تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۳۶۷

سعدالله زارعی
«تنها گزینه پیش روی ما انتخاب موجودیتی ادغام یافته در منطقه است. طولانی شدن آتش سوزی جنگل های حیفا نشان داد که ما در اداره خود ناتوانیم. ما نمی توانیم با «تسلیحات قدرتمند» مسایل خود را حل کنیم، چاره ای جز مذاکره نداریم وقتی به اطراف خود نگاه می کنیم درمی یابیم که «جبهه مصمم جهانی» علیه ما در حال شکل گیری است.»
این نزدیکترین گزاره ای است که از درون محافل صهیونیستی به بیرون درز کرده است. نزدیک به دو دهه پیش «اسحاق رابین» نخست وزیر معدوم رژیم صهیونیستی گفته بود اگر تیزهوش باشیم درمی یابیم که باید مذاکره کنیم و اگر خیال پرداز باشیم می گوئیم جنگ. رابین با همین نگاه در سال 1370 به مذاکرات اسلو آمد و حال آنکه مهمترین پشتیبان بین المللی رژیم صهیونیستی در آن سال خود را در اوج قدرت می دید و فروپاشی بلوک شرق نگرانی کشورهای آسیایی را در پی داشت اما با این همه، تل آویو دریافته بود که اوضاع جهان در حال دگرگون شدن است.
از آن زمان تاکنون، اسرائیل در عرصه بین المللی و منطقه ای دچار محدودیت ها و مشکلات فراوانی شده است. در این فاصله این رژیم ناچار به ترک خاک لبنان- با تحمل حداکثر حقارت-، تخلیه منطقه غزه- با برجا گذاشتن اردوگاه های خود- شکست در جنگ 33 روزه علیه لبنان و شکست در جنگ 22 روزه علیه غزه شده است. در این دوران موج مهاجرت معکوس گردیده، درآمد رژیم صهیونیستی از توریسم، تجارت و فروش تسلیحات به یک سوم رسیده و امید به آینده در بین شهروندان غاصب سیر نزولی داشته است. از آن طرف، آمریکایی ها- بنا به اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی- دیگر قدرت «جمع کنندگی» ندارند و اوضاع کاملا از دست آنان خارج شده است. در این شرایط بنیامین نتانیاهو دیوانه وار علیه فلسطینی ها وارد عمل گردیده است.
این روزها در فضای منطقه ای و بین المللی، اتفاقاتی افتاده که نشان می دهد آن احساس رابین اینک عمومی شده است.
با هم این موارد را مرور کنیم:
1- کاروان آسیایی با حضور تعداد زیادی از فعالان کشورهای شرق و غرب از هند به سمت غزه در حرکت است. اعضای این کاروان چندصد نفره مردم عادی هم نیستند هرکدام به دلیل جایگاه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و رسانه ای شان انبوهی از مخاطبان را با خود همراه دارند. این موج انسانی به خوبی نشان می دهد که امروز آزادی فلسطین تبدیل به یک مسئله جهانی شده و در سطح ملت ها با جدیت پیگیری می شود. کاروان دریایی کشورهای جنوب اروپا و کاروانی زمینی از شرق آسیا آیا اسرائیل نباید نگران راه افتادن یک کاروان هوایی باشد.
2- دو روز پیش در یک روز در سطح بین المللی 4 قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی به تصویب رسیده است، تصویب کنندگان متحدان تاریخی رژیم تل آویو- آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و...- نبوده اند یکصد و شصت و پنج کشور عضو سازمان ملل، تخریب منازل فلسطینی ها توسط رژیم صهیونیستی را محکوم کرده اند. همزمان با آن مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه دیگری شهرک سازی و ساخت دیوار حایل را محکوم کرد. در قطعنامه دیگر، این رژیم ملزم به خروج از جولان(براساس قطعنامه 497) شده است و در قطعنامه دیگر بکارگیری زور علیه فلسطینی ها محکوم شده است. این قطعنامه ها ممکن است تغییری در مواضع رژیم صهیونیستی به وجود نیاورد ولی مطمئنا این قطعنامه ها از یک روند در عرصه دولت ها خبر می دهند.
3- دو روز پیش 26 مقام ارشد سابق کشورهای عضو اتحادیه اروپا که در میان آنان سولانا- مسئول سابق سیاست خارجی اروپا-، فون ویزسکار، رئیس جمهور سابق آلمان، رابینسون- رئیس جمهور سابق ایرلند و فیلیپ گونزالس نخست وزیر سابق اسپانیا هم حضور داشتند طی بیانیه مشترکی از رژیم صهیونیستی خواسته اند که از اقدامات یکجانبه در مورد قدس و کرانه باختری بپرهیزد و شهرک سازی در مناطق فلسطینی ها را متوقف گرداند. این 26 نفر اگرچه «مقام سابق» به حساب می آیند ولی هرکدام از آنان در درون حزب خود- حداقل- بازتاب دهنده نظرات بخش قابل توجهی از اعضای آن حزب به حساب می آید و لذا این نگرش ها ممکن است در آینده نزدیک شکل دهنده به دولت های جدید در اتحادیه اروپا باشند. اما پاسخ این سؤال کلیدی روشن است: «آیا پیش از این در اروپا گرایشی به اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی مشاهده شده است؟»
4- سه روز پیش وزرای امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بروکسل بیانیه مشترکی داده و در آن بر تعلق بیت المقدس شرقی و کرانه باختری به فلسطینی ها تاکید کرده اند این در حالی است که تل آویو- ظاهرا و براساس اظهارات محمود عباس- با تشکیلات خودگردان در مورد حل نهایی دو مسئله لاینحل- بیت المقدس شرقی و بازگشت حدود 5 میلیون آواره فلسطینی- به توافق رسیده بودند. موضع اتحادیه اروپا نشان داد که آنان از روند تحولات که به حذف غرب از معادله خاورمیانه منجر می شود بشدت نگران هستند.
