تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۹۳۲۰۸

درگذشت یاسر عرفات بدون تردید در تاریخ تحولات فلسطین حادثه مهمی بود. در همین حال به روی کارآمدن محمود عباس نیز با توجه به مواضع سیاسی و دیدگاه های وی , اهمیتش کمتر از مرگ عرفات نیست . اکنون فلسطین در مسیر تحولاتی قرارگرفته است که نقش محمود عباس در این تحولات از ویژگی خاص برخوردار است .
محمود عباس ملقب به « ابومازن » در انتخابات 20 دی ماه به عنوان جانشین عرفات زمام امور را به دست گرفت . وی با چالش های دشواری در مسیر حکومت خود روبروست . گرچه انتخاب وی به عنوان رئیس عالیترین مسند سیاسی فلسطین با استقبال گسترده ای از سوی صهیونیستها , آمریکا اروپا و کشورهای عرب میانه رو مواجه شد با اینحال این استقبال هرگز متضمن توفیق عباس در مسیر پرسنگلاخ زمامداری وی نیست .
محمود عباس از سوی دو قطب کاملا متضاد تحت فشار قرار دارد و به سختی می تواند راه خود را در این تنگنای دشوار ادامه دهد. در یکسوی این قطب شارون , افراطی ترین چهره تاریخ معاصر رژیم صهیونیستی قراردارد که از ابومازن انتظار دارد اهداف افراطی وی و جناح او را تامین نماید. در سوی دیگر این قطب گروههای مبارز فلسطینی و مردم فلسطین با یک آرمان دیرینه قرار دارند که انتظار خاص خود را از ابومازن دارند و این انتظار در عین حال از پایگاه قدرتمند در داخل فلسطین برخوردار است . بدون تردید هرگونه حرکت نسنجیده و بررسی نشده از سوی ابومازن , وی را در خطر سقوط در پرتگاه های این مسیر قرار می دهد.
پیشینه ابومازن
محمود عباس (ابومازن ) در سال 1324 شمسی یعنی در دوره قیمومت انگلیس در یکی از روستاهای منطقه « صفد » در شمال فلسطین اشغالی به دنیا آمد و درسال 1327 همراه خانواده اش به سوریه گریخت . وی پس از فارغ التحصیلی در رشته حقوق از دانشگاه قاهره پایتخت مصر برای ادامه تحصیل به مسکو رفت و در آنجا با مدرک دکترای حقوق فارغ التحصیل شد و چندین کتاب در این موضوع نوشته است .
در دهه 1350 به سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف ) پیوست و در سال 1359 به عنوان رئیس بخش روابط بین الملل این سازمان و در 1375 به سمت دبیر این سازمان تعیین شد. محمود عباس مدت ها مرد شماره دو در ساف بود. وی همچنین یکی از رهبران بلندپایه ساف و از بنیانگذاران جنبش ملی آزادیبخش فلسطین « فتح » , از بزرگترین گروه های فلسطینی به شمار می رود.
ابومازن در دوره ای که در خارج از فلسطین زندگی می کرد توانست شماری از فلسطینی ها را در دهه 1330 در امیرنشین قطر جذب فتح کند که این افراد در سالهای بعد مهره های مهم سازمان آزادیبخش فلسطین شدند. ابومازن در کنار عرفات در سازماندهی جنبش فتح نقش داشت و در دوره تبعید عرفات در اردن , لبنان و تونس همراهش بود و پس از امضای پیمان اسلو در سال 1372 به همراه عرفات به فلسطین بازگشت .
در نخستین سال های تاسیس جنبش فتح , ابومازن در میان رهبران فلسطینی احترام خاصی داشت و پس از عهده دارشدن ریاست کمیته اجرایی ساف به مرد شماره دو این سازمان تبدیل شد. با این همه فعالیت های ابومازن بیشتر در عرصه سیاسی و در چارچوب دیپلماسی انجام می گرفت وی تماس های همه جانبه ای با رهبران کشورهای عربی و روسای سازمان های مختلف این کشورها برقرار می کرد.
