تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۹۲۸
گفت‌وگو با سردار نیکخواه
اشاره: در تاریخ جنگ دو روز به نام خرمشهر به ثبت رسیده است.یکى روزى که شنى تانک اشغالگران بر شانه هاى ترد شهر ردى از خون کشید و نعره دشمن حریم شهر را درنوردید و دیگرى روز حماسى حضور پیروزمندانه رزمندگان سلحشور اسلام و زدودن دلتنگى هاى خرمشهر و تبدیل خونین شهر به خرمشهر. این ایام یادآور اشغال خرمشهر به دست حرامیان صدامى است، روزهایى اگرچه تلخ اما سرشار از عزم ملى براى بازپس گیرى آن.

به یادآورى ایام تلخ حضور دشمن در خرمشهر و ظهور عزم ملى براى بازپس گیرى آن از چنگال صدامیان در گفت وگو با سردار نیک خواه از جمله مدافعان سلحشور خرمشهر
*آن روزها اوضاع در خرمشهر چطور بود؟ وضعیت نیروهاى دشمن و شیوه همکارى نیرو هاى کشورمان چگونه بود؟ مگر نیروهاى متجاوز آرایشى تدافعى در شهر ایجادنکرده بودند؟
**ماجراى خرمشهر به آغاز جنگ برمى گردد، به دوران مقاومت این شهر. در آن دوران حماسه هاى بزرگى در این شهر آفریده شد. مردم مقابل دشمن جانانه مقاومت کردند. علاوه بر مردم مختلف شهر، گروههایى از ارتش در شهر مانده بود، مانند دژ مرزى لشکر 90زرهى که در مقاومت نقش داشت. از هوانیروز تعدادى مقاومت کردند و به شهادت رسیدند، از دانشکده افسرى ارتش (زمان شهید نامجو بود) نخستین افرادى که پس از انقلاب براى دوره افسرى آمده بودند، به گروه مقاومت پیوستند، تکاوران نیروى دریایى تا آخرین روز سقوط شهر آنجا بودند، حتى از راهنمایى و رانندگى در ورودى شهر بودند، خلاصه اینکه از همه اقشار در مقاومت حضور و نقش داشتند. همه با تعهد و انگیزه آمدند، در حالى که هیچ گونه امکانات لازم مانند تانک ، توپ و ادوات مقابله نبود.
تمام این مدت جنگ و گریز بود. دشمن با هواپیما و توپخانه بمباران مى کرد و با تیر مستقیم تانک شهر را مورد هدف قرار مى داد و مردم با کمترین امکانات از شهر دفاع مى کردند.
این مقاومت نزدیک 40روز طول کشید و در تمام این مدت بنى صدر مدام وعده مى داد. مى گفت: «لشکر خراسان در راه است»، «لشکر تهران در راه است» تا اینکه سرانجام شهر سقوط کرد و هیچ کدام از وعده هاى بنى صدر عملى نشد. از آن لحظه که خرمشهر سقوط کرد تمام فکر فرماندهان جنگ به آزادى خرمشهر معطوف شد. با سقوط این شهر احساسات مردم جریحه دار شد. عراق خیلى تبلیغ مى کرد و مانور مى داد که یکى از شهرهاى بزرگ ایران را گرفته است. لذا از آن لحظه که خرمشهر سقوط کرد، تمام فکرفرماندهان جنگ و مردم به آزادى خرمشهر معطوف شد تا اینکه در اردیبهشت ماه سال،61بعد از حدود 18ماه از زمانى که عراقى ها خرمشهر را گرفته بودند، نخستین مرحله عملیات بیت المقدس شروع شد. عملیات آزادسازى خرمشهر در شرایطى انجام شد که تمام اقشار مردم، از امام گرفته تا دانشگاهیان، علما، نظامیان و مردم عادى به فکر چاره جویى براى آزادى این شهر بودند. عملیاتى با این زمینه، اهمیت بسیارى نزد فرماندهان جنگ مى توانست داشته باشد.
