مهران کرمى
هفتم دسامبر 2004 ملک عبدالله پادشاه اردن در گفتوگو با روزنامه واشینگتن پست ایران را متهم کرد که با ارسال مبالغ زیادى پول به عراق و آموزش احزاب مورد حمایت خود آنها را براى پیروزى در انتخابات 30 ژانویه و تاسیس حکومتى به سبک جمهورى اسلامى در این کشور کمک مىکند. عبدالله در این مصاحبه که جنجال سیاسى بزرگى به پا کرد و تا حد حضور نیافتن کمال خرازى در اجلاس وزیران خارجه همسایه عراق در امان پیش رفت همچنین گفت که ایران درصدد است تا با روى کار آوردن حکومتهاى شیعى در سوریه و لبنان هلال شیعى در منطقهایجاد کند. واکنشها به این سخنان به ایران محدود نشد و علاوه بر احزاب شیعى عراق و آیتالله سیستانى کشورهایى چون بحرین که اقلیت اهل سنت بر اکثریت شیعى مردم حکومت میکنند این اظهارات را نسنجیده بدانند و به خطر رویارویى شیعه و سنى در منطقهاى که چندین بحران و جنگ داخلى و منطقهای را تحمل کرده هشدار دادند. پادشاه اردن بعداً زیر این فشارها اظهارات خود را اصلاح کرد و گفت که خودش دوستدار اهل بیت(ع) و از خاندان هاشمى است که از سادات و اعقاب امام حسن مجتبى(ع) هستند. انتخابات عراق برگزار شد و همان گونه که پیشبینى مىشد، شیعیان مورد حمایت ایران که در دو حزب عمده الدعوه و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى سازمان یافتهاند به پیروزى رسیدند.
این دو حزب و دیگر گروه ها و افراد نزدیک به ایران مثل کنگره ملى عراق و رهبرش احمد چلبى که روابط تیرهاى هم با اردن دارد در ائتلاف یکپارچه اى گرد آمدند و حمایت یک آیتالله ایرانى مقیم نجف یعنى سیستانى را با خود داشتند تا مثلثى شکل بگیرد که یک ضلع آن مرجعیت عراق، ضلع دومش دو قلوى مجلس اعلا و الدعوه و ضلع سوم آن جمهورى اسلامى باشد. بدین ترتیب اگر چه تز هلال شیعى عبدالله با استقبال مواجه نشد اما شرایط منطقهاى و بازیگرى جمهورى اسلامى ایران را در مرکز کمربندى قرار داده است که یک سر آن در هند و پاکستان و افغانستان با اقلیت جوامع شیعى قوى قرار گرفته و سر دیگر در عراق و لبنان تا ایران در کانون این کمربند قدرت بتواند جایگاه یک قدرت منطقهاى را براى خود دست و پا کند.
عمده ترین مذاهب شیعه از نظر تعداد؛ اثنى عشرى ( امامى= جعفرى)، علوى (نصیریه)، زیدیه و اسماعیلیه هستند که در اغلب کشورهاى اسلامى به دلیل امنیتى بودن مسائل مربوط به شیعیان یا وجود جمعیت هاى شیعه به کلى انکار میشود و یا آمار آن کمتر از رقم واقعى اعلام میشود. با این وصف برخى منابع بى طرف تعداد شیعیان را بین 15 تا 20 درصد مسلمانان برآورد میکنند. هر چند منابع اهل سنت این رقم را تا حدود 10 درصد پایین مى آورند. بیشترین تعداد و درصد شیعیان در آسیا است و کمترین در آفریقا. در کشورهاى عربى آسیا تعداد شیعیان نسبت به کشورهاى غیر عربى این قاره به مراتب کمتر است. ایران پرجمعیت ترین کشور شیعه است که حدود 90 درصد جمعیت آن یعنى بیش از 60 میلیون نفر شیعه هستند. تشیع مذهب رسمى است و رئیس جمهور نه تنها باید از میان شیعیان انتخاب میشود بلکه سوگند میخورد پاسدار مذهب رسمى باشد. در کشورهای دیگر اسلامى وضع بدین گونه نیست و با چند استثنا دست کم محدودیت قانونى براى رسیدن به چنین مناصبى وجود ندارد.
