الهام نصرتی ـ دکترحامد حاجیحیدری
احیاگری اسلامی یا بنیادگرایی در جهان اسلام، همواره رویاروی روشنفکری مدرنیست بوده است.
روشنفکری، اسلام و احکام آن و حیات دینی را به مثابه امری "تاریخ گذشته" مینگریسته است.
این تلقی روشنفکران، تأثیر عمیقی بر فرهنگ ما گذاشته است. جدید بودن، مزیت فینفسه یافته است. لفظ "مرتجع"، بین ما نوعی فحاشی آشکار برای افکار تاریخ گذشته محسوب میشود و این نوع تلقی، ما را به سمت بیدینی پیش میبرد.
روشنفکران میگویند که هر ایده، زمان و مکانی دارد که پس از گذر از مقتضیات آن، امکان عملی شدن را از دست میدهد (البته نشنیده بگیرید که از نظر آنان ایدههای یونان و روم برای همه زمانها و مکانها و شرایط قابل اجراست).
به زعم آنان، سنت اجتماعی اسلام، در دنیا و در مقابل سنن تمدن فعلی و در شرایط موجود دنیا قابل اجرا نیست، به این معنا که اوضاع حاضر دنیا با احکام اسلامی نمیسازد.
خب؛ شاید واقعاً بتوان گفت که میان دیدگاه اسلامی و دنیای مدرن، ناسازگاریهای اصولی وجود دارد.
لیکن این سخن، چیزی را اثبات نمیکند.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ، وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ، وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی، لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً
نور/55
بنیادگرایان مسلمان که آهنگ بازگشت به مبدأ پاک دینی را دارند، نمیگویند با حفظ شرایط موجود در جهان، احکام اسلام، بدون هیچ دردسر جاری میشود.
ولی، هر سنتی در هر جامعهای جاری شده، ابتدایی داشته، یعنی، قبلا نبوده و بعد موجود شده است. وقتی میخواسته موجود شود، شرایط، با آن ناسازگار بوده و آن را طرد میکرده و سنت نو هم با سنت قبلیش مبارزه میکرده و چه بسا، به خاطر ریشهدار بودن سنت قبلی چند باری هم شکست میخورده و دوباره قیام میکرده، تا پس از شماری شکست، غلبه مییافته و سنت قبلی را ریشه کن میکردهاند و چه بسا، اتفاق میافتاده که در مقابل سنت قبلی تاب مقاومت نمیآوردهاند، چون عوامل و شرایط موجود، هنوز با آن مساعد نبوده و در نتیجه، شکست میخورده و به کلی از بین میرفتند. تاریخ، خود شاهد بر این معنا است و از این پیروزیها و شکستها (چه در سنتهای دینی و چه دنیوی و حتی در مثل نظام دموکراتیک و اشتراکی) نمونهها دارد.
پس، صرف اینکه سنتی از سنتها، با وضع حاضر انطباق نداشته باشد، دلیل بر بطلان آن سنت و فساد آن نظام نیست، بلکه آن سنت نیز مانند همه سنتهای طبیعی که در عالم جریان دارد، پایگیر شدنش به دنبال فعل و انفعالها و کشمکشها با عوامل مختلفی است که سد راهش میشوند.
اسلام، هم از دیدگاه یک سنت طبیعی و اجتماعی، مانند سایر سنتها است و مستثنا از این قانون کلی نیست.
وضع آن نیز مانند وضع سایر سنتهاست که اگر بخواهد پاگیر شود، عوامل و شرایطی دارد، همچنان که پاگیر نشدنش نیز عوامل و شرایطی دارد و اوضاع امروز اسلام "با اینکه در دل میلیونها نفر از افراد بشر برای خود جا باز کرده"، ضعیفتر از وضعی که در زمان نوح و ابراهیم و محمد (علیهم السلام) داشت نمیباشد. در روزگار این بزرگواران، اسلام و دعوتش قائم به شخص واحد بود و دعوتشان در جوی آغاز شد که فساد همه جا را فرا گرفته و در همه دلها ریشه دوانده بود و این ریشهها حتی یک روز هم نخشکیده و تا به امروز جوانه زده و باقی مانده است.
و وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، قیام به دعوت نمود که به غیر از یک مرد و یک زن پیرو نداشت. ولی بهتدریج، یکی یکی به پیروانش افزوده شد. با اینکه آن روز روزگار عسرت بود. لیکن، نصرت خدا یاریشان کرد و توانستند اجتماعی صالح تشکیل دهند؛ اجتماعی که صلاح و تقوا بر افراد آن غلبه داشت و تا آن جناب زنده بود، صلاح اجتماعیشان نیز محفوظ بود تا آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت. فتنهها کار اسلام را بدانجا که خواست کشانید.
در نتیجه...
اسلام، صلاحیت خود را برای هدایت مردم به سوی سعادتشان و پاکی حیاتشان، ثابت کرده و با این حال، چگونه ممکن است کسی آن را یک فرضیه غیر قابل انطباق بر زندگی بشر بداند و بپندارد که چنین فرضیهای حتی امید نمیرود روزی زمام امر دنیا را به عهده بگیرد (با اینکه هدف اسلام چیزی به جز سعادت حقیقی انسان نیست).
در تفسیر آیه: "کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَهً" (بقره/213)؛ بحث عمیق در احوال موجودات عالم به اینجا منجر میشود که بزودی نوع بشر هم به هدف نهاییش (که همان ظهور و غلبه کامل اسلام است) خواهد رسید، یعنی روزی خواهد آمد که اسلام زمام امور جامعه انسانی را در هر جا که مجتمعی از انسان باشد، به دست خواهد گرفت و گفتیم که خدای عزوجل هم طبق این نظریه و رهنمود عقل، وعدهای داده و در کتاب عزیزش فرموده: "فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ، أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ، یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده/54). و نیز فرموده: "وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ، وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ، وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی، لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً" (نور/55).
* بهره 138.این تلقی که هر ایده، زمان و مکانی دارد که پس از گذر از آن، مقتضیات زمانی و مکانی، امکان عملی شدن را از دست میدهد، جامعه را به سمت بیدینی پیش میبرد.
تا کنون، صد و سی و هشت رهنمود از مصحف شریف آموختیم. چهل و هفت رهنمود دیگر باقیاست. تا پایان ساخت این الگو برای فهم عوامل بیدینی با ما همراه باشید...