در دهه های 1350 و 1360 ابومازن به عنوان نماینده رسمی سازمان آزادیبخش فلسطین در مسکو فعالیت کرد و عضو هیات مذاکره کننده فلسطینی با اسرائیل بود که این مذاکرات در سال 1372 به امضای پیمان اسلو منجر شد. ابومازن پس از ایجاد پست نخست وزیری در تشکیلات خودگردان در فروردین 1382 به عنوان نخستین نخست وزیر این تشکیلات تعیین شد اما دوره نخست وزیری وی چهارماه بیشتر نبود. وی در نتیجه سیاست توسعه طلبانه و کارشکنی های رژیم اشغالگر قدس و بروز اختلاف با عرفات ناگزیر به استعفا شد.
او همچنین در ماههای اخیر هیات نمایندگی فتح را در گفت وگوهای گروههای فلسطینی که سازمان های امنیتی مصر آن را در قاهره برپا داشتند , سرپرستی کرد . ابومازن پس از درگذشت عرفات در 21 آبان با آرای اعضای بلندپایه ساف به ریاست این سازمان برگزیده شد و از همان زمان به عنوان فرد شماره یک صحنه سیاسی فلسطین در غیاب عرفات محسوب شد.
مبتکر قراردادهای سازش
ابومازن در بسیاری از مذاکرات سازش فلسطینی ها با رژیم صهیونیستی شرکت کرد و یکی از چهره های میانه روی فلسطینی است که بارها با صهیونیست ها مذاکره کرد. ابومازن در سالهای پیش از امضای اسلو فردی ساده زیست و مبارز جلوه می کرد اما در مرحله بعد از این توافقها که وی خود نقش اساسی در شکل گیری آن داشت به عنوان شخصیت سیاسی مخالف مقاومت ضدصهیونیستی , به ویژه نوع مسلحانه , ایفای نقش کرد که همین امر موجب شد بسیاری از فلسطینی ها ازجمله مبارزان « گردانهای اقصی » , شاخه نظامی جنبش فتح از وی به شدت انتقاد کنند.
پس از مرگ عرفات ابومازن نامزد جانشینی وی در پست ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین , شد و در مدت تبلیغات انتخاباتی بدون آنکه اسرائیل مانند سایر نامزدها محدودیتی برایش ایجاد کند توانست به مناطق مختلف سرزمین های اشغالی و چند کشور عربی سفر کند.
برخی از نامزدهای انتخاباتی و گروه های فلسطینی اسرائیل و کشورهای عربی را به جانبداری از ابومازن و تلاش برای پیروزی وی در انتخابات متهم و در اعتراض به آن استعفا کردند.
ابومازن در ابتدای نامزدی برای انتخابات با مشکل نامزدی « مروان برغوثی » دبیر بازداشتی فتح روبه رو شده بود که پس از میانجیگری فتح , برغوثی به نفع وی کنار رفت و حمایتش را از ابومازن اعلام کرد. در انتخابات 20 دی ابومازن 62 درصد آرا را به خود اختصاص داد و به عنوان رئیس جدید این تشکیلات انتخاب شد.
همانگونه که گفته شد ابومازن از مبتکران و فعالان مذاکرات صلح با اسرائیل بوده است و هم اکنون نیز از سرگیری این مذاکرات از مهمترین اهداف سیاست وی محسوب می شود.
نگاهی به تاریخچه مذاکرات خاورمیانه
کنفرانس مادرید در آبان 1370 را باید اولین گام عملی سازش در بحران طولانی مدت خاورمیانه دانست . در این اجلاس , مقامات بلندپایه کشورهای سوریه , لبنان , مصر , اردن و همچنین سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف ) با هیات نمایندگی رژیم صهیونیستی به مذاکره نشستند. این نشست در واقع حاصل اوضاع سیاسی جهان پس از جنگ خلیج فارس و فروپاشی شوروی بود. تداوم این مذاکرات با کارشکنی و باج خواهی های مدام رژیم صهیونیستی مواجه شد . سرانجام در آخر مردادماه 1372 اولین پیمان صلح میان سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی به امضا رسید. گرچه این پیمان را « ابوالعلا » از سوی عرفات امضا کرد ولی در سیر تکوین این پیمان , ابومازن از فعالان اصلی به شمار می رفت .
20 روز پس از این پیمان , عرفات و اسحاق رابین ضمن ملاقات در واشنگتن و در حضور کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا با یکدیگر دست دادند و رسما دوطرف شناسایی یکدیگر را پذیرفتند . در اوایل تیرماه 1374 ابتدا عرفات و سپس سایر مقامات حکومت خودگردان مقیم خارج وارد فلسطین اشغالی شدند.
