تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۰۴۰

اسدالله افشار
محکومیت ادگار مورن، سامی نائیز، دانیل سالناو از طرف یک دادگاه فرانسه به جرم یهودی‌ستیزی، سر فرود آوردن در برابر لشکرکشی محافل متعددی است که سعی دارند هر انتقادی از سیاست اسرائیل را خاموش کنند. ممری ارگانی است از این محافل که سعی در القای آن دارد که اکثریت روزنامه‌نگاران عرب و مسلمان در وسائل ارتباط جمعی خشکه فکرهایی ضد عرب و ضد یهودند.
محکومیت ادگار مورن، سامی نائیر، دانیل سالنار از طرف یک دادگاه فرانسه به جرم یهودی‌ستیزی، سر فرود آوردن در برابر لشکرکشی محافل متعددی است که سعی دارند هر انتقادی از سیاس اسرائیل را خاموش کنند. وسائل ارتباط جمعی، خشکه فکرهائی ضد غرب و ضد یهودند (انستیتوی تحقیقات وسائل ارتباط جمعی خاورمیانه» (به عنوان مرکزی برای ترجمه‌ رسانه‌های عمومی، خصوصا ایرانی و عرب، به زبان‌های اروپائی، در فوریه 1998 به وسیله کلنل ایگال کارمون عضو سابق سازمان اطلاعات اسرائیل، در واشنگتن بنیان‌گذاری شد. سامانه اینترنتی این انستیتو تاکید می‌کند که با بهره‌برداری از ترجمه مطالب رسانه‌های عمومی عربی، فارسی و عبری، و تحلیل‌های اصیل گرایش‌های سیاسی، عقیدتی، روشنفکرانه، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی منطقه. پلی میان غرب و خاورمیانه ایجاد می‌کند از این رو هدفش ارائه نکات خبری به مبحث سیاست آمریکا در خاورمیانه است سازمانی است مستقل، غیر جانبدارانه با اهدافی غیر انتفاعی که در لندن، برلن و اورشلیم دفاتری دارد و ترجمه‌هائی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، اسپانیولی، فرانسه، عبری، ایتالیایی، روسی و ترکی‌ ارائه می‌دهد. «این خدمات به صورت منظم و پیوسته به رایگان در اختیار رسانه‌های عمومی، بنیادها و مسئولان سیاسی غربی خصوصا اعضای کنگره ایالات متحده قرار می‌گیرد به علاوه طرح دیدبانی تلویزیون ممری کانال‌های عمده تلویزیونی عربی و ایرانی را تحت‌نظر دارد این بنیاد به طور منظم زیر‌نویس‌ها و گزیده پیام‌های کوتاهی را با دقت فراوان از این تلویزیون انتخاب کرده، و به رایگان در اختیار شبکه‌های غربی قرار می‌دهد. تمامی عملیات، ریشه در گزینش متن‌ها و سکانس‌هائی دارد که انستیتو برای ترجمه انتخاب می‌کند. با این تمایل که حرکت‌های فکری‌ای را که در وسائل ارتباط جمعی یا روزنامه‌های عربی بسیار در اقلیت‌اند. تحت عنوان اکثریت معرفی نماید. به این ترتیب، خواننده غیر عرب‌زبان که به خواندن این ترجمه‌ها بسنده کند چنین برداشت خواهد کرد که وسائل ارتباط جمعی عرب تحت سلطه نویسندگان خشکه فکر، ضد غربی، ضد آمریکایی و به صورتی اغراق‌آمیز ضد یهود است، که با تنی چند از روزنامه‌نگاران شجاع -که ممری از آنان به عنوان «لیبرال یا پیشرو» یاد می‌کند- در مبارزه‌اند. به همین دلیل، به دفعات، نویسندگان عرب و برخی اوقات اروپائی، از ممری به عنوان اسلحه‌ای تبلیغاتی در خدمت دولت تلو آویو، لیکود و گروه‌های فشار آنان، یاد کرده‌اند. واقعیت این است که از شش عضو بنیان‌گذار ممری، سه تن، از اعضای سابق سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل بوده‌اند انستیتو، از زمان پایه‌گذاری‌اش، عملیات مختلفی را با موفقیت به انجام رسانده. در سال 2001، انستیتو جهت القای اینکه کتب درسی فلسطینی‌ها به آتش ضد یهود دامن می‌زنند، در