بیشترین شمار شیعیان در شبه قاره هند است که حدود 65 میلیون شیعه را در خود جا داده است و تقریباً به طور مساوى در دو کشور هند و پاکستان پراکنده اند. شیعیان 20 درصد جمعیت150 میلیونى پاکستان و 3 درصد جمعیت تقریباً یک میلیارد نفرى هند را تشکیل میدهند و بخشى از جامعه سیاسى فعال این کشورها هستند. در پاکستان انسجام شیعیان بیشتر است و به همان میزان گروههای فرقه گراى اهل سنت متمایل به وهابیت فعالیت دارند و روابط دو فرقه اغلب خشونتآمیز است. اما در هند به دلیل ماهیت سکولار حکومت روابط مسالمتآمیزى میان پیروان فرق اسلامى و مذاهب مختلف جریان دارد. بخش قابل توجهى از شیعیان هند و پاکستان اسماعیلیه اند ولى شیعیان اثنى عشرى اکثریت را در این دو کشور تشکیل میدهند.
در شمال شبه قاره جامعه اسلامى افغانستان است که 20 تا 25 درصد مردم آن شیعه هستند. شیعیان افغان عمدتاً هزاره و فارسى زبانند و در ایالت هاى مرکزى این کشور به سر میبرند اما در شهرهاى کابل، قندهار، مزارشریف و هرات نیز اقلیتهاى شیعه پشتون، تاجیک و ازبک وجود دارند. شیعیان در جنگ داخلى افغانستان هم در جنگ با کمونیست ها فعال بودند و هم در ائتلاف گروههای مجاهدین نقش داشتند. آنها در دولتهاى مجاهدان و دولت فعلى حامد کرزى وزیرانى در کابینه داشته اند و یکى از معاونان رئیس جمهور افغانستان شیعه است. در ایالت بدخشان افغانستان شیعیان عمدتاً اسماعیلى اند و این گرایش دینى در تاجیکستان نیز امتداد یافته است. با حمایت کریم آقاخان پسر صدرالدین آقاخان رهبر اسماعیلیان اخیراً پلى در مرز دو کشور ساخته شده که این دو جامعه را به هم پیوند میدهد. در شمال ایران 80 درصد مردم جمهورى5/7 میلیون نفرى آذربایجان شیعه هستند که یادگار وحدت سیاسى و سرزمینى با ایران در عصر صفوى است، اما میراث 70 ساله کشور شوراها ردى از مذهب در حکومت به جا نگذاشته است.
در شمال غرب ایران یعنى کشور70 میلیونى ترکیه بین 12 تا 15 میلیون شیعه علوى زندگى میکنند که هم مذهبان آنها در سوریه 15 درصد جمعیت را تشکیل میدهند و خاندان اسد از این اقلیت حکومت سوریه را در دست دارند. پدر ترکیه نوین مصطفى کمال از این فرقه بود. برخى منابع جمعیت علوىها را در جهان تا 30 میلیون نفر برآورد میکنند که افزون بر دو کشور یاد شده در یمن، لبنان و... نیز زندگى میکنند. علوىها در واقع شیعیان دوازده امامى هستند که براى امام اول شیعیان مقام الوهى قائلند. به این دلیل که آنها عقاید خود را بروز نمیدهند و در واقع فرقه اى درونى هستند کمتر عقایدشان شناخته شده است اما معروفند که علاوه بر تشیع، تفکرات عیسوى و زرتشتى نیز در عقایدشان رسوخ کرده است. فتوایى از ابن تیمیه فقیه حنبلى که نظریات فقهى اش پایه وهابیت واقع شده در دست است که علویها را کافر تر از یهودیان و مسیحیان دانسته و ریختن خون آنها را واجب شمرده است. ابن تیمیه مى گوید نصیریه (نامى تاریخى که به علویان اطلاق میشود )معتقدند که امام على(ع) در هفت آسمان خدا و در زمین امام است. همین باعث شده است که امامیه آنها را مومن ندانند و به آنها غلات بگویند.