درباره منطقه اى که دشمن گرفته بود، باید بگویم که نیروهاى آنها تنها در خود خرمشهر نبودند، بلکه سرازیر شده بودند از جاده خرمشهر به سمت اهواز تا 12کیلومترى اهواز آمده بودند، یعنى در بیش از 100کیلومتر از جاده
km 125خرمشهر - اهواز نیروهاى بعثى مستقر شده بودند، لذا مى شود گفت؛ عملیات در وسعت بسیار زیادى انجام شد. غرب اهواز با ساحل غربى رودخانه کارون، از خرمشهر تا شلمچه و شمال طلائیه همه دست دشمن بود. دشمن بعد از تصرف خرمشهر تدابیر ویژه اى را طراحى و اجرا کرد تا آزادسازى این شهر دیگر امکان نداشته باشد.
نصف جاده آسفالته خرمشهر به اهواز را به ارتفاع 2متر خاکریز زده بود، خیلى مرتب و مهندسى به فاصله 5متر، داخل این خاکریزها سنگر ایجاد کرده بود. این سنگرها از سه طرف تیربار دوشکا داشت. یک سمت رودخانه کارون، یک سمت اهواز و دیگرى به سمت مرز بود. بین هر سنگر هم تانک، تیربار و نفربر و تیر مستقیم به سمت مواضع ایران، در ضمن بین سنگرهاى دیده بانى با فاصله 100متر سنگر اجتماعى ساخته بود که نیروهاى جمعى داخل این سنگرها مستقر مى شدند، به رغم همه این تدابیر تمام فواصل این موانع و مواضع رانیز مین گذارى کرده بود.
چندین ردیف سیم خاردار و کانال کنده بود و موانع خورشیدى مانند گذاشته بود و به جز مین ها از بشکه هاى انفجارى هم استفاده کرده بود. دشمن همچنین از ترس و اضطراب سنگرهاى حفره روباهى که از سه طرف دریچه فرار دارد، ساخته بود. در سمت رودخانه چندین ردیف خاکریز داشتندکه بین همه، نیرو چیده بود. در سراسر منطقه اشغالى، بیش از 60درصد از توان زرهى و مکانیزه ویژه و تکاور ارتش عراق مستقر بود. دشمن آنچنان به خود مطمئن بود که حتى اعلام کرد؛ اگر نیروهاى ایران خرمشهر را پس بگیرند، کلید بصره را تقدیم مى کند. من الآن آمار خیلى دقیق از نیروهاى دشمن در خرمشهر ندارم، اما حدود 150هزار نفر از نیروهاى دشمن در خرمشهر و اطراف آن مستقر بودند.
آمار منتشر نشان مى دهد که پس از آزادسازى خرمشهر، نزدیک به 20هزار از نیروهاى دشمن به اسارت درآمدند و حدودهمین تعداد هم کشته شدند، معمولاً در عملیاتهاى نظامى تعداد مجروحان بیش از کشته ها مى شود.
خساراتى که دشمن به شهر وارد کرده بود، به این خاطر مهم بود که خرمشهر یکى از مهمترین مراکز اقتصادى ایران بود، شهرى که بیش از 250هزار نفر جمعیت و حداقل 35هزار واحد مسکونى و تجارى داشت.
بر اثر عملیات بیت المقدس، 550تانک و نفربر منهدم شد. 53فروند هواپیما و 3فروند هلیکوپتر دشمن ساقط شد و غنائم زیادى به جا ماند. 110دستگاه تانک و نفربر، 100دستگاه خودرو، هزاران سلاح سبک و دهها توپ صحرایى و ادوات سنگین به غنیمت ماند به طورى که با این سلاحها سپاه که تا آن موقع هیچ سلاح مهمى نداشت و همه از اسلحه سبک استفاده مى کردند، به یگانهاى زرهى و نفربر مجهز شد. این هنر سپاه بود. فرماندهان مى گفتند؛ مى روید، مى گیرید و استفاده مى کنید.
*براى اینکه استعداد نیروهاى عراقى مستقر در خرمشهر بهتر مشخص شود، مى توانید بفرمایید چند ارتش دشمن درآنجا استقرار داشت؟
**کل ارتش عراق در آغاز جنگ12لشکر زرهى و پیاده مکانیزه به جز نیروهاى گارد مرزى داشت ولى به مرور توان ایران که افزایش پیدا کرد آنها احساس خطر کرده و لشگرهاى ویژه گارد ریاست جمهورى ایجاد کردند. حداقل 3 تا 5 لشکر گارد ویژه بودند که قوى ترین نیروهاى نظامى عراق به شمار مى رفتند. در این گارد، بعثى ترین و مزدورترین افراد جمع بودند. به آنها خیلى مى رسیدند و تجهیزات مدرن و به روزى در اختیار آنها بود. عراقى ها در سال 61 بیش از 20لشکر بودند و تیپ هاى زیادى هم ایجاد کرده بودند.