تهاجمی، اساسا بی‌پایه دست به افشاگری زد. در سال 2004، با همکاری شایان‌توجه سامانه Proche- Orient. Info که حداقل به صورتی موقت در ژوئیه گذشته فعالیتش را متوقف کرد، موفق شد با بهره‌برداری از «انحرافات» تلویزیون حز‌ب‌الله المنار این شبکه را در فرانسه غیر قانونی کرده اعتراضات انجمن خبرنگاران بدون مرز را برانگیزد. انستیتو در تهاجمی که به تعطیلی مرکز «شیخ زاید» در امارات متحده عربی منجر شد، روابط میان اعراب و غرب است کلنل کارمون، میهمان برنامه‌ای در شبکه الجزیره، به متهم‌کنندگانش پاسخ می‌دهد که ممری یک هدف علمی را دنبال می‌کند: انتقال قرائت رسانه‌های عمومی عرب از رخدادهای خاورمیانه به غرب چنین تاییدی را نمی‌بایست بی‌چون‌وچرا قبول کرد: اگر درگیری اعراب - اسرائیل بر محور کنترل سرزمین فلسطین دور می‌زند، این درگیری از مبارزه نمادینی که بازیگران صحنه برای تحت‌تاثیر قرار دادن افکار عمومی و بدینسان، مشروعیت بخشیدن به قرائت خود از حوادث می‌کنند، جدائی‌پذیر نیست. مناسبات برتری قوا، صرفا تا حدودی از یک منطق منطقه‌ای پیروی می‌کند، و حمایت خارجی، خصوصا برای طرف اسرائیل، تعیین‌ شده است تا به آن حد که از جنگ لبنان و اولین انتفاضه 199301987 تاکنون، تصویر بین‌المللی اسرائیل به شدت مخدوش شده است. ممری، در تلاش استانی زمینه از دست داده است، و با کینه‌جو و خشکه فکر معرفی کردن اعراب و مسلمانان سعی در بدنام کردن آنان در چشم غربی‌ها دارد. از طرف دیگر، با توسعه تلویزیون‌های ماهواره‌ای به زبان عربی، افکار عمومی از قیدوبند آزاد شده، و رهبران خاورمیانه قسمتی از کنترل خود بر رسانه‌ها را از دست داده‌اند. این پیکربندی نوین به ناچار توجه مقامات اسرائیلی را مستقیما به سوی رسانه‌های جمعی اعراب و محتوایشان جلب کرد. آنچه، تا حد زیادی، توجیه‌کننده به وجود آوردن ممری، یک و سال نیم پس از شروع فعالیت الجزیره است. نامه‌های تهدیدآمیز کلنل کارمون از موضع مستحکمی در اسرائیل برخوردار است. با تسلط به زبان عربی، وی مشاوره دو نخست‌وزیر، آقایان اسحاق شمیر و اسحاق رابین، را در زمینه مبارزه با تروریسم بر عهده داشته. علاوه بر این، از حمایت بی‌شائبه واشنگتن نیز برخوردار است. وی با خانم میراووورمسر یکی از همکاران قدیم ممری، که عهده‌دار ریاست شاخه خاورمیانه در انستیتوی هادسون بوده و به نومحافظه‌کاران آمریکایی بسیار نزدیک است، همکاری داشته است. نهایتا، ممری از حامیان مالی بی‌شماری برخوردار است که در میان آن بنیاد لیند و هاری برادلی مهمترین بنیاد راست‌گرای آمریکایی را می‌توان یافت. ممری با اختراع مقوله عجیب و غریب روزنامه‌نگاران لیبرال و پیشروی عرب، لیبرال‌های عرب را در حقیقت به گروگان گرفته. برای تعلق به این مقوله، می‌بایست. در برابر هر نوع مقاومت مسلحانه در جهان عرب، خصوصا در فلسطین و عراق، موضع‌گیری کرد؛ حماس و حزب‌الله را محکوم نمود؛ از یاسر عرفات انتقاد کرد؛ به دفاع از «واقع‌گرایی» به معنای قبول مناسبات برتری قوا و نتیجتا قبول حاکمیت خارجی، برخاست؛ خود را حاضر به قبول طرح‌های آمریکا در خاورمیانه نشان داد؛ اعراب را به انتقاد از خود و به کنار گذاشتن «روحیه توطئه‌گر» تشویق کرد. نامزد شایسته برخورداری از این برچسب باید خصومتی بی‌قیدوشرط با ناسیونالیسم و اسلام سیاسی، داشته و همچنین فرهنگ عرب را به نوعی مورد تحقیر قرار دهد.
