌آویو، ترور ناجوانمردانه شیخ احمد یاسین رهبر حماس طی روزهای آغازین سال جدید گذشته بود که ماهیت این غده سرطانی را بیش از پیش نمایان‌تر ساخت.
رژیم صهیونیستی که حیاتش به ترور بستگی دارد، در کنار آمریکا طرحهای تروریستی پیچیده‌ای را سامان داده و می‌دهد. ذکر نمونه‌هایی از آن، نگاه هر انسان حقیقت‌جویی را نسبت به جنایات اسراییلی‌ها روشنتر می‌سازد.
از سال 1948 تصمیمات اتخاذ شده در سازمان ملل در خصوص تقسیم فلسطین از سوی صهیونیستها مورد تعدی و نقض قرار می‌گرفت. در همان حال که اعراب به چنین ستمی اعتراض می‌کردند و از آن سر بر می‌تافتند، صهیونیستها از این وضع بهره‌برداری کرده، سرزمینهای جدید و مشخصا "یافا" و "عکا" را تصرف کردند و در سال 1949 توانستند بر 80 درصد اراضی استیلا یابند.
روشی که در این راستا به کار گرفته شد، ترور وحشت بود. بهترین مثال برای این روش، کشتار "دیر یاسین" است که به شیوه‌ای همانند شیوه‌های نازی در "اورادور" انجام گرفت، چرا که اهالی این روستا (254 نفر) به دست نیروهای ایرگون که ریاست آن را مناخیم بگین به عهده داشت، قتل‌عام شدند.
اسراییل رکوردی طولانی از تروریسم علیه ایالات متحده نیز دارد که به سال 1954 برمی‌گردد. در آن سال، دولت اسراییل تصمیم گرفت تا از طریق توطئه‌ای، تاسیسات آمریکایی‌ها در قاهره و الکساندریا را منفجر و ناسیونالیستهای مصری را مقصر جلوه دهد. برحسب شانس و اتفاق، این توطئه لو رفته و شکست خورد.
در سال 1967 هم اسراییل تعمدا با جتهای جنگنده بدون علامت و نشان، به یک کشتی جنگی آمریکایی در شبه‌جزیره سینا حمله کرد.