از جنگهای صلیبی قرنها میگذرد. حدود پانصد سال پیش در شهر غرناطه از سرزمین آندولس در اسپانیا نخستنی مسجد مسلمانان بنا شد. در سال 2003 نیز مسجدی جدید در غرناطه برپا شد. بسیاری از کارشناسان امور مذهبی اسپانیا بر این باور بودند که تاسیس این مسجد میتواند کدورتهای تاریخی میان دو مذهب را از بین ببرد و پیوندی نوین را میان مذهبهای مختلف ایجاد کند. پادشاهان «مور» حدود 800سال بر جنوب اسپانیا حکومت کردند و سرانجام در سال 1492 حکومت آنان به دست مسلمانان سقوط کرد. در چند دهه اخیر حدود پانصد هزار مسلمان مهاجر نیز اسپانیا را به عنوان محل اقامت خود برگزیدهاند. تا سال 2004 به نظر میآمد که همه چیز به خوبی پیش میرود، ولی بمبگذاری تروریستها در مادرید باعث شد که انگشت اتهام به سوی جداییطلبان باسک نشان رود. بیانیه این جداییطلبان را در مورد عدم دخالت در فاجعه قطار مادرید هم فایدهای نداشت تا اینکه عدهای بنیادگرای مسلمان، مسئولیت شرکت در این فاجعه را بر عهده گرفتند. بعدها این بنیادگرایان اعلام کردند که قصد داشتهاند از دولت اسپانیا و حتی مردم این کشور انتقام بگیرند. انتقام به خاطر اعزام نیرو به عراق و همچنین به دلیل از دست دادن سرزمین آندولس. همین امر سبب ساز نگرانی مسئولان دولتی اسپانیا شد. دولت اسپانیا که در دو دهه اخیر به بیتفاوتی سیاسی شهرت داشت ناگزیر شد که نسبت به مسئله مهاجرت مسلمانان به این کشور واکنش نشان دهد و محدودیتهایی را ایجاد کند. حادثه 11سپتامبر نیز برکشورهای اروپایی تاثیر بسزایی گذاشت، به خصوص آن کشورهایی که مدعی آزادیهای بیحد و حصر اجتماعی و فرهنگی بودند.
این وقایع به آنجا رسید که در سال 2002 رهبری یکی از احزاب ضد مهاجرت در هلند در حادثهای تروریستی به قتل رسید. بسیاری از گزارشهای احزاب مختلف هلندی که برای عرضه به مجلس این کشور تهیه شدهاند، چنین عنوان میدارند که تلاشهای 30 ساله هلند برای ایجاد کشوری چندملیتی با شکست روبهرو شدهاند. حتی رهبر حزب لیبرال سبزهای هلند مدعی شده است که هیچ مسلمانی حق ندارد با ازدواج با یکی از اتباع هلند به تابعیت این کشور در بیاید. دولت دانمارک نیز از برگزاری ازدواج مصلحتی میان اتباع خود و مسلمانان جلوگیری کرد. فرانسه که به مهد آزادی و قانون در اروپا شهرت داشت نیز محدودیتهایی را برای مسلمانان ایجاد کرده است. از جمله این محدودیتها میتوان به ممنوعیت استفاده از نهادهای مذهبی در مدارس دولتی این کشور نام برد. دولت انگلیس نیز همپای کشورهای اروپایی محدودیتهایی را در رابطه با ورود مسلمانان به این کشور به اجرا در آورد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که دولتمردان انگلیسی دریافتند که شبکه تروریستی القاعده عدهای از جوانان اسلامگرای افراطی انگلیس را برای اجرای عملیات انتحاری و نبرد علیه مسیحیان جذب کرده است.