انتقاد وی بیش از هرچیز باید متوجه مقامات مذهبی و، به صورتی وسیع‌تر، جوامعی باشد که گویی در رابطه با دیگر رهبران منورالفکر اعراب رشد کافی نیافته‌اند. او باید آزادی‌های فردی را ستایش کند، بدون تاکید بر آزادی‌های سیاسی، و حتی کمتر از آن، بر استقلال ملی. زمانی که روزنامه‌نگار لیبرال و پیشروی عرب مساله اصلاحات سیاسی را مطرح می‌کند، بیش از هرچیز بر نظام‌های جمهوری، خصوصا عراق قبل از اشغال آمریکا، سوریه یا مصر تکیه دارد: برعکس، به هیچ عنوان، اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی نباید پیش کشیده شود. با در نظر گرفتن اینکه، اکثریت فناوران گرامی ممری اساسا در مطبوعاتی قلم می‌زنند که از جانب شاهزادگان و تجار سعودی تامین بودجه می‌شود این امر جای هیچ تعجبی ندارد. انستیتو معمولا به دلیل کیفیت برخی اوقات حتی صداقت در ترجمه‌هایش مورد انتقاد قرار گرفته و در همین راستا، پس از سوء قصدهای لندن در 7 ژوئیه 2005،‌ انستیتو خلاصه‌هائی از برنامه دیگر نقطه‌نظرهای الجزیره را که در آن آقای هانی ال سبانی اسلام‌گرائی ساکن انگلستان شرکت داشت، پخش کرد. ایشان در مورد قربانیان اعلام کردند: در حقوق اسلامی واژه‌ای برای مشخص کردن غیر نظامی وجود ندارد دکتر کارمی میهمان دیگر حضور دارند و ایشان با حقوق اسلامی آشنا هستند. انواع مختلف جنگجو و غیر جنگجو وجود دارد. اسلام با کشتن بی‌گناهان مخالف است. بر اساس اسلام بی‌گناه را نمی‌توان کشت. ترجمه ممری: واژه «غیر نظامی» در معنای عربی کلمه وجود ندارد مردم یا عضوی از «دارالحرب» هستند یا نیستند. باب کردن این صورت‌بندی اعتراض‌ برانگیز را مورد توجه قرار دهیم. دارالحرب در معنای لغوی: خانه بزرگ. که فرد مورد نظر از آن حرفی به میان نیاورده. در بطن نبرد ضد تروریستی در بریتانیای کبیر، طرح چنین مسائلی، القاء این ایده است که در «خانه جنگ» هر عملی مجاز است. و در عین حال، ممری در طول ترجمه‌اش محکوم کردن قتل هر بیگناه توسط آقای ال سبانی را، نیز حذف کرده. پروفسور هلیم باراکا از دانشگاه جورج تاون (نیویورک) در ایالات متحده نیز تقاص چنین شیوه‌هائی را پس داده. به گفته پروفسور باراکا، مقاله وی در روزنامه الحیات لندن را «این هیولانی که صهیونیسم ساخته: خود تخریبی ممریباتیتر عنونی که به نفرت‌ نژادی دامن می‌زند: یهودیان انسانیت‌شان را از دست داده‌اند به چاپ رسانده این را من نگفته‌ام........ هر دفعه که نوشته‌ام «صهیونیسم» ممری آن را با واژه «یهودی» یا «یهودیت» جایگزین کرده.
