م - شاهد 5/9/1385
1-اختلاف دولتهای ایران و کانادا از سال 1382 پس از مرگ (زهرا کاظمی شروع شد و تا امروز و همچنان محوریت دارد. دولت کانادا، بار دیگر اقدام به طرح قطعنامهای در کمیته سوم سازمان ملل متحد در خصوص باصطلاح «نقض حقوق بشر» در ایران نموده است. چهار سال متوالی است که این موضوع به یک کارزار دیپلماتیک بین ایران و تعدادی از کشورهای حامی آن که نوعاً از کشورهای مسلمان در آسیا و آفریقا قرار دارند، از یکسو و کانادا و همپیمان غربی آن در سوی دیگر، تبدیل شده است. امسال این قطعنامه با 70 راءی موافف (به نفع قطعنامه) در مقابل 48 رأی مخالف (علیه قطعنامه) و 55 رأی ممتنع به تصویب رسید. سال گذشته نیز، قطعنامه مشابهی که از سوی کانادا ارائه شده بود با 77 رأی موافق و 46 رأی ممتنع به تصویب رسیده بود. نگاهی مقایسهای به آراء دو سال اخیر نشان میدهد که تغییر قابل توجهی در آرایش کشورهای مخالف و موافق ایجاد نشده است. اگر چه در این موجز مجال تحلیل آراء کشورهای رأی دهنده به نفع یا علیه قطعنامه نیست ولی بطور اجمال میتوان گفت که اکثر کشورهای اروپایی از قطعنامه حمایت و اکثریت قریب به اتفاق کشورهای مسلمان با آنان به مخالفت برخاستهاند. در میان آراء کشورها، غیبت نماینده عراق قابل توجه است.
2-راهبرد ایران در مقابله با این تهاجم دیپلماتیک کانادا بر یارگیری در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد با استناد به «سیاسی بودن قطعنامه» میباشد که راهبردی فعال در مقابل رویکرد گزینشی کشورهای غربی در مساله حقوق بشر میباشد. در همین راستا همه ساله تلاشهای فشردهای هم در مرکز دیپلماسی جهان (نیویورک) و هم در پایتختهای کشورها برای متقاعد کردن کشورها به دادن رأی منفی به قطعنامه مذکور صورت می گیرد تا شاید از این رهگذر یا بانیان قطعنامه را وادار به عقبنشینی و پس گرفتن آن نماید و یا اینکه در صورت راءی گیری با اخذ آراء بیشتر در مخالفت با قطعنامه آن را شکست دهند. امسال در راستای رویکرد جدید وزارت امور خارجه در برخورد فعال با کشورهای مهاجم بخصوص در عرصه بین المللی. تیم دیپلماتیک کشورمان به ابتکار دیگری دست زد که به نظر نگارنده شاید نیازمند مشورت و دقت بیشتری است.
3-تیم جدید دیپلماسی کشور بر این اعتقاد است که در عرصه های بینالمللی ما تاکنون از «موضع انفعالی»به دفاع از خود پرداخته ایم در حالیکه باید مقابل رفتار ستیزه جویانه و معاندانه کشورهاییی همچون کانادا با آنان از موضع «مدعی و طلبکار» برخورد نماییم. بر همین اساس آقای متکی وزیر خارجه امسال به دیپلماتهای خود در نیویورک دستور داده بود در صورتیکه کانادا حاضر به عقب نشینی از قطعنامه علیه ایران نشد، قطعنامه را در خصوص نقض حقوق بشر ( بخصوص اقلیتهای بومی) این کشور ارائه نماید. به قرار اطلاع از وزارت امور خارجه بسیاری از دیپلماتهای کارکشته که تجربه و آگاهی وسیعی از ساز و کار تصمیم گیری در صحنه های بین المللی دارند با این ایده آقای متکی مخالف بودند. اساس مخالفت آنان نیز این بود که با توجه به وجهه بین المللی کانادا و حمایت بسیاری از کشورهای جهان از این کشور، فضای سیاسی مناسبی برای پیشبرد این ابتکار وجود ندارد و هر گونه اقدامی در این خصوص با شکست روبرو شده و ممکن است به معنای شکست مضاعف (تصویب قطعنامه کانادا و عدم تصویب قطعنامه ایران) در یک عرصه بین المللی باشد. ولی وزیر خارجه با رد نظرات کارشناسی مصرانه خواسته بود که ایران قطعنامه وضعیت حقوق بشر در کانادا را به رای گیری بگذارد.
قطعنامه ایران در خصوص کانادا همچنان که پیش بینی می شد با 107 رای مخالف و 6 رای موافق (پنج کشور به اضافه ایران) شکست خورد. اقای متکی در بیان دلایل طرح این قطعنامه گفت: ایران برای دفاع از نقض حقوق «بخشی از مردم اسیر کانادا» به سازمان ملل ارائه کرد که امسال بدلیل عدم شناخت کشورها نسبت به آنچه در کانادا می گذرد با استقبال موجه نشد اما ما تا افشاء کامل جنایات دولت کانادا سکوت نکرده و این امر سیاست جدی ایران در مورد حقوق بشر است.
