تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۲۹۵

جلال بشارتی
نگاهی هر چند گذرا به تاریخ معاصر ایران،‌ نام مژدان و زنانی را به ما نشان خواهد داد که تمامی عمر و تلاش خود را وقف بیداری، مبارزه با استبداد و گسترش آزادی‌های عمومی کردند.
مواجهه اولیه روشنفکران ایرانی با غرب و دیدن پیشرفت‌های دنیای جدید و مقایسه آن با وضع کشور،‌ آنها را برانگیخت تا در پی پاسخی برای راز این تفاوت‌ها باشند.
اندیشمندان ایرانی، با توجه به نگرش و ایدئولوژی ‌که به آن علاقه‌مند بودند،‌ به دسته‌ها و گروه‌های گوناگونی تقسیم شدند، از جریا‌ن‌های مارکسیتی تا نگرش‌های سنتی.
یکی از این نحله‌های فکری، روشنفکران مذهبی بودند که میان تعالیم دینی و ضرورت‌های دینی مدرن، خواهان برقراری پل ارتباطی بودند.
الف) زندگی و مبارزات سیاسی:‌ مرحوم دکتر یدالله سحابی، از اولین روشنفکران با نگرش مدرن دینی در تاریخ معاصر ایران بودند که تأثیر زیادی بر جریان‌های فکری بعد از خود گذاشت.
او تمامی عمر خود را صرف مبارزه سیاسی، دفاع از آزادی و گسترش نگرش‌های جدید در تعالیم دینی کرد.
دکتر سحابی، پس از سقوط حکومت رضاخان به همراه مهندس بازرگان، نقش موثری در شکل‌دهی جریان‌های دانشجویی در دانشگاه تهران داشت.
در آن زمان دانشجویان دانشکده‌های پزشکی و فنی، اساسنامه‌هایی را در مورد اتحادیه‌های دانشجویان در دانشکده‌های خود به تصویب رسانده بودند و این فرصتی برای تمام دانشکده‌ها به وجود آورد که بتوانند اتحادیه‌های خود را تشکیل دهند.
«در دانشکده علوم نیز دانشجویان یکپارچه خواهان تشکیل اتحادیه صنفی خود بودند که مانند سایر دانشکده‌ها با مقاومت شدید اولیای دانشکده‌ مواجه شده بود.
در زمستان 1324 دانشجویان برای احقاق حق خود در داشتن یک اتحادیه مستقل که با ارائه اکثریت دانشجویان تشکیل شود پافشاری کردند و به همین جهت مدت یک هفته اعتصاب همگانی به راه انداخته و از رفتن به کلاس‌ها خودداری کردند. این اعتصاب پس از پایان ده روز مهلتی بود که از طرف دانشکده قول تصویب اساسنامه داده شده بود.
با گسترش اعتصاب، دانشکده علوم شورای خود را شکیل داد و با حمایت چند تن از اساتید آزادیخواه «دکتر غلامحسین فروتن» غلامحسین زیرک‌زاده،‌ دکتر یدالله سحابی، دکتر خیبری و دیگران،‌ اساسنامه اتحادیه دانشجویان دانشکده علوم به تصویب رسید و اتحادیه کار خود را رسماً آغاز کرد.» (ضیاء ظریفی‌،‌ ابوالحسن،‌ 1378 صفحه 36- 35) دکتر سحابی از جمله «گروهی از شخصیت‌های سیای – روحانی و استادان دانشگاه بود که در نامه سرگشاده‌ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای ملی و سنا و به طرح لایحه قرارداد کنسرسیوم در مجلس اعتراض کردند». (نجاتی، غلامرضا، ‌1371، جلد 1، صفحه 118) از فعالیت‌های عمده سیاسی دکتر سحابی «عضویت در نهضت مقاومت ملی بود که پس از کودتای 28 مرداد از طرف برخی از فعالان سیاسی تشکیل شد.
«نهضت آزادی ایران، که در حقیقت ستون فقرات نهضت مقاومت ملی بود، در تاریخ 27 اردیبهشت 1340 تشکیل شد. رهبران آن عموماً رهبران یا بنیانگذاران و فعالان نهضت مقاومت ملی بودند. این نهضت زاییده اندیشه سه مرد مبارز و آزادیخواه با سوابق دوستی طولانی و عقاید مشترک بود. این سه تن،‌ آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی بودند.» (نجاتی، غلامرضا، 1371، جلد 9، صفحه 163) دکتر سحابی، عضو کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر بودند که روز ششم آذر 1356 توسط بیست و نه تن از شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و حقوقی تأسیس شد. (نجاتی، غلامرضا، 1371، صفحه 27) در جریان انقلاب و تحولات سیاسی بعد از آن مانند دولت موقت، نیز دکتر سحابی حضور فعالی داشت.