نظرسنجیهایی که در سال 2004 توسط روزنامه «گاردین» به عمل آمد، مشخص کرد که 13 درصد از مسلمانان انگلیسی معتقدند که حملههای تروریستی علیه منافع آمریکا کاملا توجیهپذیرند. دولت فرانسه پس از آنکه دریافت هواداری از القاعده میان مسلمانان این کشور روبهگسترش دارد، تصمیمگرفت با این بخش از مردم فرانسه با احتیاط بیشتری برخورد کند. جمعیت مسلمانان فرانسه حدود 5/5 میلیون نفر است و این کشور از گسترش تروریسم القاعده در میان مسلمانان خود وحشت بسیاری دارد. بعضی از تحلیلگران معتقدند یکی از دلایلی که فرانسه با حمله به عراق مخالفت میورزید، وجود اسلامگرایی افراطی در این کشور است. تظاهراتی که مسلمانان فرانسه در سال 2005 و در شهرهای مختلف این کشور برگزار کردند نشان میداد که نگرانی دولتمردان این کشور از خیزش مسلمانان افراطی چندان هم بیاساس نبوده است. حزب «جبهه ملی فرانسه» و «حزب آزادی اتریش» خیلی پیش از آنکه برجهای تجاری و نیویورک در 11 سپتامبر مورد حمله قرار گیرند، با ورود مهاجران مسلمان به کشورهای فرانسه و اتریش مخالفت میکردند. حقیقت این است که کشورهای اروپایی، ثروتمند و با ثبات هستند و این در حالی است که کشورهای اطراف اروپا عموما فقیر و بیثباتند. جمعیت سالمند اروپا به جوانان خاورمیانه و آفریقا نیاز دارد. این جوانان مسلمان یا به طور قانونی به اروپا مهاجرت میکنند یا به صورت غیرقانونی در اروپا به کار مشغول میشوند و یا از این کشورها پناهندگی اجتماعی و سیاسی میگیرند، ولی به طور کلی تعداد این مسلمانان در کشورهای اتحادیه اروپا چندان زیاد نیست. از جمعیت 457 میلیون نفری کشورهای اتحادیه اروپا فقط 13 میلیون نفر مسلمان هستند.
در بمبگذاریهای یازدهم مارچ 2005، پلیس مادرید برای دستگیری افراد مظنون به بمبگذاری با مشکل چندانی روبهرو نشد، زیرا آنان بلافاصله به محله مهاجرنشین «لاواپیس» در مادرید یورش بردند و افراد تروریست را دستگیر کرند. در منطقه لاواپیس از شهر مادرید مهاجران میتوانند زندگی نوینی را آغاز کنند، کار پیدا کنند و با دیگر مردم اسپانیا دمخور شوند مشکل اصلی اینجاست که حوادثی نظیر بمبگذاری و حملههای انتحاری پیش از آنکه به چشمآبیها لطمه بزند، دود آن به چشم مهاجران خاورمیانهای و آفریقایی میرود. سختگیریهای اخیر و ممانعت از ورود مهاجران قانونی و غیرقانونی همگی از افزایش عملیات تروریستی در اروپا ناشی شدهاند. این موضوع سرانجام موجب بروز موجی از مخالفها علیه مسلمانان شد که واکنش روحانیون مسلمان در غرب را برانگیخت.
