سلیم نصار
مترجم: سید محسن سارى
درتابستان 1956شهر بیروت با یک سلسله عملیات تروریستى مواجه شد. مرتکبین این عملیات بر کوبیدن مساجد و کلیساها تمرکز کرده بودند، با اینکه دولت وقت نسبت به خطر فرو غلتیدن در دام فتنه طائفه گرى هشدارداد ولى مردم هرگز کوتاهى مسوولان در پرده برداشتن از مرتکبین این گونه عملیات را نخواهند بخشید.
صلاح لبابیدى مدیر وقت پلیس لبنان از کمبود افراد تحت امر خود شکایت کرد و فرماندهى ارتش بلا فاصله سرباز در اختیار او گذاشت و صلاح لبابیدى آنها را با لباس شخصى درکنار ساحل مامور مراقبت کرد.
پس از گذشت دو هفته، لبابیدى از یکى از عناصر خود پیامى به این مضمون دریافت کرد: یک قایق پلاستیکى به آب هاى «سن سیمون» نزدیک شده و دو نفر از آن پیاده شده و قدم زنان به سوى منطقه «شیاح» رفتند. صلاح لبابیدى بلافاصله به او دستور تعقیب دو نفر مظنون را صادر کرد و سرباز همراه با سه تن از همکارانش به تعقیب آنها پرداختند. چهار نفر یاد شده در انتظار دریافت فرمان جهت ورود به منزل مظنونان بودند. صلاح لبابیدى با کامیل شمعون رییس جمهور وقت تماس گرفته او را که به شدت مسایل دنبال مى کرد تا جوانب امنیتى آن کاملاً رعایت شود درجریان امر قرارداد. وقتى که نیروهاى پلیسى منزل را اشغال کردند رییس پلیس به کیفى مملو از مواد منفجره و نقشه اى که اهداف در آن مشخص شده بود دست یافت. به هنگام بازجویى هر دو مزدور اعلام کردند که«موساد» آنها را براى این کار آموزش داده و برخى افراد لبنانى نیز آنها را براى اجراى ماموریت کمک مى کردند.
هفته گذشته فرمانده اطلاعات ارتش لبنان افراد یک شبکه تروریستى دولتى اسراییلى را در لبنان دستگیر کرد. این شبکه از شخصى به نام محمد رافع و مزدور دیگرى به نام حسین خطاب که توانست به اسراییل بگریزد، تشکیل شده بود.
ماموران بازپرسى گفتند که محمود رافع به اجراى پنج عملیات تروریستى که قربانیان آن به ترتیب زیر بودند، اعتراف کرده است: على دیب و على صالح از «حزب الله» جهاد فرزند احمد جبرییل ودو برادر از جنبش جهاد اسلامى به نام هاى محمد و نضال المجذوب.
از نحوه عملیات اخیر روشن مى شود که اهداف اسراییل طى مدت نیم قرن هنوز نیز تغییرنیافته است.
اسراییل با ترورهاى مختلف از گروه هاى مختلف خواستار آن است که ثبات لبنان متزلزل شود و کشور به سوى جنگ هاى طائفه اى کشیده شود که در نهایت، تقسیم لبنان را در پى داشته باشد.
تاریخ نگاران اسراییلى به این امر اعتراف دارند که بنیانگذاران کشور عبرى انتظار داشتند که در مرزهاى شمالى، لبنان یک جبهه آرام باشد و همین امر آنها را تشویق کرد که در منطقه جلیل الاعلى فرودگاه هاى جنگى و صنایع اسلحه سازى شکل گیرند ولى زمانى که عکس مساله براى آنها روشن شد تصمیم گرفتند که عوامل تنش زا و تشویق ونگرانى را به صورتى پیوسته به لبنان صادر کنند و براى انجام این کار از «موساد» که در سال 1951پدید آمده بود، بهره جستند.
صبح روز اول سپتامبر 1951دیویدبن گوریون نخست وزیر وقت اسراییل در حضور رهبران بلند پایه سیاسى و نظامى، پدید آمدن«موساد» را اعلام کرد. او در سخنرانى خود در همین رابطه گفت: کشور جدید جهت حمایت از امنیت ملى خود به این نهاد که جداى از وزارت امور خارجه است به شدت نیاز دارد. او در ادامه گفت: اسراییل در آینده نمى تواند با دشمنان عرب خود ازنظرنیروى انسانى برابرى کند لذا او اظهار امیدوارى کرد که با کارهاى اطلاعاتى که همیشه موفقیت آفرین باشند بتواند به جاى ایجاد ارتش عظیم که کشور جوان زیر بار فشار اقتصادى آن له شود، کارآفرینى کند.
اولین رییس«موساد» که توسط دولت بن گوریون برگزیده شد، «ایسرهاریل»نام داشت که تا سال 1961در همین پست به فعالیت پرداخت.
