شهراد اثنیعشری/روزنامهنگار و کارشناس علوم سیاسی و بینالملل
شاید کمتر کسی باور میکرد که نامزد شماره یک اصولگریان از تجارب، سوابق مدیریتی و محبوبیت خاص در بین این جناح برخوردار بود، به یکباره آن هم به بهانه تاخیر در اعلام رسمی نامزد نهایی از سوی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، بهطور مستقل وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شود.
این پزشک سیاستمدار که سالهای متمادی ترجیح داده بود به جای طبابت، سکان هدایت دیپلماسی کشور را به عهده گیرد، یکی از پنج گزینه اصلی جناح اصولگرا برای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 بود، اما موضعگیری او درباره حضور هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات و مخالفت برخی از افراد تندروی این جناح با مشی او به ناگهان معادلات قدرت را در این طیف دستخوش تغییر و تحول کرد، به گونهای که ولایتی چارهای جز عبور از شورای مذکور نداشت.
موضعگیریهای افراطی چهرههای تندرو در ائتلاف اصولگرایان و رعایت نکردن عدالت در تبلیغات غیر مستقیم انتخاباتی، فقط به ناخشنودی ولایتی منجر نشد، بلکه سایر نامزدهای مطرح این جناح نیز در اظهاراتی از شیوه عملکرد شورای هماهنگی نیروهای انقلاب انتقاد کردند.
محسن رضایی یکی از این چهرههاست که مانند ولایتی از شیوه انتخاب و گزینش نامزد نهایی این جناح گلهمند است. او که هر دو جناح عمده سیاسی را به کمکاری و عدم توانایی در پاسخگویی به مطالبات مردم متهم کرده، در دور تازه سفرهای انتخاباتی خود از رعایت نکردن عدالت در بین نامزدهای اصولگرا سخن گفته و مانند ولایتی خواستار حضور مستقلانه در عرصه رقابت شده است.
چالشهای درون حزبی در جناح منتقد دولت که با حضور نیافتن احمدینژاد شهردار تهران و یکی از گزینههای پنجگانه شورای هماهنگی در همایش انتخاباتی اصولگرایان آغاز شد، به نظر میرسد با عبور ولایتی، رضایی و شهردار جوان تهران از دایره انتخابات نهایی وارد مرحله تازهای شده باشد. مرحلهای که شاید یکی از مسببان اصلی آن هاشمی رفسنجانی باشد که با اظهارات دوپهلو و سخنان دیپلماتیک خود، روند تصمیمگیری در این جناح را با مشکل روبهرو کرده است.
اگرچه برخی از تحلیلگران سیاسی هدف هاشمی از پیش گرفتن این تاکتیک انتخاباتی را جلوگیری از یکسان شدن حاکمیت و قدرت ارزیابی میکنند، اما مخالفت برخی از اصولگرایان با حضور هاشمی در صحنه انتخابات و به میان کشیدن بحث مسایل اقتصادی و خانوادگی او شاید یکی از دلایلی باشد که هاشمی را به حضور احتمالی در عرصه انتخابات تشویق میکند.
عرصه انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم که تا دورههای قبل دوقطبی بود و رقابت همیشگی بین نامزدهای دو جناح اصلی کشور انجام میشد، اینک با چالشهای تازه در طیف اصولگرا و احتمال ورود هاشمی به دایره رقابت چندقطبی شده، به گونهای که قطب سوم یا جبهه جدید که با محوریت کارگزاران و طرفداران هاشمی در حال شکلگیری است، عملا دو قطب مقابل را تحتتاثیر قرار داده به طوری که روزبهروز بر دامنه حمایتهای حزبی و سیاسی از نامزدی هاشمی افزوده میشود.
این چالشها تا آنجا ادامه یافت که تاکنون چندبار معرفی نامزد نهایی اصولگرایان به تاخیر افتاده و نام چند چهره جدید نیز به فهرست شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اضافه شده است. مطرح شدن افرادی مانند حداد عادل، سردار قالیباف و حین روحانی در فهرست جدید انتخابات این جناح، بر گمانهزنیهای موجود در خصوص شدت یافتن اختلاف نظر در این طیف دامن زده است. اکنون به نظر میرسد جناح منتقد نیز مانند سلف خود (جبهه اصلاحطلبان) در قبضهکردن قوه مجریه و کامل کردن حلقه قدرت دچار اختلافنظر و انشعابهای درون گروهی شده است.