اینان] ممری[درصدد تلقین این امرانه که من از سیاست اسرائیل انتقاد نمی‌کنم و آنچه می‌گویم ضد یهودگرایی است. به محض چاپ این ترجمه روی سامانه ممری، نویسنده «نامه‌های تهدیدآمیزی» دریافت می‌کند که در آن‌ها «برخی می‌گویند که من حق تدریس در دانشگاه را ندارم» (پروفسور باراکا بیش از سی سال است که مدرس است) که من حق ندارم مقام دانشگاهی داشته باشم و باید آمریکا را ترک کنم... در ژوئن 2004، ممری، در مخالفت با دیدار شیخ ال‌قرداوی از لندن، تهاجم وحشیانه‌ای به راه انداخت. برای اطمینان خاطر از همه جوانب امر، شهردار، آقای کن لیوینگستن تقاضای تحقیقاتی کرد و در پایان نتیجه گرفت که این حملات «آشکارا» در چارچوب امواجی از اسلام‌ستیزی صورت می‌گیرد که هدف آن جلو گیری از بر خورد آرای مسلمانان پیشرو و غرب است.» تحقیقات شامل 140 «اثر دکتر ال ‌قرداوی می‌شد، نتایج آن بسیار حیرت‌آور بود. تقریبا تمامی افتراهایی که به وعظ‌های دکتر ال‌قرداوی زده می‌شدند، از طریق تشکلاتی به نام ممری اشاعه می‌یافتند که ادعا دارد انستیتویی است برای تحقیقات علمی.» ولی، آقای لیوینگستن چنین نتیجه‌گیری کرد، «ما کشف کردیم که این انستیتو به وسیله یک افسر سابق اطلاعاتی اسرائیل، موساد، رهبری می‌شود و به صورتی روشمند تمامی حقایق‌، نه صرفا آنچه دکتر ال‌ قرداوی می‌گوید، که آنچه بسیاری دیگر از دانشمندان مسلمان می‌گویند را از شکل و صورت می‌اندازد. در اکثر موارد، این تغییرات همه‌جانبه است، به همین دلیل این پرونده را من به چاپ رساندم.
حسن‌نیت انستیتو نیز، به دلیل تعداد اشتباهات مشهودش می‌تواند مورد سئوال قرار گیرد. در این راستا، بر اساس نظر متخصصین ممری، عبدالکریم ابوناصر شهروندی سعودی است، صرفا به این دلیل که در یک روزنامه‌ سعودی مقاله می‌نویسد؛ در حالی که وی به راستی روزنامه‌نگار شناخته شده لبنانی است. به همین صورت، در یک بررسی در ظاهری تحقیقی در مورد عربستان سعودی ، نگارش این‌ که ولیعهد این کشور عبدالله‌بن عبدالعزیز (که در اوت 2005 به پادشاهی رسید) وابسته به شاخه «سودیری» در خانواده سلطنتی است، باعث تعجب کسانی خواهد شد که با این کشور آشنایی دارند. کارآیی ممری وابستگی بسیار تنگاتنگی با فعالیت‌های آن با عواملی دارد که مبارزه تبلیغاتی را در زمینه علمی صورت می‌دهند. فهرست‌های روزنامه‌‌نگاران عربی که مورد ستایش قرار می‌دهد یا طرد می‌کند، یک نظام پاداش و مجازات پایه‌ریزی کرده. در این راستا روزنامه‌نگاران لیبرال یا پیشروی عربی به مراکز تحقیقات «دوستان» در ایالات متحده دعوت می‌شوند: در اخذ رویداد و به همچنین دسترسی به وسائل ارتباط جمعی و مقامات آمریکائی برای آنان تسهیلاتی فراهم می‌شود. و مجازات کسانی که ممری از آنان به عنوان «واعظان نفرت» نام می‌برد پس از آنکه سرمقاله‌نویس صاحب‌نام نیویورک تایمز، تاماس فریدمن به تخصص ممری و پایه‌گذار آن مرجعیت دارد ممکن است شدت گیرد. وی پیشنهاد می‌کند که: «وزارت کشور آمریکا می‌باید در آغاز هر فصل از ده تن از معروف‌ترین «واعظان نفرت» که بهانه‌هائی برای تروریسم و یا توجیه آن پیدا می‌کنند، گزارشی به چاپ رساند. لفر توماس فریدمن هرچه باشد، این امر که اعضای سابق سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل بهترین معماران «پلی» باشند که میان جهان عرب و غرب می‌باید از نو برقرار شود، مساله‌ای است که نیازمند اثبات است.
منابع در دفتر روزنامه موجود می‌باشد.