هنگامی که دکتر محمود احمدینژاد و اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری ایران به پیروزی دست یافتند در روندی خودکار و مستقیم زمینهای مناسب در راستای تغییر جغرافیایی سیاسی خاورمیانه فراهم شد.
"گذار به پویایی" و"عبور از ایستایی" پیام اصلی پیروزی دولت عدالت در ایران بود. در حالی که هنوز سال اول دوره فعالیت دولت جدید به پایان نرسیده است پیروزی شیعیان در عراق و جنبش حماس در انتخابات فلسطین باعث رشد اسلامگرایی و افزایش شدید انگیزه ایستادگی در برابر امپریالیسم نوین شده است.
پیروزی قاطع حماس با کسب 76 کرسی مجلس فلسطین و استعفای"احمد قریع" از سمت خود در واقع راس سوم مثلث ایران – عراق – فلسطین را تکمیل کرد. هم اکنون خاورمیانه تحت تاثیر این رویداد قرار خواهد گرفت و طرحهایی مانند نقشه راه، خاورمیانه بزرگ و تغییر جغرافیایی سیاسی خاورمیانه به سود جمهوریخواهان ایالات متحده آمریکا برای مخالفان اسلام به سرایی دست نیافتنی تبدیل خواهد شد.
هم اکنون دکور موجود در خاورمیانه به شدت تکان خورده است. پیروزی مخالفان کاخ سفید در سه کشور اصلی منطقه که از نقطه پیروزی اصولگرایان در ایران آغاز شد هر لحظه در حال گسترش است. هم اینک جنبش اخوان المسلمین در مصر، حزبالله در لبنان و حزب حاکم موجود در سوریه تمایل دارند تا در جهت پر رنگتر ساختن خطوط و اضلاع تشکیل دهنده رویکرد ترسیم شده گام بردارند.
"اسلام گرایی" هم اکنون جریان غالب در خاورمیانه محسوب میشود و دیگر کشورها و جریانهای تعریف شده در منطقه در راستای مقابله با تهدیدات منطقهای و فرا منطقهای باید به تقویت ارکان واجزای این جریان بپردازند.
پیروزی حماس در حالی صورت گرفت که در روندی نسبتا همزمان مرگ مغزی شارون و ایجاد اختلاف در حزب لیکود را شاهد هستیم. تهران به عنوان محور اصلی اسلامگرایی و مبارزه با واشنگتن در خاورمیانه گذار از تهدیدهای منطقهای را به خوبی انجام داده است. هم اکنون محافلی مانند شورای همکاری خلیج فارس و اردن (به عنوان شریک نو محافظهکاران در خاورمیانه) ابزارهای مانور خود در برابر تهران را عملا از دست رفته میبینند. البته اشخاصی مانند عمر و موسی که وقوع زلزله سیاسی در منطقه را پس از پیروزی دکتر احمدینژاد در ایران حس کرده بودند اعراب مخالف تهران را به اتخاذ رویکردی صحیح در تعامل با ایران فرا خوانده بودند. هم اکنون زمان تمرکز بر امکانات منطقهای در راستای مقابله با تهدیدات فرا منطقهای است. "روزنامه الحیات" در یکی از شمارههای اخیر خود ایران را بازیگر اصلی در خلیج فارس خوانده است. به نوشته این روزنامه تقویت جایگاه شیعیان در عراق و براندازی طالبان خدماتی بودهاند که کاخ سفید به صورت ناخواسته برای تهران انجام داده است. محاسبات ایده آلیستی تئوریسینهایی مانند پرل، ولفویتس وجان اشکرافت اکنون نمودی کاملا بالعکس پیدا کرده است و در تباینی آشکار نفرت از واشنگتن و تقویت جایگاه تهران به عنوان محور اصلی مبارزه با آمریکا قابل مشاهده و استناد است.
نکته جالب توجه این که وقوع زلزله سیاسی در خاورمیانه با وقوع زلزله سیاسی در آمریکای لاتین اذهان تئوریسینهای کاخ سفید را به شدت مغشوش ساخته است. همهگیر شدن نفرت از آمریکا هم اکنون به روندی سریع و قابل تعمیم تبدیل شده است و ابزارهای تبلیغاتی کاذب و عمال خود فروخته واشنگتن در نظام بینالملل دیگر قادر به لاپوشانی حقایق موجود نیستند.
نگرانی شدید "بنیامین نتانیاهو" رییس حزب لیکود رژیم اشغالگر قدس از پیروزی حماس در حقیقت نگرانی واشنگتن و تلآویو از پیروزی اسلامگرایی در خاورمیانه است. تاثیرپذیری کشورها و جریانها در نظام منطقهای خاورمیانه پیروزی اسلام گرایان را تشدید خواهد نمود.
به نظر میرسد مطابق تعبیر یک تحلیلگر ویتنامی "بمب هستهای دیپلماتیک" دولت احمدینژاد در حال انفجاری گسترده میباشد که در آیندهای نه چندان دور حزب جمهوری خواه در آمریکا و حزب لیکود در رژیم صهیونیستی را هدف مستقیم خود قرار خواهد داد.