تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۰۵۴

محمدجواد یاری
خاورمیانه مرکز ثقل نیمکره شرقی زمین است، از نظر غرب، خاورمیانه منطقه کلیدی در «جنگ سرد»،بود. با توجه به تحولات ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیک پیش بینی می شود، این منطقه همچنان هسته مرکزی جنگ و درگیری باشد خاورمیانه اولین اولویت سیاست خارجی آمریکاست که با مسائل پیچیده ای مانند فلسطین، عراق و بی ثباتی دولت های متحد واشنگتن روبه روست. بنابراین، کاخ سفید تلاش می کند، حضور جدی در این منطقه داشته باشد. البته سیاست های تهاجمی آمریکا سبب افزایش تنفر مردم خاورمیانه از کاخ سفید شده است، لذا در شرایط کنونی کشورهای عربی تحمل فشارهای آمریکا را ندارند، چرا که سیاست های واشنگتن، دوراندیشانه نیست و خاورمیانه را با ناامنی بزرگی مواجه ساخته است. اکنون این منطقه مهمترین مرحله بازسازی خود را پشت سر می گذارد. جریانات اسلامی که به وجود آمده اند، نقشه آینده خاورمیانه را ترسیم می کنند، البته این نقشه با آنچه که آمریکا در نظر داشت، همخوان نیست!
به هر حال دولت آمریکا به دشمن نیاز دارد، جهان اسلام مخصوصا ایران برای ایفای نقش خیالی «امپراتوری شیطانی» در نظر گرفته شده تا واشنگتن با گسترش قدرت نظامی خود، زمینه را برای حاکمیت آمریکا بر جهان هموار سازد. ژنرال ویلی کلارک در کتاب خود می نویسد: «دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر (2001) مقامات پنتاگون برنامه جنگ پنج ساله ای را در دستور کار خود قرار دادند که طی آن عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی و سودان مورد حمله قرار خواهند گرفت. لذا نظریه «جنگ تمدن ها» را می توان در چارچوب جنگ افروزی های آمریکا در خاورمیانه ارزیابی کرد. یکی از پیامدهای حادثه 11 سپتامبر گسترش نظامیگری در سیاست های بین المللی است تا جایی که مبارزه با تروریسم تبدیل به گفتمان امنیتی حاکم بر جهان شده است. آمریکا می خواهد از این طریق با پیگیری اهداف خود خواسته های خویش را بر دیگر دولت ها تحمیل کند. این فرایند با سیاست های گذشته آمریکا در حفظ ثبات سیاسی در کشورهای متحد خود در خاورمیانه در تضاد است.
چرا که در این برهه، حمایت از رژیم های استبدادی برخلاف اصولی است که در طرح خاورمیانه بزرگ ارائه شده است. موسسه «امریکن اینترپراپز» با انتشار گزارشی اعلام کرد کشورهای خاورمیانه بی ثبات هستند و بنیادگرایی آن در حال گسترش است. این کشورها از بنیان های ساختاری سازمان یافته بی بهره و همواره در پی ستیز با جهان صنعتی هستند.» لذا آمریکا باید دنبال تثبیت هنجارهای جهان توسعه یافته در خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی باشد. چرا که هر نوع بی ثباتی در این مناطق باعث می شود تا امنیت آمریکا فرو بریزد، لذا آمریکا نیازمند مداخله نظامی است.
با این حال، رویکرد هژمونیک آمریکا در خاورمیانه را باید گامی در راستای بی ثباتی در این منطقه دانست، هر چقدر کشورهای خاورمیانه با مداخلات گسترده آمریکا روبه رو شوند، منطقه با التهاب بحران و بی ثباتی بیشتری مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که میزان ناپایداری سیاسی خاورمیانه افزایش یافته است، چرا که آمریکایی ها فقط منافع خود را در نظر می گیرند و براساس آن برای خاورمیانه نقشه طراحی می کنند، و اصلا ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و مذهبی ساکنان این منطقه را در نظر نمی گیرند.
از سوی دیگر، سیاست های میلیتاریستی آمریکا در منطقه مشکلات خاص خود را به همراه دارد. تصور می شود جایگاه خاورمیانه در بازار جهانی اسلحه به موقعیت استراتژیک آن و رقابت قدرت های بزرگ برای گسترش نفوذ در این منطقه بستگی دارد، زیاده روی در سرمایه گذاری های نظامی، بهره برداری کردن صحیح از منابع، باعث کاهش توسعه سطح زندگی مردم می شوند. گسترش مشکلات مالی و اقتصادی مردم خاورمیانه قطعا به مشکلات اجتماعی و سیاسی بیشتری منجر خواهد شد. هرچقدر که بحران های سیاسی و ژئوپلیتیکی افزایش یابد. قدرت ها فرامنطقه ای برای خود حق مداخله قایل شوند. بنابراین طبیعی است مداخله این قدرت ها در خاورمیانه به گسترش بحران ها در این منطقه دامن بزند.
ساموئل هانتینگتون برناکامی جهان غرب برای «آمریکایی سازی» جهان سوم تاکید می کند و برآیند سیاست های منطقه ای و بین المللی را بر مبنای جدال هویتی قابل تحلیل می داند. با تمام این مسائل، همان گونه که گفته شد به دلایلی چون موقعیت ژئوپلیتیک، ویژگی های اجتماعی و سیاسی خاورمیانه، بیشتر نظریه پردازان آمریکایی معتقدند که ایران مدل منحصر به فردی در منطقه است. این کشور نخبگان و رقبا را در کنترل دارد، لذا از ثبات بیشتری برخوردار است، به ویژه اینکه رویکرد آمریکا بی ثبات ساختن ساختار حکومت کشورهای خاورمیانه است و ایران به دنبال ائتلاف منطقه ای است. لذا نقش موثری را در منطقه بازی می کند. با توجه به آنچه گذشت می توان گفت خاورمیانه عرصه رویارویی اسلام و لیبرال دموکراسی غرب است. لشکرکشی های آمریکا به منطقه، علاوه بر اهداف متفاوتی که دنبال می کند به دنبال نابودی خیزش اسلامی است. بدین ترتیب در آینده شاهد تلاش آمریکا برای حضور جدی در خاورمیانه و انجام اصلاحات آمریکایی در راستای دستیابی به اهداف خود خواهیم بود. از سوی دیگر شاهد موج گسترده بیداری اسلامی هستیم که به شدت در حال گسترش است و منافع آمریکا را تهدید می کند. تحولات اخیر از جمله پیروزی حزب الله در جنگ با اسرائیل و نیز حضور دموکراتیک در عرصه سیاسی لبنان، پیروزی جریانات اسلام گرا در مصر، عراق، فلسطین، مجموعه تحولاتی هستند که شکست آمریکا را هویدا می کنند.