3 ) به یقین کشوری را در جهان نمی توان نام برد که کارنامه ای کاملاً شفاف در خصوص حقوق بشر داشته باشد زیرا اساساً معیارها و مکیالی که وضعیت حقوق بشر در کشورها سنجیده می شود هیچ توجهی به فرهنگ و آداب و رسوم کشورهای مختلف نداشته و حتی در برخی از اوقات تا نفی این عناصر نیز پیش می روند مضافاً اینکه ببیشتر کشورها اذعان دارند که رویکرد کشورهای غربی در خصوص وضعیت حقوق بشر ملهم از منافع راهبردی آنها در سطح جهان و قطعنامه های پیشنهادی «سیاسی و گزینشی» است و کشورهایی که حاضر به گردن نهادن در برابر آنها نیستند در معرض تیغ بشری آنان قرار دارند ولی اگر کشوری که همسو با منافع آنان حرکت می کند حتی اگر دارای نمادهای اولیهدموکراسی.مانند مجلس ملی.هم نباشد،همسویی انان با کشورهای زیاده طلب کافی است که از هر قطعنامه و یا انتقادی در این خصوص مصون باشند نمونه هایی که آقای متکی در مصاحبه مطبوعاتی با وزیر خارجه مالزیاز آن نام برد.زندان گوانتانامو و ابوغریب. تنها گوشه ای از دهها مورد است.نگاهی به سکوت مدعیان حقوق بشر و سازمانهای بین المللی در مورد برخی از کشورهای همسایه که زنها در آن کشورها از آن ابتدایی ترین حقوق خودبرخوردار نیستند نمایانگر واقعیتهای استفاده ابزاری از مساله حقوق بشر است که هیچکس نمیتواند انرا انکار نماید ولی باید اذعان کرد ورود به این صحنه و برخورد از موضع مدعی اگر چنانچه با براورد ذرستی از ترکیب نیروهای سیاسی جهان نباشد نتیجه همان خواهد شد که در مورد قطعنامه پیشنهادی ایران در مورد کانادا ملاحظه کردیم.تردیدی نیست که بسیاری از کشورهایی که به قطعنامه کانادا در مورد ایران رای دادند یا اصلا ایران را نمیشناختند. مانند کشورهای کوچکی در جزایر اقیانوس اطلس و یا فقط بدلیل مسائل سیاسی با دولت کانادا همراهی کردند و اصلا اعتقادی به محتویات قطعنامه نداشتند ولی وقتی همین کشورها با اقدام انفعالی ایران در ارائه قطعنامه ناپخته ای در خصوص کانادا مواجه می شوند ممکن است حتی در صحت مطالب و محتویات قطعنامه نیز دچار تردید شوند زیرا واضح است که کار بدون مقدمه و ذهنیت سازی شده نتیجه ای جز این نخواهد داشت.
4) برخی از قواعد و قوانین حاکم بر دیپلماسی مانند قواعد جنگ است. دیپلماتهای کار کشته نیز همچون ژنرالهای جنگ آموخته هستند که بقول معروف بی گدار به آب نمی زنند و حتی وسوسه کمی عده و عده دشمن آنان را بدون محاسبه به حمله ترغیب نمی کند واضح است که اگر یک فرمانده نظامی محاسبات و اطلاعات درستی از نیروهای دشمن نداشته باشد حتی عنصر غافلگیری نیز نمی تواند لزوماً به پیروزی او منجر گردد و بدیهی است شکست و یا عقب نشینی در چنین وضعیتی می تواند به روحیه نیروهای در خط لطمه و آسیب جدی وارد نماید.
به راستی آیا نمی شد همچون قواعد جنگی شکست در یک جبهه را با پیروزی در یک جبهه دیگر تلافی کرد؟ چه اصراری داشتیم که در همان جبههای که شکست ما قابل پیش بینی بود(حداقل بر اساس تجربه سالهای گذشته) حمله ای که هیچ محاسبهای در آن نبود و حتی از ترکیب و آرایش نیروهای طرف مقابل نیز آگاهی نداشتیم شکست خود را مضاعف گردانیم. ظاهراً تیم جدید دیپلماسی کشورمان بر این تصور است که توانسته است قواعد بازی در جهان را بر هم زده و روی کار آمدن کسانی با گرایشات چپ(انقلابی) در برخی مناطق جهان نتیجه کار آنهاست. جالب اینکه حتی اینگونه کشورها نیز به نفع ایران رای ندادند (بولیوی. نیکاراگوئه. عراق و...) ً
5)جدای از منطقی که در این کارزار دیپلماتیک بکار گرفته ایم، تاریخ و تمدن و بخصوص فرهنگ اسلامی به ما حکم می کند که از عصبانیت در عرصه ادبیات دیپلماتیک خود را مصون بداریم. الفاظ و عباراتی که آقای متکی در خصوص کانادا گفت اگر پیش از صدور چنین قطعنامه و شکست ابتکار ایران در ارائه قطعنامه در خصوص وضعیت حقوق بشر در کانادا صورت می گرفت اگر چه باز هم در ادبیات دیپلماتیک حاکم بر جهان، ادبیاتی غیر مانوس است ولی می توانست بر منطقی استوار باشد و قطعاً از مقبولیت و اقبال بیشتری برخوردار می شد تا اینکه شنونده و مخاطبان این ادبیات آن را ناشی از شکست و انفعال ارزیابی کرده و بکارگیری چنین واژگانی ناماءنوس را از موضع ضعف و انفعالی بدانند.