غلات (جمع غالى) کسانى اند که در مورد ائمه شیعه غلو میکنند. فرقههاى اهل حق و على اللهى در غرب ایران نیز از این دسته اند. علویها از شاخههاى متصوفه هم به شمار میروند. آنها کمتر به مناسک و اعمال مذهبى پایبندى نشان میدهند و همین امر آنان را پذیراى بذر سکولاریسم در دو کشور ترکیه و سوریه کرده است. همچنین معروف است که آنها نوشیدن مشروبات الکلى را حرام نمى دانند.
در سوریه اقلیت شیعه دیگرى هم به نام دروزى ها به سر میبرند که شاخه اى از اسماعیلیه هستند و بیشتر در مرزهاى اسرائیل و لبنان پراکندهاند (ساکنان بلندى هاى جولان دروز هستند). اسماعیلیه از فرق مهم شیعى است که به هفت امامى نیز معروفند. آنها معتقد به امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(ع) هستند. جایگاه و اهمیت اسماعیلیه در تاریخ به مراتب مهم تر از امروز است؛ چه زمانى که حسن صباح در الموت بر بخشهایى از سرزمین هاى اسلامى فرمانروایى داشت، چه آنگاه که فاطمیان بر شمال آفریقا حکومت مىکردند و یا آن موقع که سلطان محمود از غزنه در سراسر سرزمین هاى اسلامى یک نفر قرمطى مىجست تا با ریختن خونش دین خود را به اسلام ادا کند. اسماعیلیه نیز از گروههای باطنى شیعى است که در پس شریعت و ظاهر دین در پى راه یافتن به کنه و ذات دین است. این گروه قومى مذهبى در لبنان اقلیت بزرگى است که ولید جنبلاط پسر کمال جنبلاط رهبر آنان است. تعدادى از این قوم هم در فلسطین ساکنند.
با این که حزبالله لبنان از مدافعان سرسخت فلسطین به شمار میروند اما فلسطین جز دروزى ها تقریباً شیعه ندارد هرچند که گفته میشود جهاد اسلامى، گروهى به تشیع گراییده است و این گرایش در رهبر فقید جهاد، فتحى شقاقى بارز بود و در مورد دبیر کل فعلى آن رمضان عبدالله شله همچنین حدس هایى زده میشود. لبنان اما کشورى است که بخشى از شهرت جهانى شیعیان به مبارزات چریکى حزبالله با اسرائیل در این کشور است. شیعیان با 40 درصد بزرگترین گروه قومى در این کشور است اما سهم آنها در قدرت بیشتر از ریاست پارلمان نیست که در اختیار نبیه برى رئیس جنبش امل است. این جنبش یادگارى است از موسى صدر که از قم به لبنان رفت و نقشى بى بدیل در ارتقاى موقعیت سیاسى شیعیان لبنان ایفا کرد. در کشورهاى عربى قاره سیاه اثر چندانى از تشیع جز دانشگاه الازهر که یادگار سلسله فاطمیان اسماعیلى است به چشم نمیخورد و البته این یادگار الان بزرگترین و معتبرترین دانشگاه علوم دینى اهل سنت به شمار مى رود.
شبه جزیره عربستان هفت کشور را در خود جا داده است که در یکى از آنها شیعیان (زیدى) کمتر از نیمى از جمعیت (46 درصد) را تشکیل میدهند. زیدیان شیعیان پنج امامى هستند که به امامت زید بن على(ع) پس از آن حضرت اعتقاد دارند و به خلفاى راشدین نیز احترام مىگذارند. فقه آنها نیز به فقه اهل سنت نزدیک است. یمن 19 میلیون جمعیت دارد که از قرن ها پیش زیدى ها اهرمهاى سیاسى و اقتصادى قدرت را در دست دارند. در سال هاى اخیر تحت تاثیر حمایت هاى مالى و سیاسى عربستان و جریان سلفیت، بنیادگرایى وهابى توانسته است در جامعه سنیان عمدتاً شافعى این کشور رسوخ کند به طورى که یمن به یکى از کانون هاى عملیات تروریستى علیه اهداف غربى درآمده است. محمد پدر اسامه بن لادن از یمن به عربستان مهاجرت کرد و این مسئله به نفوذ و محبوبیت بن لادن در میان مردم این کشور کمک کرده است.