اگرچه هنوز به طور رسمی حزب یا گروه خاصی در اینباره اظهارنظر نکرده، اما ظاهرا ماجرای انتخابات مجلس هفتم در حال تکرار است.
همان ماجرایی که عسگر اولادی و بادامچیان دو چهره برجسته حزب موئلفه را وادار به کنارهگیری از عرصه رقابتهای پارلمانی کرد. اما اینبار در حد وسیعتری همان عناصر و چهرههای تندرو و افراطی در پشت پرده با ادامه رایزنیهای پنهان خود ولایتی و رضایی را وادار به عبور از شورای هماهنگی کردند که انتقاد آنان را نیز در پی داشت.
اختلاف نومحافظهکاران با چهرههای سنتی این جناح تا جایی پیش رفت که حتی علی لاریجانی که تاکنون بیش از سایرین متعهد به رعایت منشور اخلاقی و انتخاباتی اصولگرایان بوده، با احتمال حضور یافتن نامزدهای جدید دیگر از حاشیه امنیت سابق برخوردار نیست، به طوری که باهنر در یکی از موضعگیریهای خود اعلام کرده اگر تا زمان برگزاری انتخابات شخص جدیدی مطرح شود، ما آن مساله را در شورا مورد بررسی قرار خواهیم داد.
این اختلافها تا آنجا ادامه یافت که طلایی نیک سخنگوی فراکسیون وفاق و کارآمدی مجلس در گفتوگویی اظهار داشت "فاصله گرفتن برخی از نامزدها از شورای هماهنگی اصولگرایان به علت ضعف تدبیر و ناهماهنگی در قرارهای خصوصی و کارکردهای تبلیغاتی غیر منسجم به وجود آمده است.
"وی که فاصله گرفتن احمدینژاد و ولایتی از شورای هماهنگی اصولگرایان و نیز نامزدی احتمالی قالیباف و روحانی را نشانهای از چندقطبیشدن انتخابات میداند، تاکید میکند که جبهه سوم انتخاباتی با محوریت پیدا و نهان کارگزاران سازندگی در تعامل با هر دو جناح در حال شکلگیری است."
اختلاف نظر در بین شورای هماهنگی که تا قبل از معرفی نامزد نهایی در اولین همایش انتخاباتی اصولگرایان، با انسجام و هماهنگی خاص تشکیلاتی همراه بود، عمدتا پس از نارضایتی ولایتی و رضایی وارد مرحله تازهای شد، به طوری که حتی در نقطه ثقل این جریان یعنی مجلس هفتم هم رسوخ کرد و باعث شد که در بین جناح اکثریت تفرقه ایجاد شده و هر گروه به دنبال یک نامزد انتخاباتی باشد.
سران جناح اکثریت که ادامه اختلافنظر در این برهه حساس را به صلاح این جریان نمیدانستند، تلاش کردند با برپایی جلسهای در اوایل بهمنماه در بهارستان، به اختلافهای موجود در میان اعضای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و سایر طرفداران حزبی خود پایان دهند، اما در این جلسه علاوهبر علی لاریجانی، محمود احمدینژاد و احمد توکلی، برخی دیگر از چهرههای شناخته شده نیز حضور نداشتند و فقط باهنر، ابوترابی، نادران، فدایی و میرتاجالدینی در جلسه ویژه حل اختلاف حضور یافتند.
بنابراین، این مساله خود موجب شد تا جلسه بدون نتیجه مشخص و مثبتی به اتمام رسد که به دنبال آن برخی از چهرههای شناخته شده اصولگرایان با هشدار نسبت به تشدید این اختلافات، خواستار پذیرش اصل اجماع بر سر یک نامزد و دوری از خواستهها و امیال شخصی شدند.
به اعتقاد ناظران سیاسی پا درمیانی مجلس هفتم برای حل این اختلاف در حالی صورت گرفت که حتی شاخه پارلمانی این جناح نیز درباره گزینه نهایی دچار اختلافنظر است و هر گروه گرد یک نامزد انتخاباتی جمع شده است. چهرههای روحانی مجلس مانند مصباحیمقدم، فاکر و یا ابوترابی از جمله نمایندگانی هستند که از نامزدی هاشمی در انتخابات حمایت میکنند، در حالی که گروه جوانان مجلس که مشی رادیکالتری دارند، خواستار حمایت از احمدینژاد و یا توکلی هستند. در همین حال گروه سوم این جریان نیز از محسن رضایی حمایت میکنند، بنابراین با وجود اختلاف در نگرش به نامزدهای ریاست جمهوری به نظر نمیرسد اصولگرایان به تفاهم کامل دست یابند.