مراحل بعدی مذاکرات در آمریکا پیگیری شد. این مذاکرات سرانجام در مورد بندهای نهایی یعنی وضعیت بیت المقدس و همچنین سرنوشت آوارگان فلسطینی به بن بست رسید. با اینحال پس از روی کارآمدن آریل شارون نه تنها این مذاکرات کاملا متوقف گردید بلکه شارون بخش هایی از کرانه باختری را مجددا به اشغال درآورد. با درگذشت عرفات و روی کارآمدن ابومازن که موضع میانه ای دارد , بار دیگر از سرگیری مذاکرات مطرح شده است .
مهمترین چالش‌ها
1 ـ گروههای فلسطینی مخالف سازش ـ یکی از چالش های عمده ای که محمود عباس با آن روبرو است نحوه برخورد با گروههای فلسطینی مخالف سازش با اسرائیل است . احیای روند سازش به عنوان استراتژی اصلی از سوی محمود عباس انتخاب شده است و از آنجائیکه اسرائیلی ها و شخص شارون هرگونه گشایش در موضوع از سرگیری تماس با حکومت خودگردان را به سرکوب اعتراض و قیام ضدصهیونیستی فلسطینی ها منوط کرده اند قطعا این موضوع , مسئولیت ابومازن را دشوارتر می سازد. این درحالی است که گروههای مبارز کمرهای خود را برای ادامه مبارزه با هدف ریشه کنی اشغالگری محکم بسته اند و درخواستهای گوناگون محمودعباس را برای پایان دادن به مبارزه مسلحانه رد کرده اند.
در این راستا گروه های حماس و جهاد اسلامی که به عنوان اصلی ترین و قدرتمندترین جناح های مخالف سازش با اسرائیل محسوب می شوند با اینکه اعلام کرده اند با رئیس جدید حکومت خودگردان تعامل خواهند داشت ولی بر ادامه مبارزه تاکید کرده و تصریح کرده اند هرگز سلاح های خود را زمین نخواهند گذاشت .
باید در نظر داشت که هم اکنون این گروهها تحت فشار شدیدی قرار دارند تا حملات مسلحانه را متوقف کنند. اکنون طرفداران ابومازن و همچنین صهیونیستها و حامیان آنها تلاش می کنند چنین القا کنند که هرگونه عدم تمکین گروههای مبارز فلسطینی در برابر درخواست های ابومازن که حمایت اکثر فلسطینی ها را در انتخابات کسب کرد به منزله رودررویی با حکومت منتخب مردم فلسطین تلقی می شود. با اینحال ابومازن نمی تواند این واقعیت را نادیده بگیرد که این گروهها , اولا از حمایت وسیعی در میان فلسطینی ها برخوردارند و علاوه بر آن . عملکرد و مبارزه نفس گیر این گروهها اثار انکارناپذیری در هزیمت و به انفعال انداختن صهیونیستها داشته است , واقعیتی که خود صهیونیستها نیز به آن اذعان کرده اند. از اینرو ابومازن باید متوجه عواقب و تبعات هرگونه رودررویی با این گروه ها را مدنظر داشته باشد و شاید هم این خطر را درک کرده است که پس از دیدار اخیر خود با گروههای فلسطینی در غزه تصریح کرد قصد درگیرشدن با گروههای فلسطینی را ندارد.
2 ـ مقابله با شارون ـ وجود شارون در راس حاکمیت رژیم صهیونیستی مشکل دیگر ابومازن محسوب می شود. شاید اگر هر کس دیگری به جای شارون قرار داشت کار تا به این حد برای ابومازن دشوار نمی گردید. شارون همانگونه که عملکرد چند سال اخیر وی به اثبات رسانده است هرگز نمی تواند یک طرف قابل اعتماد برای ابومازن محسوب شود. ابومازن این تجربه را از دوران نخست وزیری خود در سال 1382 و در زمان حیات عرفات در ذهن دارد که چگونه در حالیکه وی با مشقت گروههای فلسطنیی را به پذیرش آتش بس متقاعد کرد ولی این شارون بود که با زیر پانهادن توافق خود با ابومازن و از سرگیری یورش به مناطق فلسطینی نشین , هم این آتش بس را به شکست کشانید و هم موجب سقوط کابینه ابومازن گردید.