مرحوم سحابی «خواهان نگرش جدید به متون دینی بود،‌ به نحوی که بتواند تفسیری علمی از آنها بیان نماید.»
در میان جریان‌های دینی معاصر، این نگرش با زبان جدیدی سخن می‌گفت: «زبانی که اینان برای اشاعه مذهب بکار می‌بردند بالطبع با زبانی که در مراکز دینی و در میان روحانیون به کار گرفته می‌شد تفاوت داشت. به مقتضای شنوندگان، که نوعاً دانشجویان دانشگاه بودند این زبان بالاخص سعی می‌نمود که وحدتی بین علم و دین برقرار ساخته و اسلام را در ارتباط با مقتضیات دنیا حاضر مطرح نماید. بعلاوه مقولاتی نظیر حکومت، اقتصاد، نظام سیاسی و نقش اجتماعی دین نیز وارد قلمرو این حرکت می‌گردد. در ظرف چند سال اولین انجمن‌های اسلامی دانشجویان در سطح دانشگاه بعلاوه انجمن‌های اسلامی مهندسین و پزشکان شکل گرفته بود. (زیباکلام، صادق، ‌1372،‌ صفحه 84)
جریان فکری که دکتر سحابی‌، مهندس بازرگان،‌ آیت‌الله طالقانی‌،‌ دکتر شریعتی و دیگر بزرگان ارائه نمودند بعدها در شکل‌گیری جریان روشنفکری دینی تأثیرهای مهمی بر جای گذاشت.
ب) تألیفات و دیدگاه‌ علمی: دکتر سحابی با توجه به تحقیقات خود در زمین‌شناسی و زیست‌شناسی به دنبال یافتن نگرش‌های علمی و تطبیق دادن آنها با قرآن بودند.
از آثار دکتر سحابی می‌توان به کتاب‌های، ‌«خلقت انسان، خلقت انسان در بیان قرآن و همچنین قرآن و تکامل» اشاره کرد.
دکتر سحابی در کتاب خلقت انسان در بیان قرآن می‌نویسد: «ما همواره متذکر شده‌ایم که اگر در تفسیر قرآن غیر از مبانی فقه و حدیث و قواعد ادبی، از معیارهای علمی نیز استفاده شده و شواهد علمی را هم مفتاحی برای استعلام از قرآن قرار دهند، حقایق بیشتر و درک عمیق‌تری از اسلام آفرینش را مشکوف خواهند کرد.
(دکتر سحابی، یدالله خلقت انسان در بیان قرآن، 1375، صفحه 3)
مرحوم سحابی، با استناد به آیات قرآن،‌ مدافع خلقت تدریجی و تکاملی موجودات از سوی ذات واجب الوجود بود. این اندیشه در آن زمان، با اندیشه‌ها رایج و سنتی در دین همخوانی نداشت. علت مخالفت سنتگرایان دینی با این نظریه در این بود که: «نظریه داروین دستاویز و احیاناً مورد سوءاستفاده مادیون برای افکار خالق عالم گردیده است. موحدین و فضلای دینی افکار ذات واجب الوجود را از طرف مادیون به حساب نظریه‌ داروین می‌گذارند و چون داروین مدافع اصل خلقت تدریجی و تکاملی موجودات بوده است، لذا اغلب الهیون بدون توجه و تعمق لازم، مسأله پیوستگی و تکامل تدریجی جانداران را مردود و گمراه‌کننده تصور کرده‌اند.» (دکتر سحابی، یدالله،‌ خلقت انسان، ‌1375، صفحه 9)
ولی مرحوم سحابی در این مورد عقیده دارند: «در قرآن خلقت تدریجی و پیوستگی موجودات و سپس تکامل فکری در انسان از حقایق مسلمه‌ای است که در موارد عدیده و قبل از آنکه دانشمندان این زمان با تحقیق و تجربه به آن واقف و معتقد گردند، به عنوان یکی از نوامیس آفرینش یاد شده است».
(دکتر سحابی، یدالله، خلقت انسان در بیان قرآن، 1375، صفحه 2)