ناظران سیاسی که تحولات انتخاباتی هر دو جناح را به دقت بررسی میکنند، معتقدند با توجه به این که جلسه ویژه مجلس نیز برای حل اختلاف نظرها به نتیجه نرسید، بنابراین چارهای جز تاخیر در معرفی کاندیدا وجود ندارد، لذا در این شرایط تاکتیک انتخاباتی آنها نیز که استراتژی "نامزدهای سایه" است، چیزی جز بلوف سیاسی نمیتواند ارزیابی شود.
به هر حال آن چیزی که بیش از همه باعث بروز شدت یافتن این اختلافات شد قرارندادن نام هاشمی در فهرست انتخاباتی اولیه اصولگرایان بود. هرچند که هنوز به طور رسمی و نهایی هاشمی آمادگی خود را برای ورود به صحنه اعلام نکرده اما به طور غیرمستقیم علاقه و تمایل خود را برای این منظور مطرح کرده است.
بنابراین همانگونه که قبلا سران این جناح گفتند در صورت حضور هاشمی در این صحنه این مساله را بررسی میکنیم، باید اکنون که فراکسیونهای مجلس به ویژه روحانیون که جبهه حمایت از هاشمی را تشکیل دادهاند، سریعتر مساله حضور هرچند احتمالی هاشمی را بررسی و اعلام کنند که در صورت مثلا آمدن هاشمی نامزد اصلی ما شخص وی خواهد بود و اگر حضور ایشان منتفی شد، فلان نامزد، گزینه نهایی اصولگرایان خواهد بود. این اقدام علاوهبر صرفهجویی در زمان، باعث عکسالعمل هاشمی خواهد شد، به گونهای که شاید قبل از مهلت مقرر در ذهن خویش، تکلیف خود را با انتخابات مشخص کند.
ناظران سیاسی هنوز با طرح این پرسش که آیا واقعا ورود هاشمی، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را متلاشی میکند یا نه میگویند: با عنایت به این که در صورت تمایل هاشمی برای حضور در انتخابات ولایتی و لاریجانی به نفع وی کنار خواهد رفت، انتخاب یکی از این دو نفر به عنوان نامزد پیش از مشخص شدن وضعیت هاشمی، قطعا شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را با بحران و چالش روبهرو خواهد کرد.
البته اضافه شدن نام حسن روحانی به جمع کاندیداها در این شرایط به معنای آن است که تعداد نامزدهای مورد حمایت هاشمی حداقل به سه نفر رسیده و چون ظاهرا هیچکدام حاضر به کنارهگیری به نفع دیگری نیستند، ضرورت حضور رفسنجانی بیشتر احساس میشود.
همه این مسایل در حالی مطرح میشود که اخیرا ستاد مرکزی حمایت مردمی از هاشمی با بیان این که وی از نیمه اسفند ماه رسما حضور خود را در انتخابات اعلام خواهد کرد، گفت: فعالیتهای انتخاباتی وی با محوریت و مدیریت حسین مرعشی خواهد بود.
به گفته این ستار مصادره هاشمی به نفع جریانها و گروههای سیاسی از تخریب وی خطرناکتر است زیرا در وضعیت فعلی وجدان جمعی جامعه خواستار حضور هاشمی در انتخابات است، هرچند برای بعضیها تلخ باشد.
به هر حال چالش و گسترش دامنه اختلاف در جناح اصولگرا که با موج استیضاح وزیران دولت در ماههای پایانی عمر دولت اصلاحات همراه بود، آنقدر عجولانه و شتابزده ادامه یافت که رهبر انقلاب در تذکری به مجلس شورای اسلامی، استیضاح وزرا در فرصت باقیمانده از عمر دولت را به صلاح نظام و کشور ندانست و خواهان توقف این روند شد.
در پایان باید به این نکته توجه کرد که با توجه به این چالشها و موانع فکری همراه با تندرویهای عناصر افراطی در جناح اصولگرا، آیا رسیدن به اجماع نظر روی یک گزینه نهایی امکانپذیر خواهد بود؟ شاید تنها کسی که پاسخ این سوال را میداند هاشمی باشد!