بحرین تنها کشور عربى حوزه جنوبى خلیج فارس است که بافت جمعیتى آن غالباً شیعه است (60 درصد) اما حکومت در دست اقلیت اهل سنت قرار دارد. رابطه ایران با عربستان و خاندان آل نهیان در برخورد حکومت بحرین با شیعیان مؤثر بوده است. به طور کلى وضع سیاسى شیعیان در کشورهاى این منطقه متاثر از نوع روابط حکومتهایشان با ایران بوده و در سال هاى اخیر بهبود نسبى در موقعیت شیعیان بحرین پدید آمده است. در قطر، امارات و عمان میانگین 10 درصد جمعیت شیعه هستند که بیشتر از سواحل شمالى خلیج فارس یا شبه قاره مهاجرت کرده اند (امارات 16 درصد، قطر 5 درصد و عمان 5 درصد). عمان تنها کشور اسلامى است که اکثر مردم آن نه شیعه است نه سنى. 75 درصد مردم پیرو فرقه اباضیه هستند که به هیچ یک از دو فرقه اصلى اسلام تعلق ندارند. در مورد آنان گفته میشود که از بقایاى خوارج هستند که پس از جنگ نهروان در زمان خلافت امام على(ع) پراکنده شدند. برخى به شرق شبه جزیره عربستان (عمان) رفتند و تعدادى نیز به شمال آفریقا که امروزه در کشور مراکش حضور دارند. البته اباضیه در حال حاضر عقاید افراطى خوارج را ندارند و حتى برخى از اندیشمندان اباضى خود را شیعه و دوستدار امام اول شیعیان مى دانند.
در کویت رقم شیعیان بیشتر تخمین زده میشود (حدود 25 تا30 درصد). آنها همچنین در سالهاى اخیر در ساخت حکومت دخالت داده شدهاند و تعدادى از کرسىهاى پارلمان این کشور را در اختیار دارند. روابط مذهبى شیعیان کویت با قم و نجف حسنه است ولى احساسات مذهبى آنها به شیعیان عراق نزدیک تر است. شرق عربستان (منطقه القطیف) واحه هاى شیعه نشینى را در خود جا داده که بزرگترین منابع نفتى عربستان و شاید جهان در آن جا است ولى تا چند سال پیش حکومت وهابى عربستان آنها را به رسمیت نمىشناخت. سازمان دیده بان حقوق بشر معتقد است که دولت هنوز هم تبعیضهایى در حق آنها روا مى دارد. در چند سال اخیر که امیر عبدالله با گرایش هاى اصلاح طلبانه بیشتر اهرم هاى قدرت عربستان را به دست گرفته موقعیت سیاسى شیعیان نیز بهبود قابل توجهى پیدا کرده است. سفیر کنونى عربستان در ایران از این شیعیان است. اقلیتى از شیعیان نیز در مدینه زندگى میکنند. سازمان هاى حقوق بشرى شیعیان را تا 10 درصد جمعیت عربستان برآورد میکنند اما منابع سعودى آن را 3 درصد مىدانند.
عراق مرکز تاریخى، فرهنگى شیعه است. حکومت چهارساله امام على(ع) در کوفه و شهادت امام حسین(ع) در کربلا، عراق را با وجود سرکوب شدیدى که توسط خلافت امویان و عباسیان اعمال مى شد، تا قرن ها به عنوان کانون فکر شیعى و قیام هاى علویان نگه داشت. نخستین بارقههاى جنبش فقهى شیعه در بغداد وزیدن گرفت. سرسلسلههاى فقهاى امامیه در تعبیر امروزى عراقى بودند؛ از شیخ مفید و برادران رضى و مرتضى که شاگردان وى بودند تا علامه و محقق حلى. حتى بزرگترین فقیه شیعى، شیخ طوسى که به شیخ الطائفه مشهور است در حوزه درسى بغداد نشو و نمو یافت. چیرگى خاندان شیعى آل بویه بر مرکز خلافت عباسیان زمینه ساز این رونق بود. تاثیرى که به قدرت رسیدن آل بویه در عراق به جا گذاشت شاید با نقش صفویه در ایران قابل مقایسه باشد. حتى بسط قدرت خلافت سلسله عثمانى به این منطقه (1920-1534) نتوانست اکثریت مردم را از مذهب تشیع رویگردان کند. اما بر ساختار قدرت چنان اثر گذاشت که پس از آن بریتانیایىها نیز حکومت را به دست خاندان هاشمى اما سنى مذهب فیصل سپردند که تا سال 1958 ادامه یافت.