این تجربه کافی است که ابومازن را از هرگونه توافق پایدار با شارون ناامید گرداند. این روش برخورد شارون با ابومازن در نخستین روز تصدی قدرت ابومازن نیز مشاهده گردید.
شارون درحالیکه چندین بار در طی روزهای گذشته از استقبال در مورد گفتگو با ابومازن سخن گفته بود ولی در حالیکه هنوز لحظاتی از مراسم سوگندخوردن ابومازن نگذشته بود در واکنش به قتل شش اسرائیلی در حمله فلسطینی ها , تمامی تماس ها با محمود عباس را قطع کرد.
این موضوع به روشنی نشان می دهد که شارون به محمود عباس هرگز به عنوان یک شریک مذاکره و یک هم سنگ نمی نگرد بلکه از دید شارون , ابومازن به این منظور به مسئولیت رسیده است که فقط مجری خواسته های شارون باشد و در این راستا , اولین وظیفه ابومازن سرکوب گروههای فلسطینی است که باید بدون درنگ آن را آغاز کند. ذهن مغرور و نژادپرستانه شارون قطعا روزبروز کار را برای ابومازن دشوارتر خواهد ساخت .
3 ـ بحران اقتصادی ـ وخامت وضعیت اقتصادی و تنگنای روزافزون معیشتی از دیگر چالش های مهم پیش روی محمود عباس است . از سال 1378 درآمد سالانه فلسطینی ها سی درصد کاهش داشته است . در همین مدت میزان بیکاری از دودرصد به 26 درصد افزایش یافته است .
این درحالی است که ادامه محاصره مناطق خودگردان توسط رژیم صهیونیستی بر وخامت اوضاع افزوده است و در این میان هزاران کارگر فلسطینی که در مناطق اسرائیلی نشین به کار مشغول بودند ممر درآمد خود را از دست داده اند. هم اکنون قشر کثیری از مردم فلسطین زیر خط فقر زندگی می کنند و درآمدی کمتر از دو دلار در روز دارند.
از سوی دیگر گرچه کشورهای کمک کننده وعده داده اند 500 میلیون دلار به تشکیلات خودگردان اعطا کنند ولی واگذاری همین مقدار را هم به پایان یافتن آنچه از آن به عنوان « خشونت » نام برده اند و همچنین اجرای اصلاحات در تشکیلات خودگردان مشروط کرده اند.
4 ـ اصلاحات ـ یکی دیگر از چالشهای محمود عباس , اجرای اصلاحات مورد درخواست جامعه بین المللی و فلسطینی ها در تشکیلات خودگردان است . درخواستهای فزاینده ای هم از سوی اقشار مختلف فلسطینی و هم از سوی گروههای سیاسی مطرح شده است که ساختار تشکیلات خودگردان باید دگرگون شود . تشکیلات خودگردان در 4 سال گذشته به سو مدیریت , فساد مالی و رابطه بازی به جای شایسته سالاری متهم شده است . از سوی دیگر مردم فلسطین که هر روزه با جنایت صهیونیستها مواجه هستند و به سختی زندگی می گذارنند. برای آنان دیدن تبعیض , زندگی اشرافی و کاخهای مجلل مسئولان تشکیلات خودگردان قابل تحمل نیست . رواج فساد و سومدیریت در تشکیلات خودگردان تا بدان حد رسید که تابستان گذشته گروهی افراد مسلح وابسته به فتح استانداری « جنین » را , در اعتراض به وضعیت موجود , اشغال کرده و آنرا به آتش کشیدند. این افراد معترض خواستار تجدید نظر ریشه ای در مدیریت تشکیلات خودگردان شدند.
5 ـ وجود رهبران قدیمی ـ رئیس جدید تشکیلات خودگردان همچنین با چالش دیگری که مقامات کهنه کار امنیتی و رهبران قدیمی ساف می باشد , روبرو است . این سیاستمداران که از نسل عرفات هستند معتقد به حفظ ساختار سنتی ساف هستند و خود را در قدرت سهیم می دانند. نسل جوان فلسطینی نیز فشار می آورد که جای رهبران قدیمی فتح را بگیرد. ازجمله چهره های شاخص این نسل , « مروان برغوثی » دبیرکل جنبش فتح است که هم اکنون درزندان رژیم صهیونیستی بسر می برد و پایگاه قدرتمندی در میان جوانان فلسطینی دارد.