تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۸۷۵
افغانستان پنج سال پس از حمله آمریکا - 6:

ژیلا بنی‌یعقوب / Baniyaghoob@yahoo.com
ترس از بازگشت طالبان یکی از عواملی است که برخی از مردم، گروه‌ها و فعالان سیاسی را در افغانستان مدافع حضور نیروهای خارجی در وطن‌شان کرده است. محور اصلی این دفاع بر این استدلال استوار است که اگر آمریکایی‌ها بروند، طالبان دوباره به قدرت بازمی‌گردند.
این دفاع در برخی از مواقع با یک نوع بدبینی همراه است; نگرشی که معتقد است آمریکایی‌ها به عمد، به طور همه جانبه و کامل با طالبان مبارزه نمی‌کنند تا از این طریق به حضور خود در افغانستان مشروعیت ببخشند.
این بدبینی گاه تا آن‌جا پیش می‌رود که کسانی را به این باور رسانده است که طالبان را آمریکایی‌ها ساختند تا بتوانند افغانستان را تبدیل به یک پایگاه برای خود کنند.
«لیلما»، دانشجوی افغانی یکی از این افراد است که می‌گوید:«آمریکایی‌ها طالبان را ساختند و به این‌جا فرستادند تا با رفتارهای خشن و افراطی، چهرهء ‌اسلام را تخریب کنند و از این طریق زمینه را برای حضور آمریکایی‌ها در این‌جا فراهم ‌کنند.»
«اجمل»،‌دانشجوی سال چهارم رشتهء مهندسی که در دانشگاه پلی تکنیک کابل درس می‌خواند با حضور نیروهای خارجی از جمله آمریکایی ها در وطنش کاملاً مخالف است. اما در حرف‌هایش از برخی دانشجویانی یاد می‌کند که طرفدار این حضور هستند:«البته اغلب آن‌ها از ترس جنگ دوباره طرفدار تداوم حضور نیروهای خارجی هستند و بعضی‌ها هم به خاطر بی‌اعتمادی به رهبران و مقامات افغانی.»
«عبیدالله»، دانشجوی سال دوم علوم سیاسی که از حضور نیروهای خارجی در کشورش دفاع می‌کند، نیز می‌گوید:«من به خاطر مصلحت کشورم از حضور خارجی‌ها دفاع می‌کنم، چون نگرانم که با رفتن آن‌ها، افغانستان دوباره درگیر جنگ شود.»
عبیدالله که هم از احتمال مداخلهء برخی از کشورهای همسایه در افغانستان هراسان است و هم از امکان بازگشت طالبان، اضافه می‌کند:«اگر‌نه، فکر نمی‌کنم هیچ افغانی حضور خارجی‌ها را در کشورش دوست داشته باشد، اما حالا به خاطر مصلحت آن را پذیرفته‌ایم.»
«ژنرال فهیم»، معاون شهید احمدشاه مسعود که در دولت کرزای نیز چندسالی وزیر دفاع بود، این روزها به شدت نگران اوضاع افغانستان است.
او می‌گوید:«من دو ثلث از زندگی ام را در مبارزه برای این آرمان گذاشتم که یک حکومت مستقل در افغانستان تاسیس شود، اما امروز از این‌که کشورم را در چنین وضعی می‌بینم خیلی رنج می‌کشم. کشورهای دنیا با پوشش مبارزه با تروریسم و با شعار آزادی به این‌جا آمدند. اما قضیه جور دیگری شد.»
فهیم که در دوران جهاد و مقاومت، از یاران نزدیک مسعود شهید بوده است، می‌گوید: «آن‌چه در افغانستان امروز می‌گذرد، با آرمان‌های مسعود فاصله دارد، او یک کشور مستقل می‌خواست. اما امروز افغانستان از استقلال سیاسی برخوردار نیست.»
من با فهیم که دارای بالاترین نشان نظامی افغانستان است در خانهء زیبا و مجللش در کابل مصاحبه کردم.
او که حالا هیچ پست دولتی ندارد و به قول خودش خانه‌نشین شده است، همچنان تعداد زیادی محافظ دارد.
او با ناراحتی و گاه حتی با عصبانیت دربارهء شرایط کشورش حرف می‌زند: «اصلاً نمی‌فهمم چرا وضع چنین شد؟ چه اتفاقی افتاده که طالبان دوباره این همه قدرت گرفتند؟» و البته خیلی زود پاسخ سوال‌های خودش را می‌دهد: «ناآشنایی دولت کرزای و جامعهء جهانی با چگونگی ادارهء افغانستان، کار را به این‌جا رسانده است. تا زمانی که ما در حکومت (پس از طالبان)، شریک بودیم وضع این‌گونه نبود.»
منظور فهیم از «ما» هم خودش است و هم دیگر مجاهدان و یاران مسعود که در سال‌های اول پس از سقوط طالبان در دولت کرزای حضور داشتند.
می‌گوید: «ما جنگ و مقاومت کردیم، ما طالبان را شکست دادیم. پس از دولت انتقالی، آمریکایی‌ها و کرزای خودشان بریدند و دوختند و همه توافق‌هایشان را با ما در اجلاس بن فراموش کردند. مجاهدین و مردم را کنار گذاشتند و کسانی را سرکار آوردند که نه مبارزه کرده بودند و نه مقاومت و نه حتی اوضاع افغانستان را می‌شناختند.»
فهیم به افرادی که توسط آمریکایی‌ها به حکومت رسیده‌اند، عنوان «کف روی آب»را می‌دهد و اضافه می‌کند: «به جای درخت پربار انجیر یک چوب خشک کاشتند و رفتند. همین افراد زمینه را برای نفوذ دوبارهء طالبان و مداخلهء پاکستان فراهم کردند. به نظر من طالبان آن‌قدرها قوی نیستند، دولت کرزای خیلی ضعیف است. آن‌قدر ضعیف که آن‌ها می‌توانند دولتش را خیلی زود سرنگون کنند.»
فهیم با حرارت زیاد حرف می‌زند: «ارگی را که امروز آقای کرزای در آن‌جا نشسته، من به دست خودم چهار بار آزاد کرده‌ام، اما امروز که به آن‌جا می‌روم، یک بیگانه محسوب می‌شوم. در دوران جهاد و مقاومت به رهبری مسعود، من فرمانده فتح کابل بودم، حالا من را خانه‌نشین کرده‌اند.»
او می‌گوید که چند سال سکوت کرده بود تا واقعیت‌ها برای مردم روشن شود و آن وقت‌ لب به اعتراض بگشاید و حالا همان روز است: «شاید صحبت‌های من تا پارسال معنا نمی‌داد، آن موقع که می‌گفتند مجاهدین آمدند، خوردند و بردند و آدم کشتند. ما صبر و حوصله کردیم.»
او معتقد است که افغانستان کشوری نیست که یک جریان و یا یک گروه خاص قادر به ادارهء آن باشد. ترکیب اداره‌کنندگان آن باید متناسب با ترکیب جامعه باشد.
فهیم به دولت کرزای هشدار می‌دهد که اگر به واقعیت‌ها تن ندهد، نمی‌تواند در برابر طالبان مقاومت کند.
در آخر هم می‌گوید: «فقط مجاهدین تاب مقاومت را در برابر طالبان دارند.»