کلمه موساد درواقع حروف اولیه «سازمان مرکزى امنیت و اطلاعات» مى باشد وکارشناسان مسایل اطلاعاتى ازنظر سازماندهى و دقت اطلاعات آن را در ردیف KGB. CIA مى دانند، دلیل این همترازى این است که «آژانس یهود» هر یهودى را در این جهان مامور کرده که اطلاعات محرمانه را به مرکز «آژانس» در نیویورک برساند حال این یهودى مى خواهد پولارد کارمند پنتاگون باشد یا یک پزشک در کاخ کرملین.
پس از شکل گیرى «موساد» این ماموریت به عهده موسسه اطلاعاتى جدید گذاشته شد. پس از تشکیل موساد، گزارش هایى ازسوى پنج میلیون یهودى در سراسر جهان به صورت مجانى دراختیار «موساد» قرار گرفت.
ملک حسین پادشاه پیشین اردن نقلى مى کرد که پزشک انگلیسى او که یک یهودى بود نه فقط اسرار بیمارى پادشاه که خلاصه مذاکرات سیاسى را به اسراییلى ها منتقل مى کرد.
پس از گذشت تقریباً ده سال از تاسیس «موساد» اسراییل سه سازمان دیگر به نام هاى «شاباک»، «أمان» و شعبه اطلاعات نظامى پدید آورد. البته این احتمال وجود داشت که این چهار دستگاه با هماهنگى تام به فعالیت بپردازند خصوصاً وقتى که فلسطینى ها هدف اصلى باشند. عملیات «بهار صبا»که یهود باراک هنگام ترور کمال عدوان و ابویوسف النجار و کمال ناصر در بیروت رهبرى کرد در همین رابطه مى گنجد... این عملیات با همکارى و اجراى«موساد» و «شاباک» به انتها رسید. ترور ابوجهاد در تونس نیز با همکارى ارتش و «موساد» صورت پذیرفت.
گوردون توماس در کتاب خود تحت عنوان «جاسوس هاى جدعون» چگونگى شرکت اسحق رابین وزیر دفاع وقت در ترور خلیل الوزیر (ابوجهاد) در تاریخ 16نیسان 1988را وامى گوید: «پس از تاکید بر نقش کلیدى ابوجهاد در شعله ورساختن آتش انتفاضه در فلسطین، رییس موساد باهمکارى سازمان اطلاعات نظامى تصمیم گرفت که نامبرده را ترور کند سه ماه پیش از انجام عملیات ترور، اسراییل توسط یک مزدور خود توانست از منزلى که ابوجهاد در آن سکونت داشت تصاویر متعددى بگیرد. هدف ازاین کار ترسیم شکل هندسى خانه در مکانى در حیفا بود. به همین منظور یک خانه چوبى به شکل خانه ابوجهاد ساخته شد و بدین ترتیب خانه چوبى مورد استفاده مامورانى قرار گرفت که قرار بود این ماموریت را به انجام رسانند. نظربه اهمیت این عملیات نام سمبلیک «شمشیر»بر آن گذاشته شد.»
«درزمان تعیین شده یک هواپیماى مسافربرى «707بوئینگ» از فرودگاه جنگى در نزدیکى تل آویو به پاخاست که اسحق رابین وزیر دفاع و تعدادى از ژنرال ها مسافر آن بودند. اعضاى اصلى عملیات یک روز قبل از طریق دریا وارد تونس شده و در حومه پایتخت تونس مخفى شدند.»
با توجه به منابع آگاه اسراییلى، گودرون در کتابش در این مورد چنین آورده: «هواپیمایى که رابین بر آن سوار بود، تجهیزات بسیار پیشرفته اى داشت، طورى که دستگاه هاى استراق سمع که در منزل ابوجهاد کار گذاشته شده بود به هواپیما منتقل شده بود و اسحق رابین صداى قدم زدن ابوجهاد در اتاق خواب را به راحتى مى شنید. اسحق رابین در هواپیماى بویینگ 717از طریق دوربین هاى بسیار قوى آنچه را که در نزدیکى اتومبیل مرسدس بنز که یاسر عرفات به دوستش ابوجهاد به عنوان روز تولد هدیه کرده بود به خوبى مى دید. او شاهد بود که چگونه قفل هاى در بیرونى شکسته شد و راننده مرسدس بنز با هفت تیر مجهز به صدا خفه کن کشته شد و اعضاى موساد و ارتش اسراییل خانه را اشغال کرده و نگهبانان را به قتل رسانده و به سوى اتاق نشیمن که ابوجهاد در آن مشغول تماشاى تلویزیون بود روانه شدند او از طریق دوربین هاى بسیار قوى مى دید که چگونه ماموران وارد اتاق شده و پیش از آنکه ابوجهاد بتواند کارى انجام دهد دو گلوله در سینه اش جاى گرفت و دو گلوله دیگر به گیجگاه او شلیک شد.
همین که سر وصدا بالا گرفت همسر ابوجهاد به محل حادثه شتافته ولى در آنجا با مردى مواجه شد که به زبان عربى به او مى گفت اگر سر و صدا کند کشته مى شود.
روز بعد مطبوعات اسراییل ادعا کردند که کل عملیات ترور ابوجهاد سیزده ثانیه به طول انجامید.