در ماه نوامبر سال 2004 یکی از اعضای پارلمان هلند به نام گیرت ویلدر، حزب جدیدی تشکیل داد که خواستار ممنوعیت ورود مسلمانان به هلند بود. بسیاری از نظرسنجیهای عمومی در آن دوره نشان میداد که حزب آقای گیرت ویلدر در مقام دوم قرار دارد، ولی خود او از آنجا که بارها توسط بنیادگرایان مسلمان به مرگ تهدید شده بود، از خواب کافی و راحت بیبهره ماند. این تهدیدها تا بدانجا ادامه یافت که وی جان خود را در خطر میدید و به مکان نامعلومی نقل مکان کرد. گیرت ویلدر ناگزیر شد که میان دو خانه امن و محافظت شده مداوم در حرکت باشد، یعنی یک روز را در یک خانه و روز دیگر را در خانهای دیگر بخوابد. به محض آنکه ویلدر به خیابانهای آمستردام پا میگذارد، بلافاصله به داخل خودرو ضدگلوله خود میپرد و در حال حرکت با عدهای موتورسوار، اسکورت میشود. وحشت ویلدر چندان هم بیدلیل نیست، زیرا در نوامبر سال 2004 یک فیلمساز هلندی به نام تئو ونگوک در خیابانهای آمستردام به قتل رسیده بود. علت اصلی قتل ونگوگ آن بود که بنیادگرایان از فیلم وی، در مورد زندگی یک زن مسلمان، خشمگین شده بودند. گفته میشود که در خیابانهای آمستردام یک فرد مسلمان، آقای ونگوک را از روی دوچرخهاش به پیادهرو کشیده و با هفت تیر کمری 6 بار به سر او شلیک کرده است.
مطالعات گسترده در هلند نشان میدد که چیزی حدود 10 الی 15 درصد از مسلمانان هلند به ایده جهاد علیه کافران اعتقاد دارند. با این حال دولت هلند جرات آن را ندارد که 150فرد مظنون به اعمال تروریستی را دستگیر و از این کشور اخراج کند. حتی بعضی از آنان معتقدند که شهروندان هلندی که در نوشتهها یا در چت رومهای اینترنتی و یا تظاهراتها از القاعده حمایت میکنند، باید از این کشور اخراج شوند. همه این مسائل بدانجا انجامید که جنگ جهانی با تروریسم از جنگ داخلی با تروریسم، متمایز شود.
جنگ عراق نیز با شعار جنگ با تروریسم آغاز شد، ولی سرانجام خشم مسلمانان منطقه را نسبت به جنایات آمریکا برانگیخت. این احتمال وجود دارد که دموکراتیزه کردن خاورمیانه ایده جالبی باشد ولی شیوه آمریکایی مآبانه آن خوشایند بسیاری از اعراب نبوده است. اعضای دولت جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا، همگی بر افزایش بودجه ارتش این کشور صحه میگذارند، ولی استراتژی مشخصی را در عراق دنبال نمیکنند. ایده مبارزه با تروریسم با بهانه کشف سلاحهای کشتار جمعی در عراق از آنجا که با شکست مواج شد تا حد زیادی بر دیدگاه اعراب منطقه تاثیر گذاشت. بسیاری از حاکمان عرب خاورمیانه سپس اقدام به تحویل اعضای القاعده به آمریکا کردند، زیرا از این بیم داشتند که کشورهایشان به بهانه همکاری با القاعده مورد هجوم نیروهای ائتلاف قرار گیرد. از میان کشورهای خاورمیانه، عربستان سعودی خود را بیش از همه درگیر مبارزه با تروریسم مییابد. اعضای القاعده بارها در این کشور به جهانگردان و افراد خارجی حمله کرده و آنان را به قتل رساندهاند.
آنچه که غرب از آن به عنوان تروریسم اسلامی نام میبرد، از دیدگاه برخی تحلیلگران اسلامی در واقع دفاع از حق مشروع مسلمانان برای زندگی مسالمتآمیز است. شهادت شبه نظامیان فلسطینی که از دیدگاه غرب به عنوان حمله تروریستی مطرح میشود، در حقیقت شهادت برای رسیدن به خواست های مردم فلسطینی بوده است. از نظر این تحلیلگران مردم عراق نیز در حال مبارزه در برابر اشغال نیروهای خارجی هستند. اگرچه این پژوهشگران مسلمان بعضی از اقدامهای تروریستی را توجیهپذیر نمیدانند، ولی به طور کلی معتقدند که هر یک از افراد بشر، شیوهای برای ابراز علاقه و یا انزجار خود دارند و جهان غرب نباید از این موضوع ناخوش باشد.