*در مقابل این نیروها که فرمودید، استعداد زرهى و پیاده نیروهاى فاتح نبرد (ایران) چطور بود؟
**در این عملیات 112 گردان از سپاه حضور داشتند، بعضى گردان ها تا 400 نفر نیرو داشتند. از ارتش هم 45 گردان در عملیات حضور داشت، یعنى ما جمعاً 160 گردان داشتیم در حالى که گردان هاى ارتش دشمن به بیش از 200 مورد مى رسید.
گردان هاى آنها هم زرهى و مکانیزه بود درحالى که نیروهاى ما پیاده بودند.
نیروهاى ما در مرحله اى از رودخانه کارون عبور کردند و از جاده خرمشهر به اهواز از کیلومتر 68 تا 103 را تصرف کردند، یعنى نتوانستند در همان شب اول به جاده برسند.
مرحله دوم عملیات که غروب 16 اردیبهشت ماه انجام شد به پادگان حمید و هویزه رسیدیم و آنجا هم آزاد شد.
در مرحله سوم که 19 اردیبهشت آغاز شد رزمندگان اسلام آنچنان که باید نتوانستند به مرز برسند و پیشروى کم بود.
اما در مرحله چهارم عملیات که غروب اول خرداد (1361) آغاز شد، پیروزى ها چشمگیر بود و سرانجام نیروهاى ما پس از یک چرخش 180کیلومترى دور دشمن وارد خرمشهر شدند. دشمن از شلمچه تا خرمشهر نیرو چیده بود، 12 کیلومتر از این خط دست دشمن بود. اینها رسیدند به سمت پاسگاه زیر و قبیان ولى نتوانستند بروند شلمچه را بگیرند با این حال عملیات غرورآفرین سرانجام به ثمر رسید و در 3 خرداد خرمشهر آزاد شد. پس از آن صحنه هاى رقت بارى براى عراقى ها به وجود آمد، دهها کیلومتر صف اسراى عراقى، مایه خفت عراقى ها شد.
*آزادى خرمشهر تأثیرات مثبتى داشت، این تأثیرات از عرصه هاى بین المللى گرفته تا بالابردن روحیه مردم و رزمندگان قابل مشاهده بود. براى شما به عنوان کسى که در صحنه حضور داشتید، کدام بخش بیشتر جلب توجه مى کند؟
**آزادى خرمشهر در منطقه زلزله ایجاد کرد. برخى کشورهاى عربى حوزه خلیج فارس، میلیاردها دلار به نفع عراق اسلحه خریدند. بعد از فتح خرمشهر اسرائیل احساس خطر کرد. چرا که در لبنان حزب الله جان گرفت و به سرعت بیروت را آزاد کردند و اسرائیل را از این شهر به عقب راندند. آزادى خرمشهر موضع سیاسى ایران را تقویت کرد. در سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامى و مجامع مختلف ایران از موضع قدرت صحبت مى کرد. این رویداد حتماً در تصمیم گیرى هایى که شوراى امنیت درباره ایران داشت، مؤثر واقع شد چرا که آزادى خرمشهر در امتداد چند عملیات موفقیت آمیز بود و مناطق زیادى آزاد شده بودند. بعد از آزادى خرمشهر عراق به وحشت افتاد و اعلام کرد به مرز عقب نشینى مى کند و به سرعت در بسیارى از مناطق عقب نشینى کرد.
فروش نفت افزایش پیدا کرد و رونق اقتصادى ایجاد شد. این پیروزى در روحیه مردم ایران خیلى اثر داشت. تمام ایران از آن حزب اللهى خالص گرفته تا صرف ملى با هر انگیزه اى، احساس غرور کردند.
روز آزادى خرمشهر من تهران بودم. در منطقه مجروح شده بودم و در بیمارستان بسترى بودم. از ناحیه سر و دست و پا مجروح بودم و ضمناً موج هم گرفته بودم. همین که ساعت10صبح اعلام کردند، خرمشهر شهر خون و قیام آزاد شد فریادهاى تکبیر بلند شد و با وجود اینکه من در رختخواب بودم، نفهمیدم چگونه خودم را به خیابان رساندم و شاهد شادى مردم شدم.