نکته جالب توجه این است که بیشتر رهبران کشور عبرى که در عملیات خارجى شرکت کردند درصدد اثبات شایستگى نظامى خود بوده اند تا شایستگى سیاسى. به طور مثال باید گفت که ایهود باراک براى اشغال منزل رهبران مقاومت در بیروت به شکل زنى داراى موهاى بور درآمد و اسحق رابین عملیاتى مشابه عملیات ترور ابوجهاد در تونس را رهبرى کرد.
بنیامین نتانیاهو نیز تشویق شد که اعتراف کند که او توسط «موساد»در راس یک گروه عملیاتى به بیروت منتقل شد تا هواپیماهاى متوقف شده لبنان در فرودگاه بیروت را منفجر کند.
گفتنى است که نتانیاهو در سال 1997به دلیل شکست دو مزدور «موساد» در ترور خالد مشغل مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
در آن روز اسراییل براى نجات دادن روابط با اردن ناچار گردید که آریل شارون را به امان جهت دیدار با ملک حسین اعزام کند و آزادى شیخ احمد یاسین بهایى بود که نتانیاهو براى راضى ساختن پادشاه اردن پرداخت.
موساد به طور مرتب در خارج دست به عملیات مى زند زیرا ثابت شده که انجام عملیات در خارج نتایج مثبتى براى کشور اسراییل دربردارد.
گرچه عملیات ربودن مهدى بن برکت در پاریس در سال 1965موجب گردید که میان لوى اشکول نخست وزیر اسراییل و مایر امیت رییس موساد، بحران به وجود آید ولى ربودن مرد خاى وانونو به شدت مورد تایید اسحق شامیر نخست وزیر وقت اسراییل قرار گرفت زیرا کارمند وزارت دفاع، اسرار سلاح هسته اى در «دیمونا» را براى روزنامه «سندى تایمز» فاش ساخته بود.
روزنامه «یدیعوت احرونوت» در تاریح 10/1/1997چنین نوشت: اسحق شامیر نخست وزیر وقت اسراییل به پرده پوشى «دانى یاتوم» رییس موساد به شدت اعتراض کرد زیرا او جزییات ترور ]سید[ عباس موسوى دبیر کل «حزب الله» و برنامه ربودن مصطفى دیرانى و شیخ عبدالکریم عبید را با اسحق شامیر در میان نگذاشته بود.
بازنگرى وضعیت پس از اشغال بیروت توسط اسراییل در سال 1982روشن مى سازد که دیوید کیمحى، مسوول اصلى کاشتن اعضاى «موساد» در لبنان است. او در آن زمان معاون رییس «موساد» بود و همین امر موجب گردید که به راحتى بتواند سرلشکر اسحق جوفى رییس وقت «موساد» را راضى سازد که گروه هاى طرفدار بیرون راندن فلسطینى ها و طرفداران صلح با اسراییل مسلح شوند. کیمحى براى محکم کردن این رابطه، «ساموئل ابتیار» رییس بخش مسیحى در دایره خاورمیانه را برگزید و این راستگراى تندرو به شدت مورد حمایت مناخم بگین و آریل شارون نخست وزیر و وزیر دفاع وقت اسراییل قرار گرفت.
کیمحى در دفتر کار خود در جوئیه مرتباً تکرار مى کرد که بگین به او سفارش کرده که هواى مسیحیان مورد ستم را داشته باشد زیرا او مى خواهد که آنها را نجات دهد.
در پى اخراج نیروهاى اسراییلى از بیروت، موساد که مدت پانزده سال مشغول فعالیت علیه نیروهاى مقاومت فلسطینى بود، این بار بر نیروهاى مقاومت لبنان تمرکز ایجاد کرد خصوصاً پس از اینکه حزب الله قدرت فراوان خود را در شکستن تجهیزات اسراییلى به اثبات رساند. «حزب الله» با استفاده از قدرت خود توانست حنان تننباوم افسرذخیره اسراییل را برباید و شارون را مجبور ساخت که در یک عملیات تبادل اسرا شیخ عبدالکریم عبید و مصطفى دیرانى و تعدادى دیگر از بازداشت شدگان را آزاد نماید.
رویین برگمن مفسر اسراییلى مى گوید: کیمحى براى راضى ساختن بگین براى تجدید روابط تاریخى با لبنانى ها از داستان جبرام پادشان صور که در ساختن هیکل سلیمان کمک کرده بود بهره جست.
زمانى که بگین از بیروت و جبل و جنوب شکست خورده بیرون آمد به یاد آورد که حضرت سلیمان از پرداخت پول به پادشاه صور در مانده شده بود ناچار گردید در جلیل الاعلى دوازده روستا به پادشاه هدیه دهد.
در اسراییل گفته مى شود که بگین به دلیل ماجراجویى نظامى شکست خورده که ارتش را به شدت درگیر ساخته بود، شارون، کیمحى و ابتیار را مورد سرزنش قرار داده و به وزیر دفاع خود چنین گفت: «زود فرار کن پیش از آنکه اهالى صور خواستار باز پس گیرى روستاهاى جلیل الاعلى شوند.»