تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۴۹۹

الهام ‌نصرتی ـ‌ دکترحامد حا‌جی‌حیدری
احیاگری اسلامی یا بنیادگرایی در جهان اسلام، همواره رویاروی روشنفکری مدرنیست بوده است.‏
روشنفکری، اسلام و احکام آن و حیات دینی را به مثابه امری "تاریخ گذشته" می‌نگریسته است.‏
این تلقی روشنفکران، تأثیر عمیقی بر فرهنگ ما گذاشته است. جدید بودن، مزیت فی‌نفسه یافته است. لفظ "مرتجع"، بین ما نوعی فحاشی آشکار برای افکار تاریخ گذشته محسوب می‌شود و این نوع تلقی، ما را به سمت بی‌دینی پیش می‌برد.‏
روشنفکران می‌گویند که هر ایده، زمان و مکانی دارد که پس از گذر از مقتضیات آن، امکان عملی شدن را از دست می‌دهد (البته نشنیده بگیرید که از نظر آنان ایده‌های یونان و روم برای همه زمان‌ها و مکان‌ها و شرایط قابل اجراست).‏
به زعم آنان، سنت اجتماعی اسلام، در دنیا و در مقابل سنن تمدن فعلی و در شرایط موجود دنیا قابل اجرا نیست، به این معنا که اوضاع حاضر دنیا با احکام اسلامی نمی‏سازد.‏
خب؛ شاید واقعاً بتوان گفت که میان دیدگاه اسلامی و دنیای مدرن، ناسازگاری‌های اصولی وجود دارد.
لیکن این سخن، چیزی را اثبات نمی‌کند.‏
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ، وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ، وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی، لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً
نور/55
بنیادگرایان مسلمان که آهنگ بازگشت به مبدأ پاک دینی را دارند، نمی‏گویند با حفظ شرایط موجود در جهان، احکام اسلام، بدون هیچ دردسر جاری می‌شود.‏
ولی، هر سنتی در هر جامعه‏ای جاری شده، ابتدایی داشته، یعنی، قبلا نبوده و بعد موجود شده است. وقتی می‏خواسته موجود شود، شرایط، با آن ناسازگار بوده و آن را طرد می‏کرده و سنت نو هم با سنت قبلیش مبارزه می‏کرده و چه بسا، به خاطر ریشه‏دار بودن سنت قبلی چند باری هم شکست می‏خورده و دوباره قیام می‏کرده، تا پس از شماری شکست، غلبه می‏یافته و سنت قبلی را ریشه کن می‏کرده‏اند و چه بسا، اتفاق می‏افتاده که در مقابل سنت قبلی تاب مقاومت نمی‏آورده‏اند، چون عوامل و شرایط موجود، هنوز با آن مساعد نبوده و در نتیجه، شکست می‏خورده و به کلی از بین می‏رفتند. تاریخ، خود شاهد بر این معنا است و از این پیروزی‌ها و شکست‏ها (چه در سنت‏های دینی و چه دنیوی و حتی در مثل نظام دموکراتیک و اشتراکی) نمونه‏ها دارد.
پس، صرف اینکه سنتی از سنت‏ها، با وضع حاضر انطباق نداشته باشد، دلیل بر بطلان آن سنت و فساد آن نظام نیست، بلکه آن سنت نیز مانند همه سنت‏های طبیعی که در عالم جریان دارد، پای‏گیر شدنش به دنبال فعل و انفعال‌ها و کشمکش‏ها با عوامل مختلفی است که سد راهش می‌شوند.
اسلام، هم از دیدگاه یک سنت طبیعی و اجتماعی، مانند سایر سنت‏ها است و مستثنا از این قانون کلی نیست.
وضع آن نیز مانند وضع سایر سنت‏هاست که اگر بخواهد پاگیر شود، عوامل و شرایطی دارد، همچنان که پا‏گیر نشدنش نیز عوامل و شرایطی دارد و اوضاع امروز اسلام "با اینکه در دل میلیون‌ها نفر از افراد بشر برای خود جا باز کرده"، ضعیف‏تر از وضعی که در زمان نوح و ابراهیم و محمد (علیهم السلام) داشت نمی‏باشد. در روزگار این بزرگواران، اسلام و دعوتش قائم به شخص واحد بود و دعوتشان در جوی آغاز شد که فساد همه جا را فرا گرفته و در همه دل‌ها ریشه دوانده بود و این ریشه‏ها حتی یک روز هم نخشکیده و تا به امروز جوانه زده و باقی مانده است.
و وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، قیام به دعوت نمود که به غیر از یک مرد و یک زن پیرو نداشت. ولی به‌تدریج، یکی یکی به پیروانش افزوده شد. با اینکه آن روز روزگار عسرت بود. لیکن، نصرت خدا یاریشان کرد و توانستند اجتماعی صالح تشکیل دهند؛ اجتماعی که صلاح و تقوا بر افراد آن غلبه داشت و تا آن جناب زنده بود، صلاح اجتماعیشان نیز محفوظ بود تا آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت. فتنه‏ها کار اسلام را بدانجا که خواست کشانید.
در نتیجه...‏
اسلام، صلاحیت خود را برای هدایت مردم به سوی سعادتشان و پاکی حیاتشان، ثابت کرده و با این حال، چگونه ممکن است کسی آن را یک فرضیه غیر قابل انطباق بر زندگی بشر بداند و بپندارد که چنین فرضیه‏ای حتی امید نمی‏رود روزی زمام امر دنیا را به عهده بگیرد (با اینکه هدف اسلام چیزی به جز سعادت حقیقی انسان نیست).
در تفسیر آیه: "کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَهً" (بقره/213)؛ بحث عمیق در احوال موجودات عالم به اینجا منجر می‌شود که بزودی نوع بشر هم به هدف نهاییش (که همان ظهور و غلبه کامل اسلام است) خواهد رسید، یعنی روزی خواهد آمد که اسلام زمام امور جامعه انسانی را در هر جا که مجتمعی از انسان باشد، به دست خواهد گرفت و گفتیم که خدای عزوجل هم طبق این نظریه و رهنمود عقل، وعده‏ای داده و در کتاب عزیزش فرموده: "فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ، أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ، یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده/54). و نیز فرموده: "وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ، وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ، وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی، لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً" (نور/55).‏
* بهره‌ 13‏8.این تلقی که هر ایده، زمان و مکانی دارد که پس از گذر از آن، مقتضیات زمانی و مکانی، امکان عملی شدن را از دست می‌دهد، جامعه را به سمت بی‌دینی پیش می‌برد.‏
تا کنون، صد و سی و هشت رهنمود از مصحف شریف آموختیم. چهل و هفت رهنمود دیگر باقی‌است. تا پایان ساخت این الگو برای فهم عوامل بی‌دینی با ما همراه باشید...‏