5- کشورهای آمریکای لاتین در پایان اجلاس خود، طی بیانیه ای رسمی از حقوق فلسطینی ها برای تشکیل کشور و دولتی با مرکزیت بیت المقدس و در وسعت سرزمین های 1967 حمایت و اعلام کرده اند که استقرار یک دولت فلسطینی را به رسمیت می شناسند. کشورهای آمریکای لاتین از دیرباز محل نفوذ و حضور صهیونیست ها بوده است و لذا صدور این بیانیه نشان می دهد که جایگاه اسرائیل در میان یهودیان آمریکای لاتین بشدت تنزل کرده است.
6- بخش وسیعی از جنگلهای اطراف شهر بندری- صنعتی «حیفا» چندین هفته در آتش می سوخت در این ماجرا 41یهودی کشته شدند در این آتش سوزی 50 هزار مترمربع و 5 میلیون درخت از بین رفتند. رژیم صهیونیستی با وجود آنکه مدعی است دارای چهارمین نیروی هوایی در جهان است، نتوانست کاری را از پیش ببرد تا اینکه پس از هفته ها 12 کشور امکانات اطفاء حریق خود را به این منطقه صنعتی گسیل کردند و موفق به مهار آتش شدند. این ماجرا یک سؤال جدی را در ذهن یهودیان ساکن فلسطین اشغالی پدید آورد؛ آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگلها نیست می تواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند. هزینه این حادثه- بر اساس برآورد هاآرتص- تا سالها قابل جبران نیست چرا که حالا یهودی ها دریافته اند که «اسرائیل» فقط نگران حفظ دولت خود است.
در ارتباط با مجموعه این تحولات چند نکته کلیدی به نظر می رسند:
1-به موازاتی که از قدرت رژیم صهیونیستی در حوزه امنیت منطقه ای کاسته شده و در سطح داخلی نیز بدگمانی هایی علیه این رژیم به وجود آمده است، از قدر و قیمت آنان در عرصه بین المللی هم کاسته شده است. امروزه آمریکایی ها کلید تحولات فلسطینی و رژیم صهیونیستی را به دولت نتانیاهو داده اند اما نه از آن رو که خواسته اند دست او را باز کنند بلکه از آن رو که احساس ناتوانی می کنند تجربه دوره بوش و اوباما نشان داد که آمریکا در شرایطی که قادر به اثرگذاری بر طرف فلسطینی نیست، نمی تواند از طرف اسرائیلی نیز توقعی داشته باشد. اینکه آمریکا و اروپا توأمان در برابر صدور 4 قطعنامه علیه رژیم اسرائیل سکوت کردند برای آن بود که کاری از دستشان برنمی آمد. آری اگر در شورای امنیت بود آن را وتو می کردند ولی در مواجهه با کشورهای عضو سازمان ملل نمی توانند شکل دهنده به جبهه موثری به نفع رژیم تل آویو باشند. بیانیه اتحادیه اروپا هم برای آن است که آنان نگران خراب تر شدن اوضاع هستند و راه آن را در کنترل اسرائیل دیده اند که البته این رژیم جعلی هم با تحلیل خودش کار می کند نه با توصیه این یا آن کشور اروپایی.
2- بیانیه 26 مقام سابق اروپایی که اکثر آنان در گذشته چشم های خود را بر روی جنایات اسرائیل بسته بودند بیانگر وخامت حال اسرائیل در عرصه بین المللی است این بیانیه به ضمیمه بیانیه اتحادیه اروپا و به همراه امضای 165 کشور پای قطعنامه سازمان ملل به خوبی نشان می دهد که اوضاع به ضرر اسرائیل تغییر کرده است. آیا رژیم تل آویو می تواند چشم را بر روی حقیقت ببندد و آیا چشم بستن، حقیقت را دگرگون می کند؟
3- متأسفانه در این شرایط که باید دوره طلایی فعالیت سازمانهای اسلامی و عربی باشد شاهد رکود فعالیت اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی هستیم و تأسف بارتر اینکه پادشاه اردن در اجلاس امنیتی منامه قطع مذاکرات میان طرف های اسرائیلی و فلسطینی را مهمترین مشکل معرفی کرده و از همه می خواهد همه توان خود را برای احیاء این مذاکرات بکار ببرند و این در حالی است که همین روزها بخش هایی از مسجدالاقصی به دلیل حفاری صهیونیست ها فرو ریخته است و اسرائیل با صراحت از تقسیم ناپذیر بودن قدس- به معنای اشغال کامل و همیشگی آن- خبر داده است. نباید تردید کرد که برخی از کشورهای عربی این مأموریت ذلت بار را قبول کرده و در صددند تا وضعیت را برای اقدامات رژیم صهیونیستی هموار کنند.
4- تغییر موقعیت رژیم صهیونیستی در عرصه بین المللی و منطقه ای ناشی از مقاومت سرسختانه مجاهدان فلسطینی و محور مقاومت در منطقه است وگرنه با وجود امثال ملک عبدالله و محمود عباس، چرا باید اسرائیل در منطقه مشکل داشته باشد و یا با وجود حمایت رژیم انگلیس و دولت فرانسه چرا باید اسرائیل در صحنه بین المللی مشکل داشته باشد؟ در واقع امروزه همه دریافته اند که تحولات خاورمیانه ادامه بقاء رژیم جعلی اسرائیل را ناممکن کرده است و همان گونه که حضرت امام خمینی-ره- فرمودند «این رژیم رفتنی است» با این وصف چه کسی سرنوشت خود را با «بازنده» گره می زند؟