*از بسترى شدن در بیمارستان صحبت کردید، یک مختصرى توضیح مى فرمایید که چگونه جانباز شدید؟
**من ده روز درکما بودم. 19 اردیبهشت از کما بیرون آمدم. یادم هست که در جاده خرمشهر سجده شکر گذاشتیم یک تانک عراقى از شمال جاده خرمشهر به سمت مرز مى سوخت.
دود ضعیفى از آن بیرون مى آمد و ما از پشت خاکریز دیدیم که 2 یا 3 نفر عراقى در زیر تانک دراز کشیدند.
با شخصى که مى گفت راننده تراکتور بود و با یکى از برادران سپاهى رفتیم تا تانک را بیاوریم. آنها تیراندازى کرده و درگیرى شد ولى سرانجام آنها را اسیر کردیم. سوار تانک شدیم به سمت نیروهاى خودى حرکت مى کردیم که یکى گفت؛ آتیش. عراقى ها تانک خودشان را زده بودند. از آنجا به بعد چیزى خاطرم نمى آید. بعد که از کما بیرون آمدم متوجه شدم که بر اثر همین اتفاق مجروح شدم.
*براى آخرین سؤال تمایل داریم درباره اقدامات تبلیغاتى که قبل از عملیات انجام مى دادید، بیشتر بدانیم؟
**چون کار ما تبلیغات بود، همیشه فعالیت هاى روحیه بخش زیادى انجام مى دادیم. در وهله اول براى تمامى لشکرهاى عمل کننده سپاه و بعد ارتش و جهاد، گروه هاى هنرى و تئاتر مى بردیم و آنها با اجراى نمایش ها و سرودهاى حماسى فعالیت مى کردند. شب شعر برگزار مى کردیم که خیلى جالب و روحیه بخش بود.
شعرا شعرمى خواندند حتى گروه هاى موزیک و سرود، سرودهاى حماسى اجرا مى کردند، حتى حسام الدین سراج و خیلى هاى دیگر برنامه اجرا مى کردند. ما در محل سپاه خرمشهر که 2هزار متر با مقر عراق فاصله داشت در هتل پرشین که الآن هتل آزادى شده و بین آبادان و خرمشهر است، آنجا شب شعرى اجرا کردیم که خانم سپیده کاشانى شعر معروف خرمشهر را خوانده بود. یا حسام الدین سراج سرود معروف «گلبرگ سرخ سالها بوى شهادت مى دهد» را اجرا کرد.
خانم سیمیندخت وحیدى ، زنده یاد اوستا، صفا لاهوتى و خیلى هاى دیگر بودند.
مداحان مى آمدند. بعد شخصیت ها یى مثل ائمه جمعه استان ها، نماینده هاى مجلس، وزرا و شخصیت هاى مورد احترام مردم، مانند شهید بهشتى، شهیدمدنى، شهید محمد منتظرى، خیلى ها حتى تا خط مقدم رفتند. حتى از بیت امام مى آمدند، خیلى از فیلمسازهاى الآن مثل آقاى حاتمى کیا، درویش در سپاه بودندو رزمنده بودند. گروه هاى 40 شاهد را فعال مى کردیم که با دوربین هاى سوپر8 به منطقه مى رفتند.
این نیروهاى پیاده در حالى که یک دست تفنگ و یک دست دوربین در دست داشتند، مستند سازى مى کردند و چه صحنه هاى نابى گرفتند.
40 شاهد، 40 نفر آدم فیلمبردار بودند که شاهد تمام این ایثارها و مقاومت ها بودند از خرمشهر تا آخر جنگ بودند. در کنارشان هم شاهدان ایثار بودند.
به فیلمبردارهاى صدا و سیما، ارشاد و مراکز استان ها برگ تردد مى دادیم که وارد منطقه بشوند و این حوادث را ثبت کنند.
همه هنرها را بسیج مى کردیم. چند میلیون فریم عکس هست. سعید جان بزرگى دراین مناطق شهید شد. نقاشانى مثل شریفى، حبیبى، همه نقش داشتند. حتى مرتضى ممیز دهها پوستر جنگ را طراحى کردند، در و دیوار منطقه پر بودند. تابلو، دیوار نوشته، سنگر نوشته توى جبهه راه مى رفتید پر بود از اعلان هاى تبلیغاتى. حتى در قوطى مهمات هم ما بعضاً کارهاى تبلیغى تعبیه مى کردیم.