تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۸۸۵

محسن صفایی فراهانی / معاون وزیر سابق اقتصاد و دارایی 
در کشورهای جهان سومی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی با هدفی مشخص به‌وجود می‌آید. سازمان مدیریت در ایران پیش از آن‌که یک سازمان بودجه‌ای باشد، سازمانی توسعه‌ای است و براساس این‌که اطلاعات سرزمینی در یک مجموعه جمع‌آوری بشود، این سازمان با چنین تشکیلاتی به‌وجود آمده است. اگر سابقهء این سازمان را مرور کنیم، خواهیم دید که تربیت نیروی انسانی این سازمان ماموریت داشته تا اطلاعاتی جامع از نقاط مختلف کشور در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و قومی، تهیه و جمع‌آوری کند و به این دلیل همواره این سازمان سعی کرده تا در یک سبد اطلاعاتی، اطلاعات خود را جمع‌آوری کند، از این‌رو چه در رژیم گذشته و چه در نظام جمهوری اسلامی، سازمان مدیریت جدا از بحث بودجهء سالانه، بحث نظام برنامه‌ریزی کشور و تهیهء برنامه‌های توسعه‌ای مانند; برنامه‌های پنج ساله، چه در پنج برنامه‌ای که در رژیم گذشته تهیه شد و چه در چهار برنامه‌ای که در سال‌های بعد از انقلاب تهیه شده است، با محوریت سازمان مدیریت صورت گرفته است، یعنی تمام دستگاه‌ها موظف بودند اطلاعات خود را به سازمان مدیریت بدهند و با تلفیق این اطلاعات در سازمان برنامه، براساس ظرفیت نیروی انسانی، امکان توسعه‌ای که در یک منطقه وجود داشت، شرایط اقلیمی از لحاظ امکانات کشاورزی، امکانات صنعتی، زمینه‌های دانشگاهی و وجود نیروهای تحصیل‌کرده، مسایل ارزیابی می‌شد و برنامه‌های پنج ساله در این چارچوب‌های توسعه‌ای تنظیم و اعمال می‌شد. بودجه نیز در معنا جزیی از مجموعهء برنامه‌ای بود که عمل می‌شد. به همین لحاظ سازمان مدیریت در یک کشور در حال توسعه و جهان سومی هرچند یک سازمان ایده‌آل نبود ولی یک نهاد با حساب و کتابی محسوب می‌شد که نسبتائ توان کارشناسی قابل قبولی در آن به وجود آمده بود و از شرایط مناسبی برخوردار بود. متاسفانه از بدو انقلاب دستگاه اجرایی به دلیل پایین آمدن نیروی کارشناسی دچار ضعف شده بود و از این رو به اقداماتی غیرکارشناسانه می‌پرداخت و این امر باعث می‌شود در هر دوره‌ای سازمان مدیریت تحت فشار قرار بگیرد، به گونه‌ای که حتی یک بار مقرر شد این سازمان به کلی حذف شود. علت برخوردهایی که با سازمان مدیریت می‌شود را نیز باید در این نکات جست‌وجو کرد که: 1- استانداری‌ها فاقد توان کارشناسی شده‌اند از این رو عملائ امکان طرح خواسته‌های خود در قالب طرح‌های قابل قبول و شرایط مناسب را ندارند.
2- تمامی استان‌ها خواهان همه‌گونه امکاناتی هستند. به طور مثال بسیاری از استان‌های کشور درخواست احداث راه‌آهن دارند اما مساله این جاست که آیا میزان حمل و نقل در همهء استان‌ها توجیه اقتصادی لازم برای احداث راه‌آهن را دارد؟ از این رو استانداری‌ها وقتی توان عملیاتی کردن توجیه مطالبات خود را نمی‌یابند از بنیاد قضیه انتقاد می‌کنند. در واقع تصمیماتی از این دست را باید تصمیماتی سیاسی تلقی کرد که سازمان مدیریت در تمام این سال‌ها با آن مقابله کرده و همواره نیز مورد عتاب و خطاب قرار گرفته است. در واقع سازمان مدیریت در معنا مانند پدر سخت‌گیری بوده که حتی به قیمت دلخوری اعضای خانوادهء خود سعی داشته با یک برنامه‌ریزی منسجم خانوادهء خود را جمع کرده و سامان دهد.
با اقدام اخیر رییس‌جمهور، به نظر می‌رسد، نامناسب‌ترین تصمیمی که ممکن بود، اتخاذ شده است; یعنی کشوری که امروز چشم‌انداز 20 ساله را پیش‌رو دارد و قصد دارد در یک افق 20 ساله اولین قدرت اقتصادی منطقه شود و از این رو نیاز به کارشناسی و برنامه‌ریزی و دقت به مناطق محروم، یکی از واجب‌ترین مسایلی بود که باید به آن توجه داشته باشد تا به رشد هشت درصدی و سرمایه‌گذاری 12 درصدی و جاذبه‌هایی که بتواند سرمایه‌گذار خارجی را جذب کند برسد، به جای این‌که سازمان مدیریت خود را تقویت کند به تضعیف آن می‌پردازد. در واقع با این عمل نیروی کارشناسی حداقلی خود را هم از دست دادیم، میزان جمع‌آوری اطلاعاتمان را به صفر رساندیم و تقسیم پول را به یک بدنهء غیر کارشناس سپردیم تا همه راضی باشند، البته تا یکی دو سال آینده همه راضی خواهند بود، زیرا در این مدت همه از دست یک سیستم کارشناسی نسبتائ مسلط و سخت‌گیر راحت می‌شوند. ولی باید توجه داشت که بعد از آن، همهء امور به نابسامانی خواهد رسید و در آن زمان دیگر نه این بدنهء کارشناسی نصف و نیمه را داریم که با تقویت آن بتواند راهگشایی برای آینده باشد و نه منابع کشور در جهتی اهداف اقتصادی کشور حرکت کرده که بتوان نتیجهء لازم را از آن گرفت. خلاصه آن‌که این طرح براساس فشاری که یک بدنهء غیرکارشناسی بر سیستم وارد کرد، ارایه شده و متاسفانه، تصمیم‌گیران کشور بدون این‌که مطالعهء همه جانبه‌ای کرده باشند، به این فشار تن دادند.