هتک حرمت به پیامبر رحمت(ص)، تعرض به حرمین عسگریین(ع) و تبلیغ خشونت در اسلام که از زبان سیاسیون و مذهبیون غربی هر روز به اشکال مختلف دیکته میشود و طالبانهای دستآموز آنها را عملی میسازند یک خطر جدی است که نه به عنوان یک پروژه جدید که تداوم افکار پلیدی محسوب میشود که حاصل آن خلق کتابهایی همچون آیات شیطانی و تداوم آن تا ترسیم محور شرارت است.
خط فکری که فرویدیسم را به ورطه شهوترانی صرف کشاند و آزادی را ترویج بیبند و باری کرد. نماد آزادی را به جای آزادگی عدم وابستگی به اخلاق تعرزیف کرد و سیاست را توجیه روش برای رسیدن به قدرت معنا نمود. این همان خط فکری است که میکوشد انسانیت را از وابستگی به هویت تمدنی و هنجارهای الهی تهی سازد. در حقیقت هدف، تقابل مادیگرایی و معناگرایی است. جایی که میکوشند ارزشها را رنگی دگر بخشند. هویت را از معنا تهی و تعریف دیگری از اخلاق ارایه کنند.
دیروز مسیحیت و یهود خالی از اندیشههای ناب خود شد و تبدیل شد به بازیچهای برای سیاست و امروز اسلام به عنوان زندهترین فرهنگ مقاوم در قبال هجمه فکری بیگانه، هدف اصلی است. جامعه اسلامی را باید موجود زنده ای دانست که به رغم همه کجفهمیها، بداندیشیها، اختلافات و... توانسته هویت اصلی خود را که همان نسبت به خاندان وحی و تعالیم قرآنی است، سینه به سینه رواج دهد و بر حفظ آن کوشا باشد. اگر امروز نماد دین در غرب امید به آینده از راه تفکر و عمل شخصی است اما اسلام همچنان محوریت اجتماعی دارد و بروز و ظهور آن به خوبی در دنیای اسلام نمایان است. «امیل دورکیم» از پیشگامان تحول جامعهشناسی، معتقد است هر جامعهای با باورداشتها و ارزشهای اعضایش انسجام میگیرد و در حقیقت هیچ تغییری در جوامع صورت نخواهد گرفت، مگر با تغییر در باورداشتها و ارزشهای آن. اگر ارزشها را عقاید ریشهدار جامعه بدانیم که هر تغییر و برخورد با آن همراه با واکنشهای تعصبی و غیرقابل پذیرش همراه خواهد شد، تغییر ارزشهای یک جامعه نیازمند ایجاد تغییراتی در آداب و رسوم و عرف آن جامعه است. از همین رو یکی از راهکارهای مهم برای تغییر در عرف و آداب و رسوم یک جامعه که هدف آن تغییر در ارزشهای آن است، تعریف بد، جلوه نامتعارف و قیاس تحریف شده از فرهنگ موجود و تلاش برای تغییر باورداشتها و نمادهای اصلی است. از همین روست که طی سالیان گذشته، هجمه گستردهای بر علیه رفتارهای اجتماعی مسلمانان آغاز شده و از جنگ تئوریک و ایدئولوژیک سالیان گذشته تا علم کردن نماد اسلام تحجر واپس مانده تحت نام طالبان که به خوبی اثر تخریبی بر شناخت جامعه سطحینگر نسبت به اسلام داشته، آغاز شده و امروز زمان آن رسیده که در تقابل ارزشها، نمادها را در مقابل هم قرار دهند. جایی که نظریه «هان تینگ تن» (برخورد تمدنها) با تمام ریشههای فلسفیاش در برابر گفتوگوی تمدنها عینیت مییابد. امروز غرب با محوریت آمریکا میکوشد به عنوان نماد آزادی و دموکراسی برای مقابله با آخرین جامعه تسلیمناپذیر (اسلام) که حاضر به پذیرش نرمافزارانه تفکر غرب نشده به زور متوسل شود و وقوع یابد آنچه در عراق و افغانستان شاهد بودیم. از سوی دیگر، هتک حرمت به پیامبر اسلام و تعرض به مقدسات مسلمین با این هدف صورت میگیرد که:
1 ـ درجه تعصب و میزان علاقمندی مسلمین به نمادهای ارزشی خود پس از دوران طولانی مقابله تئوریک و عملی با هنجارهای آن تا چه حد است و درجه انفجار آن به کجا میرسد؟
2 ـ الگوی آزادی و دموکراسی را برپایه تفکرات مادیگرایانه در تقابل با ارزشمندترین نمادهای جامعه دینی از نگاه خود عیارسنجی کنند و ذهنیت به اصطلاح برتر خود در غرب را مقتدرانه در جامعه اسلامی و بخصوص خاورمیانه استوار کنند و در حقیقت بر تفکر عدم تعقلگرایی در باورهای دینی دامن بزنند.
در این جنگ نمادین، اندیشه و تدبیر، راهکارهای اساسی را میطلبد. باید تمییزی بین افکار عمومی جهانی و نمایش دولتها قائل شد. در ایین گیر و دار با دولتها و متفکرانی روبهرو هستیم که دانسته به میدان مبارزه آمدهاند و در کنار آن مردمانی خواهیم دید که با واکنش جهان اسلام به قضاوت خواهند نشست؛ قضاوتی که پیش زمینه مسموم تبلیغات ناجوانمردانه را در ذهن خود میبیند. در تقابل با دولتها شاید اعلام خشم و انزجار حتی به شکل تعارض به سفارتخانهها و راهپیماییهای گسترده در حقیقت درجه حساسیت جامعه اسلامی را نسبت به ارزشهایش نشان میدهد و این همان چیزی است که جامعهشناسان غربی را حساس خواهد کرد. در نگاه ملتها روح صلحجویانه اسلام باید اثبات شودا چهره خشونتطلبی ساخته غربیها تصحیح گردد. اسلام به عنوان دین رحمت زمانی به مردمان شناخته خواهد شد که سنت پیامبر در برخورد با مخالفان و حتی معترضان وجه عمل قرار گیرد. شنیدهایم بارها و بارها داستان حاضر شدن پیامبر بر بالین پیر بیمار یهودی که هر روز با دشنام و پرتاب زباله بر سر پیامبر اسلام، او را میآزرد و اسلام آوردن او را. روح حقیقتجوی انسان مادی صلحطلب و امنیتجو است و قرائت صحیح از دین و نمادهای آن میتواند خوراک این خواست حقیقی را پاسخ گوید.