عراق از این سال تا سال 1968 سه کودتا را به چشم دید که نظامیان با رویکرد ناسیونال سوسیالیسم عربى و گرایش سکولار قدرت را قبضه کردند اما لبه تیغ گرایش غیرمذهبى و ضدمذهبى آنان به ویژه در دوره حاکمیت حزب بعث متوجه شیعیان بود که 60 تا 65 درصد جمعیت را تشکیل میدادند. از مابقى 35 تا 40 درصد نیز حدود نیمى کرد شافعى مذهب هستند که همچون شیعیان محروم از ابزار قدرت و زیر سرکوب قرار داشتند. اقلیت20- 15 درصدى اعراب حنفى مذهب، هم در دوره خلافت عثمانى، هم زمانى که سه پاره موصل، بصره و بغداد با نام عراق به قیمومت بریتانیا درآمدند (1933-1920) و هم در دوران دیکتاتورى نظامیان از 1958 تاکنون انحصار قدرت را در دست داشتهاند. در واقع اعراب اهل سنت عراق نه تنها در سطوح حزبى، نظامى، سیاسى و اقتصادى داراى هژمونى بوده اند، بلکه از موتورهاى محرک ناسیونالیسم عربى به شمار میروند.
داعیه رهبرى جهان عرب در بین رهبرانى چون عبدالکریم قاسم، برادران عارف و... کمتر از جمال عبدالناصر نبود. حزب بعث هم اساساً حزبى با ایدئولوژى فراملى و پان عرب در سوریه و عراق شکل گرفت و در برخى از دیگر کشورهاى عربى فعالیت داشت. هر چند که در آن کشورها با استقبال مردمى مواجه نمى شد. در کمتر از دو سالى که از سقوط حکومت صدام حسین میگذرد این کشور در گردابى از خشونت و ناامنى گرفتار شده که عمدتاً ناشى از نارضایتى این اقلیت نیرومند مرکب از هواداران رژیم گذشته و فعالان اسلامگراى اهل سنت است و همین امر زمینه مناسبى براى فعالیت گروههای تروریستى و بنیادگرایان وهابى مرتبط با القاعده در این کشور را فراهم آورده است. نگرانى کشورهای عربى و به خصوص اردن از قدرتیابى شیعیان به ویژه آنها که روابط بهترى با ایران دارند از این است که در اثر به حاشیه افتادن اعراب سنى، از رویکرد حکومت آینده به کشورهاى عربى کاسته شده و در نتیجه نقش کشورهاى غیرعرب به ویژه ایران افزایش یابد. به هر رو تثبیت جایگاه تازه شیعیان عراق مستقیم و غیرمستقیم بر موقعیت سیاسى تشیع در اغلب کشورهای منطقه اثر میگذارد.
از آنجا که مقدس ترین اماکن شیعیان (آرامگاه شش تن از امامان شیعه) در عراق واقع شده بخش عمده اى از منابع مالى شیعیان در قالب توریسم مذهبى به این کشور سرازیر میشود که رونق ناشى از آن به بهبود وضع مالى شیعیان عراق کمک شایانى میکند. رونق یافتن دوباره حوزه درسى نجف هم میتواند مرکزیت همتاى ایرانى اش را نیز تحت الشعاع قرار دهد. از این جهت جابه جایى قدرت در عراق، شیعیان را در موقعیتى قرار میدهد که پیش از این کمتر سابقه داشته است. هلال شیعى ممکن است آنگونه که پادشاه اردن مدعى شده، شکل نگیرد اما سهیم شدن شیعیان در حکومت افغانستان، دستیابى هم کیشان آنها به قدرت در عراق، تاسیس کشورى به نام آذربایجان و بهبود شرایط زیست سیاسى شیعیان بحرین در همسایگى جنوبى ایران همگى از نشانه هاى شکل گیرى کمربندى شیعى در پیرامون ایران است که وجود گروههای چریکى چون حزبالله لبنان در دوردست تر آن را محکم تر میکند.